کلمات و اصطالحات کلیدی پروژه
برنامه زمانبندی اصالح شده
فاز ۲: تدوین بیانیه راهبردی سازمان (منشور سازمانی)
با توجه به این که مأموریت، چشم انداز و ارزش های یک سازمان جهت کلی آینده آن سازمان را مشخص میکند، لذا پس از برنامهریزی اولیه بر اساس عالئق استراتژیک ذینفعان )مدیران، مشتریان، و شرکای تجاری و … بیانیه جهت- گیری تدوین میشود.
وظیفه این فعالیت طی مراحلی است که نهایتا منجر به تدوین بیانیه جهتگیری سازمان یا منشور سازمانی میشود که بیانگر و راهنمای تمام فعالیتها و تصمیمهای بلندمدت و کوتاه مدت و نشانگر مقصود بنیادی سازمان میباشد. سه عنصر اصلی در این راستا مأموریت سازمانی، چشمانداز سازمانی ، ارزشهای سازمانی میباشند. این سه مفهوم به منزله اتصال دهنده عناصر سازمانی بوده، بیانگر ماهیت، چگونگی و راستای جهت گیریهای سازمانی هستند. مأموریت معادل فلسفه وجودی و مقصود نهایی ،ارزشها به منزله اصول اعتقادی دیرپا و اساسی و منشور اخالق انسانی و حرفهای و چشمانداز حکم تصویر زنده سازمان در آیندهای تعریف شده را دارد. البته باید توجه داشت که بعد از طراحی استراتژیها و اهداف کالن دوباره، این عناصر تطبیق و بهبود داده خواهند شد. (کیانی،۱۳۷۳)
تدوین مأموریت سازمانی
مأموریت یک سازمان ، خط یا خطوط فعالیت آن را تشریح میکند. محصوالت و خدمات آن را تعیین مینماید و محدوده فعالیت را در حال و آینده مشخص میکند. مأموریت ، باورهای کلی مدیران یک سازمان درباره مقصود، قابلیت ها و جایگاه سازمان در کشور است که موجودیت سازمان را توجیه میکند. مأموریت ، بیان رسمی هدف اساسیای است که در پشت موجودیت یک سازمان قرار دارد یا به عبارت دیگر دلیل وجودی سازمان است. برای نوشتن بیانیه مأموریت به ۷ سؤال پاسخ داده م یشود:
-
- چرا؟ (هدف بنیادی سازمان)
-
- چه چیزی؟ ( چه کالا و خدماتی را ارایه م یکند؟)
-
- برای چه کسی؟ (مشتریان هدف فعلی و آینده هر کدام از خدمات کدامند؟)
-
- کجا؟ (نحوه و مکان ارایه خدمات کجاست؟)
-
- چگونه؟(توانمندی عملیاتی چیست؟ چه باید باشد؟ جایگاه تکنولوژی کجاست؟)
-
- کانون توجه کجاست ؟ (منابع انسانی، تکنولوژی، مسوولیت اجتماعی)
-
- با چه تفاوتی نسبت به دیگران (مزیت سازمان کجاست؟ چرا مشتریان هدف ما باید به ما مراجعه کنند؟)
تعیین چشم انداز سازمانی
چشمانداز (آرمان)بیانیه کلی آن چیزی است که سازمان در آینده میخواهد باشد و باهدف آفریدن آینده و نه پیشبینی آینده ترسیم میشود. چشمانداز باید واقعی باشد و چشم انداز به مثابه ستاره قطب شمال است و نقش یک نیروی جهت دهنده و یک عامل یکپارچه کننده را بازی میکند. در صورت اتفاق نظر روی یک چشمانداز سازمانی، فرهنگ حمایت از استراتژیهای سازمانی شکل خواهد گرفت و باور مشترک در سازمان ایجاد خواهد شد. چشمانداز تصویر زنده سازمان در آینده است. چشم انداز ممکن است به یکی از طرق ذیل تدوین شود:
هدف بزرگ مورد نظر به صورت کمی یا کیفی بیان شود.
جلو زدن از یک رقیب اصلی را مبنا قرار دهد.
یک سازمان شاخص را مدل قرار دهد.
تحول درونی به سوی سازمانی بزرگ و موفق را محور قرار دهد. (کیانی،۱۳۷۳)
تعیین ارزشهای سازمانی
ارزشهای بنیادی اصول اعتقادی و اخلاقی اساسی سازمان است. ارزشهای بنیادی اهمیت ذاتی دارند و نه توجیه اقتصادی. ارزشهای بنیادی به سادگی با تغییر شرایط تغییر نمیکنند. ارزشهای بنیادی واقعی حتی در صورت بروز ضرر نیز ترک نمیشوند. ارزشهای بنیادی را نباید باسیاستهای کاری که ارزش پایدار نیستند نظیر کیفیت، اگر واقعاً ارزش نباشد( اشتباه گرفت. نکته مهم در ارزشهای بنیادی این است که باید عمیقاً مورد اعتقاد و عمل مدیران سازمان باشد. این متن میتواند به عنوان مبنای منشور اخلاق انسانی- حرفهای کارکنان سازمان پذیرفته و تبلیغ شود. جمعبندی سه متن مأموریت، چشمانداز و ارزشها به صورت بیانیه جهتگیری خواهد بود. این بیانیه باید به قدر کافی کلی باشد که امکان تغییر در مجموعه محصول یا خدمات تا زمانی که فعالیت اصلی ثابت باقی مانده است. وجود داشته باشد، اما به اندازه کافی هم باید مشخص باشد که را در بین دیگر سازمانهای هم نوع خود متمایز گرداند. این متن در تعامل اندیشههای متفاوت درون و برونسازمانی از طریق مصاحبه، پرسشنامه، جلسات و حتی گفتگوهای غیررسمی شکل میگیرد و توسط کمیته کارشناسی تنظیم اولیه میشود و توسط کمیته عالی تأیید نهایی و با اصلاح و در نهایت ابلاغ میشود. خروجی این فعالیت متن خلاصه و فشرده ولی پرمحتوایی است که تدوین برنامههای استراتژیک و توسعه را هدایت میکند.
در هر صورت تدوین یا باز تدوین سالانه مأموریت، ارزشها و چشمانداز نقطه شروعی میباشد برای تشخیص و تعیین مسایل و موضوعات استراتژیک پیش روی و این تعیین و تشخیص خود مقدمه ای است بر فرموله کردن مسایل استراتژیک سازمان که در مراحل بعدی باید به آنها پاسخ گفت.
فاز ۳: تجزیه و تحلیل محیط سازمان
برای تعیین جایگاه و توان سازمان، همچنین تعیین فرصتها و تهدیدهای موجود در محیط، که میتوانند در رسیدن به چشمانداز تأثیر بگذراند، به بررسی محیط پرداخته میشود. هدف از تحلیل محیط درونی تعیین قوتها و ضعفهای و تعیین قابلیتها و منابع قابلاتکای سازمان میباشد. همچنین هدف از تحلیل محیط بیرونی، تشخیص فرصتها و تهدیدهایی است که میتوانند بر عملیات آتی سازمان تأثیرگذار باشند. بررسی و تحلیل نیازها، خواستهها و الزامات ذینفعان نیز از فعالیتهای این مرحله میباشد. (کاشانی،۱۳۷۵)
شناسایی وضع موجود سازمان و پیشبینی روند تغییرات محیط درونی جهت تعیین نقاط قوت و ضعف و تبیین چالشها و افقهای محیطی در قالب لیست فرصتها و تهدیدها، برای تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان و در نهایت ارائه و انتخاب استراتژی های کلیدی میباشد. در ادامه فاز تجزیه و تحلیل محیطی بیشتر تشریح میشود.
۱- تحلیل محیطی بیرونی
تحلیل محیطی شامل دو قسمت میباشد: تحلیل محیط عمومی و تحلیل محیط اختصاصی که حاصل این تحلیل فرصتها و تهدیدها و موضوعات استراتژیک ناشی از آنها خواهد بود.
تحلیل محیطی عمومی: سازمانها در ارتباط با محیط و تعامل و تبادل با آن از یکسری عوامل به صورت عام و مشابه با دیگر سازمانها تأثیر میپذیرد که مجموع این عوامل به عنوان محیط عمومی سازمان نامیده میشوند. جهت تحلیل محیط برونسازمانی بایستی این عوامل مورد بررسی قرار گیرند. محیط عمومی بیرونی به پنج بخش تقسیم میشود، که عبارتاند از:
-
- بخش سیاسی- قانونی
-
- بخش اقتصادی- مالی
-
- بخش تکنولوژی
-
- بخش اجتماعی- فرهنگی
-
- بخش بینالمللی
محیط اختصاصی: در این تحلیل نیز فضای اختصاصی به پنج بخش تقسیم میشود که باید به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد:
-
- تأمینکنندگان
-
- مشتریان
-
- جایگزینها
-
- رقبا
-
- تازه واردین
۱- تحلیل محیط داخلی سازمان
تحلیل محیط داخلی سازمان که شامل دو بخش عمده میباشد: