مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مطالعه و بررسی عوامل موثر بر تمایلات رفتاری مشتریان(تحلیل مقایسه ای میان بانک های دولتی و خصوصی)
ارسال شده در 25 اسفند 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در نتیجه این پژوهش در تلاش است تا با ارائه یک مدل ساختاری، عوامل موثر بر تمایلات رفتاری مشتریان را مورد بررسی قرار دهد. منظور از تمایلات رفتاری مشتریان، به نوعی رفتار پس از خرید آنان می باشد که با دو متغیر مراجعه مجدد و تبلیغات دهان به دهان اندازه گیری خواهد شد. برای بررسی عوامل موثر بر آن، به بررسی رابطه میان کیفیت خدمات، هویت برند، ارزش ادراک شده، رضایت مشتری پرداخته خواهد شد.

 

1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق

 

امروزه یکی از مهمترین عوامل برای موفقیت شرکت ها در بازار رقابتی، ارائه خدمات با کیفیت بالا و برآورده کردن نیازهای مشتریان است. با توجه به تغیرات سریع در انتظارات مشتریان، فن آوری و روندهای جهانی شدن، سازمان ها باید فرآیندهای خود را چنان طراحی کنند که بتوانند محصولات و خدمات را با هزینه پایین، کیفیت بالا و در زمان کمی به مشتری ارائه کنند. از سوی دیگر برندها از لحاظ اقتصادی و استراتژیک جزو دارایی های با ارزش شرکت ها و شاید با ارزش ترین دارایی آنها محسوب شوند. محققان بر این باورند که ارزش واقعی محصولات و خدمات برای شرکت ها فقط در درون محصولات و خدمات نیست بلکه این ارزش در ذهن مشتریان بالقوه وجود دارد و این برند است که ارزش واقعی را در ذهن مشتریان پدید می آورد.(کلر و دیگران ، 2008) برندها و نام برندها از آن نظر اهمیت دارند که وقتی مشتری تصمیم به خرید می گیرد یک چارچوب ذهنی آماده شده را برای مراجعه او در اختیارش قرار می دهند. مردم برندهایی را خواهند خرید که از آنها نام و نشانی در ذهن داشته باشند.

 

 هرگز نمی توان از این نکته چشم پوشید که محرک اصلی برای سازمانهای تجاری که دنبال بهبودهای عمده در مسیر پیشرفت خود هستند، همانا مشتریان آن سازمان می باشند. به بیان دیگر هیچ کسب و کاری بدون مشتری قادر به ادامه بقا نمی باشد. بنابراین بسیار حیاتی است تا هر موسسه تجاری، چارچوبی برای درک، تجزیه و تحلیل و ارزیابی وضعیت رضایت مشتریانش در اختیار داشته باشد. از سوی دیگر به واسطه گسترش شدید رقابت و پویایی اقتصاد، آرمانهاو اهداف سازمانها طی چندسال اخیر دچار تغییرات عمده ای شده است. در حالیکه پیش از این تمرکز بر جذب مشتریان جدید، سیاست عمده سازمانها بود، امروزه سیاست های راهبردی و تجاری بر حفظ و بهبود وفاداری و افزایش اعتماد مشتریان نسبت به سازمانها متمرکز شده اند. در شرکت هایی که سهم بیشتری از مشتریان وفادار را به خود اختصاص داده اند بواسطه علل متعددی از جمله نرخ خرید مجدد بالا، کاهش هزینه تبلیغات به خاطر درگیرشدن مشتریان در تبلیغات دهان به دهان، کاهش تمایل برای تعویض و تغییر منبع عرضه کننده کالا و خدمات، میزان سودآوری سازمان را به مراتب افزایش داده است.

 

امروزه هیچ سازمانی قبل از آگاهی از نحوه ارزیابی مشتریان در خصوص کیفیت محصول و معیارها و انتظاراتی که از این محصول یا خدمت دارند، نمی توانند ادعای مشتری مداری کنند. احساس مشتری نسبت به یک محصول (خدمت) تعیین خواهد کرد که آن محصول(خدمت) در بازار موفق بوده است یا خیر. رضایت مندی مشتری( به عنوان یک پاسخ احساسی) بازگشت سرمایه را تضمین می کند. بدون دانستن خواسته های مشتریان ممکن است مشتریان تمایل به مصرف کالا و خدمات را از خود نشان نداده و عملاً سرمایه گذاری انجام شده به شکست منتهی خواهد شد.

 

 اما باید در نظر داشت که تمام فرآیند ارزیابی مشتری، بسیار پیچیده بوده و برای یک برنامه ریزی موثر و تصمیمات کاربردی، خدمت دهندگان باید در جست و جوی دانشی باشند که چگونه مشتریان، متغیرهای موثر بر تصمیم خرید خود و همچنین متغیرهای تأثیرگذار بر رفتار بعد از خرید خود را ادغام می کنند. آنها باید بدانند که این متغیرها چه هستند و چه ارتباطی با هم دارند. برای مثال خدمت دهندگان ممکن است با سوالاتی از این قبیل مواجه شوند که نقش هزینه های متفاوت مرتبط با تحویل خدمت و ارزیابی کیفیت خدمات در تعیین ارزش ادراک شده چیست؟ هویت برند چه نقشی در ارزیابی مشتری از ارزش دریافت شده، ایفا می کند؟ آیا مشتریان هزینه های پولی را به عنوان اولین شاخص های ارزش ادراک شده در نظر می گیرند؟ چه متغیرهایی بر رضایت مشتری تأثیرگذارند؟ چگونه اغلب متغیرهایی مانند کیفیت، ارزش و رضایت یکپارچه می شوند تا تمایلات رفتاری را تحت تأثیر قرار دهند؟ و در نهایت نقش ارزش مشتری در ارزیابی رضایت وی چیست؟ پاسخ به این سوالات هم از جنبه تئوریکی و هم از جنبه عملی بسیار مهم هستند.

 

تولیدکنندگان می توانند بر این اساس محصولات خود را تولید کنند، محیط سازمان خود را طراحی کنند، پرسنل خود را استخدام کرده و آموزش دهند و در نهایت محصولات خود را قیمت گذاری کنند تا موجب رضایت مشتریان خود شوند. مدیران با آگاهی از انواع ارزش های مورد نظر مشتریان، و همچنین با توجه به سطوح وفاداری آنان که در رفتارهایی مانند تکرار خرید متبلور می شود می توانند به بخش بندی مشتریان خود بپردازند که در این صورت قادر خواهند بود برنامه های بازاریابی منحصر به فردی را برای هر بخش به اجرا در آورند.

 

1-3- هدف تحقیق

 

هدف اصلی از انجام این تحقیق توسعه مدل مفهومی از عوامل موثر بر تمایلات رفتاری مشتریان
می باشد. تحلیلی مقایسه ای از عوامل موثر بر تمایلات رفتاری مشتریان در بانک های دولتی و خصوصی، هدف دیگری است که دنبال خواهد شد.

 

1-4- سوالات تحقیق

 

 

    • عوامل اثرگذار بر تمایلات رفتاری مشتریان کدام اند؟

 

    • تأثیر کیفیت خدمات بر تمایلات رفتاری مشتری چگونه است؟

 

    • تأثیر هویت برند بر تمایلات رفتاری مشتری چگونه است؟

 

    • آیا میزان اثر کیفیت خدمات بر تمایلات رفتاری در بانک های دولتی و خصوصی متفاوت است؟

 

  • آیا میزان اثر هویت برند بر تمایلات رفتاری مشتری در بانک های دولتی و خصوصی متفاوت است؟

 

[1] -Tang and Chen

 

[2] -Fullerton and Punj

نظر دهید »
آسیب­ شناسی آموزش جامعه­ شناسی در ایران
ارسال شده در 25 اسفند 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

از تأسیس علم جامعه­شناسی در ایران بیش از هفتاد سال می­گذرد. برای اولین بار، غلامحسین صدیقی در 1319 و در دانشکده­ی ادبیات و دانشسرای عالی به تدریس رشته­ی جامعه­شناسی درایران پرداخت(ن.ک ارمکی،1389 و عبداللهی،1370و اشرف،522:1376). از آن دوره­ی آغازین تاکنون، جامعه­شناسی ایران تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ تعداد دانشجویان و دپارتمان­های جامعه­شناسی افزایش یافته، مجله­های تخصصی و مقاله­ها و پایان ­نامه­های متعددی در این حوزه منتشر شده و همایش­ها و هم­اندیشی­های فراوانی در حوزه­های مختلف جامعه­شناسی صورت گرفته است. همچنین انجمن­ها و کارگاه­های آموزشی بسیاری در ارتباط با این رشته­ی دانشگاهی به وجود آمده است(ن.ک به ارمکی،1389 و عبداللهی، 1375، فاضلی،1392 و لهسائی­زاده 1371). اگرچه دستاوردهای پژوهش­های جامعه­شناختی کم نیستند، اما با این حال در دو دهه­ی اخیر، «علوم اجتماعی» نیز مانند سایر حوزه­ها و رشته­های علمی دانشگاهی، با نوسانات و چالش­هایی روبرو بوده است. این نوسانات و چالش­ها که گاه با برچسب «ناکارآمدی»(آزادارمکی،1378، فاضلی،1380و1386، شارع­پور، 1389)، «بحران»(توفیق، 1390، لهسایی­زاده، 1375 و آزادارمکی، 1375و 1390)، «بلاتکلیفی»(آزادارمکی، 1393)، «پروبلماتیک بودن»(جوادی و توفیق،1390) و عنوان­هایی از این دست نام­گذاری شده­اند، بررسی مجدد وضعیت جامعه­شناسی در ایران را ضروری می‌سازد. تمامی این صاحبنظران از منظرگاه­های(پرسپکتیو) مختلفی معضلات جامعه­شناسی را مورد واکاوی قرار داده و علل متعددی را در ایجاد چنین وضعیتی مؤثر شمرده­اند. پژوهشگر در این تحقیق پس از بررسی نظرگاه­های مختلف، علل تاثیرگذار بر وضعیت کنونی جامعه­شناسی در ایران از منظر اصحاب علوم اجتماعی را به دو دسته­ی معرفتی و غیرمعرفتی تقسیم کرده است که در ادامه به تفصیل بیان خواهد شد. هم­چنین با استناد به گزاره­ی فرانسیس بیکن که علم را مبتنی بر مشاهده­ی بدون پیش­فرض می­دانست و معتقد بود تنها با پاک کردن ذهن از همه­­ی پیش­داوری­ها و تعصبات می­توان کتاب طبیعت را با نگاهی تازه قرائت کرد(بلیکی، 1392: 137)، در این پژوهش نیز محقق سعی کرده است تا بدون هیچ پیش­فرض و نگاهِ ازپیش­تعیین­شده­ و بدون توسل به هیچ­یک از نظریات بیان شده در خصوص وضعیت این علم، سراغ آموزش جامعه­شناسی رفته تا وضعیت کنونی جامعه­شناسی را با نگاهی تازه قرائت کند. چراکه به باور پژوهشگر، پیدایش و بازتولید معضلات جامعه­شناسی- هم در سطح معرفتی و هم در سطح غیر معرفتی- نسبتی با آموزش جامعه­شناسی در ایران دارد؛ نخست به این دلیل که شناخت علمیِ اولیه از جامعه­شناسی تنها از مجرای آموزش شکل می­گیرد(چه به شکل رسمی آن در دانشگاه­ها و چه به شکل غیررسمی و توسط کتاب­های تألیفی و ترجمه که توسط دانشکاران جامعه­شناسی به مخاطبین عرضه می­شود) و دوم به این دلیل که در ایران کسب آموزش جامعه­شناسی به طور حرفه­ای، تنها در دانشگاه­ها صورت می­پذیرد و یکی از مهم­ترین کارکردهای دانشگاه به عنوان نهاد آموزش عالی، در کنار تولید علم، آموزش آن است. هرفون فریدبورگ(ن. ک به آدورنو،1968) نیز معتقد است وظیفه­ی امروزین جامعه­شناسی اساسا آموزشی است.

 

یکی دیگر از دلایل انتخاب آموزش، توجه ویژه­­ی دانشمندان و پژوهشگران و مسئولین نظام فرهنگی به این امر است. در اوایل هزاره­ی جدید، با فراگیری و عمومیت یافتن انتقاد از کیفیت برنامه­های آموزشی و درسی و عملکرد نظام­های دانشگاهی در سراسر جهان، بیش از 190 کشور عضو یونسکو در میثاق جهانی داکار، متعهد شدند تا طی یک برنامه بلندمدت، «آموزش با کیفیت برای همه» را در سطوح مختلف آموزشی در دستور کار خود قرار دهند(مصفا، 1385: هفت). از آنجا که در ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری متولی اصلی ساماندهی امور دانشگاهی است، آسیب­شناسی علوم مختلف نیز بایستی از جمله کارهای بنیادین این سازمان باشد. درواقع با همین مطالعات آسیب­شناسانه است که می­توان به نقاط قوت و ضعف دانشِ برساخته­شده پی برد و با شناخت­های حاصله، نقاط قوت را حفظ و در جهت رفع موانع گام برداشت. این پژوهش نیز قصد دارد تا با نگاهی به واقعیت وضعیت جامعه­شناسی، ابعاد مختلف آن را شناخته و با تاکید بر امر آموزش، توصیفی از وضعیت کنونی آن به­دست دهد تا پیش­درآمدی باشد بر ارائه­ی راه­کارهایی برای خروج از معضلات و موانع توسعه­ی جامعه­شناسی.

 

به نظر می­رسد چنانچه مسائل عمده­ی جامعه­شناسی ایران را از منظر آموزشِ عالی دانشگاهی مطمح نظر قرار دهیم، می­توانیم معضلات معرفتی و غیر معرفتی(عینیِ) جامعه­شناسی در ایران را به طور همزمان و منسجم ریشه­یابی کنیم. دانشگاه به عنوان عرصه­ی تولید علم، ما را مستقیما به مسائل معرفتی رهنمون می­شود و دانشگاه به عنوان نهاد آموزشی ما را با مسائل سازمانی و عینی(غیرمعرفتی) درگیر می­کند. از این رو پژوهشگر با برگزیدن آموزش جامعه­شناسی به عنوان موضوع تحقیق، درصدد است تا از یکسویه­نگری فاصله گرفته و وضعیت جامعه­شناسی در ایران را از زاویه­ای دیگر بنگرد؛ به عبارت دیگر، آموزش جامعه­شناسی ناحیه­ای است که از آن جا می­توان به رصد کردن معضلات جامعه­شناسی ایران–معرفتی و غیر معرفتی بصورت توامان- پرداخت. چنانچه پیشتر به طور ضمنی اشاره شد، هدف از این پژوهش بررسی وضعیت آموزش جامعه­شناسی در نظام آموزش عالی ایران است. در ادامه­ی این فصل، نخست تفکیکی که میان علل معرفتی و غیرمعرفتی از معضلات جامعه­شناسی ایران شده است، توضیح داده خواهد شد.

 

معضلات معرفتی اشاره به علل کلان و اندیشه­محور در عرصه­ی علوم اجتماعی بطور خاص و علوم انسانی به طور عام دارد و در این صف، نظریه­پردازانی قرار دارند که وضعیت کنونی جامعه­شناسی را ناشی از زوال اندیشه خردگرا در فرآیند تاریخ اندیشه در ایران(نظریه­ی انحطاط اندیشه­ی طباطبایی)، چالش و تضاد معرفت سنتی و متجدد، غلبه­ی شبه پوزیتیویسم و آمپریسم(تجربه­گرایی) خام و سطحی بر جامعه­شناسی ایران و ایدئولوژی جامعه­ی در حال گذار(نظریه­ی ابراهیم توفیق)، ناتوانی هنر تطبیق و تطابق(نظریه فرهنگ رجایی) و چالش زمینه­ بومی با دانش غیر بومی و عدم شکل­گیری تفکر مفهومی در علوم اجتماعی ایران می­دانند(توفیق،1390، مرادی، 1388، داوری اردکانی، 1391و کچوییان، 1390). در این مجال، به توضیح مختصر برخی از این نظریات اشاره کرده تا یادآور شویم که پژوهش حاضر با در نظرگرفتن تمامی موانع معرفتی، برای توصیف هرچه بهتر وضعیت جامعه­شناسی ایران، راه سومی در پیش گرفته است.

 

سید جواد طباطبایی در سه کتاب درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه­ی سیاسی در ایران(1367) و زوال اندیشه­ی سیاسی در ایران(1373) و دیباچه­ای بر نظریه انحطاط ایران(1380) به بررسی امکان تاسیس و تدوین اندیشه در ایران به طور عام می­پردازد. او به اجمال به این نتیجه می­رسد که با سپری شدن عصر زرین فرهنگ ایران، «بقای اندیشه­ی عقلانی به باد فنا رفت و دوره­ای در تاریخ اندیشه و عمل ایرانی آغاز شد که از آن به دوره­ی بن­بستِ در عمل و امتناع در اندیشه» یاد می­شود. به باور طباطبایی، «در شرایط امتناع، خروج از وضعیت بحران و بن­بست، جز از مجرای تغییر موضعی اساسی در دیدگاه امکان­پذیر نمی­تواند باشد»(طباطبایی: 1374: 7). در ابن­خلدون و علوم اجتماعی(1374) وی مشخصا به بحث امتناع علوم اجتماعی می­پردازد. طباطبایی با طرح مفاهیم بحران تجدد در ایران و شکست آن و روش فلسفی طرح این مساله، اشاره می­کند که ما «امروزه حتا توان طرح پرسش­های خود را نیز از دست داده­ایم» و این «به سبب وضعیتی است که به دنبال شرایط امتناع ایجاد شده است»(طباطبایی، 1374: 17).

 

ابراهیم توفیق نیز در مقالات متعددی، با اشاره به محدودیت‌های موجود در تدریس و پژوهش در زمینه‌هایی که امکان زیر سوال بردن بنیاد و ایدئولوژی نظام آکادمیک موجود در آنها وجود دارد، معتقد است که ساختار علم در ایران، در نوع خود، از این ویژگی برخوردار است که اجازه‌ تولید علم را نمی‌دهد و به همین دلیل است که ما در ایران، در وضعیت امتناع علوم انسانی قرار گرفته‌ایم. به باور وی، یکی از علل این وضعیت، غلبه بی­چون و چرای مطالعات اجتماعی امپریستی و شبه پوزیتویستی است(ن.ک به توفیق،1387).

 

رضا داوری اردکانی نیز در کتاب خود با عنوان علوم انسانی و برنامه­ریزی توسعه اشاره می­کند که«علم اجتماعی در جهان توسعه نیافته و درحال توسعه، اصلا «نمی­تواند» از خود دفاع کند و دست به تغییر زند، چراکه روگرفتِ علم است». روگرفتِ علم نیز به باور او علمی است که در عالم زندگی مردمان ریشه نکرده است(داوری­اردکانی، 1391: 9). او هم­چنین معتقد است شرط اساسی برای پدید آمدن نظم علمی در جامعه، احساس نیاز و تعلق خاطر به آن علم و آمادگی برای پرداختن به آن و هم­چنین برخوردارشدن از آثار و نتایج آن است. شرطی که تحقق آن در جامعه­ی کنونی ما چندان امکان­پذیر نیست(همان، 69). فرهنگ رجایی نیز معتقد است عدم تناسبی که بین تفکر اجتماعی ما و جامعه و نیازهای اجتماعی برقرار است، به زوالی که تمدن ایرانی از اواخر دوره­ی صفویه گرفتار آن شده، برمی­گردد و در نتیجه­ی این زوال، جرأت اندیشه و تفکر از افراد گرفته شده است. لذا کسانی نیز که ما آنها را متفکرین می­خوانیم، تنها به صورت­برداری از اندیشمندان غربی اتکا کرده­اند(ن.ک به رجایی، 1372).

 

در سوی دیگر کسانی هستند که معضلات جامعه­شناسیِ ایران را «غیرمعرفتی»(عینی و سازمانی) تعریف کرده­اند. از نظر این افراد جامعه­شناسی دچار مشکلاتی است و این مشکلات و معضلات، مرتبط با مسائل عینی و سازمانی جامعه­شناسی است؛ مسائلی از قبیل کمبود انباشت علمی و جوان بودن این رشته، کمبود امکانات آموزشی و پژوهشی، شیوه­ی ناصحیح تدریس، فقدان روش علمی(ن. ک به طالب، 1375)، عدم استقلال دانشگاه، سیاست­زدگی علوم اجتماعی، دوری گزیدن از تحقیقات کیفی و افت تحقیقات جامعه­شناختی(ن. ک به تنهایی،ص46 به نقل از فاضلی،1380)، تقلیل­گرایی روش­شناختی(عبداللهی، 1375)، گسست نظریه و تجربه(چلبی، 1385)، گزینش غیرپروبلماتیک موضوعات تحقیق و شیوه­ی نامتناسب سازمان­دهی تحقیقات اجتماعی(عبدی، 1372)،  ضعف مدیریت علمی، عدم تخصص و تسلط اساتید(هم­چنین ن.ک به ذاکر صالحی، 1384، رفیع پور،1381، آزادارمکی،1385، آزادارمکی،1378و 1387، نیک­گهر، 1385، سراج­زاده، 1385، قانعی­راد، 1385و 1388 و توسلی، 1385). لذا راهِ برون­رفت از معضلات کنونی، حل مسائلی از این دست می­باشد.

 

چنانچه ذکر شد، این پژوهش سعی دارد تا با تکیه بر برخی از اصول اساسی پدیدارشناسی و استفاده از راهبرد روشی گروندد تئوری، به مطالعه­ی وضعیت آموزش جامعه­شناسی در ایران بپردازد تا در نهایت بتواند با تکیه بر توصیف­ها و واکاوی خلاء­های موجود در آموزش به درکی بهتر از وضعیت کنونی جامعه­شناسی در ایران نائل شود. از آنجا که در تحلیل پدیدارشناختی، به جای فراهم آوردن مفاهیمی برای تبیین، سعی در توصیف و ترسیم یک موقعیت انضمامی به شکلی که افراد، آنها را درک می­کنند، می­شود(ورنو،20: 1392)، در این پژوهش نیز تنها به توصیف وضعیت آموزش جامعه­شناسی، آنگونه که کنشگران درگیرِ آن، درک کرده­اند، اکتفا شده است. در این پژوهش، واقعیت آموزش جامعه­شناسی به عنوان یک پدیدار مورد مطالعه قرار گرفته است. برایان مگی به نقل از هوسرل می­نویسد: «تجربه­ی مستقیم، نه تنها اشیاء مادی بلکه خیلی از امور انتزاعی را نیز دربرمی­گیرد و نه فقط اندیشه­ها و دردها و عواطف خود شخص بلکه موسیقی و ریاضیات و بسیاری چیزهای دیگر را نیز شامل می­شود»(مگی، 414: 1390). درواقع تحلیل پدیدارشناسانه نوعی تجربه مستقیم و شهودی است، رها از تعین­های فرضی که این تجربه صرفا شامل ابژه­های مادی نمی­شود، بلکه به داده­های تجریدی مثل اندیشه­ها، دردها، هیجانات، خاطرات و مانند آن نیز مرتبط می­شود(احمدی، 1387: 54). به عبارتی تمرکز اصلی تحلیل پدیدارشناختی، بررسی تجربه­ی آگاهانه است. هوسرل در چارچوب داده شدن چیزها درشیوه­ها و نحوه­های خاص خودشان و آگاه شدن از چیزها حرف می­زند، یعنی از تجربه زیسته­ی آنها. بنابراین هرچیزی که به نحوی داده شود، تجربه می­شود و تجربه صرفا محدود به تجربه فیزیکی نیست. هرچیزی اعم از امر اخلاقی، امر زیبا، امر فرهنگی و غیره به هر نحوی که داده شود، قابل توصیف علمی متقن است(زهاوی، 25: 1392).

 

یکی دیگر از دلایلی که در این پژوهش از رویکرد پدیدارشناسی استفاده شد، این است که با پدیدارشناسی، علوم انسانی می­توانند روش مناسبی برای توصیف خود داشته باشند و پدیدارشناسی هم به این نکته اعتراف می­کند که صرفا کاری توصیفی است و نه پاسخی کلی به تمامی پرسش­ها(زهاوی، 107: 1392).

 

فتحی(1384)، در مقاله­ی خود اشاره می­کند که پاسخ مثبت به گزاره­های زیر به محقق نشان می­دهد که آیا روش پدیدارشناختی برای کار او مناسب است یا خیر.

 

 

    1. نیاز به روشن­سازی بیشتر یک پدیده­ی خاص؛ شواهد این مساله حکایت از آن دارد که مطالب تولیدشده­ی اندکی درباره موضوع مورد نظر وجود دارد و آنچه هست، به توصیف و توضیح عمیق­تری نیاز دارد.

 

    1. تجربیات زندگی به عنوان بهترین منبع اطلاعات برای مساله مورد مطالعه؛ چون منبع اصلی اطلاعات، داده­های کلامی افرادی است که آن پدیده را تجربه کرده­اند.

 

  1. در دسترس بودن منابع اطلاعاتی و نمونه­های مناسب

 

روش پژوهش پدیدارشناختی چیزی را توصیف می­کند که در آگاهی ما ظاهر می­شود؛ یعنی توصیفی که از طریق معنابخشی ارادی پدیدارها در آگاهی ما بدست می­آید؛ نه بر اساس ذهنیت صرف عقل­گرایی و نه بر اساس محسوسات علوم تجربی. در توصیف پدیدارشناختی، نه بر عینیت محسوس پدیده و نه بر ذهنیت صرف محقق اتکا می­شود؛ بلکه مبتنی است بر آگاهی دریافت شده از طریق تجربه­ی زیسته­ی سوژه­ها، آنگونه که ابژه­ی مورد پژوهش بر آن­ها ظاهر می­شود. این تجارب زیسته و تجربه­های مصاحبه­شوندگان، از راه زبان صورت می­گیرد که خود دستگاهی از نشانه­هاست که در بنیان خود استوار است(احمدی، 73: 1387). حال ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا این تجارب از اعتبار علمی برخوردارند یا خیر؟ پاسخ هوسرل این است که معرفتِ علمی از تجربه و «زندگی روزمرّه» ریشه می­گیرد، اگرچه امروزه از آن جدا شده است، اما وظیفه پدیدارشناسی آن است که میان معرفتِ علمی و ریشه آن، که همان تجربیات زندگی روزمره انسان است، پیوند دوباره بر قرار کند. از این رو پدیدارشناسی هوسرل نسبت میان علم و خرد را مطرح می­کند(احمدی، 55: 1387). برای توصیف تجربه­ای مشخص پدیدارشناسی ناگزیر است به نسبت میان علم و خرد توجه نشان دهد. تجربه­ی رها از هر تعین علمی، موضوع اصلی است. اگرچه منش نیت­مند این تجربه از راه علم شناخته نخواهد شد، اما حتا نخستین قاعده­بندی­های شناختی و ادراکی آن، فهم علم را دگرگون خواهد کرد(همان، 55). شوتس نیز زیست­جهان را دنیای ساده­ی تجربه­های پیشاعلمی می­داند. وی معتقد است که علم تنها یک دستاورد فرهنگی خاص است که ریشه در زیست­جهان دارد(احمدی، 73: 1387).

 

با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی و راهبرد روشی گروندد تئوری پژوهش حاضر درصدد است تا با بررسی وضعیت آموزش جامعه­­شناسی در ایران به پرسش زیر پاسخ دهد:

 

«وضعیت آموزشِ جامعه­شناسی در ایران چگونه است؟»

 

هم­چنین اهدافی را به قرار زیر دنبال می­کند:

 

 

    1. هدف اصلی: ارزیابی وضعیت آموزش جامعه­شناسی در ایران

 

    1. اهداف فرعی:

       

        1. توصیف تجربه زیسته دانشجویان و اساتید از آموزش جامعه­شناسی

       

        1. توصیف شرایط بسترمند پیدایش وضعیت کنونی جامعه­شناسی

       

        1. توصیف و بیان شرایط مداخله­گر در پیدایش وضعیت کنونی جامعه­شناسی

       

      1. توصیف پیامدهای آموزش کنونی جامعه­شناسی


 

  1. اهداف جزئی:

 

 

    • هدف بنیادی: بسط مباحث نظری-تجربی در اجتماع علمی جامعه­شناسی ایران

 

  • هدف کاربردی: کاربست یافته­های پژوهش مذکور به منظور اصلاح ساختار آموزش جامعه­شناسی
نظر دهید »
آموزش مهارت های زندگی در بین برنامه های کودک تلویزیون
ارسال شده در 25 اسفند 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تحقیق حاضر تلاشی است در این مسیر برای بررسی تاثیر تلویزیون بر مخاطب نوجوان شاید در حد خود نوری هر چند بر تاریکی های پژوهش در این عرصه اجتناب ناپذیر زندگی امروزی باشد.

 

دغدغه پژوهشگران ارتباطی ، تولید کنندگان پیام ، اولیاء و مربیان مخاطبین نوجوان این است که با این صرف وقت و بودجه هنگفت بر تولید و پخش پیام تلویزیونی آیا در کنار جذابیت های ظاهری و سطحی هنرپیشه ها و ساختار فنی و کیفیت های تصویری برنامه های تلویزیونی، عناصر دیگری از سوی مخاطبان دریافت  می شود یا نه؟ آیا این عناصر دریافت شده هم سو با اهداف تولید کنندگان پیام می باشد یا خیر؟ یافتن پاسخ هایی برای این ابهامات می تواند تغییرات اساسی در روند ساخت و تولید پیام ایجاد کند. این ابهامات بخشی از سوالاتی که ذهن پژوهشگر را در سال های کار در عرصه برنامه های تلویزیونی  به خود مشغول داشته است.

 

1-2- بیان  مسئله

 

رسانه ها جزء لاینفک زندگی بشر امروزی به شمار می آیند و هر روزه جوامع مدرن شاهد عرضه ابزار تکنولوژیک ارتباطی جدیدی به بازار مصرف می باشد . امروز نقش و جایگاه رسانه ها در حدی است كه  نمی توان زندگی را بی حضور آنها  قابل تصور دانست. رسانه ها فقط وسیله ی سرگرمی نیستند، بلكه در بسیاری از جنبه های فعالیت اجتماعی و فردی ما دخالت و نقش دارند. گسترش و توسعه ی وسایل ارتباط جمعی در زندگی انسان ها به حدی است كه عصر كنونی را عصر «ارتباطات» نامیده اند چرا که امروزه انسان ها در معرض نهادهای رسانه ای متولد می شوند، می اندیشند، دنیا را در این رهگذر می شناسند و رفتارهای خود را براساس الگوهای برگرفته از كتاب،  مجله،  فیلم،  ماهواره، اینترنت و… سامان می دهند. رسانه های جمعی واسطه شناخت ما از جهان پیرامون هستند، یک مدل ارتباطی و اجتماعی طراحی شده را به عنوان تجربه و شناخت در مقابل مخاطب قرار می دهند. مارشال مک لوهان به این باور رسیده است که در دنیایی زندگی می کنیم که وسایل ارتباطی، آن را برای ما ساخته اند. به اعتقاد او وسایل ارتباطی، رابطه و نسبت حواس ما را با یکدیگر برهم زده و فرهنگ دیگری را با خود به ارمغان آورده اند (رشیدپور،1352: 16) .

 

در حال حاضر در میان تمام وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون تنها رسانه‌ای است که میلیاردها انسان در سراسر جهان به‌ طور گسترده از آن استفاده می‌کنند . جامعه شناسان بر قدرت بیشتر رسانه تلویزیون در مقابل سایر رسانه ها تاکید می ورزند و در برخی موارد، از تلویزیون به عنوان پرقدرت ترین رسانه نام می برند بزرگترین دلیل این قدرت، طیف گسترده مخاطبان می باشد. تلویزیون جزئی از زندگی روزمره آدمیان دنیای امروز را تشکیل می دهد ( اعزازی ، 1373 : 52 ) .

 

در اكثركشورهای توسعه یافته، تلویزیون وسیع ترین گستره مخاطبان را در میان تمام رسانه هابه خود اختصاص داده است . در سراسر دنیا افراد بدون توجه به منشأ ملی، نژاد، طبقه اجتماعی، جنسیت یا سن تلویزیون تماشا می كنند و فراوانی تماشاكنندگان زیاد است. تلویزیون از بدو تولد فرد وجود دارد و جزئی از زندگی اوست و یكی از مهمترین رسانه های جمعی است  .( Gerbner, 1978 : 45)

 

انسان ها امروزه در معرض نهادهای رسانه ای متولد می شوند، می اندیشند، دنیا را در این رهگذر    می شناسند و رفتارهای خود را براساس الگوهای برگرفته از كتاب، مجله، فیلم، ماهواره، اینترنت و… سامان می دهند.  رسانه های جمعی واسطه شناخت ما از جهان پیرامون هستند و یک مدل ارتباطی و اجتماعی طراحی شده را به عنوان تجربه و شناخت در مقابل مخاطب قرار می دهند. در واقع  ساختار نگرش افراد نسبت به پدیده ها تا حد زیادی ناشی از ارزشی است که  رسانه ها  به آن  پدیده می دهند. رسانه ها زمینه شکل گیری معنی را فراهم می سازند و افکار عمومی اغلب از رخدادها تصویری در ذهن دارند که ساخت رسانه هاست، در واقع رسانه ها دنیای اطراف را برای مخاطبان بازنمایی می کنند. مفهوم بازنمایی در مطالعات رسانه ای جنبه محوری دارد. این مفهوم با تلاش هایی که برای ترسیم واقعیت صورت می گیرد، رابطه تنگاتنگ دارد. بازنمایی را «تولید معنا از طریق چارچوب های مفهومی و زبان» تعریف می کنند. جریان مداوم و مکرر بازنمایی رسانه ها از جهان واقع، به طرز قوی بر ادراکات و کنش های مخاطبان تأثیر می گذارد زیرا فرض بر این است که این بازنمایی ها عین واقعیت است (مهدی زاده، 1384 : 127-126). افلاطون معتقد است که بازنمایی جهانی از توهمات بوجود می آورد که از «امر واقع» فاصله دارد. برخلاف افلاطون، ارسطو به بازنمایی به عنوان واسطه یا کانالی می نگرد که انسان از طریق آن به «امر واقع» نزدیک می شود.رسانه‌ها با بازنمایی جهان پیرامون، بر شناخت و درک عموم تأثیر گذاشته و در نتیجه سبب تحول در ساخت اجتماعی واقعیت می‌شوند. بازنمایی نه انعکاس و بازتاب معنای پدیده ها در جهان خارج ، که تولید و ساخت معنا براساس چارچوب‌های مفهومی و گفتمانی است (  مهدی زاده ، 1387: 10 (.

 

بازنمایی در رسانه ها بر طرز تفکرات، علائق و ایدئولوژی تاثیر گذار است.  از طریق رسانه همه ما می آموزیم که در شرایط معین چگونه باید رفتار کرد و هر نقش یا منزلت اجتماعی چه انتظارات و توقعاتی با خود به همراه می آورد. بنابراین، رسانه ها مستمراً و پیشاپیش تجربه واقعی، تصاویری از زندگی و مدل هایی از رفتار عرضه   می کنند (کوایل، 1382 : 394).

 

 امروزه تلویزیون به عنوان یکی از ارکان اساسی در خانواده مطرح است و خانواده ها بیشتر وقتشان را در کنار این رسانه می گذرانند و بر اساس آمار بیشترین مخاطب آن در حال حاضر کودکان و نوجوانان هستند که به علت فراغت بیشتر  و مسئولیت های کمتر در زندگی،  امکان استفاده از این رسانه ها بیش از بزرگسالان دارند و به همین دلیل نیز این رسانه نقش مهمی را در ایجاد الگوی ذهنی،‌ رفتاری و ارتباطی کودکان ایفا می کند.

 

تلویزیون رسانه ایست که به صورت تدریجی  اثرات خود را بر روی بینندگان باقی گذارد . تلویزیون  رسانه ای است که همه ی قوای ادراکی انسان (عقل، خیال و وهم) را تحت تأثیر قرار می دهد و یکی از ویژگی های  مهم و متمایز کننده ی تلویزیون کیفیت و جذابیت آن است که این ویژگی، جزء جدا ناشدنی این رسانه است، همچنین تلویزیون تصاویرى پویا به شكل نمادین، همراه با زبان و صدا و موسیقى منتقل مى كند از این رو، كلیه شرایط لازم براى توجه و جذب در این رسانه فراهم آمده است و این ویژگى تلویزیون را به قدرتمندترین رسانه جمعى از سایر رسانه ها متمایز مى كند      (شرام و دیگران ، 1377: 211).

 

تلویزیون ثابت کرده است که وسیله ارتباطی نیرومندی است که با تکیه بر توانمندی‌ها خود تاثیرات فراوانی بر مخاطبانش دارد و این توانایی را دارد که دانش آنان را در زمینه‌های مختلف افزایش دهد. بدون شک تلویزیون رسانه‌ای گیرا و جذاب است و به آسانی بینندگان را به خود جلب می کند و نیازی نیست بیننده حتما با سواد باشد تا پیام آن را درک کند، به دلیل سهولت دسترسی و جذابیت بصری تاثیرپذیری کودکان و نوجوانان از تلویزیون بسیار بالا است و این رسانه نقشی ماندگار در روح و روان و رفتارهای آینده آنان باقی می­گذارد. کودکان از طریق تلویزیون، درباره ی خود، زندگی خود، چگونگی رفتار در شرایط گوناگون و چگونگی برخورد با مشکلات خانوادگی و شخصی، چیزهای زیادی می آموزند و این اجتماعی شدن از طریق تلویزیون با توجه به ویژگی های تلویزیون و کودک، از هر چیزی نافذتر است. کودکان ما امروزه در کنار تربیت خانوادگی، تربیت مدرسه ای، از تربیت رسانه ای نیز برخوردارند، تا آن جا که مارگارت مید روزی از تلویزیون به عنوان “نیمه دوم والدین” یاد  می کند و بدون شک  منظور او از این تعبیر، این نکته بوده است که کودکان ما امروز، اوقات به مراتب بیشتری را در مقابل تلویزیون می گذرانند تا با والدینشان (پستمن ،1378: 298 ) . با توجه به اینکه کودکان امروزه  بیشتر در معرض تماشای برنامه های تلویزیون به ویژه  برنامه های حوزه کودک قرار دارند  بیشتر هم از تلویزیون یاد می گیرند و این قدرت رسانه می باشد که لازم است در جهت توانمندکردن کودکان از آن استفاده برد چرا که امروزه نیازهای زندگی، تغییرات سریع اجتماعی، فرهنگی، تغییر ساختار خانواده، شبکه گسترده و پیچیده ارتباطات انسانی و تنوع، گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی انسان‌ها را با چالش‌ها، استرس‌ها و فشارهای متعددی روبه‌رو کرده است که مقابله مؤثر با آنها نیازمند توانمندی‌های روانی- اجتماعی است. فقدان مهارت‌ها و توانایی‌های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات، آسیب‌پذیر کرده و آنها را در معرض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می‌دهد. در سال 1993 آموزش مهارت‌های زندگی از سوی سازمان ملل متحد به کشورهای عضو به‌طور جدی توصیه شد.مهارت‌های زندگی توانایی‌هایی هستند که به ما کمک می‌کنند تا در موقعیت‌های مختلف، عاقلانه و صحیح رفتار کنیم، به‌ طوری که آرامش داشته باشیم، لذت ببریم و در عین حال با دیگران ارتباط سازگارانه و مفیدی را برقرار کنیم و بدون توسل به خشونت یا خودخوری بتوانیم مسائل پیش‌آمده را حل کنیم و ضمن کسب موفقیت در زندگی احساس شادمانی داشته باشیم. مهارت های زندگی به دنبال اهدافی می باشدکه برای داشتن زندگی مناسب و همراه با آرامش لازم می باشد: بخشی از اهداف مهارت‌های زندگی عبارت است از:

 

– تقویت اعتماد به نفس
– تقویت روحیه مشارکت و همکاری
– رشد و تقویت عواطف انسانی
– ایجاد روحیه مقاومت در برابر تبلیغات مسموم
– کمک به شناسایی و بیان احساسات
– تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی
– تقویت مهارت‌های ارتباطی
– ساختن یک شهروند متعادل و مقبول اجتماع
– تقــــویت روحیــه همـــزیستی ‌مسالمت‌آمیز
– ارتقای سازگاری فرد با خودش، دیگران و محیط زندگیش.

 

به همین دلیل این پژوهش در پی پاسخ به این سوال است که :

 

 

  • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارتهای زندگی به کودکان آموزش داده می شود 

 

1-3-  اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

سازمان بهداشت جهانی سال 2001 را سال جهانی ” بهداشت روان ” اعلام کرد و شعار “غفلت بس است، مراقبت کنیم ” را جهت آشکار ساختن اهمیت موضوع مطرح کرد. تحقیقات نشان می دهند که اختلالات روانی و آسیب های اجتماعی ناشی از آن رو به فزونی است . بدیهی است که در راستای مقابله با این معضل پیشگیری از اهمیت ویژه ای برخوردار است . هدف از پیشگیری، افزایش آگاهی و توانایی افراد در برخورد صحیح و مناسب با رویدادهای زندگی است و اولین گام برای نیل به این هدف آموزش مهارت های زندگی است . برنامه آموزش مهارت های زندگی فرد را قادر می کند تا دانش، ارزش ها و نگرش های خود را به توانایی های بالفعل تبدیل کند. بدین معنا که فرد بداند چه کاری را باید انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد. لذا این برنامه می تواند تامین کننده سلامت روانی،  اجتماعی  و جسمانی افراد باشد و  بهتر است  این آموزش ها در سنین پایین تر صورت گیرد.

 

یکی از نهادهایی که در بالا بردن سطح کیفی زندگی تاثیر قابل توجهی دارد، تلویزیون است که با تولید برنامه هایی مناسب می تواند قدمی مؤثر در آموزش مهارت های زندگی و تامین نیازهای فراغتی مخاطبانش بردارد . همگان به نقش ، تأثیر  فوق العاده  و بعضاً بی بدیل رسانه ها به ویژه رسانه های جهان گستر در عصر حاضر اذعان دارند. با مراجعه به آمار  و ارقام  موجود در مورد استفاده ازرسانه ها در جهان می توان به این واقعیت پی برد که تلویزیون بیشترین مخاطبان را دارد و با توجه به این گستردگی مخاطبان بیشترین تاثیر را نیز بر آنان دارد.

 

در خصوص تاثیر برنامه های تلویزیون بر کودکان نظریه یادگیری اجتماعی بندورا عنوان می کند که کودکان مهارت ها و رفتارهای اجتماعی را یاد می گیرند و امروزه تلویزیون یکی از مهمترین یاد دهنده ها به افراد می باشد، به ویژه کودکان و نوجوانانی که ساعت های طولانی از روز را به تماشای برنامه های تلویزیونی می نشینند بدیهی است که تلویزیون به عنوان در دسترس ترین وسیله سرگرمی و با جذابیت های سمعی و بصری فراوان و متنوع  از تاثیرگذاری بالای بر مخاطبانش برخوردار است در این رابطه می توان گفت که رسانه ها بر شیوه رفتاری، نحوه سلوک، سلیقه های عمومی در جامعه و نحوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر اثر می گذارد.

 

از نظر شیلر وسیله ارتباط جمعی به ویژه تلویزیون بهترین نمونه بنگاه های عامل هستند که در عرصه رسوخ و تاثیرگذاری بر اذهان به کار گرفته می شود(شیلر، 1377 : 58) .

 

با توجه به اهمیت تاثیر تلویزیون بر مخاطبان به ویژه کودکان که ذهن آنان آماده یادگیری می باشد و تربیت درست آنان به عنوان نسل آینده لازم است پژوهشی در خصوص به کارگیری مهارت های زندگی در برنامه های کودک تلویزیون به عنوان مهم ترین مهارت ها برای توانمند سازی کودکان صورت گیرد تا سازندگان برنامه های کودک از این ظرفیت تلویزیون برای توانمندسازی و ارتقاء سطح زندگی کودکان استفاده کنند.

 

1-4- اهداف تحقیق

 

 در دنیای امروز که به دلیل اهمیت حضور وسایل ارتباط جمعی به عصر ارتباطات معروف است، این وسایل مهمترین نقش را در زندگی مخاطبانشان دارند، بیشترین یادگیری و الگوبرداری مخاطبان از رسانه هاست به ویژه تلویزیون که به دلیل دسترسی آسان و با هزینه کمتر، جذابیت بصری و گستردگی مخاطبان از قدرت بیشتری نسبت به سایر رسانه ها برخوردار است به ویژه در زمانی که مخاطب از داشتن خانواده ای که به الگو برداری از آن بپردازد تاثیر این رسانه بیش از پیش می شود به همین دلیل اهداف این پژوهش به شرح ذیل خواهد بود.

 

1-4-1- هدف اصلی:  

 

بررسی آموزش مهارتهای زندگی در برنامه های کودک تلویزیون تا از ظرفیت  تلویزیون در آموزش این مهارت ها  از سنین کودکی که قسمت زیادی از شخصیت کودک شکل می گیرد بهره برد تا کودکان توانمند تربیت نمود که در پیچیدگی های زندگی روزمره بهترین واکنش را نشان دهند.

 

 

  • اهداف فرعی :

 

 

    • بررسی آموزش مهارت خودآگاهی

 

    • بررسی آموزش مهارت همدلی

 

    • بررسی آموزش مهارت حل مسئله

 

    • بررسی آموزش مهارت تفکر انتقادی

 

    • بررسی آموزش مهارت برقراری روابط موثر

 

    • بررسی آموزش مهارت روابط بین فردی سازگارانه

 

    • بررسی آموزش مهارت مقابله با هیجان

 

    • بررسی آموزش مهارت مقابله با استرس

 

  • بررسی آموزش مهارت تصمیم گیری

 

1-5- سوالات تحقیق

 

1-5-1- سوال اصلی تحقیق:

 

آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت های زندگی آموزش داده می شود؟

 

1-5-2- سوالات فرعی تحقیق:

 

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت خودآگاهی آموزش داده می شود؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت تصمیم گیری آموزش داده می شود ؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت مقابله با استرس آموزش داده می شود ؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت همدلی آموزش داده می شود ؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت ارتباط موثر آموزش داده می شود ؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت حل مسئله آموزش داده می شود؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت روابط بین فردی موثر آموزش داده می شود ؟

 

    • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت تفکر انتقادی آموزش داده می شود ؟

 

  • آیا در برنامه های کودک تلویزیون مهارت مقابله با هیجان آموزش داده می شود ؟

 

1-6-  قلمرو تحقیق

 

هر تحقیقی باید دارای قلمرو و دامنۀ مشخصی باشد تا محقق در تمامی مراحل تحقیق، بر موضوع تحقیق احاطه کافی داشته باشد و بتواند نتایج حاصل از نمونه را به جامعه تعمیم دهد.

 

1-6-1-  قلمرو مکانی

 

این تحقیق در خصوص نحوه آموزش مهارت های زندگی در برنامه های کودک تلویزیون از منظر والدین دارای کودکان  11 تا 18  ساله می باشد.

 

1-6- 2- قلمرو زمانی

 

این تحقیق در سه ماهه چهارم سال 1392 و 6 ماهه  اول سال 1393 انجام پذیرفت.

 

1-6-3 – قلمرو موضوعی

 

در این تحقیق آموزش مهارت های زندگی در برنامه های کودک مورد مطالعه قرار گرفت.

 

1-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

 

 تعاریف مفهومی، عبارات یا کلماتی هستند که واژه یا اصطلاحی گنگ و وسیعی را تشریح می­نمایند. تعاریف مفهومی باید دو صفت داشته باشند:

 

الف) مفهوم باید با کلمات دیگری به جز خود آن مفهوم تعریف شود.

نظر دهید »
بازسازی زندگی پس از طلاق
ارسال شده در 25 اسفند 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

علاوه بر این، روند فزاینده حرکت به سمت مدرنیته و افزایش ارزش­های فردگرایانه به همراه رشد شهرنشینی، بالا رفتن میانگین سطح رفاه و انتظارات بیشتر از کیفیت زندگی زناشویی و عواملی از این قبیل نیز منجر به تسهیل طلاق گردید و در این راستا با قبح­زدایی از طلاق، میزان آن در کشورهای گوناگون، با رشد زیادی مواجه گردید؛ تحولاتی که بتدریج، نگاه جامعه­شناسان و روان­شناسان این کشورها را به سمت مطالعه مسأله جدیدی به نام گسترش خانواده­های طلاق و مطالعه مشکلات پیش روی آنها پیش برد (فاین و هاروی، 2006؛ سوییت، 2011)؛ تحولاتی که خانواده ایرانی را نیز صرفاً با چند دهه تأخیر و فاصله نسبت به آن کشورها، درگیر خود ساخت. این تحولات، فهم عمیق­تر و دقیق­تر اندیشمندان اجتماعی را از وضعیت افراد درگیر با طلاق و همچنین تأثیرات ناشی از این واقعه بر آنان را در جامعه ایرانی طلب می­کند؛ رسالتی که این پژوهش به دنبال دستیابی به آن است.

 

 

  • طرح مسأله

 

   خانواده در ایران، در پنجاه سال اخیر (و بخصوص در دو دهه گذشته)، تغییرات فراوانی را به خود دیده است. امروزه در شهرها کمتر نشانی از خانواده گسترده­ است؛ خانواده­ای که دیرزمانی در شهرها، نسل به نسل، کنار یکدیگر زندگی می­کرد. این در حالی است که خانواده ایرانی، امروز هسته­ای شده است و این هسته، با کاهش مستمر موالید، روز به روز کوچک و کوچکتر هم می­شود(شوازی و علی­مندگاری، 1389). از طرفی، زنان امروز جامعه ایرانی از نظر جایگاه و موقعیت­ اجتماعی، با زنان نسل قبل و پیش­تر از آن، تفاوت­های زیادی پیدا نموده­اند؛ اینان در این دوره، بسیار بیشتر از مادران خود، در دو عرصه مهم دانشگاه و محیط کار حضور یافته­اند که نتیجه آن، افزایش آگاهی­های اجتماعی و همچنین گسترش نسبی استقلال اقتصادی در بین آنان بوده است (باقری، ملتفت و شریفیان، 1388؛ توسلی و سعیدی، 1390؛ محمودیان و رشوند، 1391)؛ تحولاتی که بتدریج امکان مقاومت زنانه را در مقابل نظام سنتی مردسالارانه در ایران، افزایش داده است.

 

    در این بین، روند تغییرات در خانواده ایرانی، به این جا نیز ختم نشده است؛ در سال­های اخیر در ایران،     نه تنها سن ازدواج، افزایش یافته است؛ بلکه مانند بسیاری از کشورهای دیگر (هر چند گاهاً با آهنگی متفاوت از آن­ها)، تعداد طلاق­ها هم با رشد قابل توجهی مواجه بوده است. سونامی جهانی شدن، تنها چند دهه، زمان نیاز داشت تا تبعات تغییرات خانواده در مقیاس جهانی را به درون ایران نیز برساند. با افزایش طلاق در کشور و بخصوص در شهرهای بزرگ، رخداد طلاق که زمانی، شیوع چندانی نداشت، اکنون به عملی تقریباً فراگیر، بخصوص در جامعه شهری بدل شده است؛ رخدادی که علی­رغم پیامدها و چالش­های پسینی آن، با سهولت بیشتری در حال وقوع است و نتایج تحقیقات مختلف در این سال­ها نیز روند رو به فزونی­اش را به درستی نشان داده است. گزارش­های رسمی گوناگون در سال­های اخیر، همگی گویای آن است که به­رغم تمام سیاست­گذاری­های اجتماعی و برنامه­ریزی­های فرهنگی، جامعه ایرانی به سمتی در حال حرکت است که روز به روز بر تعداد طلاق­ها و فروپاشی خانواده­هایش افزوده می­شود. طبق آمارهای ثبت احوال کشور (1391)، فقط در ده سال اخیر، نزدیک به یک میلیون طلاق در ایران روی داده است و تقریباً به همین میزان، خانواده­های طلاق در کشور پدید آمده است که در نتیجه آن، حدود دو میلیون زن و مرد، فقط در همین یک دهه گذشته، واقعه طلاق را در ایران تجربه کرده­اند (همان، 1391).

 

    مسأله­ای جدید در جامعه­ ایرانی، در حال آشکار شدن است؛ مسأله­ای که در گذشته­ای نه چندان دور، شاید خیال وقوع آن در کشور در ذهن بسیاری، محال می­نمود؛ پیدایش حجم عظیمی از افراد که هرچند در بسیاری موارد به دلیل تغییر آرام ارزش­ها و نگاه سهل­گیرانه­تر جامعه نسبت به وقوع طلاق، آسان­تر از نسل­های پیشین، از همسران خود جدا شده­اند، اما به همین آسانی، با پیامدهای این واقعه در زندگی خویش کنار نیامده­اند؛ چرا که این فروپاشی، زندگی بسیاری از آنان را در معرض تغییرات و چالش­های جدید و شدیدی قرار داده است که مدیریت­ و بازسازی کارآمدتری را در عرصه­های مختلف زندگی پس از طلاق برای این افراد طلب می­کند تا مبادا طلاق، به جای آنکه سوژه را از وضعیتی سخت برهاند و شرایطش را مساعدتر نماید، برعکس، او را به وضعیتی سخت­تر دراندازد. در این راستا، نتایج بسیاری از تحقیقات در کشورهای مختلف گویای آن است که طلاق، تأثیرات و پیامدهای منفی گوناگونی بر افراد درگیر در آن می­گذارد(آماتو، 2000). بر این اساس، مطالعه­ عمیق از پیامدهای مختلف این واقعه بر سوژه­های گوناگون مشمول طلاق در جامعه ایرانی، ضرورتی غیرقابل انکار است.

 

    در هر حال، جامعه ایرانی، اکنون با حجم عظیمی از افرادی روبروست که به هر دلیل، تجربه طلاق را در ذهن خویش و مهر آن را در شناسنامه خود می­بینند و فروپاشیدن کانون گرم خانواده دیرین­شان را، از وقایع تلخ زندگی خود می­دانند؛ افرادی که ضربه طلاق، بسیاری از آنان را به اشخاصی آسیب­پذیر در جامعه تبدیل نموده است که نیاز به حمایت­هایی چند جانبه و فراگیر را در خود احساس می­کنند. حال، جامعه­شناسی ایرانی در حوزه خانواده، مسأله جدیدی را رصد کرده است و سوال تازه­ای را مطرح نموده است که در سالیانی نه چندان دور، توجه چندانی به آن نمی­شد؛ مردان و زنان مطلقه در ایران، پس از طلاق، چگونه زندگی خود را          می­گذرانند و چه معنایی به این دوره از زندگی خود می­دهند و در زمینه­های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و نظایر آن، وضعیت خود را نسبت به قبل از آن، چگونه ارزیابی و بازسازی می­کنند و چه عواملی در این میان بازدارنده یا تسهیل­کننده­ی راه آنان قلمداد می­شود؟ این سوالات و نظایر آن، پرسش­هایی هستند که نگارنده در این پژوهش تلاش می­کند تا پاسخ­هایی قانع­کننده، مستدل و جامعه­شناختی برای آنها بیابد و سپس در این راستا، راهکارهای مناسبی را نیز برای بهبود وضع موجود در این عرصه ارائه نماید.

 

 

  • سوالات تحقیق

 

 

    1. کنشگران، فرآیند بازسازی زندگی پس از طلاق را چگونه درک، معنا و تفسیر می­کنند؟

 

    1. زنان و مردان، زندگی پس از طلاق خود را چگونه بازسازی می­کنند؟

 

    1. بازسازی زندگی پس از طلاق در چه ابعادی صورت می­گیرد؟

 

  1. عوامل مؤثر در بازسازی زندگی پس از طلاق کدام­اند؟

 

 

  • اهداف تحقیق

 

هدف تحقیق، در راستای پاسخ به سوالات تحقیق است و به دنبال فهم همه­جانبه و عمیق از فرآیند بازسازی زندگی پس از طلاق است.

 

 

  • ضرورت و اهمیت پژوهش
نظر دهید »
بررسی تاثیر رضایت اقتصادی بر رضایت سیاسی در دانشجویان
ارسال شده در 25 اسفند 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بررسی موضوع رضایت مندی سیاسی دانشجویان از این نظر كه دانشگاه و دانشجو همواره در تحولات سیاسی كشور ایران صاحب تاثیر بوده است ، تحقیق را به شناخت و فهم رضایت مندی سیاسی جامعه ی ایرانی نزدیك خواهد نمود.

 

برخورداری از حمایت و تداوم رضایت افراد جامعه نسبت به سیاست های داخلی و خارجی از نشانه های یك نظام سیاسی كارآمد می باشد. هر نظام سیاسی دوراندیش همواره در تلاش است تا ضمن كاهش منتقدان خود بر تعداد موافقان و طرفداران خود بیافزاید. تداوم این روند به تدریج بر ثبات و دوام پایه های آن نظام سیاسی می افزاید. با توجه به آنچه که بیان گردید، این پژوهش سعی دارد به سوالات زیر پاسخ دهد:

 

 

    • میان رضایت اقتصادی دانشجویان با رضایت سیاسی آنان چه رابطه ای وجود دارد؟

 

    • میان رضایت اقتصادی دانشجویان با اعتماد آنان به نظام سیاسی چه رابطه ای وجود دارد؟

 

    • میزان رضایت اقتصادی دانشجویان در میزان رضایت سیاسی آنان به چه اندازه تاثیر دارد؟

 

  • رضایت سیاسی در بین دانشجویان به چه میزان است؟

 

 

 

1– 3 ضرورت واهمیت تحقیق

 

توجه گسترده و فراوان به موضوع ثبات و زمینه های تعادل و حفظ، بقا و ادامه حکومت که در چهارچوب مطالعات جامعه شناسی سیاسی و انقلابات وجود دارد همچنین رابطه نزدیک بین مردم وحکومت، حکایت از اهمیت این موضوع دارد.  در جامعه ای که احساس تعهد و دلبستگی چندانی به نظام سیاسی وجود نداشته باشد شهروندان به عنوان نیروهای حامی دولت ومشروعیت بخش نظام در شرایط بحرانی عمل نخواهند کرد.

 

از آنجایی که نقطه مقابل رضایت، نارضایتی می باشد و درصورت جدی نگرفتن رضایت در جامعه نارضایتی بروز خواهد کرد و ادامه این نارضایتی می تواند به بروز بحران و ناآرامی در سطح نظام اجتماعی و به تدریج  درنهایت منجر به انقلاب گردد پس ضرورت توجه دقیق تر به رضایت و عوامل موثر بر آن واعتماد افراد جامعه به نظام سیاسی همچنین کیفیت گسترش آن بین عموم افراد جامعه لازم به نظر می رسد.

 

از سوی دیگر با عنایت به رخدادهای سیاسی، اقتصادی اخیر ( تغییر دولت و طیف سیاسی حاکم در انتخابات سال گذشته، بهبود گسترش روابط سیاسی دولت ایران با اروپا ، مذاکرات تیم ایرانی با نمایندگان اروپا در خصوص لغو تحریم ها و قول مساعد دولت دکتر روحانی در خصوص بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و … بسیار حائز اهمیت می باشد که دراین برهه از زمان نیز رضایت سیاسی و اقتصادی افراد جامعه مورد سنجش قرار گیرد چون تا رضایت افراد جامعه حاصل نشود حکومت به اهداف مورد نظر خودش دست نمی یابد. همان گونه که پیشتر هم ذکر شد دانشجویان به عنوان بخش بزرگ و موثر در جامعه می توانند در جهت دهی و سازماندهی سیاست در کشور تاثیرگذار باشند. اهمیت و ضرورت انجام پژوهش در این خصوص می توان در موارد ذیل خلاصه نمود:

 

 

    • اهمیت مفهوم رضایت و رابطه بهینه بین حکومت و مردم و اعتماد مردم به حکومت (اعتماد به نظام سیاسی)

 

    • فقدان کار تئوریک و پژوهش در این زمینه.

 

    • رابطه پایدار بین رضایت اقتصادی با ثبات سیاسی و درنهایت اعتماد به نظام سیاسی کشور .

 

    • اثرات مثبت رضایت و اعتماد سیاسی و جلوگیری آنها از تعارضات اجتماعی وعوامل آن.

       

      • اهداف تحقیق


 

    • مطالعه تئوریک و نظری درباره مفهوم رضایت سیاسی، رضایت اقتصادی و اعتماد سیاسی

 

    • اندازه گیری میزان رضایت سیاسی، رضایت اقتصادی و اعتماد سیاسی

 

    • بررسی رابطه میان رضایت اقتصادی با رضایت سیاسی

 

    • بررسی رابطه میان رضایت اقتصادی با اعتماد به نظام سیاسی کشور.

 

 

1- 5 سوالات تحقیق

 

 

    • چه رابطه ای بین رضایت اقتصادی و سیاسی در نمونه مورد مطالعه این تحقیق وجود دارد؟

 

    • وضعیت رضایت اقتصادی در بین دانشجویان به چه میزان است؟

 

    • عوامل اقتصادی موثر بر رضایت سیاسی در بین دانشجویان چه می باشند؟

 

  • چه رابطه ای بین سرمایه اقتصادی نمونه مورد بررسی و میزان رضایت سیاسی آنها وجود دارد؟

 

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 

متغیرهای مستقل این تحقیق عبارتند از:

 

رضایت اقتصادی: مجموعه ای از نگرش های مثبت نسبت به موضوعات اقتصادی می باشد که این موضوعات هم به نظام اقتصادی و هم به متصدیان اقتصادی در جامعه اشاره دارد. این متغیر در سطح فاصله ای و شامل گویه های 14 تا 40 در طیف پنج گزینه ای لیکرت اندازه گیری شده است.

 

جنس: دارا بودن ویژگیهای زیستی خاصی که در سطح اسمی به واجدین آن زن و مرد یا پسر و دختر اطلاق می شود. این متغیر در سطح اسمی و از طریق سوال 1، اندازه گیری خواهد شد. لازم به ذکر است که در این تحقیق، سطح تحلیل و واحد تحلیل، “فرد دانشجو” می باشد.

 

میزان درآمد ماهانه: عبارتست از مجموع مقدار پولی که به صورت رسمی یا اضافه کاری یا از منابع دیگر، توسط دانشجو و یا سرپرست خانواده آزمودنی در طول یک ماه کسب می شود. این متغیر در سطح  فاصله ای و از طریق سوال 2 و گویه های 13 تا 16 اندازه گیری شده است .

 

میزان پاسخگویی نظام سیاسی به مشکلات اقتصادی: نظام سیاسی به عنوان نظام کنشهای متقابلی تعریف می‌ شود که در همه جامعه‌های مستقل یافت می‌شود و هر جامعه‌ای از طریق آن، کارکردهای یگانگی و سازگاری را با به کارگیری یا تهدید به استعمال کمتر یا بیشتر زور و اجبار مشروع انجام می‌دهد. این نظام شامل نه فقط مقننه و مجریه، دستگاههای اداری، احزاب و گروههای ذی نفع بلکه گروههای منزلت طبقاتی و دودمانی و پدیده‌هایی نظیر شورشها و تظاهرات است. منظور از مشکلات اقتصادی نیز مواردی چون کنترل تورم، بیکاری، مالیات ناعادلانه، رشوه، اختلاس و گران فروشی را شامل می شود. این متغیر در سطح  فاصله ای و از طریق گویه های 17 تا 21 اندازه گیری شده است.

 

صرف درآمدهای ملی برای خدمات عمومی: منظور از درآمدهای ملی، در آمد حاصل از فروش نفت، درآمدهای مالیاتی، درآمد حاصل از صادرات محصولات غیرنفتی و بالاخره هر نوع درآمدی که عاید دولت می گردد. منظور از خدمات عمومی نیز به طور عام شامل خدمات بهداشتی، آموزشی، رفاهی، شهری می باشد که در راستای رفاه و آسایش شهروندان انجام می گیرد. این متغیر در سطح  فاصله ای و از طریق گویه های22 تا 25 اندازه گیری شده است.

 

نوع عملکرد رفاهی دولت: بیانگر اینست که دولت در راستای ایجاد و ارتقای سطح رفاه و آسایش شهروندان چه امکانات و خدماتی را به وجود می آورد و این میزان آیا به حدی است که موجب رضایت خاطر شهروندان قرار گیرد. این متغیر در سطح  فاصله ای و از طریق گویه های 26 تا 31 اندازه گیری شده است.

 

نحوه رفتار دولت در مقابل منافع اقتصادی گروههای اجتماعی: منظور اینکه دولت در مقابل منافع گروههای مختلف اجتماعی چه نوع برخورد و رفتاری را از خود نشان می دهد. مثلا دولت سرمایه دار در سیاستهای خود ناخواسته منافع گروههای سرمایه دار را در مقابل منافع عامه مردم بیشتر مورد ملاحظه قرار می دهد و همین امر موجب نارضایتی سیاسی شده و مشروعیت دولت به زیر سوال می رود. این متغیر در سطح  فاصله ای و از طریق گویه های 32 تا 34  اندازه گیری شده است.

 

میزان توزیع مناسب فرصت های اقتصادی: منظور اینکه فرصت های اقتصادی از جمله اعطای  وام و تسهیلات بانکی، در نظر گرفتن تخفیف های مالیاتی، اعطای یارانه های اقتصادی و… در بین گروههای مختلف اقتصادی تا چه حد به صورت عادلانه انجام می گیرد. این متغیر در سطح  فاصله ای و از طریق گویه های 35 تا 37  اندازه گیری شده است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 352
  • 353
  • 354
  • ...
  • 355
  • ...
  • 356
  • 357
  • 358
  • ...
  • 359
  • ...
  • 360
  • 361
  • 362
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • مدلسازی دینامیکی و شبیه سازی ژنراتورسنکرون ۵ کیلو وات- فایل ۲
  • بررسی اثر مدیریت استعداد بر جانشین پروری نیروی انسانی مستعد با ...
  • تحولات اصل منع توسل به زور در حقوق بین الملل در قرن 21
  • موانع و محدودیت‌های انعقاد قراردادهای تجاری الکترونیکی
  • نظام حقوقی رسیدگی به اختلافات ناشی از ورزش فوتبال
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی موانع توسعه تجارت الکترونیک در شرکتهای کوچک و متوسط ...
  • بررسی سیاست‏های جنایی ایران در خصوص توبه
  • خرید اینترنتی فایل پایان نامه حقوق : شرایط اقاله
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد توسعه مدل ریاضی برای بهبود کیفیت و سلامت محصول همراه با پایداری محیط ...
  • بررسی تعهدات بین المللی دولت ها در ارتباط با حقوق بیگانگان

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان