مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه¬های عرفانی مولانا- قسمت ۲۳
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

(مثنوی۳/ ۲۳۰۵)

 

 

 

دل مـحیط است انــدر این خِطـه وجود

 

 

 

 

زرهمـــی افشـــان از احســـان وجـــود

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۳/۲۳۰۸)

 

 

بحر: دریا و در اصطلاح عرفانی بحر کنایه دریای هستی و هستی مطلق و وحدت وجود است. بنابر نظر اینان جهان وجود و عالم و آدم یک وجود بیش نیستند، و آن دریا هستی با مواج بودنش و امّا این امواج عین دریا است در صورتی که این امواج غیر از دریا هستند، و در صورتی که موجودات امواج دریای وجودند. و در این صورت است که مقام ذات و صفات حق بی نهایت است، و تمام کاینات امواج بحر نامتناهی حقند. (ر.ک، سجادی جعفر، ۱۳۸۹: ۱۸۶ – ۱۸۷)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سُبْحَــانَ الله قـــادر بــی چــون بـودن بـاهــرکــم وافــزون کـم وافزون بودن
بــا جمـله یـکـی وزهمــه بیـرون بـودن با این همـه چـون وچند بـی چودن بودن

۱) ترجمه ابیات: پاک و منزه است خداوندی که توانای بیمثل و مانند است از آن که برای او شریک و یا چیزی همتای او قرار می‌دهند، و با هر کم و زیاد عقل ناقص بشر به ضم او اوصاف ذات حق کم و زیاد می شود، وخداوند توانا با یک جمله از تمام هست و نیست بیرون است و با این همه چون و چند و چراها نیاز به دلیل و برّهان ندارد.
۲) نکات بلاغی: بودن با بودن: ردیف است، چون با افزون، بیرون با چون: کلمه قافیه است، کم با افزون: تضاد است سبحان الله: شبه جمله است، واج آرایی (ب، الف، و، ن)، تلمیح به سوره های مومنون آیه (۹۱): (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ)، القصص آیه(۶۸): (سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ)، الطور آیه(۴۳): (أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ)، و الحشر آیه(۲۳): (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ)، بودن با بودن: ردیف، بیرون با چون: کلمه قافیه، چون: تکرار برای تاکید، همه با یکی: تضاد است، تلمیح به سوره اخلاص: (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ، قُلّ هُوَاللهُ اَحَدٌ، اَللهُ الصَّمَدُ، لَمْ یَلِدْوَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنّ لَهُ کفُواً اَحَدٌ) و «لاتَفَکرُّوافی ذاتِ اللهِ» و به آیه (۱۱) سوره شورا اشاره دارد: (لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ) وبه سوره الحدید آیه(۴): (وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گـر تــو او را مــی نبینــی در نظــر فهـــم کـــن آن را بــــه اظهـــارات
(مثنوی۴/۱۵۴)
مثنـوی مـادکـان وحــدت است غیـرواحــدهـرچـه بینـی آن بـت است
(مثنوی۶/ ۱۵۳۴)

۳) شرح مفاهیم عرفانی: ابیات فوق به فارسی نوشته شده اند به نظر میرسد سروده ملاپریشان نباشد؛ زیرا ملا به فارسی شعر نگفته در صورتی که با توجه به اطلاعات گسترده علمی و دینی وی حاکی از این است، که بر زبان فارسی تسلط داشته است. ولیکن ایشان برای عامه مردم که از نظر سواد در سطح پایینی بودهاند شعر سروده تا معانی آنها را درک کرده و به کار گیرند، و مردم لرستان مکان ثابتی نداشته اند همیشه در حال قشلاق و ییلاق بوده اند. وجود واحد حق در ممکنات ظاهر وآشکار است وجود حق تعالی است که از اعیان ومظاهر جدا است فقط در نسب واعتبارشان همانند تعّین و تعدد مغایرتی ندارد، این جهان اوصافی که به واسطه تعلق داشتن به مظاهر به حقیقت وجود ملحق میشود، پس موجود فقط اوست و غیر وی را وجودی و حقیقتی نیست. خلق موجودات جز حقیقت خود حق چیزی نیست؛ زیرا خارج از حق هیچ چیزی وجود ندارد و تنها او است و بس، از اینجاست که شیخ در فتوحات مکیّه درتقریر این قول
میگوید: « سُبحانَ مَنْ اَظهَرَالاَشیاء وَهُوَعَیْنُها» چشم و همه اوست من جز بر وجه وی ننگریسته وگوش من چیزی را که خلاف کلام وی باشد نشیده است. (ر، ک. زرین کوب،۱۳۹۰: ۷۳۹-۷۴۰)
آقای همایی میگوید: وحدت وجود که گروه کثیری از عرفا و صوفیه و فلاسفه الهی و اشراقی گفته و بدان معتقد شده اند، به این معنی است (وجود) که آن را به فارسی (هستی) میگویند. یک حقیقت است نه حقایقی که از هم جدا میشوند طوری که فلاسفه مشائی گفتهاند. وحدت وجود وحدت حقه حقیقته الهی است، یعنی وجود عین وحدتی است که نیازی به واسطهای برای اثبات نیست. بلکه نوعی وحدت عددی وجنسی نیست، بلکه آن وحدت ذاتیه یگانه واجب الوجود است، که هیچ کثرتی درآن راه ندارد بلکه نفس وجود است. وماهیت اوعین حق میباشد و وجود همان حقیقت واحد و یگانه می باشد، که به اختلاف درجات و مراتب شدت، نقص و ضعف در سراسر موجودات از واجب تا ممکن جریان مییابد. (همایی، ۱۳۶۶: ۲۰۱ – ۲۰۲)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ژَذَاتْ چُــون عَـاجِز مـَانی بُوَسْ لَب ژَصَفَـات دَرکَ کَـرتَمَتِـه ی مَطْلـَب

۱) ترجمه بیت: هرگاه از درک ذات و صفات خداوند باری ـ تعالی ـ ناتوان شدی، لبت ببند و سکوت کن وحرفی نزن، از روی صفات خداوند متعال بقیه موضوع مورد نیازت را درک کن و خودستایی وغرور را ترک کن. اگر لبُ باشد معنی مصراع دوم: هرگاه از درک ذات و صفات خداوند باری ـ تعالی ـ ناتوان شدی قرآن راببند واز ادراک جزیی کلام وحی احساس غرور وخود ستایی نکن.
۲) نکات بلاغی: لب با مطلب: کلمه قافیه است، بُوَسْ لب: لب بسته دار جمله امری است، ژَ: از تکرار است، تلمیح: به حدیث حضرت پیامبر دارد.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: لب: «در اصطلاح عرفانی کلام مُنزَل را گویند که از عالم معانی به واسطهای نزول مَلِک و اولیاء را به واسطهی تزکیه و تصفیه از راه الهام گویند». (سلیمانی،۱۳۹۰: ۲۲۹)، لاهیجی
میگوید لب: اشاره به نفس رحمانی دارد، که افاضه وجود برآن اعیان مینماید، وحیات جاودانی حق را گویند که سالک بعد از فناء به بقاء برسد، و پوشنجی در قواعد العرفا اشاره دارد به نفس رحمانی و نمایش نیستی امکان در احاطه وجوب وجود را. (ر. ک، سلیمانی، ۱۳۹۰: ۲۳۲)

 

 

 

نظر دهید »
تفسیر علیّت به تشأّن از ديدگاه صدرالمتألّهين- قسمت 16
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شهرزوری، محمد، شرح حکمۀ الاشراق، تصحیح وتحقیق ومقدمه :حسین ضیایی تربتی، چاپ دوم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی، 1380.
شریف، مبان محمد، تاریخ فلسفه در اسلام، چاپ اول، تهران، مركز نشر دانشگاهی، 1365.
صدرالمتألهین، الاسفارالاربعه، تعلیقة آیت الله حسن‌زاده آملی، چاپ، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1383.
ــــــــــــ ، الاسفارالأربعه، پاورقی ملاهادی سبزواری، تهران، انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا، اول، 1383.
ــــــــــــ ، رسائل فلسفی ملاصدرا، به تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.
ــــــــــــ ، المشاعر، به اهتمام هانری كربن، چاپ دوم، تهران، كتابخانه طهوری، 1363.
ــــــــــــ ، رسالة سریان الوجود، مندرج در (الرسائل)، قم، انتشارات مکتبة المصطفوی.
ــــــــــــ ، المبدأ و المعاد، تصحیح: محمد ذبیحی، جعفر شاه نظری، تهران، مینا، حكمت اسلامی صدرا، 1381.
ــــــــــــ ، شرح الهدایة الأثیریة، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1422 ق.
ــــــــــــ ، شواهد الربوبیّة، چاپ سوم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1382.
ــــــــــــ ، مفاتیح الغیب، تهران، مؤسسۀ تحقیقات فرهنگی .
ــــــــــــ ، تعلیقات برالهیات شفاء، تصحیح وتحقیق ومقدمه:نجفقلی حبیبی، به اشراف محمد خامنه ای، جاپ اول، تهران، بنیاد حكمت اسلامی صدرا، 1382.
ــــــــــــ ، رسالۀ اصالت جعل وجود مندرج درمجموعه رسائل فلسفی، تحقیق و تصحیح: حامد ناجی اصفهانی، انتشارات حكمت، 1375.
ــــــــــــ ، رسالۀ اتحاد عاقل ومعقول، ترجمه علی بابایی، چاپ اول تهران، انتشارات مولی، 1386.
ــــــــــــ ، المظاهر الإلهیّه، تحقیق:جلال الدین آشتیانی، چاپ دوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی ف1377.
ــــــــــــ ، اسرار الایات، مقدمه وتصحیح “محمد خواجوی، تهران، انجمن حكمت وفلسفه، 1360.
ــــــــــــ ، ایقاظ النائمین، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، مقدمه و تصحیح: محسن مؤیدی.
صدوق، محمد بن احمد، التوحید، تصحیح هاشم حسینی طهرانی، ششم، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1416 .
طباطبایی، محمدحسین، نهایة الحكمة، چاپ 14، مؤسسه نشراسلامی، 1417ه.
ــــــــــــــــــــ ، اصول فلسفه و روش رئالیسم، پاورقی: مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، 1367.
ــــــــــــــــــــ ، المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، چاپ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1374.
طوسی، خواجه نصیر الدین، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، انتشارات شكوری، 1367.
علی بن احمد، شرح الخصوص الی معانی النصوص، مقدمه و تصحیح جلال الدین آشتیانی، چاپ اول، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1379.
عبودیّت، عبدالرّسول، نظام حكمت صدرایی، انتشارات مؤسسۀآموزشی وپ‍‍ژوهشی امام خمینی، 1383.
العطّاس، سید محمد نقیب، مراتب ودرجات وجود، ترجمۀ سید جلال الدین مجتبوی، تهران، مؤسسه مطالعات دانشگاه تهران، 1375.
غزویان، محسن، مجموعه مقالات فلسفی، چاپ اول، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1374.
فارابی، آراء اهل المدینة الفاضلة، بیروت، مكتبة الهلال، مقدمه وشرح وتعلیق :علی بوملحم.
ـــــ ، رسالۀ فی مسائل متفرقه، مندرج در رسائل فارابی، هند، چاپ حیدر آباد دکن، 1344ق.
فیض کاشانی، ملا محسن، الاصفی فی تفسیر القرآن، قم، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1418ق، ج 2.
ـــــــــــــــــــــ ، اصول المعارف، تعلیق و تصحیح و مقدمه : سیّد جلال الدین آشتیانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، 1375.
قمشه ای، محمد رضا، مجموعه آثار حكیم صهبا، تصحیح وتعلیق:حامد ناجی اصفهانی، خلیل بهرامی قصر چمنی، چاپ اول، اصفهان، انتشارات كانون پ‍ژوهش، 1378.
قیصری، محمد داوود، شرح فصوص، به کوشش استاد سید جلال الدین آشتیانی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.
ـــــــــــــــــ ، رساله التوحید و النبویه و الولایه مندرج در رسائل قیصری. تعلیق و تصحیح: سید جلال الدین آشتیانی، تهران، مؤسسه پژوهش حکمت و فلسفة ایران، چاپ دوم، 1381.
ـــــــــــــــــ ، شرح فصوص الحكم، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.
ـــــــــــــــــ ، شرح فصوص الحکم، تحقیق آیت الله حسن حسن زاده آملی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1386.
قونوی، صدارالدین، مفتاح الغیب، تصحیح محمد خواجوی، انتشارات مولی، تهران، 1374.
کاشانی، عبدالرزاق، کشاف اصطلاحات والفنون، ضمیمة شرح منازل السا
ئرین، کتابخانة حامدی، تهران 1315 ش.
ــــــــــــــــ ، کشاف اصطلاحات و الفنون به ضمیمۀ شرح منازل السائرین، تهران، كتابخانه حامدی، 1315.
ـــــــــــــــــ ، شرح فصوص الحکم، چهارم، قم، انتشارات بیدار،، 1370.
كاپلستون، فردریك، تاریخ فلسفه، یونان و روم، ج 1، ترجمه: سید جلال الدین مجتبوی، تهران، انتشارات سروش، 1375.
مدرّس زنوری، ملا علی، بدایع الحكم، مقدمه احمد واعظی، چاپ ونشر علاّمه طباطبایی، تهران، 1376.
مطهری، مرتضی، مقالات فلسفی، چاپ سوم، انتشارات صدرا، 1375.
مصباح یزدی، محمدتقی، دروس فلسفه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375.
معلمی، حسن، حكمت جاودانه، چاپ اول، قم، انتشارات كانون اندیشه جوان، 1384.
میری، محسن و محمد جعفر علمی، فهرست موضوعی الحكمة المتعالیه، فی الاسفار الاربعه، چاپ دوم، تهران، انتشارات حكمت، 1378.
مجموعه مقالات همایش بزرگداشت حكیم ملاصدرا، انتشارات بنیاد حكمت اسلامی صدرا، 1379.
ندری ابیانه، فرشته، تأثیرات ابن عربی برحكمت متعالیه، چاپ اول، تهران، انتشارات بنیاد حكمت اسلامی صدرا، 1386.
نصر، سید حسین، الیورلیمن؛ تاریخ فلسفة اسلامی، چاپ اول، تهران، انتشارات حكمت، .1386
ملا محمد مهدی ابی ذرالنراقی، اللمعات العرشیه، تحقیق علی اوجبی، تهران، کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1381.
وهبه، مراد، المعجم الفلسفی، قاهره، دار قباء للطباعة والنشر والتوضیع، 1998.
هانری كربن، تاریخ فلسفة اسلامی، ترجمة جواد طباطبایی، دوم، تهران، انتشارات كویر، 1377.
94- یزدان پناه، -یدالله، درسهای عرفان نظری، مرکز پژوهشی دایره المعارف علوم عقلی.
95ـ یادنامه و مصاحبات تلمید و علاّمه سیّد محمد حسین طباطبایی و علاّمه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی، مهرتابان، انتشارات باقر العلوم (ع ).
2-مقالات:

امین، حسن، جریان تشكیک درمظاهر وجود یا مراتب آن، كیهان اندیشه، شمارۀ66، 1375.
سوزنچی، حسین، امكان وحدت شخصی در حكمت متعالیه، نامۀ حكمت، شمارۀ6، 1384.
صدوقی سها، منوچهر، جریان تشكیک درمظاهر یا مراتب وجود، كیهان اندیشه، شمارۀ64، 1374.
صدر حسینی، علیرضا، حكمت متعالیه ومسألۀ وحدت وجود، خردنامۀ صدرا، شمارۀ43، 1385.
عشاقی، حسین، توجیه عقلانی كثرات درفرض وحدت شخصی وجود، معارف عقلی، شمارۀ4، 1385.
– در این زمینه، ر.ك به: فردریک كاپلستون، تاریخ فلسفه، یونان و روم، ج 1، ترجمه: سید جلال الدین مجتبوی، تهران، انتشارات سروش، 1375، صص 31-38. ↑
– ارسطوشناسان غربی و شرقی (همچون فارابی و ابن سینا) معتقدند كه خدای ارسطو تنها علّت غایی برای جهان است، و جهان با قوة شوق یا عشق به او – كه غایت جهان است – حركت می‌كند؛ امّا با توجه به سخنان ارسطو كه از محرّكی غیر از متحرّك سخن می‌گوید و مثال‌هایی كه در این مورد بیان كرده (مثل حركت توپ توسط انسان) روشن می‌شود كه مراد از محرك، مبدأ فاعلی حركت است نه غایت آن. علاوه بر این ارسطو در مابعدالطبیعه از محرّك، به معنای (فاعل) سخن گفته و بر فعالیت او تصریح كرده و گفته: اگر مبدئی باشد امّا فعالیت نكند، كار و حركتی نخواهد بود، یعنی فعالیت را به محرك نخستین، به عنوان فاعل حركت نسبت می‌دهد نه غایت حركت، چرا كه علّت غایی برای علّت بودن، نیازمند فعالیت نیست. (برای اطلاع بیشتر در این زمینه ر.ك. به: فردریک كاپلستون، تاریخ فلسفه، پیشین،، صص 359-364). ↑
– علی اصغر حلبی، تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلام، انتشارات اساطیر، 1373، ص 46. ↑
– همان، ص114. ↑
– فارابی ، آراء اهل المدینة الفاضلة، بیروت، مكتبة الهلال، مقدمه وشرح وتعلیق :علی بوملحم، صص6-9. ↑

نظر دهید »
مقایسه¬ی-سبک¬های-یادگیری،-ویژگی¬های-شخصیتی-و-عملکرد-تحصیلی-دانش‌آموزان-عادی-و-ناتوان-یادگیری- قسمت ۵- قسمت 2
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اشتباهها در سطح خواندن

 

 

در واقع شکست فرد در خواندن کلمه های مجزا، با سرعت، دقت و خودکاری، هسته اصلی نارساخوانی را تشکیل میدهد.

اشتباههای دیداری بین حروفی که از لحاظ شکلی نزدیک به هماند (ح خ ج چ).

اشتباههای شنیداری بخصوص بین صوتهای مجاور (ب، پ یا ف، و).

حذف حروف صامت (مرسه به جای مدرسه).

حذف برخی هجاها

معکوس کردن و جابجا کردن حروف و هجاها در یک کلمه.

افزودن حروف صامت.

عدم تمایز راست- چپ (زور به جای روز).

آغاز خواندن بر اساس انتخاب تصادفی یک حرف: خیابان به جای خندان.

ضرب آهنگ خواندن: مردد و مقطع است. به نشانه گذاری توجه نمیکند و گاهی متن را با لحن خاصی میخواند که با مهنای آن مطابقت ندارد.

معنای متن را نمیفهمد.

مفاهیم زمان و تاریخ: در یادگیری تعیین زمان و یادآوری توالی صحیح روزهای هفته مشکل دارند.

لوت[۴۲] و همکاران (۱۹۸۹) در مطالعه با عنوان آیا اختلال نارساخوانی میتواند درمان شود؟ ۱۷۸ کودک دارای اختلال خواندن را در سه گروه درمانی مهارتهای کدگذاری و بازشناسی لغات، گروه زیان شفاهی و نوشتاری، گروه مهارتهای اساسی کلاسی و گروه کنترل جایگزرین کردند. نتایج مقایسه پیش آزمون-پسآزمون گروه ها نشان داد که دو گروه آموزش مهارتهای کد گذاری و بازشناسی لغات و آموزش زیان شفاهی و نوشتاری تأثیر معنادارتری بر بهبود اختلال خواندن داشتند. دهقانی، امیری و مولوی (۱۳۸۶) در تحقیقی به مقایسه اثر بخشی آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی- اسنادی بر درک مطلب دانشآموزان نارساخوان دختر پرداختند نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو شیوه آموزشی بر بهبود درک مطلب دانشآموزان نارساخوان دختر مؤثر بوده است. لاروسو[۴۳] و همکاران (۲۰۰۵) در مطالعهای با عنوان تأثیر درمان محرک نما[۴۴] در تغییر توجه دیداری- فضایی ۱۲ نفر کودک نارساخوان که به مدت ۴ ماه تحت درمان محرک نمای واژگان به شیوه باکر[۴۵] بودند نتیجه گرفتند که این شیوه درمان اثر معناداری در بهبود دقت خواندن این کودکان داشته است.

 

۲-۷-۲- اختلال نوشتن[۴۶]

مروری بر تعریفهایی که در قلمرو بیان نوشتاری ارائه شدهاند آشکارا نشان میدهد که پیچیدگی و چند بعدی بودن اختلال درهیچ یک از تعاریف، منعکس نشده است. این موضعگیری پیامد مشاهداتی است که در عمل نشان دادند، تعریفی که بتواند در بر گیرندۀ تمامی مؤلفه های قلمرو زبان نوشتاری باشد در دست نیست (برنینگر، ۱۹۹۴).
پژوهشهایی که در زمینۀ زبان نوشتاری انجام شدهاند آشکارا نشان دادهاند که در اغلب موارد، کودکان مبتلا به اختلالهای خواندن و حساب کردن، دست کم در یکی از مؤلفه های نوشتن مانند دستخط، املا، ترکیب، خزانه لغات یا تدوین یک متن (انشاء) دارای مشکلاتی هستند اما هیچ یک از تعریفها نتوانستهاند به بازشناسی و توصیف این مؤلفه ها به صورت عینی یا عملیاتی دست یابند (هوپر وهمکاران، ۱۹۹۴).
بررسی تعاریفی که توسط کمیتۀ ملی مشورتی دربارۀ کودکان معلول (NACHC) درسال ۱۹۶۸؛ کمیته ملی دربارۀ اختلالهای یادگیری (NJCLD) در سال ۱۹۸۸ و چهارمین مجموعۀ تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی امریکا (DSM IV) در سال ۱۹۹۴ ارائه شدهاند نشان میدهد که هیچ یک از آنها به یک تعریف جامع و عملیاتی دربارۀ اختلالهای زبان نوشتاری دست نیافتهاند. برای مثال، کوششهای NACHC و NJCLD برای ارائه یک تعریف و طبقهبندی معتبر، به نتایجی مبهم و دو پهلو منجر شدهاند که نمیتوانند برای پژوهشگران، متخصصان بالینی و معلمان مفید باشند. تعریف ارائه شده DSM IV در نیز مبهم و فاقد جنبه اجتماعی است چرا که در این مجموعه اختلال زبان نوشتاری به عنوان سازهای واحد توصیف شده است که براساس پایینتر بودن آشکار ظرفیتهای فرد از سطحی که با توجه به سن تقویمی، طراز عقلی و آمورش متناسب با سن وی انتظار میرود، مشخص میشود و در راه موفقیت تحصیلی و فعالیتهای روزمرهای که مستلزم نوشتن هستند مشکلاتی را ایجاد میکند. بدین ترتیب، متمایز کردن کودکان واجد اختلالهای نوشتاری براساس این تعاریف کلی و مبهم، در عمل موجب میشود تا گروه های نامتجانس در یک چهارچوب قرارگیرند و تکرار و تعمیم نتایج پژوهشهایی که برمبنای این تعریفها شکل گرفتهاند با مشکلاتی مواجه شوند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بالعکس،۱۰- ICD درسال۱۹۹۲، ضوابط طبقهبندی اختلالهای زبان نوشتاری را به نارساییهایی که تحت عنوان اختلال خاص املاء مشخص شدهاند، محدود کرده است.
بررسی توصیفهای بالینی و رهنمودهای تشخیصی این مجموعه نشان میدهد که ضابطۀ اصلی اختلال املاء، وجود نارساییهایی در تحول مهارتهای املا و نبود مشکلاتی در قلمرو خواندن است. بدین ترتیب، ۱۰- ICD با در نظر گرفتن دو ضابطۀ اخیر، مشخصترین تعریف را در زمینۀ اختلالهای نوشتاری ارائه داده است اما متأسفانه، جدا کردن املا به عنوان اختلال اصلی زبان نوشتاری، موجب شده تا به بسیاری از جنبههای این زبان مانند طرحریزی زبان نوشتاری، سازماندهی، رشد یافتگی بیان موضوعی و مانند آنکه به اندازۀ املا وگاه بیشتر اهمیت دارند- توجه کافی مبذول نشود (برنینگر، ۱۹۹۴). اگر چه تعدادی از متخصصان این قلمرو (گراهام وهمکاران، ۱۹۹۱؛ گرگ و دیگران، ۱۹۹۱) راهبردهایی را برای جمعبندی تعاریف اختلالهای زبان نوشتاری پیشنهاد کردهاند، اما در نهایت به این نتیجه رسیدهاند که ضابطۀ اصلی– که تقریباً در همه تعاریف برای متمایز کردن این مقوله از اختلالها در نظر گرفته شده– همچنان وجود ناهمطرازی بین بهرۀ هوش با سطح نوشتن است. در حالی که بسیاری از تحقیقات به این نتیجه رسیدهاند که الگوهای ناهمطرازی اعتبار کافی ندارند و به جای ایجاد وضوح در فرایند تشخیص، ابهامهای بیشتری ایجاد میکنند (ماش و بارکلی، ۱۹۹۶).

 

فراوانی اختلال نوشتن و ویژگیهای مرتبط با جنس

همانگونه که هوپر و همکاران (۱۹۹۴) خاطر نشان کردهاند پژوهشهای انجام شده دربارۀ همهگیری شناسی اختلالهای بیان نوشتاری بسیار اندک هستند و همین امر، تعیین میزان شیوع این اختلال را با مشکلاتی مواجه ساخته است. از دیدگاه DSM IV، این مشکل ناشی از این است که اغلب تحقیقات به فراوانی اختلالهای یادگیری به طور کلی اشاره کردهاند بدون آنکه اختلالهای خاص خواندن، حساب کردن یا بیان نوشتاری را از یکدیگر متمایز کنند. به هر حال، اختلال بیان نوشتاری– بدون همراهی با دیگر اختلالهای یادگیری – بسیار نادراست (DSM IV، ۱۹۹۶).
مع هذا با درنظر گرفتن اختلالهای تحولی زبان در کل جامعه (۸ تا ۱۵ درصد) و فراوانی معنادار این اختلالها در زمینۀ مهارتهای پایهای خواندن (۱۵ تا ۲۰ درصد در کل جامعه)، میتوان پیشبینی کرد که اختلالهای زبان نوشتاری دست کم ۱۰ درصد از جامعۀ شاگردان وجود داشته باشد (ماش و بارکلی، ۱۹۹۶).
برنینگر و فولر (۱۹۹۲) گزارش کردهاند که اگر سطح کارآمدی نوشتن به عنوان متغیر مقایسهای در نظر گرفته شود، نارسایی نوشتاری در پسران بیش از دختران است، اما اگر ضابطۀ بهرۀ هوشی را در نظر بگیریم تفاوتی بین دو جنس مشاهده نمیشود.
هوپر و همکاران (۱۹۹۴) در پژوهشی که براساس آزمون زبان نوشتاری هامیل ولارسن درنمونهای متشکل از ۳۰ درصد شاگردان دختر و پسر دورۀ راهنمایی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که نتایج ۳۴ درصد تا ۴۷ درصد شاگردان، یک انحراف معیار کمتر از میانگین و تعداد پسران واجد نارسایی ۵/۱ برابر دختران بوده است. با این حال، آنچه در بررسیهای همهگیری شناختی دربارۀ اختلالهای نوشتن آشکار نشان داده میشود این است که این داده ها– بخصوص در مقایسه با بررسیهایی که در قلمرو زبان گفتاری و خواندن انجام شدهاند- از لحاظ دقت و تعداد، کفایت نمیکنند. اگرچه با توجه به تحول عینی ضوابط ارزشیابی مؤلفه های زبان نوشتاری، شاهد پیشرفت این قلمرو در آینده خواهیم بود.

 

نشانه های بالینی

مؤلفان مختلف، با در نظر گرفتن مفهوم پردازیها، نتایج بالینی و پژوهشهایی که در زمینۀ اختلال بیان نوشتاری انجام شدهاند، نشانه های این اختلال را در سه حوزۀ اصلی طبقهبندی کردهاند (گرگ، ۱۹۹۲؛ به نقل از تابلیب، ۱۹۹۷).

 

 

 

نظر دهید »
اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی- قسمت ۲۲
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۰٫۰۰۱

 

 

 

گروه ها

 

 

۶۲٫۴۰

 

 

۱

 

 

۶۲٫۴۰

 

 

۷٫۳۴

 

 

۰٫۰۱

 

 

 

خطا

 

 

۲۲۹٫۵۵

 

 

۲۷

 

 

۸٫۵۰

 

 

 

 

 

 

نتایج مندرج در جدول فوق نشان می دهد که آموزش رواندرمانی حمایتی گروهی بر افزایش سازگاری سلامتی در مرحله پس آزمون موثر بوده است. مقایسه میانگین ها نشان می دهد که با کنترل نمرات پیش آزمون سازگاری سلامتی، بیمارانی که رواندرمانی حمایتی گروهی دریافت کرده اند (گروه آزمایش) (M =۶٫۸۷) به طور معناداری نمرات بالاتری در متغیر سازگاری سلامتی در مرحله پس آزمون نسبت به بیمارانی که در گروه درمانی شرکت نکرده بودند (گروه کنترل) (M=9.07) بدست آورده اند (P≤ ۰٫۰۱). از آنجا که نمره پایینتر در پرسشنامه سازگاری بل به معنی سازگاری بیشتر می باشد، چنین نتیجه گیری می شود که رواندرمانی حمایتی گروهی بر افزایش سازگاری سلامتی در گروه آزمایش موثر بوده است.

 

 

 

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

 

مقدمه

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه -آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون به همراه گروه گواه بوده است. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودکان سرطانی مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی کودکان دکتر شیخ شهر مشهد بوده است. از این تعداد ۳۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند از پرسشنامه سازگاری بل (فرم بزرگسالان) و مقیاس امیدواری اشنایدر برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردید. در این فصل به بحث در چارچوب یافته های پژوهش، نتیجه گیری و بیان محدودیت ها و پیشنهادات می پردازیم.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

بحث در چارچوب یافته های پژوهش

در این قسمت به بحث در چارچوب یافته های پژوهش پرداخته شده است.
فرضیه اول
فرضیه اول به این صورت بیان شد که « رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد ». نتایج نشان داد که رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر موثر بوده است. این نتایج همسو با نتایج پژوهش لی مین و همکاران (۲۰۱۲)، ساهلر و همکاران (۲۰۱۰)، ، وو[۶۳] و دیگران (۲۰۰۸) و کلاسن[۶۴] و همکاران (۲۰۰۸) می باشد. در تبیین این نتایج می توان اظهار داشت که امید به طور مؤثری بر بسیاری از حوزه های زندگی تأثیر گذار است، چرا که افراد امیدوار بهتر قادرند تا هدف های مؤثری را تعیین کنند و تصمیمیات مناسبی درباره این هدف ها اتخاذ کنند. یافته های پژوهشی نشان می دهد که امیدواری بالاتر یک فرد به طور مثبت با عزت نفس و شایستگی ادراک شده و به طور منفی با نشانه های افسردگی رابطه دارد (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۷). به عبارت دیگر از آنجا که رواندرمانی حمایتی بر سازگاری افراد موثر بوده و منجر به سازگاری افراد می گردد، در نتیجه میزان امید واری آنها را افزایش می دهد. رواندرمانی حمایتی باعث افزایش عوامل امید یعنی مسیر یابی و عاملیت می شود. سازگاری باعث افزایش مسیر یابی یعنی حرکت به سمت اهداف آینده می گردد و همچنین تفکر عاملیت که منظور از آن توانایی خود در حرکت به سوی اهداف می باشد، نیز با افزایش سازگاری و برخوداری از حمایت دیگران افزایش می یابد. از آنجا که رواندرمانی حمایتی نوعی همدردی و ملاقات افرادی با یکدیگر می باشد که دارای یک مشکل خاص می باشند، لذا هنگامی که یک مادر کودک سرطانی با افرادی ملاقات می کند که مشکل مشابهی را تجربه کرده اند و استرس ها و رنج های مشابهی را پشت سر گذاشته اند، درمی یابد که او منحصراً دچار این رنج نشده است و میزان نا امیدی در وی کاهش می یابد. همچنین در رواندرمانی حمایتی گروهی، بیمار نسبت به واقعیت محدودیت ها و آن چه دست یافتنی یا دست نیافتنی است آگاهی می یابد. آگاهی از ضعف ها و قوت ها می تواند بیمار را در مسیر یابی و علیت یابی به سوی اهداف مشخص کمک کند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
فرضیه دوم
فرضیه دوم به این صورت بیان شد که « رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد». نتایج نشان داد که رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر بوده است. این نتایج همسو با نتایج پژوهش لی مین و همکاران (۲۰۱۲)، ساهلر و همکاران (۲۰۱۰)، فدل و همکاران (۲۰۱۳)، ورمایز (۲۰۰۵)، کلاسن[۶۵] و همکاران (۲۰۰۸) و زهرا قلخانی (۱۳۸۷) می باشد. شعاع کاظمی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهش خود بر روی زنان مبتلا به سرطان نشان می دهند که روان درمانی گروهی سبب ارتقاء و افزایش میزان استفاده از مقابله های مسأله دار و کاهش استفاده از پاسخ های هیجان مدار می شود. در تبیین این نتایج می توان اینگونه به بحث پرداخت که استرس و نگرانی از بیماری و سرنوشت بیماری فرزند به شدت منجر به کاهش سلامت روانی مادران دارای کودک سرطانی می گردد (قمی و بجستانی، ۱۳۹۱؛ شریعتی و داور منش، ۱۳۸۰). از طرف دیگران پژوهش ها نشان می دهند که درمان هایی که منجر به کاهش استرس و افزایش منابع مقابله ای آنها می گردد، درمان های سودمندی می باشند (زهرا قلخانی،۱۳۸۷؛ موسوی و همکاران، ۱۳۹۰، کلاسن[۶۶] و همکاران، ۲۰۰۸). بنابراین بر این اساس از آنجا که رواندرمانی حمایتی نقش موثری در کاهش استرس و افزایش امیدواری زنان دارای کودکان سرطانی دارد، این درمان باعث افزایش سازگاری آنها به طور کلی نیز می گردد. رواندرمان حمایتی در خصوص آن گروه از افرادی به کار می رود که هم به لحاظ عاطفی و هم به لحاظ روابط انسانی دچار مشکل جدی هستند و امید نمی رود که بهبودی اساسی یابند. این گروه صرفاً به دلیل ناتوانی های خود بدون دریافت کمک بیرونی قادر نیستند به راحتی زندگی را ادامه دهند. تحمل استرس های زندگی را ندارند و گاهی حتی برای چیزهای بسیار ساده و پیش پا افتاده توقع کمک دارند. دوستان و بستگانی که بتوانند منبع حمایت باشند یا در دسترس نیستند و یا نمی توانند از عهده نیازهای فراوان بیمار برآیند. مادران کودکان سرطانی که هیچ امیدی به بهبودی فرزند خود ندارند دارای همین شرایط می باشند. درمانگر از طریق اطمینان بخشی منجر به افزایش سازگاری مادران کودکان سرطانی می شود. درمانگر در این فن به خاطر نشان ساختن توانایی ها و پتانسیل های بالقوه بیمار می پردازد و همین امر منجر به افزایش سازگاری روانشناختی مادران گردیده است.
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
فرضیه سوم
فرضیه سوم به این صورت بیان شد که « رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری در محیط خانه مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد ». نتایج نشان داد که رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری در محیط خانه مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر بوده است. این نتایج همسو با نتایج لی مین و همکاران (۲۰۱۲)، ساهلر و همکاران (۲۰۱۰)، فدل و همکاران (۲۰۱۳)، ورمایز (۲۰۰۵)، کلاسن[۶۷] و همکاران (۲۰۰۸) و زهرا قلخانی (۱۳۸۷) بوده است. در تبیین این یافته باید اظهار داشت که منظور از سازگاری در خانه، بدست آوردن نیاز های اجتماعی، برخورداری از آرامش روانی در محیط خانه، توافق در مورد مسایل مذهبی با سایر اعضای خانواده، وجود عشق و محبت در محیط خانواده، نبود محیط پرخاشگرانه و انتقادگرایانه در محیط خانه، رضایت افراد خانواده از یکدیگر، اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر، حمایت اعضای خانواده از یکدیگر در مواقع مشکلات و غیره می باشد. مادر به عنوان هماهنگ کننده و مرجع اصلی احساسات و عواطف در خانه نقش مهمی در سازگاری سایر اعضای خانواده خواهد داشت به عبارت دیگر چنانچه خود مادر از سازگاری مناسبی در محیط خانه بهره مند نباشد، سایر اعضای خانواده به التبع نیز تحت تأثیر قرار می گیرند. رواندرمانی حمایتی گروهی در درجه اول رخصتی برای تخلیه هیجانی یا پالایش روانی می باشد بنابراین این درمان باعث می شود مادران خشم درونی خود را تخلیه کنند و آنرا به محیط خانه انتقال ندهند بنابراین از تعارضات موجود در خانه کاسته شده و سازگاری فرد از محیط خانه افزایش می یابد. همچنین در این درمان عوامل محیطی نگران کنده مورد ارزیابی دقیق قرار می گیرند تا امکان اصلاح آنها فراهم گردد. دامنه این عوامل حد ومرز ندارد و شرایط خانوادگی فرد را نیز شامل می شود. به عبارت دیگر در جریان گروه درمانی حمایتی به مشکلات خانوادگی اعم از مشکلات اقتصادی، زناشویی، روابط با خویشاوندان، مشکلات همشیر ها با یکدیگر پرداخته می شود و همین عامل باعث می شود که افراد گروه و درمانگر درصدد رفع مشکلات یکدیگر برآمده و همچنین با یکدیگر همدلی نمایند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

نظر دهید »
مقایسه طرحواره¬های ناسازگار اولیه و اختلال شخصیت خودشیفته در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار- قسمت ۱۵- قسمت 2
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ارزیابی خود
مغرور،فخر فروش،خود پسند،خود میان بین،بی صبر متکبر و حساس
توهین آمیز،استثمار گر،غیر مسئولانه، کم عمق بدون همدلی،استفاده از دیگران برای نوازش خودشان
اغراق و گستردگی شناختی،تمرکز بر تصاویر و مضامین،گرفتن شفافیت از واقعیت، سمج و نامنعطف
اعتماد به خود-خشم خودشیفته
ترسان و طرد کننده

اگان و مک کورکیندال[۲۳۵](۲۰۰۷) خودشیفتگی را در دو بعد مورد مطالعه قرار می دهند:

 

 

خودشیفتگی قدرت: به آن بعد اشاره دارد که فرد به واسطه ی خودبرتر بینی به دنبال کسب قدرت و قدرت طلبی در جهت تفوق بر سایرین است. برخی از محققان عقیده دارند که این افراد بیشتر احتمال دارد که از لباس هایی با مارک مشهور استفاده کنند( واریز و همکاران[۲۳۶]، ۲۰۰۸).

۲- خودشیفتگی خودنمایی: به این مفهوم اشاره دارد که فرد به واسطه ی خودشیفتگی تمایل به خودنمایی و قرار گرفتن در کانون توجهات از طریق تصویرپردازی و نمود بیرونی دارد(اگان و کیندال، ۲۰۰۷).
انواع شخصیت خودشیفته
بنابر آنچه پینکوس و کین(۲۰۰۴) نوشته اند تعداد زیادی از متخصصان بالینی (برای مثال: اختر،۲۰۰۳،اختر و تامسون،۱۹۸۲،کوپر،۱۹۹۸،گابارد۱۹۸۹،۱۹۹۸،گرشتن،۱۹۹۱،کوهات،۱۹۷۱،مسترسون،۱۹۹۳،روویک،۲۰۰۱) و پژوهشگران شخصیت(دیکنوس و پینکوس،۲۰۰۳،هندین و چک[۲۳۷]،۱۹۹۷،هیبارد بانس[۲۳۸]،۱۹۹۵،و وینک،۱۹۹۱،۱۹۹۶) دو نوع متفاوت منش خودشیفته را مسلم فرض می کنند:
نوع بزرگ منش و نوع آسیب پذیر.نوع بزرگ منش در ادبیات پژوهشی با برچسب های مختلفی مانند خوشیفته بی خبر و ناهشیار(گابارد،۱۹۹۸)، خوشیفته آشکار(کوپر،۱۹۸۱،اختر و تامسون،۱۹۸۲) پوست کلفت(رزنفلد[۲۳۹]،۱۹۸۷) ، خودنما(مسترسون،۱۹۹۳) و دو پارگی افقی خوشیفته(کوهات،۱۹۷۱)مشخص شده است. نوع آسیب پذیر نیز دارای برچسب هایی از جمله خودشیفته نهانی(مسترسون،۱۹۹۳) خودشیفته گوش به زنگ(گابارد،۱۹۸۹)خودشیفته حساس (رزنفلد،۱۹۸۷)،خودشیفته پنهان (اختر و تامسون،۱۹۸۲،کوپر۱۹۸۱) و دوپارگی عمودی خودشیفته (کوهات،۱۹۷۱) می باشد.
نوع بزرگ منش
خودشیفته بزرگ منش افرادی هستند که آشکارا مغرور، گستاخ و مجذوب خود هستند. این افراد ضعف را انار می کنند و چهره وابستگی بین فردی شان را خراب می کنند(کرنبرگ،۱۹۸۴؛نقل از پری،۲۰۰۴)آنها انتظار دارند بدون هیچ دستاورد متناسبی توسط دیگران تحسین شوند تا احساس محق بودن شان محفوظ بماند. افزون بر این، این افراد در همدلی ناتوان و در روابط بین فردی استثمارگرند. به رغم این ظاهر بزرگ منش،آنها حرمت خود شکننده ای دارند و قادر نیستند که تصویر خود مثبت حمایت شده درونی را نگاه دارند در نتیجه به منابع بیرونی تحسین و چاپلوسی برای نگهداشتن بزرگ منشی و استفاده از راهبردهای خود تقویت دهی آشکار نیاز دارند تا در مقابل تهدیدهای دیگران از خود حمایت کنند.
برای مثال این افراد، وقتی مورد انتقاد واقع می شوند یا توقعات محق بودنشان برآورده نشوند، با خشم و خضومت نامتناسب عکس العمل نشان می دهند. علاوه بر این، آنها به صورت دفاع به ناارزنده سازی دیگران،به ویژه افرادی که حسادت آنها را برانگیخته اند، می پردازند. نوع بزرگ منش همان طبقه تشخیصی از اختلال شخصیت خودشیفته در DSM-IV-TR(APA)،۲۰۰۰) است.
نوع آسیب پذیر
نوع آسیب پذیر به افرادی گفته می شود که به صورت آشکار شرم،بازداری و فروتنی نشان می دهند. سبک بین فردی شان می تواند حتی به خاطر ترسو بودن و اشتغال ذهنی به مورد توجه بودن، به صورت همدلی متجلی و بهمنزله علاقه و نگرانی نسبت به دیگران تعبیر شود(کوپر،۱۹۹۸،کوپر ورانینگشتام،۱۹۹۲ نقل از پری،۲۰۰۴).اگر چه در مبنای این نمایش ظاهری،هسته پوشدیه و مخفی مشابه با نوع بزرگ منش وجود دارد. اما این افراد توقعات و احساسات محق بودن را پرورش می دهند،اگر چه بسیاری از ویژگی های خودشیفته در تخیلاتشان وجود دارند(کوپر ورانینگشتام،۱۹۹۲،نقل از پری،۲۰۰۴).اما این تخیلات بزرگ منش و نمایش دهی را در رفتار آشکارشان نشان نمی دهند. برخلاف نوع بزرگ منش، به صورت دردناکی از تفاوت بین واقعیت و تخیلاتشان آگاهند. این افراد اغلب احساس عدم کفایت و کهتری دانرد و بر این باورند که تخیلات بزرگ منشی یا احساسات محق بودن شان به دست آورد نیست(دیکینسون و پینکوس،۲۰۰۳،رز،۲۰۰۱).
افراد خودشیفته آسیب پذیر به خاطر داشتن توقعات محق بودن پنهانشان،احساس شرم می کنند و احتمالا کمتر به بیان خود می پردازند و کمتر می خواهند که نیازهایشان آشکار شود. آنها کمتر به استفاده از راهبردهای خود تقویتی دهی آشکار برای حمایت ازحرمت خود شکننده شان مجهزند. بنابراین،وقتی نیازهایشان دیده نمی شوند تمایل دارند که توقعات محق بودن شان را انکار کنند. کناره گیری از این توقعات منجر به درآمیختگی خشم و طغیانهای خصومت وابسته به موقعیت می شود(گابارد۱۹۸۹،اخیر،۲۰۰۳،نقل از پینکوس و کین،۲۰۰۴).
خودشیفته آسیب پذیر به عنوان افرادی با نااستواری هیجانی توصیف می شوند. زیرا آنها بین شرم،افسردگی و خشم در پاسخ به ناامیدی ها و تهدیدهای حرمت خود در نوسانند(مسترسون، ۱۹۹۳). از آنجا که قادر نیستند راهبردهای خود تقویت دهی را به کار برند،برای مدیریت حرمت خود به دیگران متکی هستند.کوپر و مکسول(۱۹۹۵) به خودشیفته های آسیب پذیر اشاره می کنند و آنها را خودشیفته های «قدرت زدوده» و افرادی وابسته می دانند.(نقل از پینکوس و کین،۲۰۰۴).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
تکیه مزمن بر دیگران برای نگهداشتن حرمت خود و تجربه ناامیدیهای پیوسته در ارتباط با توقعات محق بون در برخی به اضطراب در جهت حول روابط و در برخی به اجتناب از روابط منجر می شود (دیکینسون و پینکوس، ۲۰۳، گابارد، ۱۹۸۹).
پیامد این ناپایداری هیجانی،چنین افرادی را به استفاده از راهبردهای خود تقویت دهی در جهت تعدیل حرمت خود به منظور پر کردن تخیلات بزرگ منشی به صورت مستقیم سوق می دهد. برای مثال خودشیفته های آسیب پذیر، اغلب از نظر اجتماعی کسانی را انتخاب می کنند که استعداد و توانایی کمتری در مقایسه با آنها دارند تا بتوانند خیال قهرمان بودن از نظر آنها را در سر بپرورانند(کوپر،۱۹۹۸).همچنین این افراد اغلب به ایثار روی می آورند و از رفتارهای خود آزار گرایانه یا شهادت برای افزایش حرمت خود استفاده کنند در واقع کوپر(۱۹۸۸؛نقل از کوپر،۱۹۹۸) بر جنبه های خود آزار گرایانه خودشیفته تاکید و حتی پیشنهاد می کند که استفاده از اصطلاح خودشیفته – خود آزار گر، مناسب تر است.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
هسته مشترک بین نوع بزرگ منش و نوع آسیب پذیر خودشیفته
به رغم تفاوت بین انواع خودشیفته،پژوهشگران معتقدند که هسته خودشیفته به صورت مشترکی در هر دو وجود دارد(دیکینسون و پینکوس،۲۰۰۳،هندین و چک،۱۹۹۷،رودوالت و مورف[۲۴۰]،۱۹۹۸، وینک،۱۹۹۱).
گروهی از محققان (دیکینسون و پینکوس،۲۰۰۳) بر این باورند که احساس محق بودن و تمایل به روابط بین فردی استثمارگرانه هسته آسیب شناختی خودشیفته است که با احساس کهتری و عدم کفایت مشخص می شود. احساس بزرگ منشی(آشکار یا در تخیلات) هسته دیگر خودشیفته است و در نهایت باید گفت که هر دو نوع دارای نارسایی در همدلی هستند(وینک،۱۹۹۱،دیکینسون و پینکوس،۲۰۰۳).
شناسایی هسته خودشیفته مرضی که در انواع مختلف این اختلال به شیوه های مختلف متجلی می شود، مشکل است. برای مثال،احساس محق بودن در نوع بزرگ منش چشمگیر و در نوع آسیب پذیر غالبا پنهان است و تنها وقتی بروز می کند که ناامیدی از دیگران با توقعات محق بودن مرتبط می شود(دیکینسون و پینکوس،۲۰۰۳).
افزون بر این در نوع بزرگ منش، استثمارگری آشکار دیده می شود در حالی که در نوع آسیب پذیر،صورتهای پنهانی تر و پوشیده تری از استثمارگری قابل مشاهده است. به هر حال هر دو نوع به عنوان افرادی توصیف می شوند که فاقد سلامت سطح حرمت خود هستند. هر چند نوع بزرگ منش به راهبردهای خود تقویت دهی مجهز است (برای مثال: ناارزنده سازی دیگران، انکار ضعف) که امکان حفظ خود بزرگ بینی را فراهم می کند. در واقع احساس خود بزرگ بینی و تکبر آشکار اغلب به اشتباه به عنوان سطح بالای حرمت خود در آنها در نظر گرفته می شود. در مقابل احساس خودبزرگ بینی در خود شیفته های آسیب پذیر بیشتر جنبه پنهانی دارد و زمانی کشف می شود که درباره توقعات و تخیلات بزرگ منشی شان صحبت کنند(دیکینسون و پینکوس،۲۰۰۳).
پیچیدگی بیشتر تصویر بالینی نوع آسیب پذیر به این خاطر است که این افراد گاهی به صورت پراکنده بزرگ منشی آشکار دارند، اما قادر به حفظ آن نیستند و در نتیجه به احساس کهتری و عدم کفایت باز می گردند. سرانجام هر چند هر دو نوع دارای نارسایی در همدلی هستند اما رفتارهای ایثارگرانه در خود شیفته های آسیب پذیر می توانند همانقدر که اشتباها به عنوان نگرانی نسبت به دیگران و همدردی با آنان تعبیر شوند، به همان اندازه هم کوششی علیه تقویت خود باشند. این تفاوتها در بیان آشکار انواع خود شیفته داری، حتی با در نظر گرفتن ویژگی های هسته خود شیفته ، می توانند به مشکلاتی در تشخیص و ارزیابی خود شیفته داری مرضی منجر شوند(همان منبع).

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 226
  • 227
  • 228
  • ...
  • 229
  • ...
  • 230
  • 231
  • 232
  • ...
  • 233
  • ...
  • 234
  • 235
  • 236
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • مقالات و پایان نامه ها درباره :رابطه بین رهبری معنوی و هوش اخلاقی با تعهد سازمانی ...
  • بررسی اثربخشی طرح­واره درمانی بر خشم سرکوب شده دانشجویان با نشانگان افسردگی
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : دادرسی غیابی در محاکمات بین المللی
  • مدلسازی دینامیکی و شبیه سازی ژنراتورسنکرون ۵ کیلو وات- فایل ۲
  • تحلیل حقوقی قراردادهای انتقال تکنولوژی و بررسی مزایا و معایب آن
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره فروش وثیقه از طریق اجرای ثبت- فایل ۴
  • شناسایی و الویت بندی ویژگی های کیفیت بااستفاده ازمدل کانو
  • دانلود مطالب درباره بررسی اثر نیکل، سولفات نیکل و نیترات نیکل(II) روی عمر گلدانی و کیفیت ...
  • پایان نامه رشته حقوق در مورد : نظام حقوقی کامن‌لا
  • پایان نامه حقوق با موضوع : حمایت از حقوق استخدامی در قوانین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان