مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پرش به محتوای اصلیرفتن به نوار ابزار درباره وردپرس منابع دانشگاهی 88 به‌روزرسانی دردسترس تازه سلام admin بیرون رفتن تنظیمات صفحهراهنما نوشتهٔ تازه افزودن عنوان افزودن پروندهٔ چندرسانه‌ایدیداریمتن موجر به موجب بند ۵ قرارداداجاره کافی بوده و دفاعیات وکیل ت
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
موجر به موجب بند ۵ قرارداداجاره کافی بوده و دفاعیات وکیل تجدید نظر خواهان مبنی بر اینکه حق فسخ موضوع قرارداد اجاره صرفا نسبت به احدی از خواندگان که صاحب حساب بوده تسری داشته و نسبت به آقای عزیز الله …. به نسبت به سهم ایشان قابلیت اعمال ندارد وجاهت قانونی نداشته و از مندرجات سند تنظیمی اجاره ، مطلق برگشت هر یک از چکهای ۱۲ گانه که بابت اجاره بها صادر شده است از موجبات حق فسخ موجر نسبت به مستاجرین تلقی گردیده همچنین ایراد دیگر وکیل مبنی بر اینکه نماینده تجدید نظر خواندگان متعهد بوده در صورت کسر موجودی چک همان روز به محل کارخانه مراجعه کند با توجه به عدم احراز شرایط نمایندگی از موجبات اسقاط حق فسخ سایر تجدید نظر خواندگان نخواهد بود . و باتوجه به این که شرط فاسخ مندرج در قرارداد اجاره ماهیتا صحیح و مباینتی با مقتضای عقد اجاره ندارد لذا ضمن رد تقاضای تجدید نظر خواهی دادنامه معترض عنه ، که در ماهیت امر و رعایت سایر تشریفات و موازین قانونی فاقد اشکال عمده قانونی می باشد مستندابه ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید و ابرام می گردد . »
مستشاران شعبه پنجم دادگاه تجدید نظر استان گلستان
سالمی بالوئی
ب) آثار بطلان شرط
طبق ماده ۲۳۲ قانون مدنی بطلان شروط مندرج در عقد، علی الاصول تأثیری در صحت عقد اصلی ندارد و باعث بطلان و فساد عقد نمی‏گردد. علتی که برای عدم تأثیر بطلان این گونه شروط در اصل عقد ذکر کرده‏اند، این است که می‏گویند اساسا این گونه شروط مستقیما ارتباطی با موضوع معامله و شرایط صحت معامله ندارند تا بطلان آن تأثیری در اصل عقد داشته باشد. بلکه این شروط امر مستقلی است که گرچه مرتبط به عقد گردیده اما این ارتباط ذاتی و ماهوی نیست و لذا چگونگی ماهیت آن نمی‏تواند مرتبط به ماهیت عقد باشد و فی‏المثل باعث بطلان آن گردد.امّا قابل بحث این است، حال که بطلان شرط مذکور موجب بطلان اصل عقد نمی‏شود، آیا این حق را هم به مشروط له نمی‏دهد که برای جبران زیان خود عقد را فسخ کند؟ به عبارت دیگر آیا بطلان آن شروط موجب حق فسخ برای مشروط له خواهد شد یا خیر؟ چنان که بعدا توضیح داده خواهد شد در قانون مدنی ماده‏ای که صریحا به این پرسش پاسخ دهد وجود ندارد. از آنجا که این بحث در فقه مطرح گردیده بهتر است ابتدا نظریات فقها را در این خصوص ذکر نماییم و سپس ببینم از مواد قانون مدنی چه پاسخی می‏توان استنباط نمود.
۱) نتیجه بطلان شرط در فقه
عقیده مشهور در بین فقها این است که باید بین موردی که مشروط له جاهل و یا عالم به فساد شرط باشد، فرق گذاشت. شیخ انصاری می‏گوید در صورتی که مشروط له جاهل به بطلان شرط باشد حق خیار فسخ معامله را دارد. زیرا شرط باطل ما نند تخلف از شرط می‏باشد. بنابراین همان دلایلی که برای خیار تخلف شرط وجود دارد، از قبیل جلوگیری از ضرر اینجا هم خواهد بود (۱)
و علت این که بین علم و جهل مشروط له به فساد شرط فرق قایل شده‏اند، این است که شیخ انصاری اساسا خیار تخلف شرط را خلاف قواعد فقهی دانسته و از این جهت خیار فسخ را منحصر در مواردی می‏داند که بشود برای اثبات آن به دلایلی از قبیل نفی ضرر و یا اجماع تمسک نمود. مانند خیار تخلف شرط. به عبارت دیگر خیار برای دفع ضرر تجویز شده لذا در صورتی که مشروط له عالم به بطلان شرط باشد، چون خود اقدام به ضرر خویش نموده، نمی‏توان به دلایل نفی ضرر استناد نمود و در نتیجه حق خیار وجود نخواهد شد. بر خلاف موردی که جاهل به فساد شرط باشد. (۲) برخی از فقها وجود خیار فسخ را در تخلف از شرط طبق قواعد فقهی دانسته‏اند و در این مورد برای اثبات خیار محتاج به آوردن دلایلی از قبیل نفی ضرر و امثالهم نشده‏اند و از آنجا که
——————————-
۱) انصاری ، شیخ مرتضی ، مکاسب ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۲۸۹
۲) میرزای نائینی، محمد حسین ، منیه الطالب فی شرح المکاسب ، قم ، موسسه النشرالاسلامی چاپ اول ۱۴۱۸ ه ق ص ۱۵۱-۱۴۹
شرط باطل را هم یکی از مصادیق تخلف از شرط می‏دانند، در نتیجه برای مشروط له در صورت بطلان شرط مطلقا حق خیار فسخ قایل گردیده‏اند. و در این خصوص فرقی بین علم و جهل مشروط له نگذاشته‏اند. عده دیگری از فقها ء با وجود این که تصریح به بطلان و لغو بودن بعضی از شرایط (مانند شروطی که غرض عقلایی نداشته باشد) کرده‏اند معذالک برای مشروط له حق خیار قائل نشده و گفته‏اند چون شرط باطل لازم الوفا نیست، بنابراین در تخلف و یا تعذّر از آن حق خیار وجود نخواهد داشت. (۱)
۲) نتیجه بطلان شرط در قانون مدنی
در قانون مدنی چنانچه اشاره گردید ماده‏ای که صریحا به این موضوع پاسخ دهد وجود ندارد ولی از روح و مفاد ماده ۲۴۰ ق.م چنین استنباط می‏شود که نویسندگان قانون مدنی از نظریه مشهور فقها
پیروی کرده و بین علم و جهل مشروط له قایل به تفصیل شده‏اند. بدین ترتیب که اگر مشروط له
عالم به بطلان این شروط یعنی فی‏المثل عالم به نامشروع بودن یا غیر مقدور بودن و یا بی‏فایده بودن آن باشد حق فسخ نخواهد داشت. زیرا حق فسخ علی الاصول ناشی از موجباتی است که متضمن ضرر و خساراتی برای احد متعاملین باشد، به نحوی که نمی‏توانسته است آن را پیش‏بینی نماید والا برای کسی که با علم به بطلان شرط آن را پذیرفته و ضمن عقدی واقع ساخته فرض وجود حق فسخ خلاف حکم عقل و موازین حقوقی است. امّا در صورتی که مشروط له جاهل به وضعیت مورد شرط و بطلان آن باشد، مسلما باید برای مشروط له حق فسخ قایل شد زیرا دادن حق فسخ به او منطقی و عادلانه به نظر می‏رسد. چرا که در غیر این صورت تضمینی برای حفظ حقوق مشروط له باقی نخواهد ماند.
ماده ۲۴۰ قانون مدنی در تأیید همین مطلب می‏گوید : « اگر بعد از انجام عقد شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است کسی که شرط به نفع او شده است، اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر این که امتناع مستند به فعل مشروط له باشد.» گرچه این ماده ظاهرا در خصوص شرط فعل است اما علی الاصول می‏رساند که از نظر قانون‏گذار اگر شرطی که ضمن عقد می‏شود از همان هنگام انعقاد عقد ممتنع باشد، موجب اختیار فسخ خواهد بود و تردیدی نیست که مفهوم غیر مقدور بودن شرط مذکور در ماده ۲۳۲ قانون مدنی بسیار نزدیک با معنای ممتنع باشد. همچنان که مفهوم نامشروع بودن و خالی از نفع و فایده بودن را با یک تفسیر حقوقی ساده و منطقی می‏توان با امتناع منطبق نمود. زیرا اولاً منظور از نامشروع در قانون، شرط بر خلاف قوانین است که به این معنی در حقیقت انجامش از نظر حقوقی نوعی غیر مقدور است برای این که چیزی که کاملاً خالی از فایده باشد درمعنا با غیر مقدور و ممتنع تفاوتی ندارد. بنابراین اصولاً باید برای مشروط له در صورتی که عالم به بطلان شرط نباشد و از طرفی بطلان شرط سبب بطلان و فساد
—————————–
۱) انصاری ، شیخ مرتضی ، مکاسب، پیشین ، ص ۲۹۰
عقد اصلی نگردد، حق فسخ قائل شد. زیرا مشروط له با انعقاد قرارداد به انضمام شرطی که ضمن آن شده موافقت کرده است و در پرداخت عوضین ، شرط نیز مورد نظر بوده است. لذا چنانچه معلوم گردد انجام شرط غیر مقدرو و یا بی‏فایده و نامشروع است، باید به مشروط له حق داده شود که برای جبران خسارت وارده قرارداد اصلی را فسخ نماید و یا این که به همان وضع قبول کند ولی نمی‏تواند به نسبت بطلان شرط، ثمن را تقسیط کند. زیرا اگر چه وجود شرط در ارزش مورد معامله مؤثر است ولی قسمتی از ثمن در مقابل شرط قرار داده نشده است. همین حکم جاری است در صورتی که شرط در حین عقد مقدور و یا مشروع بوده ولی بعدا در اثر امر خارجی و یا وضع قانونی جدید غیر مقدور و نامشروع شده است. ولی چنانچه عدم قدرت بر انجام شرط مستند به فعل مشروط له باشد مانند این که ضمن فروش یک آپارتمان به قیمت معین، بر بایع شرط شود که منزل خریداری را نقاشی کند در این صورت چنانچه مشروط له منزل خود را قبل از انجام شرط خراب کرده باشد، نمی‏تواند معامله اصلی را فسخ کند. زیرا خود او به ضرر خود اقدام کرده است و نمی‏توان دیگری را مجبور به تحمل آثار آن نمود. قسمت اخیر ماده ۲۴۰ ق.م مؤید همین مطلب است .
مبحث دوم : نهادهای قانونی تضمین کننده ثمن علیرغم انتقال مالکیت مبیع
گفتاراول : خیار تاخیر ثمن
یکی از شروط قانونی تضمین کننده ثمن مبیع که در جهت حمایت از فروشنده در مقابل خریدار و با هدف جلوگیری از ضرر بایع در اثر عدم ایفاء تعهد و پرداخت ثمن توسط مشتری وضع شده است تعیین خیار تاخیر ثمن در ماده ۴۰۲ قانون مدنی می باشد . ذیلا به تعریف مختصری از خیار تاخیر ثمن و شرایط تحقق و سقوط آن می پردازیم .
الف ) تعریف و ماهیت فقهی حقوقی خیار تاخیر ثمن
از آنجایی که در عقد بیع به محض انعقاد و تشکیل عقد مالکیت مبیع به مشتری و مالکیت ثمن به
بایع منتقل می گردد در صورت عدم پرداخت ثمن از سوی مشتری حق فسخ بیع بطور مطلق برای بایع ایجاد نمی شود ولی قانونگذار از طریق وضع برخی مقررات حمایتی راهکارهایی در جهت التزام خریدار به ایفاء تعهد ات وی در مقابل بایع بکار گرفته است . یکی از این راهکار های قانونی استفاده بایع از خیار تاخیر ثمن در صورت امتناع از پرداخت ثمن می باشد .
در قانون مدنی مواد ۴۰۲ لغایت ۴۰۹ اختصاص به خیار تاخیر ثمن دارد در این مواد بدون آنکه به تعریف خیار تاخیر ثمن پرداخته شود شرایط تحقق و ایجاد و همچنین موانع و شرایط سقوط خیار تاخیر ثمن مورد بررسی قرار گرفته و مقرراتی در این خصوص وضع شده است ، لذا از مجموع مواد مذکور در تعریف خیار تاخیر ثمن می توان گفت : خیار تاخیر ثمن اختیار قانونی بایع و فروشنده در فسخ عقد بیع در صورت امتناع خریدار از پرداخت ثمن در بیع حال که مبیع عین معین یا در حکم آن بوده تحت شرایط قانونی می باشد .
فقهای امامیه نیز در بیان تعریف و شرایط خیار تاخیر ثمن ، به حال بودن ثمن و عین معین بودن
مبیع و عدم پرداخت تمام ثمن ظرف مدت سه روز و عدم تسلیم مبیع تاکید دارند . (۱)
شیخ طوسی نیز در تعریف خیار تاخیر ثمن بیان می دارد : « اگر کسی شیئی معینی را بخرد بدون اینکه مبیع را قبض کند و ثمن را به بایع بدهد ومفارقت نماید ، یعنی مجلس عقد را به هم بزند در این صورت خریدار در صورتی که ثمن معامله را تا سه روز آورد نسبت به مبیع از بایع سزاوارتر است و اگر این مدت گذشت و ثمن را نیاورد بایع خیار فسخ دارد . »(۲)
با توجه به مجموع آرای فقهاء در بیان دلیل و مبنای وجود خیار تاخیر ثمن ، می توان به اجماع و اخبار و روایات از معصومین (ع) پیرامون ثبوت خیار تاخیر ثمن اشاره کرد . از نظر مبنای حقوقی
——————————–
۱) ‌الموسوی خمینی ، روح الله ، تحریرالوسیله ، ترجمه علی اسلامی ، دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ ۲۲ ، ۱۳۸۴ ج ۲ ص ۴۰۵
۲) الطوسی ، ابی جعفر ، مسائل عامه من کتاب الخلاف ، جلد دوم ، انتشارات دانشگاه تهران ، بی تا ، ص ۲۵۴
نیز می توان گفت به لحاظ معاوضی بودن بیع و بنای متعاقدین و هدف آنها از انعقاد عقد بیع وجود
خیار تاخیر ثمن در جهت حمایت از فروشندگانی که عین معین از مال خود را در برابر ثمن کلی به مشتری تملیک می کنند امری منطقی و عقلی می باشد .
نظریه فقهی :
سوال : زید یک دستگاه عمارت در پاییز سال قبل به عمرو فروخته است ولی تا به حال قیمت آن به زید نرسیده و منزل هم تاکنون تحویل عمرو داده نشده است آیا این معامله صحیح است یا نه ؟ و بر فرض صحت آیا برای زید خیار فسخ از جهت تاخیر ثمن هست یا خیر ؟ و چنانچه عمرو به زور در عمارت مورد معامله تصرف نماید غاصب محسوب می شود یا نه ؟
پاسخ حضرت آیت اله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی :
« در فرض مسئله اگر بیع با صیغه صحیحه شرعیه واقع شده باشد صحیح است و باید بایع مبیع را تسلیم مشتری و مشتری ثمن را تسلیم بایع نماید و در صورتی که شرط تاخیر ثمن نشده باشد و مشتری مبیع را تسلیم نگرفته ، برود که وجه را بیاورد وتا سه روز نیاید بایع خیار تاخیر ثمن دارد و مشتری اگر در مبیع تصرف کند عدوانی نیست لکن واجب است ثمن را بپردازد و اگر نپرداخت واجب است اورا به پرداختن وجه اجبار کنند . » (۱)
ب) شرایط تحقق خیار تاخیر ثمن از نظر قانون مدنی
۱) عدم تعیین مدت برای تسلیم مبیع و تادیه ثمن
بر اساس مقررات ماده ۴۰۲ قانون مدنی یکی از شرایط تحقق خیار تاخیر ثمن این است که عقد
بیع حال باشد ، یعنی برای تادیه ثمن و یا تسلیم مبیع اجل و مهلتی تعیین نشده باشد .
ماده ۴۰۲ قانون مدنی : « هر گاه مبیع عین خارجی و یا در حکم آن بوده و برای تادیه ثمن یا
تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد بایع مختار در فسخ معامله می شود . » بنابراین در صورت موجل بودن تادیه ثمن یا تسلیم مبیع چه کوتاه یا طولانی با انقضای
سه روز از تاریخ عقد بیع حق فسخ و خیار تاخیر ثمن ثابت می شود زیرا رعایت مهلت سه روزه مشروط بر آن است که عقد بیع حال باشد .
۲) رعایت مهلت سه روزه از تاریخ انعقاد عقد بیع
بر طبق ماده ۴۰۲ قانون مدنی برای تحقق خیار تاخیر ثمن رعایت مهلت سه روزه از تاریخ انعقاد عقد ضروری است مگر در موردی که مبیع از اموال فاسد شدنی باشد که در این صورت طبق ماده
——————————-
۱) ، معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه ، مجموعه آرای فقهی در امور حقوقی (بیع) ، انتشارات مرکز تحقیقات فقهی قوه قضاییه ، چاپ دوم ، قم ۱۳۸۲ ص ۱۶۰ به نقل از مجمع المسائل ، جلد ۲ ص ۴۱ مسئله ۹۵
نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد چگونگی ابطال رأی داوری- فایل ۱۴
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

علاوه بر احکام قطعی دادگاه‌ها، آراء قطعی داوری هم قابل‌اعتراض ثالث است، زیرا هرچند در ماده ۴۹۵. قانون آیین دادرسی مدنی تصریح‌شده است که رأی داور نسبت به اشخاص دیگر (ثالث) تأثیر نخواهد داشت، لیکن این عبارت در مقام بیان آثار نسبی احکام است که اختصاص به رأی داور نداشته، بلکه آثار آراء دادگاه‌ها نیز محدود به اصحاب دعوا است. بنابراین همانطورکه اشخاص ثالث در صورت متضررشدن از آراء دادگاه می‌توانند به آن‌ها اعتراض نمایند این حق را در ارتباط با آراء داوری نیز دارند به همین دلیل در ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی مدنی به این موضوع تصریح‌شده است. ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی مدنعلاوه بر این؛ دلبستگی ایمن، اساس ایمنی را برای افراد مهیا می سازد که به واسطه آن افراد می توانند دنیایشان را کشف کرده و پاسخ های سازگارانه تری به محیط اطرافشان بدهند. وجود چنین اساس ایمنی افراد را به اکتشاف و گشودگی شناختی نسبت به اطلاعات جدید، تشویق می کند (میکالینسر، ۱۹۹۷). این اساس ایمن، اعتماد به نفس لازم را برای ریسک کردن، آموختن و به روز کردن مستمر مدل های خود، دیگران و دنیا فراهم می سازد. بنابراین، سازگاری فرد با بافت های جدید را تسهیل می کند. دلبستگی ایمن، توانایی به عقب برگشتن و واکنش نشان دادن به رفتار و وضعیت روانی دیگری را افزایش می دهد. هنگامی که در روابط، احساس امنیت وجود داشته باشد، افراد بهتر می توانند دست نیاز به سوی دیگران دراز کرده، از آنها حمایت کرده، از آنها حمایت کرده و با تعارض و استرس به گونه ای مثبت مواجهه شوند. اینگونه روابط، شادتر، پایدارتر و رضایت بخش تر می باشند (جانسون و ویفن، ۱۳۸۸).

۲-۲-۵ در دسترس بودن و پاسخگو بودن، روابط را می سازد

در دسترس بودن و پاسخگویی عاطفی، بلوک های سازنده روابط ایمن هستند. مظاهر دلبستگی می توانند حضور جسمانی داشته باشند و لیکن از نظر عاطفی غایب باشند. اضطراب جدایی زمانی حاصل می شود که فرد احساس می کند مظاهر دلبستگی در دسترس نیستند. مشارکت عاطفی[۳۱] و اعتماد به وجود این مشارکت عاطفی در مواقع نیاز بسیار مهم است. در مناسبات دلبستگی، هر پاسخی (حتی خشم) از عدم پاسخدهی عاطفی بهتر تلقی می شود. چنانچه هیچ مشارکت و پاسخگویی عاطفی وجود نداشته باشد، این پیام در مورد مظاهر دلبستگی به فرد مخابره می شود: ” هیچ علامتی از شما به من نمی رسد پس هیچ ارتباطی بین ما وجود ندارد".
هیجان[۳۲] نقطه مرکزی دلبستگی است. این نظریه، راهنمایی را برای درک و بهنجار سازی تعداد زیادی از هیجانات افراطی[۳۳] موجود در ارتباطات پریشان در اختیار ما قرار می دهد. روابط دلبستگی در مواقعی که قوی ترین هیجانات ما بروز می کنند و بیشترین تماس وجود دارد، خود را نشان می دهند. هیجانات خود را به ما نشان داده و با کسانی که انگیزه ها و نیاز های ما را شکل می دهند، ارتباط برقرار می سازند. به واقع، هیجانات آهنگ رقص دلبستگی هستند (جانسون[۳۴]، ۲۰۱۱). بنابراین اظهارات بالبی ” روانشناسی و آسیب شناسی روانی هیجانی… بزرگترین بخش روانشناسی و آسیب شناسی روانی روابط عاطفی است” (جانسون و ویفن، ۱۳۸۸).

۲-۲-۶ ترس و تردید، نیاز های دلبستگی را فعال می سازند

زمانی که حوادث آسیب زایی چون جنبه های منفی زندگی روزمره مثل بیماری یا مورد تهاجم قرار گرفتن احساس امنیت، روابط دلبستگی افراد را مورد تهدید قرار می دهند؛ عاطفه قدرتمندی در آنها بر انگیخته می شود و نیاز های دلبستگی شان به آرامش و ارتباط به اصلی ترین و ضروری ترین نیاز ها تبدیلگشته و رفنتار های دلبستگی همچون مجاورت جویی در آنها فعال می شود. تمایل به ارتباط با شخص مورد علاقه، ابتدایی ترین میل عاطفی فرد است. دلبستگی به افراد کلیدی زندگی، مقابله ای ابتدایی با احساس درماندگی و پوچی است (مک لاف، راشال، ساندرز و همکاران[۳۵]، ۱۹۹۸).

۲-۲-۷ فرایند اضطراب جدایی قابل پیش بینی است

چنانچه رفتارهای دلبستگی در کسب پاسخگویی و تماس آرامش بخش از جانب مظاهر دلبستگی یا شکست مواجه شوند، فرایند هایی همچون اعتراض خشمگینانه، چسبندگی، افسردگی و نا امیدی در مرحله جدایی در حد اعلی آشکار می شوند. افسردگی یکی از طبیعی ترین پاسخ ها به فقدان ارتباط است. بالبی خشم را در روابط نزدیک به عناون تلاشی برای ایجاد ارتباط با مظاهر دلبستگی دور از دسترس در نظر گرفت و بین خشم امیدوارانه و خشم ناشی از ناامیدی که در فرد احساس یأس و ناتوانی ایجاد می کند، تمایز قائل شد. در روابط ایمن به دردسترس نبودن[۳۶] شناخته شده و قابل قبول اعتراض می شود (جانسون و ویفن، ۱۳۸۸).

۲-۳ دلبستگی

یکی از ویژگی های اساسی انسان توانایی برقراری روابط بین فردی و حفظ آن است. روابطی که برای هر یک از ما جهت حفظ بقاء، تولید مثل، عشق، کسب و کار و مانند آن کاملا ضروری است.
در واقع نحوه ارباط یا دلبستگی انسان ها با والدین یا افراد مهم زندگی، نقش تعیین کننده ای در روابط صمیمانه و عاطفی آن ها در سال های بعد زندگیشان دارد.
مفهوم دلبستگی و تعلق را جان بالبی مطرح کرد. از نظر او دلبستگی ارتباط بین دو نفر است نه صفتی که مادر به کودک اعطا کرده باشد. او دلبستگی را چنین تعریف کرده است” ارتباط روانی پایدار بین دو انسان” به نظر وی پیوند های اولیه بین کودک و پرستارش، تأثیر فوق العاده ای دارد و در طول زندگی ادامه می یابد و دلبستگی باعث نزدیک نگاه داشتن فرزند به مادر می شود و بدین ترتیب احتمال بقای کودک را افزایش می دهد.
محور اصلی نظریه دلبستگی این است که مادرانی که در دسترس فرزندان بوده و نیاز های کودکانشان را برآورده می کنند، نوعی احساس امنیت را در او به وجود می آورند. کودک با اطمینان از این که مادر یا پرستارش مراقب اوست، به کشف دنیای اطراف می پردازد.
دلبستگی عبارت است از پیوند عاطفی عمیقی که با افراد خاص در زندگی خود بر قرار می کنیم، به گونه ای که تعامل با آنان به احساس نشاط و شعف می انجامد و هنگام استرس از این که آن ها را در کنار خود داری احساس آرامش می کنیم. دلبستگی رابطه هیجانی خاص و مستلزم تبادل لذت، مراقبت و آسایش است (نوری زاده، قهاری، حسین پور، غنی آبادی، ۱۳۹۰).

۲-۴ مراحل ارتباط عاطفی

بالبی شکل‌گیری ارتباط عاطفی را د‌ر ۴ مرحله ترسیم می‌کند (نقل از برک، ۱۳۸۳؛ کرین، ۱۳۷۹؛ علیلو، ۱۳۸۲):
۱-مرحله پیش از د‌لبستگی (واکنش نامتمایز نسبت به د‌یگران؛ تولد‌ ماهگی): کود‌کان د‌ر آغاز واکنش‌های غیر انتخابی به انسان‌ها د‌ارند، تا قبل از سه هفتگی نوزاد‌ان خند‌ه‌های بازتابی د‌ارند، آن‌ها صد‌ا و بوی ماد‌ر را تشخیص می‌د‌هند‌ به وی د‌لبسته نیستند، زیرا به سر برد‌ن با افراد‌ واکنشی را به د‌نبال ند‌ارد.
۲-د‌لبستگی د‌ر حال شکل گیری (تمرکز بر روی افراد؛ ۳ تا ۶ ماهگی): کود‌کان د‌ر این مرحله به تد‌ریج لبخند‌ به افراد‌‌ود‌‌ هنوز د‌ر مقابل جد‌ایی از مراقب یا والد‌ین واکنش اعتراض آمیز نشان نمی‌د‌هند.
۳-د‌لبستگی واضح (تقرب جویی فعال؛ ۶ ماهگی تا ۳ سالگی): بالبی معتقد‌ کود‌کان د‌ر این مرحله به یک سیستم تصحیح شوند‌ه به وسیله هد‌ف مجهز می‌شوند‌ این طریق حضور و غیاب موضوع د‌لبستگی را کنترل می‌کنند. د‌ر حد‌ود‌ اضطراب جد‌ایی تجلی می‌یابد، تا پیش از این رابطه کود‌ک و مراقب از طرف کود‌ک وابستگی و از طرف ماد‌ر د‌لبستگی است اما بعد‌ مقطع این رابطه از هر د‌و طرف به صورت د‌لبستگی د‌ر می‌آید‌ حالت ناشی از شکل‌گیری پیوند‌.
۴-شکیل رابطه متقابل (رفتار مشارکتی؛ بعد‌۳ سالگی): د‌ر پایان سال د‌وم زند‌گی، رشد‌‌های ذهنی و زبان به کود‌ک امکان پیش بینی رفت و آمد‌ می‌د‌هد، د‌ر این مرحله کود‌ک به جای تعقیب از مذاکره و مشارکت استفاد‌ه می‌کند. بالبی این مساله را مطرح کرد‌ تعامل پایا و با د‌وام د‌ر کود‌کی تاثیرات طولانی مد‌تی بر روی رشد‌‌گذارد‌ تاثیرات توسط یک سری بازنمایی‌های ذهنی که بالبی آن‌ها را «الگوهای فعال د‌رونی» می‌نامد‌ می‌گرد‌د. از نظر بالبی تعاملات واقعی با تصاویر د‌لبستگی به د‌و شکل د‌ر حافظه ذخیره می‌گرد‌د:
۱-بازنمایی‌های ذهنی کود‌ک از پاسخ تصویر د‌لبستگی (الگوهای فعال از د‌یگران).
۲-بازنمایی‌های ذهنی از کار آمد‌ی و ارزش خود‌الگوهای فعال از خود) الگوهای فعال د‌ر مورد‌ د‌یگران علت اصلی تد‌اوم و پیوستگی بین تجارب د‌لبستگی اولیه با شناخت‌ها، احساسات، رفتارها و روابط بعد‌ی است و به عنوان هسته ویژگی‌های شخصیتی، تمایل به بروز و به کارگیری د‌ر موقعیت‌ها و روابط جد‌ید‌‌ می‌تواند‌ د‌لبستگی را د‌ر تعاملات اجتماعی و روابط نزد‌یک آیند‌ه تحت تاثیر قرار د‌هد. به عبارت د‌یگر سبک‌های د‌لبستگی افراد‌ د‌رون‌سازی انتظارات بین شخصی د‌ر مورد‌‌سترس و پاسخگو بود‌ن نگاره‌ی د‌لبستگی (ماد‌ر) و کارآمد‌ خود‌‌گیرد‌کافتسیوس[۳۷]، ۲۰۰۴). بنابراین پژوهش‌گران د‌ر بررسی الگوهای فعال د‌رونی بر روی سبک‌های د‌لبستگی تمرکز کرد‌ند. بررسی‌های اولیه بر پایه پژوهش‌های اینزورث و همکاران (۱۹۸۹) قرار د‌ارد.

۲-۵ ویژگی های دلبستگی

به عقیده بالبی دلبستگی چهار ویژگی مختلف دارد:
۱٫پناهگاه امن: بازگشت نزد فردی که به آن دلبستگی داریم به هنگام مواجه شدن با خطر یا تهدید.
۲٫پایگاه مطمئن: فردی که کودک به او دلبستگی دارد، پایگاهی مطمئن و قابل اتکا برای اوست تا به کشف محیط و جهان پیرامونش بپردازد.
۳٫حفظ نزدیکی: نزدیک بودن به کسانی که به آنها دلبستگی داریم سبب احساس امنیت می شود.
۴٫اندوه جدایی: اضطراب ناشی از عدم حضور فردی که به آن دلبستگی وجود دارد (نوری زاده، قهاری، حسین پور، غنی آبادی، ۱۳۹۰).

۲-۶ سبک های دلبستگی

۲-۶-۱ دلبستگی ایمن:

در دسترس بودن و پاسخگویی عاطفی، بلوک های سازنده روابط ایمن هستند. افراد دارای این سبک برایشان آسان است که با دیگران رابطه نزدیک برقرار کنند و از این که به دیگران تکیه کنند و نیز اجازه دهند که دیگران به آنها تکیه کنند، احساس راحتی می کنند. این افراد از این که دیگران آنها را ترک کنند و یا خیلی به آنها نزدیک شوند احساس نگرانی می کنند.
مطالعات نشان می دهد که دلبستگی ایمن در سال های اولیه بالاترین ارتباط با اعتماد به نفس قوی، استقلال، خود مختاری، اعتماد، صمیمیت و عواطف، انعطاف پذیری، خود نظمی، روابط پایدار، اخلاقیات و مهارت های انطباق اجتماعی، عقاید مثبت، دلسوزی و همدلی و موفقیت تحصیلی دارد.
ویژگی های دلبستگی ایمن

در کودکان در بزرگسالان
توانایی جداشدن از والدین پایدار بودن اعتماد به دیگران
کسب آرامش از والدین به هنگام ترس عزت نفس قویی مقرّر می‌دارد: «شخص ثالث حق دارد به هرگونه رأی صادره از دادگاه‌های عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض نماید و نسبت به‌حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته‌اند می‌توانند به‌عنوان شخص ثالث اعتراض کنند».
پایان نامه - مقاله - پروژه
۳- عدم رعایت اصول دادرسی شامل: الف) اصل استقلال ب) بی‌طرفی داور ج) عدم ابلاغ مناسب د) عدم اعطای فرصت دفاع.
با بررسی که به عمل آمد مشخص شد همان طور که در یک دادرسی عادلانه از سوی قضات باید اصول دادرسی رعایت شود از آنجا که داوری یک نوع قضاوت خصوصی بین طرفین است و طرفین اگرچه برای رسیدگی به اختلاف خود با ارجاع دعوا به داوری از محاکم دولتی سلب صلاحیت کرده اما این موضوع دلیلی نیست بر اینکه طرفین خواستار یک دادرسی عادلانه نیستند بلکه هدف طرفین از ارجاع اختلاف به داوری علاوه بر تسریع در رسیدگی، این است که قضاوت داور را عادلانه تر می‌بینند و موجبی برای عدم رعایت اصول اساسی دادرسی از جمله استقلال داور که منظور از آن عدم رابطه قبلی یا فعلی با طرفین یا اصل بی طرفی داور بدین منظور که حالت ذهنی نسبت به یک طرف اختلاف دارد یا اصول عدم رعایت ابلاغ مناسب و عدم فرصت دفاع به طرفین و … نمی‌باشد. بنابراین داور یا داوران نیز باید همان اصولی رعایت نمایند که در جهت رسیدن به حکم عادلانه در یک دادرسی دولتی ضروری است.
۴- عدم رعایت قواعد داوری:
ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرّر داشته: «داوران در رسیدگی و رأی، تابع مقررات قانون آیین دادرسی نیستند ولی باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند». در شق دوم این ماده داوران ملزم به رعایت قواعد داوری شده‌اند. و درصورتی‌که توافقی برخلاف آن صورت نگرفته باشد اگر قواعد داوری نقض گردد از موارد بی‌اعتباری داوری می‌باشد زیرا معقول نیست قانون‌گذار رعایت آن را تکلیف نماید ولی فاقد ضمانت اجرا باشد.
۵- مردد و مبهم بودن رأی داوری
ذات رأی چه صادرشده از سوی دادگاه و چه از سوی داور، باید مفاداً معلوم بوده و مبتنی بر تردید و احتمال نباشد. در غیر این صورت اگر این رأی را باطل هم ندانیم. قطعاً غیرقابل اجرا و دارای آثاری همانند آثار بطلان است.
۶- فقدان اهلیت طرفین معامله
در قانون آیین دادرسی مدنی ضمانت اجرایی برای فقدان اهلیت طرفین داوری بیان نشده است اما با تصریح قانون‌گذار به اینکه تنها اشخاصی که اهلیت لازم برای اقامه دعوی دارند می‌توانند موضوع اختلاف خود را به داوری ارجاع نمایند و همچنین با توجه به اینکه در قانون داوری تجاری بین‌المللی این مورد از موارد ابطال رأی داوری دانسته شده است. باید قائل به بی اعتباری چنین رأیی بود و امکان ابطال رأی داوری به این جهت وجود دارد.
در نهایت در پاسخ به سوال انتهایی پژوهش که عبارت بود از: ۳- «درصورتی‌که رأی داور از موارد قابل‌ابطال باشد و نسبت به رأی یا اعتراضی نشد یا خارج از مهلت اعتراض شده رأی قابلیت اجرایی دارد؟» ‌می‌توان اینگونه پاسخ داد که:
بحث عدم قابلیت اجرای آرای داوری که مشمول موارد ابطال رأی داوری می‌گردد اما نسبت به چنین آرایی محکوم‌علیه اعتراضی به عمل نیاورده یا خارج از مهلت قانونی درخواست ابطال رأی داوری را به عمل آورده است. به نظر می‌رسد با توجه به تفسیر قوانین داوری، رویه قضایی، نظر دکترین حقوقی که شرح آن در متن پایان نامه بیان گردید و نیز طبع رأی داوری که منشأ آن صرفاً اراده آزاد اشخاص ناشی از تراضی‌شان است و نیز قضاوت اشخاص خصوصی برخلاف اصل است و اگر آیین دادرسی مدنی فصلی ویژه به داوری اختصاص داده بیشتر برای این است، که قانون‌گذار با گذاردن شرایط و محدودیت‌ها از حقوق اشخاص و آحاد جامعه صیانت کند و از این رهگذر کار دادگستری نیز در برخورد با پرونده‌های داوری سبک‌تر و به روال گردد؛ شک نیست که اگر رأی داوری برخلاف قوانین آمره و نیز موجد حق و نظم عمومی و اخلاق حسنه و موازین شرعی باشد و همچنین از حدود اختیارات قرارداد داوری تجاوز نماید، به‌هیچ‌وجه قابلیت اجرا ندارد ولو اینکه اشخاص ذی‌نفع در مهلت به آن اعتراض نکنند و یا اعتراضشان خارج از مواعد اشاره‌شده و به‌صورت دفاع یا طرح دعوا طاری یا انواع دیگر باشد. بی‌تردید این قبیل آراء قابلیت استناد نداشته و قاضی اجرا نمی‌تواند ماشین صدور دستور اجرای هر رأی داوری و با هر شرایطی باشد.
پر روشن است اگر معتقد باشیم به این‌که قاضی اجرا مکلف است بدون در نظر گرفتن ماهیت رأی داوری و انطباق آن با ماده ۴۸۹ و سایر مواد اشاره‌شده و در جهت درخواست ذی‌نفع در صدور دستور و اجرای هر رأی داوری که در مهلت مقرّر نسبت به آن تقاضای ابطال نشده است بپردازد، دیگر لزوم تشریفات مربوط به صدور دستور اجرا در نظام حقوقی ما فاقد معنا می‌شود و فلسفه تشریحی ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی لغو به نظر می‌رسد.
مبحث دوم: پیشنهادات
در جهت رسیدن به یک داوری عادلانه‌تر که مورد قبول طرفین دعوی باشد تا از درخواست ابطال رأی داوری جلوگیری به عمل آمده و همچنین رسیدگی به درخواست ابطال رأی داوری بهتر و دقیق‌تر صورت گیرد، پیشنهاداتی در جهت اصلاح قوانین مفید به نظر می‌رسد.
پیشنهادات بدین شرح است:
۱- ضمانت اجرا عدم رعایت قواعد داوری
ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرّر داشته: «داوران در رسیدگی و رأی، تابع مقررات قانون آیین دادرسی نیستند ولی باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند». در شق دوم این ماده داوران ملزم به رعایت قواعد داوری شده‌اند. و درصورتی‌که توافقی برخلاف آن صورت نگرفته باشد اگر قواعد داوری نقض گردد از موارد بی‌اعتباری داوری می‌باشد زیرا معقول نیست قانون‌گذار رعایت آن را تکلیف نماید ولی فاقد ضمانت اجرا باشد.
بنابراین به نظر می‌رسد قانون‌گذار می‌تواند با تعیین ضمانت اجرا این مورد را در ردیف جهات ابطال رأی داوری قرار دهد تا از ابهامات و صدور آرای متفاوت در این زمینه بکاهد.
۲- افزایش مدت قانونی رسیدگی داوری
قانو‌ن‌گذار در تبصره ماده ۴۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی بیان داشته که درصورت عدم تعیین مدت داوری توسط طرفین مدت داوری سه ماه خواهد بود و این مدت قانونی برای رسیدگی داور است. حال آنکه به نظر می رسد مدت سه ماهه مضیق و گاهی غیر عملی است که این حکم را در قانون جدید فرانسه در امور داوری می‌بینیم که مدت شش ماه است .در فرانسه اگر مدت داوری توسط طرفین توافق نشده باشد به مدت شش ماه و جالب آن است که شخص داور یا داوران در این صورت می تواند این مدت را برای شش ماه دیگر تمدید کند . در حالی که در حقوق ایران و رویه قضایی نه تنها به اساس قابلیت تمدید ایراد و تردید وارد شد بلکه رویه قضایی بر فرض پذیرش نیز این تمدید را با تصویب قاضی لازم الاجرا دانسته‌اند. به هر حال تمدید با واقعیات منطبق است ولی با قانون منطبق نیست. بنابراین اصلاح قوانین در این زمینه ضروریست.
۳- اصلاح بند (د) ماده ۱-۳۳ قانون داوری تجاری بین المللی
بند (و) ماده ۱-۳۳ قانون داوری تجاری بین‌المللی مقرّر می‌دارد: «ترکیب هیئت داوری یا آیین دادرسی مطابق موافقت‌نامه داوری نباشد و یا در صورت سکوت و یا عدم وجود موافقت‌نامه داوری، مخالف قواعد ‌مندرج در این قانون باشد». شایان ذکر است که این بند دقیقاً از قانون نمونه آنسیترال اقتباس شده است.
متن بند ۴ الف ماده ۲-۳۴ قانون نمونه آنسیترال چنین مقرّر می‌دارد: «ترکیب دیوان داوری یا آیین داوری مطابق موافقت طرفین نبوده، مگر چنین موافقتی با یک مقرّره از این قانون که طرفین نمی‌توانند از آن عدول کنند در تعارض بوده است، یا در صورت عدم چنین موافقتی، مطابق مواد این قانون نبوده است».
همان‌طور که دیده می‌شود در قانون نمونه آنسیترال در صورتی که موافقت طرفین در خصوص ترکیب دیوان داوری یا آیین داوری برخلاف قواعد امری این قانون باشد موافقتنامه طرفین بی اعتبار است. و در قانون ایران اشاره‌ای بدان نشده است. این ضعف قانونی ممکن است ناشی از ترجمه ضعیف از قانون نمونه باشد. و هرچند مطابق ماده ۱۹ قانون داوری تجاری بین‌المللی طرفین به شرط رعایت مقررات قانون مذکور می‌توانند در خصوص ترکیب هیئت داوری یا آیین دادرسی توافق نمایند. اما به نظر می‌رسد در جهت رعایت نظم قانون نگاری و همچنین مشخص بودن اختیارات طرفین، مفید است که شرط ابطال توافق طرفین در صورت مخالفت با قواعد امری، به طور صریح در موارد ابطال رأی داوری بیان شود.
۴- ابطال رأی مردد و مبهم
چنانچه رأی داوری متضمن محکومیت خوانده به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه بدون اعلام مبنای محاسبه صادرشده باشد در این صورت رأی داوری به جهت مبهم بودن باطل است زیرا چنین موضوعی مستلزم رسیدگی ماهوی دادگاه به رأی داوری است و می‌دانیم که دادگاه در مقام رسیدگی فاقد صلاحیت جهت رفع ابهام در موضوعات ماهوی است. البته ممکن است تصور شود رأی غیرقابل اجرا است نه باطل که این پرسش مطرح می‌شود اگر رأی باطل نیست و قابل‌اجرا هم نیست آیا خواهان دوباره می‌تواند دادخواست بدهد؟!
به نظر می‌رسد در چنین حالتی اگرچه مطابق اصول حقوقی رأی مبهم و مردد بی‌اعتبار است اما بهتر آن است که قانون‌گذار با اصلاح موارد ابطال رأی داوری در جهت جلوگیری از نزاع و بلاتکلیفی ناشی از عدم قابلیت اجرای چنین رأیی صریحاً موضوع را از موارد ابطال رأی داور اعلام نماید تا طرفین بعد از ابطال رأی داور بتوانند حسب مورد به داوری شخص یا اشخاص دیگر و در صورت عدم تراضی اختلاف خود را در دادگاه دولتی مورد رسیدگی قرار دهند.
۵- ضمانت اجرای فقدان اهلیت طرفین داوری در قانون آیین دادرسی مدنی
در قانون آیین دادرسی مدنی ضمانت اجرایی برای فقدان اهلیت طرفین داوری بیان نشده است اما به نظر می‌رسد در داوری داخلی نیز با تصریح قانون‌گذار به اینکه تنها اشخاصی که اهلیت لازم برای اقامه دعوی دارند می‌توانند موضوع اختلاف خود را به داوری ارجاع نمایند و همچنین با توجه به اینکه در قانون داوری تجاری بین‌المللی این مورد از موارد ابطال رأی داوری دانسته شده است. باید قائل به بی اعتباری چنین رأیی بود و امکان ابطال رأی داوری به این جهت وجود دارد. بنابراین مفید است که قانون‌گذار با تعیین ضمانت‌ اجرا و قرار دادن فقدان اهلیت طرفین از موارد ابطال رأی داوری از بی‌اعتباری چنین آرایی در نتیجه بی‌اطلاعی داور(ان) و خود طرفین داوری از ضمانت اجرا عدم اهلیت طرفین داوی پیش‌گیری نماید و نتیجه آن اعتبار بیشتر نهاد داوری و انسجام بیشتر قوانین داوری است.
۶- تمیز ابطال و بطلان رأی داوری در قانون آیین دادرسی مدنی
در قانون داوری تجاری بین‌المللی در مواد ۳۳ و ۳۴ بین ابطال و بطلان رأی داوری تفاوت قائل شده است. به نظر بهتر است قانون‌گذار جهت رسیدگی سریع‌تر، عادلانه‌تر، ایجاد نظم و جلوگیری از ابهام در داوری داخلی موضوع قانون آیین دادرسی مدنی نیز بین موارد ابطال و بطلان رأی داوری تفکیک قائل شود.
‌‌ فهرست منابع
الف - قوانین:

 

    1. قانون اجرای احکام مدنی

 

    1. قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری

 

    1. قانون اصلاح قانون حکمیت مصوب ۱۳۰۸

 

    1. قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب قوانین عدلیه، مورخ ۱۹ ذی‌القعده ۱۳۲۹ قمری، برابر با ۱۲۹۰ شمسی.

 

    1. قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب کمیسیون قوانین عدلیه مورخ ۱۹ ذی‌القعده ۱۳۲۹ قمری، برابر با ۱۲۹۰ شمسی

 

    1. قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹

 

    1. قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۴/۱۲/۱۳۹۲

 

    1. قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸

 

    1. قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۴

 

    1. قانون تجارت

 

    1. قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب ۱۵/۴/۱۳۷۳

 

    1. قانون حکمیت سال ۱۳۱۳

 

    1. قانون حکمیت مصوب لیله ۲۹ اسفندماه ۱۳۰۶ شمسی.

 

    1. قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳

 

    1. قانون حمایت خانواده مصوب ۲۵/۳/۱۳۴۶

 

    1. قانون راجع به منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلسین و کارمندان در معاملات دولتی و کشوری - مصوب ۲ دی‌ماه ۱۳۳۷

 

نظر دهید »
پرش به محتوای اصلیرفتن به نوار ابزار درباره وردپرس منابع دانشگاهی 88 به‌روزرسانی دردسترس تازه سلام admin بیرون رفتن تنظیمات صفحهراهنما نوشتهٔ تازه افزودن عنوان چگونگی ابطال رأی داوری- قسمت ۱۴ افزودن پروندهٔ چندرسانه‌ایدیداریمتن بند P تعداد واژه‌ها: 1976
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

علاوه بر احکام قطعی دادگاه‌ها، آراء قطعی داوری هم قابل‌اعتراض ثالث است، زیرا هرچند در ماده ۴۹۵. قانون آیین دادرسی مدنی تصریح‌شده است که رأی داور نسبت به اشخاص دیگر (ثالث) تأثیر نخواهد داشت، لیکن این عبارت در مقام بیان آثار نسبی احکام است که اختصاص به رأی داور نداشته، بلکه آثار آراء دادگاه‌ها نیز محدود به اصحاب دعوا است. بنابراین همانطورکه اشخاص ثالث در صورت متضررشدن از آراء دادگاه می‌توانند به آن‌ها اعتراض نمایند این حق را در ارتباط با آراء داوری نیز دارند به همین دلیل در ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی مدنی به این موضوع تصریح‌شده است. ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی مدنی مقرّر می‌دارد: «شخص ثالث حق دارد به هرگونه رأی صادره از دادگاه‌های عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض نماید و نسبت به‌حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته‌اند می‌توانند به‌عنوان شخص ثالث اعتراض کنند».
۳- عدم رعایت اصول دادرسی شامل: الف) اصل استقلال ب) بی‌طرفی داور ج) عدم ابلاغ مناسب د) عدم اعطای فرصت دفاع.
با بررسی که به عمل آمد مشخص شد همان طور که در یک دادرسی عادلانه از سوی قضات باید اصول دادرسی رعایت شود از آنجا که داوری یک نوع قضاوت خصوصی بین طرفین است و طرفین اگرچه برای رسیدگی به اختلاف خود با ارجاع دعوا به داوری از محاکم دولتی سلب صلاحیت کرده اما این موضوع دلیلی نیست بر اینکه طرفین خواستار یک دادرسی عادلانه نیستند بلکه هدف طرفین از ارجاع اختلاف به داوری علاوه بر تسریع در رسیدگی، این است که قضاوت داور را عادلانه تر می‌بینند و موجبی برای عدم رعایت اصول اساسی دادرسی از جمله استقلال داور که منظور از آن عدم رابطه قبلی یا فعلی با طرفین یا اصل بی طرفی داور بدین منظور که حالت ذهنی نسبت به یک طرف اختلاف دارد یا اصول عدم رعایت ابلاغ مناسب و عدم فرصت دفاع به طرفین و … نمی‌باشد. بنابراین داور یا داوران نیز باید همان اصولی رعایت نمایند که در جهت رسیدن به حکم عادلانه در یک دادرسی دولتی ضروری است.
۴- عدم رعایت قواعد داوری:
ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرّر داشته: «داوران در رسیدگی و رأی، تابع مقررات قانون آیین دادرسی نیستند ولی باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند». در شق دوم این ماده داوران ملزم به رعایت قواعد داوری شده‌اند. و درصورتی‌که توافقی برخلاف آن صورت نگرفته باشد اگر قواعد داوری نقض گردد از موارد بی‌اعتباری داوری می‌باشد زیرا معقول نیست قانون‌گذار رعایت آن را تکلیف نماید ولی فاقد ضمانت اجرا باشد.
۵- مردد و مبهم بودن رأی داوری
ذات رأی چه صادرشده از سوی دادگاه و چه از سوی داور، باید مفاداً معلوم بوده و مبتنی بر تردید و احتمال نباشد. در غیر این صورت اگر این رأی را باطل هم ندانیم. قطعاً غیرقابل اجرا و دارای آثاری همانند آثار بطلان است.
۶- فقدان اهلیت طرفین معامله
در قانون آیین دادرسی مدنی ضمانت اجرایی برای فقدان اهلیت طرفین داوری بیان نشده است اما با تصریح قانون‌گذار به اینکه تنها اشخاصی که اهلیت لازم برای اقامه دعوی دارند می‌توانند موضوع اختلاف خود را به داوری ارجاع نمایند و همچنین با توجه به اینکه در قانون داوری تجاری بین‌المللی این مورد از موارد ابطال رأی داوری دانسته شده است. باید قائل به بی اعتباری چنین رأیی بود و امکان ابطال رأی داوری به این جهت وجود دارد.
در نهایت در پاسخ به سوال انتهایی پژوهش که عبارت بود از: ۳- «درصورتی‌که رأی داور از موارد قابل‌ابطال باشد و نسبت به رأی یا اعتراضی نشد یا خارج از مهلت اعتراض شده رأی قابلیت اجرایی دارد؟» ‌می‌توان اینگونه پاسخ داد که:
بحث عدم قابلیت اجرای آرای داوری که مشمول موارد ابطال رأی داوری می‌گردد اما نسبت به چنین آرایی محکوم‌علیه اعتراضی به عمل نیاورده یا خارج از مهلت قانونی درخواست ابطال رأی داوری را به عمل آورده است. به نظر می‌رسد با توجه به تفسیر قوانین داوری، رویه قضایی، نظر دکترین حقوقی که شرح آن در متن پایان نامه بیان گردید و نیز طبع رأی داوری که منشأ آن صرفاً اراده آزاد اشخاص ناشی از تراضی‌شان است و نیز قضاوت اشخاص خصوصی برخلاف اصل است و اگر آیین دادرسی مدنی فصلی ویژه به داوری اختصاص داده بیشتر برای این است، که قانون‌گذار با گذاردن شرایط و محدودیت‌ها از حقوق اشخاص و آحاد جامعه صیانت کند و از این رهگذر کار دادگستری نیز در برخورد با پرونده‌های داوری سبک‌تر و به روال گردد؛ شک نیست که اگر رأی داوری برخلاف قوانین آمره و نیز موجد حق و نظم عمومی و اخلاق حسنه و موازین شرعی باشد و همچنین از حدود اختیارات قرارداد داوری تجاوز نماید، به‌هیچ‌وجه قابلیت اجرا ندارد ولو اینکه اشخاص ذی‌نفع در مهلت به آن اعتراض نکنند و یا اعتراضشان خارج از مواعد اشاره‌شده و به‌صورت دفاع یا طرح دعوا طاری یا انواع دیگر باشد. بی‌تردید این قبیل آراء قابلیت استناد نداشته و قاضی اجرا نمی‌تواند ماشین صدور دستور اجرای هر رأی داوری و با هر شرایطی باشد.
پر روشن است اگر معتقد باشیم به این‌که قاضی اجرا مکلف است بدون در نظر گرفتن ماهیت رأی داوری و انطباق آن با ماده ۴۸۹ و سایر مواد اشاره‌شده و در جهت درخواست ذی‌نفع در صدور دستور و اجرای هر رأی داوری که در مهلت مقرّر نسبت به آن تقاضای ابطال نشده است بپردازد، دیگر لزوم تشریفات مربوط به صدور دستور اجرا در نظام حقوقی ما فاقد معنا می‌شود و فلسفه تشریحی ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی لغو به نظر می‌رسد.
مبحث دوم: پیشنهادات
در جهت رسیدن به یک داوری عادلانه‌تر که مورد قبول طرفین دعوی باشد تا از درخواست ابطال رأی داوری جلوگیری به عمل آمده و همچنین رسیدگی به درخواست ابطال رأی داوری بهتر و دقیق‌تر صورت گیرد، پیشنهاداتی در جهت اصلاح قوانین مفید به نظر می‌رسد.
پیشنهادات بدین شرح است:
۱- ضمانت اجرا عدم رعایت قواعد داوری
ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرّر داشته: «داوران در رسیدگی و رأی، تابع مقررات قانون آیین دادرسی نیستند ولی باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند». در شق دوم این ماده داوران ملزم به رعایت قواعد داوری شده‌اند. و درصورتی‌که توافقی برخلاف آن صورت نگرفته باشد اگر قواعد داوری نقض گردد از موارد بی‌اعتباری داوری می‌باشد زیرا معقول نیست قانون‌گذار رعایت آن را تکلیف نماید ولی فاقد ضمانت اجرا باشد.
بنابراین به نظر می‌رسد قانون‌گذار می‌تواند با تعیین ضمانت اجرا این مورد را در ردیف جهات ابطال رأی داوری قرار دهد تا از ابهامات و صدور آرای متفاوت در این زمینه بکاهد.
۲- افزایش مدت قانونی رسیدگی داوری
قانو‌ن‌گذار در تبصره ماده ۴۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی بیان داشته که درصورت عدم تعیین مدت داوری توسط طرفین مدت داوری سه ماه خواهد بود و این مدت قانونی برای رسیدگی داور است. حال آنکه به نظر می رسد مدت سه ماهه مضیق و گاهی غیر عملی است که این حکم را در قانون جدید فرانسه در امور داوری می‌بینیم که مدت شش ماه است .در فرانسه اگر مدت داوری توسط طرفین توافق نشده باشد به مدت شش ماه و جالب آن است که شخص داور یا داوران در این صورت می تواند این مدت را برای شش ماه دیگر تمدید کند . در حالی که در حقوق ایران و رویه قضایی نه تنها به اساس قابلیت تمدید ایراد و تردید وارد شد بلکه رویه قضایی بر فرض پذیرش نیز این تمدید را با تصویب قاضی لازم الاجرا دانسته‌اند. به هر حال تمدید با واقعیات منطبق است ولی با قانون منطبق نیست. بنابراین اصلاح قوانین در این زمینه ضروریست.
۳- اصلاح بند (د) ماده ۱-۳۳ قانون داوری تجاری بین المللی
بند (و) ماده ۱-۳۳ قانون داوری تجاری بین‌المللی مقرّر می‌دارد: «ترکیب هیئت داوری یا آیین دادرسی مطابق موافقت‌نامه داوری نباشد و یا در صورت سکوت و یا عدم وجود موافقت‌نامه داوری، مخالف قواعد ‌مندرج در این قانون باشد». شایان ذکر است که این بند دقیقاً از قانون نمونه آنسیترال اقتباس شده است.
متن بند ۴ الف ماده ۲-۳۴ قانون نمونه آنسیترال چنین مقرّر می‌دارد: «ترکیب دیوان داوری یا آیین داوری مطابق موافقت طرفین نبوده، مگر چنین موافقتی با یک مقرّره از این قانون که طرفین نمی‌توانند از آن عدول کنند در تعارض بوده است، یا در صورت عدم چنین موافقتی، مطابق مواد این قانون نبوده است».
همان‌طور که دیده می‌شود در قانون نمونه آنسیترال در صورتی که موافقت طرفین در خصوص ترکیب دیوان داوری یا آیین داوری برخلاف قواعد امری این قانون باشد موافقتنامه طرفین بی اعتبار است. و در قانون ایران اشاره‌ای بدان نشده است. این ضعف قانونی ممکن است ناشی از ترجمه ضعیف از قانون نمونه باشد. و هرچند مطابق ماده ۱۹ قانون داوری تجاری بین‌المللی طرفین به شرط رعایت مقررات قانون مذکور می‌توانند در خصوص ترکیب هیئت داوری یا آیین دادرسی توافق نمایند. اما به نظر می‌رسد در جهت رعایت نظم قانون نگاری و همچنین مشخص بودن اختیارات طرفین، مفید است که شرط ابطال توافق طرفین در صورت مخالفت با قواعد امری، به طور صریح در موارد ابطال رأی داوری بیان شود.
۴- ابطال رأی مردد و مبهم
چنانچه رأی داوری متضمن محکومیت خوانده به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه بدون اعلام مبنای محاسبه صادرشده باشد در این صورت رأی داوری به جهت مبهم بودن باطل است زیرا چنین موضوعی مستلزم رسیدگی ماهوی دادگاه به رأی داوری است و می‌دانیم که دادگاه در مقام رسیدگی فاقد صلاحیت جهت رفع ابهام در موضوعات ماهوی است. البته ممکن است تصور شود رأی غیرقابل اجرا است نه باطل که این پرسش مطرح می‌شود اگر رأی باطل نیست و قابل‌اجرا هم نیست آیا خواهان دوباره می‌تواند دادخواست بدهد؟!
به نظر می‌رسد در چنین حالتی اگرچه مطابق اصول حقوقی رأی مبهم و مردد بی‌اعتبار است اما بهتر آن است که قانون‌گذار با اصلاح موارد ابطال رأی داوری در جهت جلوگیری از نزاع و بلاتکلیفی ناشی از عدم قابلیت اجرای چنین رأیی صریحاً موضوع را از موارد ابطال رأی داور اعلام نماید تا طرفین بعد از ابطال رأی داور بتوانند حسب مورد به داوری شخص یا اشخاص دیگر و در صورت عدم تراضی اختلاف خود را در دادگاه دولتی مورد رسیدگی قرار دهند.
۵- ضمانت اجرای فقدان اهلیت طرفین داوری در قانون آیین دادرسی مدنی
در قانون آیین دادرسی مدنی ضمانت اجرایی برای فقدان اهلیت طرفین داوری بیان نشده است اما به نظر می‌رسد در داوری داخلی نیز با تصریح قانون‌گذار به اینکه تنها اشخاصی که اهلیت لازم برای اقامه دعوی دارند می‌توانند موضوع اختلاف خود را به داوری ارجاع نمایند و همچنین با توجه به اینکه در قانون داوری تجاری بین‌المللی این مورد از موارد ابطال رأی داوری دانسته شده است. باید قائل به بی اعتباری چنین رأیی بود و امکان ابطال رأی داوری به این جهت وجود دارد. بنابراین مفید است که قانون‌گذار با تعیین ضمانت‌ اجرا و قرار دادن فقدان اهلیت طرفین از موارد ابطال رأی داوری از بی‌اعتباری چنین آرایی در نتیجه بی‌اطلاعی داور(ان) و خود طرفین داوری از ضمانت اجرا عدم اهلیت طرفین داوی پیش‌گیری نماید و نتیجه آن اعتبار بیشتر نهاد داوری و انسجام بیشتر قوانین داوری است.
۶- تمیز ابطال و بطلان رأی داوری در قانون آیین دادرسی مدنی
در قانون داوری تجاری بین‌المللی در مواد ۳۳ و ۳۴ بین ابطال و بطلان رأی داوری تفاوت قائل شده است. به نظر بهتر است قانون‌گذار جهت رسیدگی سریع‌تر، عادلانه‌تر، ایجاد نظم و جلوگیری از ابهام در داوری داخلی موضوع قانون آیین دادرسی مدنی نیز بین موارد ابطال و بطلان رأی داوری تفکیک قائل شود.
‌‌ فهرست منابع
الف - قوانین:

 

    1. قانون اجرای احکام مدنی

 

    1. قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری

 

    1. قانون اصلاح قانون حکمیت مصوب ۱۳۰۸

 

    1. قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب قوانین عدلیه، مورخ ۱۹ ذی‌القعده ۱۳۲۹ قمری، برابر با ۱۲۹۰ شمسی.

 

    1. قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب کمیسیون قوانین عدلیه مورخ ۱۹ ذی‌القعده ۱۳۲۹ قمری، برابر با ۱۲۹۰ شمسی

 

    1. قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹

 

    1. قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۴/۱۲/۱۳۹۲

 

    1. قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸

 

    1. قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۴

 

    1. قانون تجارت

 

    1. قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب ۱۵/۴/۱۳۷۳

 

    1. قانون حکمیت سال ۱۳۱۳

 

    1. قانون حکمیت مصوب لیله ۲۹ اسفندماه ۱۳۰۶ شمسی.

 

    1. قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳

 

    1. قانون حمایت خانواده مصوب ۲۵/۳/۱۳۴۶

 

    1. قانون راجع به منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلسین و کارمندان در معاملات دولتی و کشوری - مصوب ۲ دی‌ماه ۱۳۳۷

 

نظر دهید »
پرش به محتوای اصلیرفتن به نوار ابزار درباره وردپرس منابع دانشگاهی 88 به‌روزرسانی دردسترس تازه سلام admin بیرون رفتن تنظیمات صفحهراهنما نوشتهٔ تازه افزودن عنوان تاثیراستراتژی‌های تحول براثربخشی سازمانی درشهرداری کاشان- قسمت ۸تأثیر-میزان-نهادینه-شدن-کارت-ام
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

کلمات و اصطالحات کلیدی پروژه
برنامه زمانبندی اصالح شده
فاز ۲: تدوین بیانیه راهبردی سازمان (منشور سازمانی)
با توجه به این که مأموریت، چشم انداز و ارزش های یک سازمان جهت کلی آینده آن سازمان را مشخص میکند، لذا پس از برنامهریزی اولیه بر اساس عالئق استراتژیک ذینفعان )مدیران، مشتریان، و شرکای تجاری و … بیانیه جهت- گیری تدوین میشود.
وظیفه این فعالیت طی مراحلی است که نهایتا منجر به تدوین بیانیه جهتگیری سازمان یا منشور سازمانی میشود که بیانگر و راهنمای تمام فعالیتها و تصمیمهای بلندمدت و کوتاه مدت و نشانگر مقصود بنیادی سازمان میباشد. سه عنصر اصلی در این راستا مأموریت سازمانی، چشمانداز سازمانی ، ارزشهای سازمانی میباشند. این سه مفهوم به منزله اتصال دهنده عناصر سازمانی بوده، بیانگر ماهیت، چگونگی و راستای جهت گیریهای سازمانی هستند. مأموریت معادل فلسفه وجودی و مقصود نهایی ،ارزشها به منزله اصول اعتقادی دیرپا و اساسی و منشور اخالق انسانی و حرفهای و چشمانداز حکم تصویر زنده سازمان در آیندهای تعریف شده را دارد. البته باید توجه داشت که بعد از طراحی استراتژیها و اهداف کالن دوباره، این عناصر تطبیق و بهبود داده خواهند شد. (کیانی،۱۳۷۳)
تدوین مأموریت سازمانی
مأموریت یک سازمان ، خط یا خطوط فعالیت آن را تشریح میکند. محصوالت و خدمات آن را تعیین مینماید و محدوده فعالیت را در حال و آینده مشخص میکند. مأموریت ، باورهای کلی مدیران یک سازمان درباره مقصود، قابلیت ها و جایگاه سازمان در کشور است که موجودیت سازمان را توجیه میکند. مأموریت ، بیان رسمی هدف اساسیای است که در پشت موجودیت یک سازمان قرار دارد یا به عبا

 

 

 

    • وجود تعریف جامع برای همه اجزای مدل

 

    • توانایی پیاده سازی برای کل یا یک بخش

 

    • وجود منابع اطلاعاتی کامل

 

    • امکان سنجش کمی

 

    • انعطاف پذیری

 

    • ریشه یابی و یافتن روابط علت و معلولی

 

 

 

 

 

    • جامع نبودن حوزه های تخصصی تعریف شده

 

    • پیچیده بودن ساختار مدل

 

    • زمان بر بودن اجرای مدل

 

    • مشکل بودن جمع آوری اطلاعات برای مدل

 

    • عدم تعریف اصول حاکم بر مدل

 

 

 

 

 


۲-۳-۴ مدیریت ارزش کسب شده[۳]
مدیریت ارزش کسب شده از معیار های سیستم کنترل زمان بندی/هزینه[۴] نشات گرفته است که به اختصار آن را به صورت c/scsc نمایش می دهند. c/scsc حاوی ۳۵ معیار بوده است که مدیران پروژه در ایالات متحده آمریکاآن ها را به عنوان یک استاندارد پذیرفته بودند. از این ۳۵ معیار به منظور یکپارچه سازی فرمت های گزارش گیری شرکت های خصوصی با سیستم کنترل مدیریت دولت آمریکا جهت به کارگیری در مدیریت و کنترل پروژه ها یشان الزام گردیده بود.
مفهوم «ارزش کسب شده» برای اولین بار توسط مهندسین صنایع که در اولین کارخانه های آمریکایی کار می کردند رایج گردید. بهترین تجربه در به کارگیری مفهوم ارزش کسب شده پس از انتشار معیار های c/scsc با عنوان یک سند رسمی در سال ۱۹۶۷ میلادی به منظور راهبردی برنامه های موشکی حاصل گردید. معیارهای c/scsc خیلی سریع توسعه یافتند و به عنوان معیارهایی برای نظارت بر عملکرد پروژه شناخته شدند. به طور EVM متدولوژی شناخته شده ای است برای اندازه گیری و بیان میزان واقعی پیشرفت پروژه از طریق یکپارچه سازی سه بعدکلیدی پروژه را قادر می سازد بتوانند میزان مغایرت های زمانی و هزینه ای پروژه و شاخص های عملکرد زمان و هزینه پروژه را محاسبه نمایند و همچنین بتوانند هزینه نهایی و زمان اتمام پروژه را پیش بینی کنند. اندازه گیری عملکرد در طول پروژه و زمانی که هنوز فرصت لازم برای اقدام اصلاحی وجود دارد ، یکی از نیاز های اساسی کنترل پروژه است.(عالم تبریز،اکبر و محمدرحیمی، علیرضا، ۱۳۸۸،ص۴۵۶)
۲-۳-۵ ارزیابی عملکرد به روش کارت امتیازی متوازن (BSC)
درسال ۱۹۹۲ پروفسور رابرت کاپلان استاد دانشگاه هاروارد و دیوید نورتون مقاله ای منتشر کردند که در آن رویکرد جدیدی برای اندازه گیری عملکرد با عنوان کارت امتیازی متوازن ارائه نمودند (۱۹۹۲Kaplan, R, & Norton, D.P,).
این مقاله که در طول یک پروژه تحقیقاتی یکساله با مشارکت ۱۲ شرکت توسعه یافته بود ،نشان می داد که شرکت های موفق برای ارزیابی عملکرد خود فقط به سنجه های مالی متکی نیستند ، بلکه عملکرد خود را از سه منظر دیگری که شامل مشتری ، فرآیند های داخلی و رشد و یادگیری می باشد، نیز مورد ارزیابی قرار می دهند . یافته های آنها بیان کننده این واقعیت بود که شرکت های موفق ، در هر یک از این چهار منظر ، اهداف خود را تعیین نموده و برای ارزیابی میزان موفقیت در آنها سنجه ها و اهدافی کمی را معین می نمایند . پس از آن نیز اقدامات و ابتکارات اجرایی را برای تحقق این اهداف برنامه ریزی و مورد اجرا قرار می دهند . (بختیاری، پرویز؛ ۱۳۸۳ )
تا سال ۲۰۰۱ ارزیابی متوارن به عنوان یکی از ۱۵ ابزار مدیریتی پر کاربرد ، کم خطا و مؤثر بین مدیران شرکت های مختلف در ۲۲ کشور دنیا شناخته شده بود و روز به روز به استفاده کنندگان آن اضافه می شود . تحقیقات نشان می دهد حدود ۷۰ درصد شرکتهای آمریکایی از این ابزار بهره برده اند یا در صدد استفاده از آن هستند . (۲۰۰۱Rigby, D.K , )
برخی دیگر از تحقیقات صورت گرفته در خصوص کارت امتیازی متوازن به شرح جدول زیر می باشد.
جدول۲‑۴:پژوهش های صورت گرفته پیرامون کارت امتیازی متوازن

 

 

نام پژوهشگران

 

سال انجام

 

مورد استفاده

 

نتایج پژوهش

 

 

 

کاپلان و نورتن

 

۱۹۹۲

 

بررسی ارزیابی عملکرد در ۱۲ شرکت

 

معرفی تکنیک ارزیابی متوازن تکنیکی جهت ارزیابی عملیات مدیران ، این امر بررسی سریع ولی جامع واحد تجاری را برای مدیران ارشد امکان پذیر می کند.

 

 

 

کاپلان و نورتن

 

۱۹۹۳

 

بررسی کاربرد ارزیابی متوازن در سه شرکت راک واتر،کامپیوتر اپل و یک شرکت سازنده تجهیزات بسیار کوچک پیشرفته

 

در شرایط مختلف بازار و استراتژی های تولید و محیط های رقابتی مختلف باید کارت امتیازی متفاوتی به کارگرفته شود.

 

 

رت دیگر دلیل وجودی سازمان است. برای نوشتن بیانیه مأموریت به ۷ سؤال پاسخ داده م یشود:

 

    1. چرا؟ (هدف بنیادی سازمان)

 

    1. چه چیزی؟ ( چه کالا و خدماتی را ارایه م یکند؟)

 

    1. برای چه کسی؟ (مشتریان هدف فعلی و آینده هر کدام از خدمات کدامند؟)

 

    1. کجا؟ (نحوه و مکان ارایه خدمات کجاست؟)

 

    1. چگونه؟(توانمندی عملیاتی چیست؟ چه باید باشد؟ جایگاه تکنولوژی کجاست؟)

 

    1. کانون توجه کجاست ؟ (منابع انسانی، تکنولوژی، مسوولیت اجتماعی)

 

    1. با چه تفاوتی نسبت به دیگران (مزیت سازمان کجاست؟ چرا مشتریان هدف ما باید به ما مراجعه کنند؟)

 

تعیین چشم انداز سازمانی
چشمانداز (آرمان)بیانیه کلی آن چیزی است که سازمان در آینده میخواهد باشد و باهدف آفریدن آینده و نه پیشبینی آینده ترسیم میشود. چشمانداز باید واقعی باشد و چشم انداز به مثابه ستاره قطب شمال است و نقش یک نیروی جهت دهنده و یک عامل یکپارچه کننده را بازی میکند. در صورت اتفاق نظر روی یک چشمانداز سازمانی، فرهنگ حمایت از استراتژیهای سازمانی شکل خواهد گرفت و باور مشترک در سازمان ایجاد خواهد شد. چشمانداز تصویر زنده سازمان در آینده است. چشم انداز ممکن است به یکی از طرق ذیل تدوین شود:
هدف بزرگ مورد نظر به صورت کمی یا کیفی بیان شود.
جلو زدن از یک رقیب اصلی را مبنا قرار دهد.
یک سازمان شاخص را مدل قرار دهد.
تحول درونی به سوی سازمانی بزرگ و موفق را محور قرار دهد. (کیانی،۱۳۷۳)
تعیین ارزشهای سازمانی
ارزشهای بنیادی اصول اعتقادی و اخلاقی اساسی سازمان است. ارزش‌های بنیادی اهمیت ذاتی دارند و نه توجیه اقتصادی. ارزشهای بنیادی به سادگی با تغییر شرایط تغییر نمیکنند. ارزش‌های بنیادی واقعی حتی در صورت بروز ضرر نیز ترک نمیشوند. ارزش‌های بنیادی را نباید باسیاست‌های کاری که ارزش پایدار نیستند نظیر کیفیت، اگر واقعاً ارزش نباشد( اشتباه گرفت. نکته مهم در ارزشهای بنیادی این است که باید عمیقاً مورد اعتقاد و عمل مدیران سازمان باشد. این متن میتواند به عنوان مبنای منشور اخلاق انسانی- حرفهای کارکنان سازمان پذیرفته و تبلیغ شود. جمع‌بندی سه متن مأموریت، چشم‌انداز و ارزشها به صورت بیانیه جهت‌گیری خواهد بود. این بیانیه باید به قدر کافی کلی باشد که امکان تغییر در مجموعه محصول یا خدمات تا زمانی که فعالیت اصلی ثابت باقی مانده است. وجود داشته باشد، اما به اندازه کافی هم باید مشخص باشد که را در بین دیگر سازمان‌های هم نوع خود متمایز گرداند. این متن در تعامل اندیشه‌های متفاوت درون و برون‌سازمانی از طریق مصاحبه، پرسشنامه، جلسات و حتی گفتگوهای غیررسمی شکل می‌گیرد و توسط کمیته کارشناسی تنظیم اولیه می‌شود و توسط کمیته عالی تأیید نهایی و با اصلاح و در نهایت ابلاغ می‌شود. خروجی این فعالیت متن خلاصه و فشرده ولی پرمحتوایی است که تدوین برنامه‌های استراتژیک و توسعه را هدایت میکند.
در هر صورت تدوین یا باز تدوین سالانه مأموریت، ارزش‌ها و چشم‌انداز نقطه شروعی میباشد برای تشخیص و تعیین مسایل و موضوعات استراتژیک پیش روی و این تعیین و تشخیص خود مقدمه ای است بر فرموله کردن مسایل استراتژیک سازمان که در مراحل بعدی باید به آن‌ها پاسخ گفت.
فاز ۳: تجزیه و تحلیل محیط سازمان
برای تعیین جایگاه و توان سازمان، همچنین تعیین فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط، که میتوانند در رسیدن به چشم‌انداز تأثیر بگذراند، به بررسی محیط پرداخته می‌شود. هدف از تحلیل محیط درونی تعیین قوت‌ها و ضعف‌های و تعیین قابلیت‌ها و منابع قابل‌اتکای سازمان می‌باشد. همچنین هدف از تحلیل محیط بیرونی، تشخیص فرصت‌ها و تهدیدهایی است که می‌توانند بر عملیات آتی سازمان تأثیرگذار باشند. بررسی و تحلیل نیازها، خواستهها و الزامات ذینفعان نیز از فعالیت‌های این مرحله میباشد. (کاشانی،۱۳۷۵)
شناسایی وضع موجود سازمان و پیش‌بینی روند تغییرات محیط درونی جهت تعیین نقاط قوت و ضعف و تبیین چالش‌ها و افق‌های محیطی در قالب لیست فرصت‌ها و تهدیدها، برای تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان و در نهایت ارائه و انتخاب استراتژی های کلیدی می‌باشد. در ادامه فاز تجزیه و تحلیل محیطی بیشتر تشریح میشود.
۱- تحلیل محیطی بیرونی
تحلیل محیطی شامل دو قسمت میباشد: تحلیل محیط عمومی و تحلیل محیط اختصاصی که حاصل این تحلیل فرصت‌ها و تهدیدها و موضوعات استراتژیک ناشی از آن‌ها خواهد بود.
تحلیل محیطی عمومی: سازمان‌ها در ارتباط با محیط و تعامل و تبادل با آن از یکسری عوامل به صورت عام و مشابه با دیگر سازمان‌ها تأثیر می‌پذیرد که مجموع این عوامل به عنوان محیط عمومی سازمان نامیده می‌شوند. جهت تحلیل محیط برون‌سازمانی بایستی این عوامل مورد بررسی قرار گیرند. محیط عمومی بیرونی به پنج بخش تقسیم میشود، که عبارت‌اند از:

 

    1. بخش سیاسی- قانونی

 

    1. بخش اقتصادی- مالی

 

    1. بخش تکنولوژی

 

    1. بخش اجتماعی- فرهنگی

 

    1. بخش بین‌المللی

 

محیط اختصاصی: در این تحلیل نیز فضای اختصاصی به پنج بخش تقسیم میشود که باید به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد:

 

    1. تأمین‌کنندگان

 

    1. مشتریان

 

    1. جایگزین‌ها

 

    1. رقبا

 

    1. تازه واردین

 

۱- تحلیل محیط داخلی سازمان
تحلیل محیط داخلی سازمان که شامل دو بخش عمده می‌باشد:

نظر دهید »
پرش به محتوای اصلیرفتن به نوار ابزار درباره وردپرس منابع دانشگاهی 88 به‌روزرسانی دردسترس تازه سلام admin بیرون رفتن تنظیمات صفحهراهنما نوشتهٔ تازه افزودن عنوان تاثیراستراتژی‌های تحول براثربخشی سازمانی درشهرداری کاشان- قسمت ۸ افزودن پروندهٔ چندرسانه‌ایدید
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

کلمات و اصطالحات کلیدی پروژه
برنامه زمانبندی اصالح شده
فاز ۲: تدوین بیانیه راهبردی سازمان (منشور سازمانی)
با توجه به این که مأموریت، چشم انداز و ارزش های یک سازمان جهت کلی آینده آن سازمان را مشخص میکند، لذا پس از برنامهریزی اولیه بر اساس عالئق استراتژیک ذینفعان )مدیران، مشتریان، و شرکای تجاری و … بیانیه جهت- گیری تدوین میشود.
وظیفه این فعالیت طی مراحلی است که نهایتا منجر به تدوین بیانیه جهتگیری سازمان یا منشور سازمانی میشود که بیانگر و راهنمای تمام فعالیتها و تصمیمهای بلندمدت و کوتاه مدت و نشانگر مقصود بنیادی سازمان میباشد. سه عنصر اصلی در این راستا مأموریت سازمانی، چشمانداز سازمانی ، ارزشهای سازمانی میباشند. این سه مفهوم به منزله اتصال دهنده عناصر سازمانی بوده، بیانگر ماهیت، چگونگی و راستای جهت گیریهای سازمانی هستند. مأموریت معادل فلسفه وجودی و مقصود نهایی ،ارزشها به منزله اصول اعتقادی دیرپا و اساسی و منشور اخالق انسانی و حرفهای و چشمانداز حکم تصویر زنده سازمان در آیندهای تعریف شده را دارد. البته باید توجه داشت که بعد از طراحی استراتژیها و اهداف کالن دوباره، این عناصر تطبیق و بهبود داده خواهند شد. (کیانی،۱۳۷۳)
تدوین مأموریت سازمانی
مأموریت یک سازمان ، خط یا خطوط فعالیت آن را تشریح میکند. محصوالت و خدمات آن را تعیین مینماید و محدوده فعالیت را در حال و آینده مشخص میکند. مأموریت ، باورهای کلی مدیران یک سازمان درباره مقصود، قابلیت ها و جایگاه سازمان در کشور است که موجودیت سازمان را توجیه میکند. مأموریت ، بیان رسمی هدف اساسیای است که در پشت موجودیت یک سازمان قرار دارد یا به عبارت دیگر دلیل وجودی سازمان است. برای نوشتن بیانیه مأموریت به ۷ سؤال پاسخ داده م یشود:

 

    1. چرا؟ (هدف بنیادی سازمان)

 

    1. چه چیزی؟ ( چه کالا و خدماتی را ارایه م یکند؟)

 

    1. برای چه کسی؟ (مشتریان هدف فعلی و آینده هر کدام از خدمات کدامند؟)

 

    1. کجا؟ (نحوه و مکان ارایه خدمات کجاست؟)

 

    1. چگونه؟(توانمندی عملیاتی چیست؟ چه باید باشد؟ جایگاه تکنولوژی کجاست؟)

 

    1. کانون توجه کجاست ؟ (منابع انسانی، تکنولوژی، مسوولیت اجتماعی)

 

    1. با چه تفاوتی نسبت به دیگران (مزیت سازمان کجاست؟ چرا مشتریان هدف ما باید به ما مراجعه کنند؟)

 


تعیین چشم انداز سازمانی
چشمانداز (آرمان)بیانیه کلی آن چیزی است که سازمان در آینده میخواهد باشد و باهدف آفریدن آینده و نه پیشبینی آینده ترسیم میشود. چشمانداز باید واقعی باشد و چشم انداز به مثابه ستاره قطب شمال است و نقش یک نیروی جهت دهنده و یک عامل یکپارچه کننده را بازی میکند. در صورت اتفاق نظر روی یک چشمانداز سازمانی، فرهنگ حمایت از استراتژیهای سازمانی شکل خواهد گرفت و باور مشترک در سازمان ایجاد خواهد شد. چشمانداز تصویر زنده سازمان در آینده است. چشم انداز ممکن است به یکی از طرق ذیل تدوین شود:
هدف بزرگ مورد نظر به صورت کمی یا کیفی بیان شود.
جلو زدن از یک رقیب اصلی را مبنا قرار دهد.
یک سازمان شاخص را مدل قرار دهد.
تحول درونی به سوی سازمانی بزرگ و موفق را محور قرار دهد. (کیانی،۱۳۷۳)
تعیین ارزشهای سازمانی
ارزشهای بنیادی اصول اعتقادی و اخلاقی اساسی سازمان است. ارزش‌های بنیادی اهمیت ذاتی دارند و نه توجیه اقتصادی. ارزشهای بنیادی به سادگی با تغییر شرایط تغییر نمیکنند. ارزش‌های بنیادی واقعی حتی در صورت بروز ضرر نیز ترک نمیشوند. ارزش‌های بنیادی را نباید باسیاست‌های کاری که ارزش پایدار نیستند نظیر کیفیت، اگر واقعاً ارزش نباشد( اشتباه گرفت. نکته مهم در ارزشهای بنیادی این است که باید عمیقاً مورد اعتقاد و عمل مدیران سازمان باشد. این متن میتواند به عنوان مبنای منشور اخلاق انسانی- حرفهای کارکنان سازمان پذیرفته و تبلیغ شود. جمع‌بندی سه متن مأموریت، چشم‌انداز و ارزشها به صورت بیانیه جهت‌گیری خواهد بود. این بیانیه باید به قدر کافی کلی باشد که امکان تغییر در مجموعه محصول یا خدمات تا زمانی که فعالیت اصلی ثابت باقی مانده است. وجود داشته باشد، اما به اندازه کافی هم باید مشخص باشد که را در بین دیگر سازمان‌های هم نوع خود متمایز گرداند. این متن در تعامل اندیشه‌های متفاوت درون و برون‌سازمانی از طریق مصاحبه، پرسشنامه، جلسات و حتی گفتگوهای غیررسمی شکل می‌گیرد و توسط کمیته کارشناسی تنظیم اولیه می‌شود و توسط کمیته عالی تأیید نهایی و با اصلاح و در نهایت ابلاغ می‌شود. خروجی این فعالیت متن خلاصه و فشرده ولی پرمحتوایی است که تدوین برنامه‌های استراتژیک و توسعه را هدایت میکند.
در هر صورت تدوین یا باز تدوین سالانه مأموریت، ارزش‌ها و چشم‌انداز نقطه شروعی میباشد برای تشخیص و تعیین مسایل و موضوعات استراتژیک پیش روی و این تعیین و تشخیص خود مقدمه ای است بر فرموله کردن مسایل استراتژیک سازمان که در مراحل بعدی باید به آن‌ها پاسخ گفت.
فاز ۳: تجزیه و تحلیل محیط سازمان
برای تعیین جایگاه و توان سازمان، همچنین تعیین فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط، که میتوانند در رسیدن به چشم‌انداز تأثیر بگذراند، به بررسی محیط پرداخته می‌شود. هدف از تحلیل محیط درونی تعیین قوت‌ها و ضعف‌های و تعیین قابلیت‌ها و منابع قابل‌اتکای سازمان می‌باشد. همچنین هدف از تحلیل محیط بیرونی، تشخیص فرصت‌ها و تهدیدهایی است که می‌توانند بر عملیات آتی سازمان تأثیرگذار باشند. بررسی و تحلیل نیازها، خواستهها و الزامات ذینفعان نیز از فعالیت‌های این مرحله میباشد. (کاشانی،۱۳۷۵)
شناسایی وضع موجود سازمان و پیش‌بینی روند تغییرات محیط درونی جهت تعیین نقاط قوت و ضعف و تبیین چالش‌ها و افق‌های محیطی در قالب لیست فرصت‌ها و تهدیدها، برای تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان و در نهایت ارائه و انتخاب استراتژی های کلیدی می‌باشد. در ادامه فاز تجزیه و تحلیل محیطی بیشتر تشریح میشود.
۱- تحلیل محیطی بیرونی
تحلیل محیطی شامل دو قسمت میباشد: تحلیل محیط عمومی و تحلیل محیط اختصاصی که حاصل این تحلیل فرصت‌ها و تهدیدها و موضوعات استراتژیک ناشی از آن‌ها خواهد بود.
تحلیل محیطی عمومی: سازمان‌ها در ارتباط با محیط و تعامل و تبادل با آن از یکسری عوامل به صورت عام و مشابه با دیگر سازمان‌ها تأثیر می‌پذیرد که مجموع این عوامل به عنوان محیط عمومی سازمان نامیده می‌شوند. جهت تحلیل محیط برون‌سازمانی بایستی این عوامل مورد بررسی قرار گیرند. محیط عمومی بیرونی به پنج بخش تقسیم میشود، که عبارت‌اند از:

 

    1. بخش سیاسی- قانونی

 

    1. بخش اقتصادی- مالی

 

    1. بخش تکنولوژی

 

    1. بخش اجتماعی- فرهنگی

 

    1. بخش بین‌المللی

 


محیط اختصاصی: در این تحلیل نیز فضای اختصاصی به پنج بخش تقسیم میشود که باید به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد:

 

    1. تأمین‌کنندگان

 

    1. مشتریان

 

    1. جایگزین‌ها

 

    1. رقبا

 

    1. تازه واردین

 


۱- تحلیل محیط داخلی سازمان
تحلیل محیط داخلی سازمان که شامل دو بخش عمده می‌باشد:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 139
  • 140
  • 141
  • ...
  • 142
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • ...
  • 146
  • ...
  • 147
  • 148
  • 149
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای
  • بررسی تعهدات بین المللی دولت ها در ارتباط با حقوق بیگانگان
  • پایان نامه در مورد رابطه بین توانمندسازی روان شناختی و بهره وری منابع انسانی ...
  • بررسی میزان انعکاس و تصویر سازی مطبوعات داخلی از آسیب اجتماعی سرقت
  • دانلود منابع پایان نامه درباره تئوری ظاهر در حقوق خصوصی ایران- فایل ۱۴
  • ارزیابی عوامل استقرار مدارس هوشمند از دیدگاه مدیران ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد ارزیابی برخی الگوریتم‌های کنترل همروندی در سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، از ...
  • قلمرو حقوق تجدیدنظرخواه و ضمانت اجرای آن
  • پایان نامه : جواز و مشروعیت مرابحه در آرای فقهای غیرمعاصر
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها با موضوع مطالعه تطبیقی میزان مشارکت سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان و ...

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان