مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
رابطه طرحواره¬های ناسازگار اولیه و مکانیسم¬های دفاعی با رضایت از زندگی در دانشجویان- قسمت ۳
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

طرحواره­های مطرح شده توسط یانگ[۲]، با توجه به پنج نیاز هیجانی به پنج حوزه: ۱٫ بریدگی و طرد، ۲٫ خودگردانی و عملکرد مختل،۳٫ محدودیت­های مختل،۴٫ دیگر جهت­مندی و۵٫ گوش­به­زنگی بیش از حد و بازداری تقسیم می­ شود. زمانی که این طرحواره­ها فعال می­شوند؛ می­توانند بر ادراک و واقعیت تأثیرگذارند و تحریف شناختی ایجاد کنند. بنابراین تحقیقات تاکنون مشخص کردند که طرحواره­ها موجب سوگیری شیوه ­های پردازش شناختی شده و بر آسیب­پذیری فرد نسبت به آشفتگی روانی اثر می­گذارند. یکی از عوامل دیگری که طرحواره­ها را تحت تأثیر قرار می­­دهد، جنسیت است زیرا هیجان­­­های جنسی در هر جامعه­ای بخشی از فرهنگ آن جامعه می­باشد. همزمان با رشد کودک، در شرایطی که رابطه کودک با همسالانش پیچیده­تر می­ شود؛ کودک مهارت­ هایی را کسب می­ کند که خاص جنسیت اوست و اقدام به فعالیت­هایی می­ کند که جامعه برای جنسیت او در نظر گرفته است (ژانگ[۳]، ۲۰۱۱).
شناخت درمانگران معتقدند که طرحواره­های ناسازگار اولیه قدیمی­ترین مؤلفه شناختی محسوب می­شوند و حتی گاهی اوقات پیش از آن­که کودکان زبان را بیاموزند، شکل می­گیرند و اغلب نفوذ خود را بر سیستم پردازش اطلاعات در زیر هوشیاری اعمال می­ کنند و حتی افکار خودآیند دارند (کاظمی، ۱۳۹۰). از آن­جا که طرحواره­ها مانند چهارچوبی برای پردازش اطلاعات به کار می­روند و تعیین­کننده واکنش­های عاطفی افراد نسبت به موقعیت­های زندگی و روابط بین فردی می­باشند؛ گفته شده که با شادکامی[۴] رابطه دارند. به عنوان مثال گفته شده که کسانی که در زندگی خود نگرش مثبت دارند؛ اطلاعات مربوط به زندگی­شان را به شکلی طبقه ­بندی می­ کنند که منتهی به نتایج لذت بخش می­گردد. اما کسانی که در زندگی نگرش منفی دارند؛ به جنبه­ های منفی زندگی گرایش بیشتری دارند (شیروانی، ۱۳۹۰). طرحواره­ها در عمیق­ترین سطح شناخت، معمولاً بیرون از سطح آگاهی عمل می­ کنند و فرد را به لحاظ روانشناختی نسبت به آشفتگی­هایی چون اضطراب، افسردگی، ارتباطات ناکارآمد، اعتیاد و اختلالات روان­تنی آسیب­پذیر می­سازند (تیم[۵]، ۲۰۱۰).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
یانگ، بر این باور است که طرحواره­های ناسازگار در افراد به تجربه رویدادهای منفی در زندگی منجر ­می­ شود و حضور چنین رویدادهایی در زندگی شخص، باعث احساس فشار­روانی بیش از حد و نارضایتی از زندگی می­ شود. کسانی که از طرحواره­های ناسازگار به طور افراطی استفاده می­ کنند بیشتر تحت تأثیر فشار روانی از جمله (اضطراب و افسردگی) در زندگی قرار می­گیرند (شیروانی، ۱۳۹۰). از این رو می­توان گفت: موفقیت دانشجویان در دوره­ های تحصیلی تا حد زیادی به طرحواره­های شناختی و نگرش مثبت بستگی دارد. اکثر پژوهشگران عرصه شادکامی در این موضوع که نگرش مثبت، در انسان تأثیر قابل ملاحظه­ای بر تمام جنبه­ های شخصیتی، چگونگی فعالیت و همچنین چگونگی واکنش­های آن­ها به تمام حوادث زندگی دارد، اتفاق نظر دارند. در عین حال این موضوع نیز امر پذیرفته شده­ای است که طرحواره­ها با حوادث منفی و فشارهای روانی زندگی تعامل دارند و هنگامی که طرحواره­های ناسازگار اولیه فعال می­شوند، سطوحی از هیجان­ها منتشر شده و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگی­های شناختی نظیر اضطراب و افسردگی بین فردی می­ شود. از طرفی با افزایش طرحواره­های شناختی ناسازگار، شیوع برخی از ناگویی­های هیجانی افزایش می­یابد و حضور چنین اختلالاتی به افت عملکرد افراد در تحصیل منجر می­ شود (کاظمی، ۱۳۹۰).
مکانیسم­های دفاعی[۶] نقش مهمی در آسیب­شناسی و شکل­ گیری انواع اختلالات روانپزشکی دارند. مکانیسم­های دفاعی اولین بارتوسط فروید مطرح شدند. وایلنت که یکی از نظریه­پردازان مطرح در زمینه مکانیسم­های دفاعی است، عقیده دارد دفاع­های سازش­یافته با سلامت جسمانی، رضایت از زندگی و کیفیت روابط دوستانه در ارتباط است. وی عقیده دارد همانگونه که از آزمون­های هوش (IQ) جهت سنجش هوش استفاده می­ شود می­توان از دفاع­ها نیز به عنوان شاخص تعیین سلامت جسم و روان استفاده کرد)وایلانت[۷]، ۲۰۰۰). هر چه میزان رضایت از زندگی بالاتر باشد فرد معتقد تجربه عواطف و احساسات مثبت است. افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از سبک­های مقابله­ای مؤثرتر و مناسب­تر استفاده می­ کنند، عواطف و احساسات عمیق­تری را تجربه می­ کنند و از سلامت عمومی بالاتری برخوردارند و عدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیف­­تر، علائم افسردگی، مشکلات شخصیتی رفتارهای نامناسب بهداشتی و وضعیت و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است (مالتبی، ۲۰۰۴). در سال­های اخیر، رضایت از زندگی نسبت به اعصار اولیه بسیار پیچیده­تر شده است و عده رو به افزایشی از نارضایتی از زندگی رنج می­برند. شناخت طرحواره­ها که اولین درون دادهای نقش بسته در بستر شکل­ گیری شخصیت و موتور محرکه فرد برای بروز رفتارهای متفاوت می­باشند؛ همچنین بررسی نحوه شکل­ گیری طرحواره­ها چه به صورت سازگار و چه به صورت ناسازگار بسی جای تأمل دارد. با توجه به توضیحات مندرج، انتظار می­رود طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی به عنوان متغیرهای مهم شناختی، آثار عمیقی بر روابط و رضایت از زندگی اشخاص داشته باشند. بدین جهت، فراهم آوردن راه حل­هایی مناسب برای شناخت ساختار اولیه طرحواره­ها و بروز مکانیسم­های دفاعی برای شکل­ گیری رفتار و رضایت از زندگی بسیار حائز اهمیت می­باشد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۲- بیان مسئله

یانگ (۲۰۰۶) آن دسته از طرحواره­هایی را که به رشد و شکل­ گیری مشکلات روانشناختی می­انجامد، طرحواره­های ناسازگار اولیه می­نامد. این طرحواره­ها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیب­رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده، در طول زندگی تداوم می­یابند (نوردال[۸] و همکاران، ۲۰۰۵). این طرحواره­ها موجب سوگیری در تفسیر افراد از رویدادها می­شوند و در آسیب­شناسی روانی بین فردی، این سوگیری­ها خود را به صورت سوءتفاهم­ها، نگرش­های تحریف­شده، گمانه­های نادرست و هدف­ها و چشم­داشت­های غیرواقع­بینانه نشان می­دهد (یوسفی و همکاران، ۱۳۸۹). از آنجایی­که این طرحواره­ها شامل عقاید زیربنایی فرد در مورد ارتباط با اشخاص مهم زندگی­اش هستند، دارای طبیعتی بین فردی­اند (شهامت و همکاران، ۱۳۸۹؛ تیم ب، ۲۰۱۰). افراد به شدت تمایل دارند اطلاعات را بر اساس آن­چه هیزل مارکوس «طرحواره خود» نامیده، سازماندهی نمایند: یعنی تعمیم شناختی درباره خود که از تجربه­های گذشته نشأت می­گیرد و پردازش اطلاعات مربوط به خود را سازماندهی می­ کند (ارونسون، ۱۹۹۹؛ ترجمه شکرکن، ۱۳۸۶). طرحواره­های ناسازگار اولیه، در عمیق­ترین سطح شناخت اغلب در خارج از حیطه هوشیاری، عمل می­ کنند و باعث آسیب­پذیری فرد در برابر افسردگی، اضطراب، مشکلات ارتباطی، اعتیاد، اضطراب اجتماعی، سوء مصرف مواد، اختلال­های خوردن، اختلال وحشتزدگی همراه با ترس از مکان­های باز و اختلال­های سایکوسوماتیک می­شوند (نوردال و همکاران، ۲۰۰۵؛ تیم ب،۲۰۱۰؛ بهرامی­احسان و بهرامی­زاده، ۲۰۱۱).
یانگ و همکاران (۲۰۰۳)، ۱۵ طرحواره ناسازگار اولیه را در پنج گروه سازمان­یافته مطرح نمودند: گروه اول (بریدگی/ طرد)[۹] شامل زیر مجموعه­های رهاشدگی/ بی ثباتی[۱۰]، محرومیت هیجانی[۱۱]، بی­اعتمادی / بدرفتاری[۱۲]، انزوای اجتماعی/ بیگانگی[۱۳] و نقص / شرم[۱۴]. گروه دوم ( خود گردانی و عملکرد مختل)[۱۵] شامل: شکست[۱۶]، وابستگی/ بی­کفایتی[۱۷]، آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری[۱۸] و گرفتار/ خود تحول نیافته[۱۹]. گروه سوم (محدودیت­های مختل)[۲۰] شامل: استحقاق/ بزرگ منشی[۲۱] و خویشتن داری / خودانضباطی ناکافی[۲۲]. گروه چهارم (دیگرجهت­مندی)[۲۳] شامل: تمرکز افراطی بر نیازها، تمایلات و احساسات دیگران، اطاعت[۲۴] و ازخودگذشتگی[۲۵]. گروه پنجم (گوش­به­زنگی بیش از حد و باز­داری)[۲۶] شامل: بازداری هیجانی[۲۷] و معیارهای سرسختانه[۲۸] است. شواهد پژوهشی خبر از وجود رابطه بین سن (جاج و همکاران، ۱۹۹۷)، عملکرد خانواده، سازگاری و سلامتی (دانگایوک، ۲۰۰۷) با رضایت از زندگی می­دهند. یکی از پدیده­های شناختی مورد توجه در این حوزه طرحواره­ها[۲۹] بوده است (دوزویس[۳۰] و همکاران ، ۲۰۰۹).
بررسی­های چندی که در این زمینه انجام شده، نشان می­ دهند که طرحواره­های ناسازگار اولیه در شکل­ گیری وگسترش بسیاری از مشکلات روانشناختی همچون اختلال­­های شخصیت[۳۱]، افسردگی مزمن[۳۲] و اختلال­های اضطرابی[۳۳] نقش دارند (پلتز[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۲). این طرحواره­ها می­توانند بر درک فرد از موقعیت­های گوناگون و از آن جمله، موقعیت­های جنسی تأثیر بگذارند (بک و همکاران، ۱۹۹۰ به نقل از سویتزر، ۲۰۰۶). زمانی که افراد نتوانند با روش­های منطقی و مستقیم، اضطراب و مشکلات خود را کنترل کنند به روش­های غیر مستقیم، یعنی مکانیسم دفاعی متوسل می­شوند. مکانیسم دفاعی به فرد کمک می­ کند که با اضطراب مقابله کند. دفاع­هایی که به­کار گرفته می­شوند، به سطح رشد و میزان اضطراب فرد بستگی دارند. مکانیسم­های دفاعی دو ویژگی مشترک دارند، اول اینکه واقعیت را انکار یا تحریف می­ کنند و دیگر اینکه در سطح ناهشیار عمل می­ کنند (کوری[۳۵]، ۲۰۰۵؛ ترجمه یحیی سید محمدی، ۱۳۸۹). پس مکانیزم­ های دفاعی مسئولیت محافظت از من[۳۶] را در مواجهه با شکل­های مختلف اضطراب بر عهده دارند و از آن جهت در نظام روان­تحلیل­گری، هر اختلال روانی با مکانیسم­های دفاعی غیر­­انطباقی مشخصی همراه است (ریو[۳۷]، ۲۰۰۱؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵). برخی از پژوهشگران بین مکانیسم­های دفاعی رشدنایافته با رفتارهای خودآسیبی به ارتباط معناداری دست یافته­اند (برودی و کارسون[۳۸]، ۲۰۱۲).
رضایت از زندگی [۳۹]لازمه یک زندگی مفید، مؤثر و رضایت­بخش فردی است و شامل ارزیابی شناختی افراد ازوضعیت زندگی خودشان است (کیز[۴۰] و همکاران، ۲۰۰۲). در واقع رضایت از زندگی مفهومی کلی و ناشی از نحوه ادراک (شناختی و عاطفی) شخص از کل زندگی است. به همین دلیل افرادی با رضایت از زندگی بالا هیجان­های مثبت بیشتری را تجربه کرده، از گذشته و آینده خود و دیگران، رویدادهای مثبت بیشتری را به یادآورده و از پیرامون خود ارزیابی مثبت­تری دارند و آن­ها را خوشایند توصیف می­ کنند (تیم، ۲۰۱۰). در حالی که افرادی با رضایت از زندگی پایین، خود، گذشته و آینده­شان، دیگران و نیز رویدادها و موقعیت­های زندگی خود را نامطلوب ارزیابی می­ کنند و هیجان­های منفی مانند اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه می­ کنند ­(لازاروس و فالکمن، ۱۹۸۴؛ رایت[۴۱] و همکاران ، ۲۰۰۹). رضایت مالی[۴۲] و تأثیر آن برکیفیت زندگی در دهه­های اخیر مورد توجه قابل ملاحظه­ای قرار گرفته­اند. رضایت فرد از شرایط مالی می ­تواند رضایت شخصی و به طور گسترده­تر، رضایت از زندگی (توسکانو و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از فلاحتی و همکاران، ۲۰۱۲) را افزایش دهد و در مقابل مشکلات مالی و نارضایتی فرد از شرایط مالی می ­تواند منجر به استرس و افسردگی شود.
درواقع طرحواره­های ناسازگار اولیه در طول زندگی ثابت و پابرجا هستند و اساس ساخت­های شناختی[۴۳] فرد را تشکیل می­دهند. این طرحواره­ها به شخص کمک می­ کنند تا تجارب خود را راجع به جهان پیرامون سازمان دهند و اطلاعات دریافتی را پردازش کنند (مالتبی و دی، ۲۰۰۴؛ تیم، ۲۰۱۰). ازآنجا که طرحواره­ها همانند چهارچوبی[۴۴] برای پردازش اطلاعات به­کار می­روند و تعیین­کننده واکنش­های عاطفی افراد نسبت به موقعیت­های زندگی و روابط بین فردی می­باشند، گفته شده که با رضایت از زندگی رابطه دارند (پاپالیا و همکاران، ۲۰۰۳). به عنوان مثال، کسانی که از زندگی خود رضایت دارند، اطلاعات مربوط به زندگی­شان را به شکلی طبقه ­بندی می­ کنند که منتهی به نتایج لذت بخشی شود. اما کسانی که از زندگی خود ناراضی هستند به جنبه­ های منفی زندگی گرایش بیشتری دارند (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). پژوهشگران بر این عقیده­اند که طرحواره­های ناسازگار اولیه همچون یک صافی[۴۵] برای اثبات یا تأیید تجارب کودکی عمل می­ کنند و به نشانه­ های بالینی نظیر اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیت[۴۶]، تنهایی به دلیل روابط بین فردی مخرب و سوء­مصرف الکل و مواد مخدر، پراشتهایی یا زخم معده منجر می­شوند (گرین هاوس و همکاران، ۲۰۰۳؛ سلیگمن و همکاران، ۲۰۰۷). کسانی که از طرحواره­های ناسازگار به طور افراطی استفاده می­ کنند، بیشتر تحت تأثیر حوادث منفی زندگی قرار می­گیرند (مک کالوگ و همکاران، ۲۰۰۱). یانگ و کلوسکو، (۱۹۹۷) اعلام کردند باورها و طرحواره­های مربوط به روابط میان فردی در بزرگسالی و در همسرگزینی و روابط زناشویی نمود یافته و بر آن تأثیر زیانبار می­گذارند (یوسفی و همکاران، ۱۳۸۹).
در جمع بندی مبانی نظری و پژوهشی می­توان گفت اکثر پژوهشگران عرصه رضایت از زندگی در این موضوع که رضایت از زندگی، در انسان تأثیر قابل ملاحظه­ای بر تمام جنبه­ های شخصیتی، چگونگی فعالیت و همچنین واکنش­های آن­ها به تمام حوادث زندگی دارد، اتفاق نظر دارند. در عین حال این موضوع نیز امر پذیرفته شده­ای است که طرحواره­ها با حوادث منفی و فشارهای روانی زندگی تعامل دارند. هنگامی که طرحواره­های ناسازگار اولیه فعال می­شوند سطوحی از هیجان منتشر شده و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگی­های شناختی نظیر افسردگی، اضطراب، ناتوانایی شغلی، نداشتن پیشرفت تحصیلی، سوء­مصرف مواد و تعارضات بین فردی می­شوند (لطفی، ۱۳۸۵). از طرفی با افزایش طرحواره­های شناختی ناسازگار شیوع برخی از اختلالات افزایش می­یابد و حضور چنین اختلالاتی به افت عملکرد[۴۷] افراد در مشاغل و تحصیل منجر می­ شود (سلیگمن و همکاران، ۲۰۰۷).
از چنین منظری می­توان گفت پیشرفت و موفقیت دانشجویان در دوره­ های تحصیلی تا حد زیادی به طرحواره­های شناختی، مکانیسم­های دفاعی مورد استفاده و رضایت آنها از زندگی بستگی دارد. این موضوع در افزایش توجه پژوهشگران به بهداشت روانی[۴۸] و درمان بیماری­های روانی نقش مهمی ایفا می­نماید. هدف اصلی پژوهش حاضر با استناد به شواهد ارائه شده در بیان مسئله، بررسی رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی در میان دانشجویان در نظر گرفته شد تا بدین ترتیب دانش مربوط به این حوزه در ایران بسط و گسترش یابد.

 

۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

یانگ طرحواره­های ناسازگار اولیه را زیربنای بروز مشکلات و اختلالات روانشناختی و رفتارهای ناسازگارانه در انسان بر می­شمرد و معتقد است که این طرحواره­ها ناکارآمد و خود تداوم­بخش هستند. در طول زندگی با تحریف واقعیت فرد را وادار می­ کنند تا بر مبنای الگوی ناسازگارانه آن­ها عمل کنند. همچنین یانگ بیان می­ کند که این زیر­ساخت­های عمیق در اختلالات مزمن روانشناختی بسیار قوی عمل می­ کنند و در نتیجه مانع از اثربخشی درمان­های کوتاه مدت شناختی-رفتاری کلاسیک در این نوع از بیماران می­شوند. لذا جهت درمان این مشکلات نیاز به رویکردی است که به تغییر و اصلاح این طرحواره­های سخت بپردازد. از دیدگاه یانگ “طرحواره­ها، باورهای عمیق و مستحکم فرد در مورد خودمان و جهان هستند و به ما می­گویند چگونه­ایم و جهان چگونه است” (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). نتایج نشان دادند که رابطه معناداری بین شدت اختلال شخصیت و طرحواره­های ناسازگار اولیه وجود دارد (لطفی و همکاران، ۱۳۸۶؛ نوردال و همکاران، ۲۰۰۵).
همچنین طرحواره­های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب­پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی­های روانشناختی و آسیب­شناختی شخصیتی ایجاد می­ کنند (لطفی و همکاران، ۱۳۸۶). راهبردهای گوناگونی برای دور نگهداشتن افکار، غرایز و احساس­های غیر­قابل­قبول از آگاهی هشیار وجود دارد که به آن­ها مکانیسم­های دفاعی گفته می­ شود، این واکنش­های ناخودآگاه”من” در پیوستاری قرار دارند که از یک سو شامل مکانیسم­هایی می­ شود که در بالاترین سطح سازگاری قرار دارند( اتمر و اتمر[۴۹]، ۱۹۹۴؛ ترجمه آرزومندی و بهشتی، ۱۳۸۷). مکانیسم­های دفاعی در حقیقت تحریف­کننده واقعیت هستند و میزان تحریف واقعیت در دفاع­های ناپخته و نوروتیک بیشتر از دفاع­های پخته است. هر چه میزان تحریف شناختی یک دفاع بیشتر باشد، به دنبال آن از میزان آگاهی هشیارانه کاسته شده و در نتیجه تلاش کمتری جهت مقابله با تحریف شناختی می­ شود (برد[۵۰]، ۲۰۰۴). نیکل و ایگل[۵۱] (۲۰۰۶)؛ هه و همکاران، (۲۰۰۸) و راکتیک[۵۲] و همکاران (۲۰۰۹)، در مورد مکانیسم­های دفاعی افراد معتاد به این نتیجه دست یافتند که افراد معتاد از سبک­های دفاعی رشدنایافته و روان­رنجوری استفاده می کنند.
در یک مطالعه طولی که توسط وایلنت صورت گرفت، استفاده از دفاع­های سازگارانه با سلامت روانی، ثبات زناشویی، موفقیت کاری و رضایت از زندگی مرتبط بود (وایلنت، ۱۹۹۲). رایت و کروپانزانو (۲۰۰۰) عوامل متعددی را در افزایش رضایت افراد از زندگی مطرح کرده ­اند. این عوامل را می­توان در دو دسته عوامل زیستی (نظیر آمادگی ژنتیکی و سلامت جسمانی) و عوامل اجتماعی- روانی (نظیر روابط اجتماعی مطلوب و نیازهای روانی) طبقه ­بندی نمود. یانگ آن دسته از طرحواره ها را که منجر به شکل گیری مشکلات روانشناختی می­شوند، طرحواره­های ناسازگار اولیه می­نامد و معتقد است طرحواره­ها، به الگوی خود­تداوم­بخش از خاطرات، هیجانات، شناخت­ها، حواس و ادراکات اطلاق می­ شود که رفتارها را هدایت می­ کنند. آن­ها موضوعات ثابت و دراز مدتی هستند که در دوران کودکی به وجود می­آیند و به زندگی بزرگسالی راه می­یابند و تا حد زیادی ناکارآمد هستند (یانگ، ۱۹۹۹؛ یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). همچنین طرحواره­های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب­پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی­های روانشناختی و آسیب­شناختی شخصیتی ایجاد می­ کنند (لطفی و همکاران، ۱۳۸۶).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
نقش مهم طرحواره­ها در شکل­ گیری و تداوم اختلالات روانی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است و به نقش این باورهای منفی عمیق، در اختلالات روانی چون وسواس فکری-عملی (هالند[۵۳] و همکاران، ۲۰۱۱؛ نویی و همکاران، ۲۰۱۰)، اختلال شخصیت خودشیفته (زیگلر-هیل و همکاران، ۲۰۱۱)، اختلال دو قطبی (هاوکه و همکاران، ۲۰۱۱؛ نیلسون، ۲۰۱۲)، افسردگی (وانگ و همکاران، ۲۰۱۰؛ ساکلی[۵۴] و همکاران، ۲۰۱۱؛ رنر و همکاران، ۲۰۱۲)، اختلالات خوردن (مولودی و همکاران، ۲۰۱۰؛ شایقیان و همکاران، ۲۰۱۱)، اختلالات جنسی (حقیقت منش و همکاران، ۲۰۱۰؛ کواینتا گامس، ۲۰۱۲)، سوء مصرف مواد (شوری و همکاران، ۲۰۱۲)، اضطراب و اضطراب فراگیر (حمیدپور و همکاران، ۲۰۱۱؛ کازینو، ۲۰۰۴) و اختلالات درد (ساریاهو و همکاران، ۲۰۱۱؛لینتون، ۲۰۱۰) اشاره شده است. به طور کلی نیز طرحواره­ها توانایی پیش ­بینی نشانه­ های سلامت عمومی را دارند (شهامت، ۲۰۱۰). پیشینه پژوهشی اشاره داشته که استفاده از سازوکارهای دفاعی رشدنایافته با خودمحوری[۵۵]، روانپریشی[۵۶] و اضطراب[۵۷] ارتباط دارد (رومنز و همکاران، ۱۹۹۹؛ هیبارد و همکاران، ۲۰۰۰؛ دیویدسون و همکاران، ۲۰۰۴؛ کرامر و تریسی[۵۸]، ۲۰۰۵؛ پارخ[۵۹] و همکاران،۲۰۱۰). نیکل و ایگل[۶۰] (۲۰۰۶)؛ هه و همکاران، (۲۰۰۸) و راکتیک[۶۱] و همکاران (۲۰۰۹)، در مورد مکانیسم­های دفاعی افراد معتاد به این نتیجه دست یافتند که افراد معتاد از سبک­های دفاعی رشدنایافته و روان­رنجوری استفاده می کنند.
تجربه شادمانی و رضایت از زندگی هدف برتر در زندگی افراد بشر به شمار می­رود؛ لذا افراد در تمام طول زندگی خود در تلاش برای دستیابی به آن هستند (هبنر، ۲۰۰۰). رضایت از زندگی، یکی از قدیمی­ترین و پایدارترین مسایل مورد بررسی در مطالعات دوران بزرگسالی است که عموماً به عنوان بررسی کلی از شرایط موجود، از مقایسه خواسته­ های فرد تا دسترسی واقعی به آن­ها بیان می­گردد (بچولد، ۲۰۰۴). دینر معتقد است رضایت فرد از زندگی، از نگرش و ارزیابی عمومی وی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبه­ های زندگی همچون زندگی خانوادگی، شغلی، اوقات فراغت، درآمد و… منشا می­گیرد (دینر و پیوت، ۲۰۰۳). در واقع رضایت از زندگی بازتاب فاصله میان ایده­آل­های شخص و وضعیت فعلی او می­باشد و هر چه شکاف میان ایده­آل­های شخص و فرد بیشتر گردد بالطبع رضایتمندی وی کاهش خواهد یافت (زکی، ۱۳۸۶).
لیوبومیرسکی معتقد است افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از شیوه ­های مقابله موثرتر و مناسب­تری استفاده می­ کنند، عواطف و احساسات مثبت عمیق­تری را تجربه می­ کنند و از سلامت عمومی بالاتری نیز برخوردارند (لیوبومیرسکی و همکاران، ۲۰۰۵). بر اساس مطالعات مختلف به عمل آمده در زمینه رضایت از زندگی، عوامل مختلفی بر میزان رضایت از زندگی نقش دارند که از آن جمله می­توان به وضعیت تاهل (راکزک، اسپیرو[۶۲]، ۲۰۰۵)، جنس (سوزا و لیوبومیرسکی، ۲۰۰۱)، سن (بورگ و همکاران، ۲۰۰۶)، درآمد (ویگینز و بومن، ۲۰۰۰)، سطح تحصیلات (بالستروس و همکاران، ۲۰۰۱؛ سابیسی و هاگرن، ۲۰۰۵)، وضعیت سلامتی (اینال و همکاران، ۲۰۰۷)، رضایت از شغل (دولان و گاسلین، ۲۰۰۴)، وضعیت خانوادگی (هرولد، ۲۰۰۷)، رضایت از اوقات فراغت (آستروم و پرکینز، ۲۰۰۳) و… اشاره نمود. ممکن است چیزی برای شخصی رضایت را پدید آورد ولی همان چیز برای شخص دیگر رضایت را پدید نیاورد و حتی در بعضی موارد آن چیز باعث نارضایتی فرد شود. بنابراین احساس رضایت، احساسی ذهنی است که گاه امکان دارد حتی برای افرادی که در اجتماعات، صاحبان منزلت­های بالا و موفقیت هستند هم ضرورتاً به وجود نیاید. تحقیقات نشان داده تصور و ذهنیت افراد (نه واقعیت­های زندگی آنان) است که بیشترین تأثیر را در زندگیشان دارد (محمدخانی به نقل از قنبری و کدخدازاده، ۱۳۸۸). امروزه بررسی وضعیت روانشناختی دانشجویان در همه فرهنگ­ها و کشورها از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به نقش طرحواره­ها و مکانیسم­های دفاعی در بهداشت روانی و در نتیجه رضایت از زندگی دانشجویان، این متغیرها بیش از متغیرهای دیگر مورد توجه بوده است.
بنابراین برای این­که بتوانیم جامعه­ای مملو از رضایت، همراه با سلامت روان داشته باشیم، توجه و شناخت طرحوار­ه­های ناسازگار اولیه، مکانیسم­های دفاعی و رضایت از زندگی در دانشجویان امری مهم و قابل توجه می­باشد. با توجه به مطالب ذکر شده، اهمیت بررسی این پژوهش در جامعه ما بیش از پیش مشخص می­گردد. با وجود پژوهش­های فراوان، مطالعه­ ای که بتواند رابطه طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی را در یک مطالعه نشان دهد، وجود ندارد. به این دلیل پژوهش حاضر با استناد به شواهد ارائه شده در بیان مسئله به بررسی رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی در میان دانشجویان می ­پردازد تا بدین ترتیب دانش مربوط به این حوزه در ایران بسط و گسترش یابد.

 

۱-۴- اهداف پژوهش

 

۱-۴-۱- هدف کلی

بررسی رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت.

 

۱-۴-۲- اهداف فرعی

بررسی رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه و رضایت از زندگی در دانشجویان.
بررسی رابطه بین مکانیسم­های دفاعی و رضایت از زندگی در دانشجویان.
بررسی میزان پیش بینی رضایت از زندگی توسط طرحواره­های ناسازگار اولیه در دانشجویان.
بررسی میزان پیش بینی رضایت از زندگی توسط مکانیسم­های دفاعی در دانشجویان.

 

۱-۵- فرضیه ­های پژوهش

۱٫ بین طرحواره­های ناسازگار اولیه و رضایت از زندگی رابطه معنی­دار وجود دارد.
۲٫ بین مکانیسم­های دفاعی و رضایت از زندگی رابطه معنی­دار وجود دارد.
۳٫ طرحواره­های ناسازگار اولیه قادر هستند به طور معنی­دار رضایت از زندگی دانشجویان را پیش ­بینی کنند.
۴٫ مکانیسم­های دفاعی قادر هستند به طور معنی­دار رضایت از زندگی دانشجویان را پیش ­بینی کنند.

 

۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش

 

۱-۶-۱- طرحواره­های ناسازگار اولیه

 

۱-۶-۱-۱- تعریف مفهومی:

طرحواره­ بازنمایی خصوصیات متمایز­کننده یک واقعه است. به عبارت دیگر طرحی کلی از عناصر برجسته یک واقعه را طرحواره­ می­گویند. شاید بتوان گفت که طرحواره، یک بسته حافظه­ای است که درون مایه آن را آموزه­های فرد در طول زمان شکل می­دهد (نوردال و همکاران، ۲۰۰۵).

 

۱-۶-۱-۲- تعریف عملیاتی:

منظور از طرحواره های ناسازگار اولیه در پژوهش حاضر میزان نمره­ای است که هر آزمودنی از فرم کوتاه ۷۵ سوالی پرسشنامه طرحواره­های ناسازگار اولیه یانگ (۲۰۰۵) کسب می­نماید. مقیاس اندازه ­گیری این متغیر فاصله­ای است.

 

۱-۶-۲- مکانیسم­های دفاعی

 

۱-۶-۲-۱- تعریف مفهومی:

مکانیسم­های دفاعی فرایندهای خودکار و روانشناختی هستند که فرد را در برابر اضطراب و آگاهی از خطرهای درونی و بیرونی و عوامل تنش زا حمایت می­ کنند. افراد اغلب نسبت به فعالیت این مکانیسم­ها ناآگاهند. مکانیسم­های دفاعی واسطه بین واکنش فرد به تعارض­های هیجانی و عوامل تنش­زای درونی و بیرونی هستند. هر مکانیسم دفاعی از لحاظ مفهومی و تجربی به گروه­های خاصی تقسیم ­بندی می­ شود که از آن­ها به عنوان سبک­های دفاعی یاد می­ شود (انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

 

۱-۶-۲-۲- تعریف عملیاتی:

منظور از مکانیسم­های دفاعی در پژوهش حاضر میزان نمره­ای است که آزمودنی از پرسشنامه سبک­های دفاعی[۶۳] (DSQ-40، اندروز و همکاران، ۱۹۹۳) کسب می­نماید. این پرسشنامه سه سبک دفاعی رشد یافته، رشد نیافته و نوروتیک را بر اساس ۲۰ نوع از مکانیسم­های دفاعی مورد سنجش قرار می­دهد. مقیاس اندازه ­گیری این متغیرها فاصله­ای است.

 

۱-۶-۳- رضایت از زندگی

 

۱-۶-۳-۱- تعریف مفهومی:

رضایت از زندگی عبارت است از ارزیابی شناختی عاطفی از زندگی خود، این ارزیابی­ها از واکنش­های احساسی نسبت به وقایع، به علاوه قضاوت­های شناختی از رضایت و برآورده­شدن خواسته ­ها تشکیل شده ­اند. رضایت از زندگی، نشانگر آن است که فرد چگونه زندگی خود را در کل ارزیابی و برآورد می­ کند (دینر، ۲۰۰۵؛ پسندیده، ۱۳۸۴).

 

۱-۶-۳-۲- تعریف عملیاتی:

منظور از رضایت از زندگی نمره­ای است که آزمودنی از پرسشنامه ۵ سوالی رضایت از زندگی[۶۴] (SWLS ، داینر و همکاران، ۱۹۸۵) کسب می­نماید.

 

۱-۷- متغیرهای پژوهش

با توجه به این که پژوهش از نوع همبستگی است می­توانیم از متغیر پیش بین و متغیر ملاک استفاده کرد:
متغیرهای پیش بین: طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی.
متغیر ملاک: رضایت از زندگی.
فصل دوم
مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش

 

۲-۱- پیش درآمد

در این فصل ابتدا در بخش گستره نظری پژوهش، متغیرهای طرحواره­های ناسازگار اولیه، مکانیسم­های دفاعی و رضایت از زندگی و مؤلفه­ های مرتبط با آن­ها شرح داده خواهند شد و سپس به پیشینه پژوهش­های انجام شده در داخل و خارج کشور اشاره خواهد شد. با توجه به این که شایسته است قبل از انجام هر پژوهش مطالعه­ ای عمیق در زمینه پیشینه آن صورت گیرد، باید نظریات و قوانین و اصول موجود در زمینه پژوهش مورد بررسی قرار گیرند. در همین راستا، فصل دوم پژوهش حاضر جهت شناخت عمیق تر موضوع مورد نظر به تاریخچه علمی، استناد به کتاب­ها، مقالات و مطالعات مشابه جهت آشنایی با آن­چه قبل از پژوهش حاضر انجام گرفته، می ­پردازد.
از آن جا که قشر جوان سال­های زیادی را در پیش روی دارد، دارای اهداف و برنامه ­ریزی­های متعددی برای خود و جامعه می­باشد و بالطبع احتمال آن جود دارد که جامعه نتواند پاسخگوی تمامی اهداف و برنامه ­ریزی­های این قشر باشد. بنابراین خواه­ناخواه جوانان در رسیدن به مقاصد و اهداف خود با انواع موانع و تنیدگی­ها رو به رو شده و در معرض ابتلا به مشکلات روانشناختی قرار­می­گیرند. ازجمله تعیین ­کننده­ های چگونگی مقابله با تنیدگی­ها، نگرش فرد نسبت به زندگی و ارزیابی کلی وی از رویدادهای زندگیش می­باشد. آن­چه که از آن تحت عنوان «رضایت از زندگی»[۶۵] نام برده می­ شود و یک مؤلفه از بهزیستی به شمار می ­آید (گاندلاچ و کراینر، ۲۰۰۴).

 

۲-۲- طرحواره­

طرحواره در نظام فلسفی کانت درک و دریافت نقطه اشتراک تمام عناصر یک مجموعه تعریف می­ شود. این واژه همچنین در نظریه ریاضی مجموعه­ها، هندسه جبری، آموزش، تحلیل ادبی، برنامه ­ریزی کامپیوتری نیز به کار برده شده است (یانگ، ۲۰۰۳). سگال نیز طرحواره­ها را به عنوان عناصر سازمان­یافته­ای از تجربه­ها و واکنش­های پیشین تعریف کرد که مجموعه نسبتاً بادوام و پیوسته­ای از دانش را شکل می­دهد و ادراک و ارزیابی­های بعدی را هدایت می­نمایند (تیم، ۲۰۱۰). در مقاله وانگ و همکاران، به نظر جفری یانگ در مورد ارائه مفهوم طرحواره برای انعکاس تجارب ارتباطی افراد در دوران کودکی اشاره شده است. جفری یانگ این فرض را مطرح کرد که روابط صمیمانه، استقلال، ارزشمندی، انتظارات معقول و واقع­بینی نسبت به محدودیت­ها پنج هدف اولیه­ای هستند که کودکان برای دستیابی به خرسندی و رشد سالم به آن­ها نیاز دارند. زمانی که مراقبین کودک مشکلاتی در تحقق هر یک از این اهداف ایجاد کنند، زمینه شکل­ گیری طرحواره­های ناسازگار اولیه را فراهم نموده ­اند (وانگ و همکاران، ۲۰۱۰). طرحواره­ها چارچوب­ها یا الگوهای پردازش اطلاعات هستند که چگونگی مفهوم سازی یک شخص را از مجموعه ­ای از محرک ها نشان می­دهند. طرحواره­ها در واقع مفهومی فراگیر بوده که هیجانات، خاطرات و شناخت­ها را در بر می­گیرند. طرحواره­ها در طول دوران کودکی و نوجوانی شکل گرفته و در سراسر زندگی فرد گسترش می­یابند. در واقع طرحواره­های ناسازگار اولیه استنباط از تجربیات روزانه را تحریف کرده به نحوی که به فشار روانی ناشی از تنهایی یا طرد اجتماعی شدت می­بخشند و قابلیت تفسیر صحیح از هیجانات دیگران را تضعیف می­ کنند (ساکلی[۶۶] و همکاران، ۲۰۱۱). طرحواره بر پایه تجربه­های ذهنی زندگی و رشد هوشیارانه اوایل کودکی شکل می­گیرد (جیمز، ۲۰۰۴).
یانگ بر این باور است که طرحواره به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود می­آیند: دلبستگی ایمن به دیگران، خودگردانی، کفایت و هویت، آزادی در بیان نیازها و هیجان­های سالم، خودانگیختگی و تفریح، محدودیت­های واقع بینانه و خویشتن داری (یوسفی و همکاران، ۲۰۱۱). هر مرحله تحولی جدید، نیازمند نقش­ها، مسئولیت­ها، توقعات شناختی و سازگاری­های رفتاری است، بنابراین طرحواره­ها و راهبردهای مقابله­ای پیشین با چالش رو به رو می­شوند. افرادی که در خانواده­های ناکارآمد بزرگ شده ­اند، به احتمال زیاد سبک­های شناختی انعطاف ناپذیر و راهبردهای مقابله­ای ترس برانگیز و ثابتی را به کار می­گیرند. بنابراین چنین افرادی در گذار از مراحل زندگی (مثل روابط عاشقانه و ازدواج) با مشکلات بیشتری روبه رو می­شوند (زرب، ۲۰۰۷).

 

۲-۳- تعریف یانگ از طرحواره

یانگ معتقد است برخی از طرحواره­ها به­ویژه آن­هایی که عمدتاً در نتیجه تجربه­های ناگوار دوران کودکی شکل می­گیرند، ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت، مشکلات منش­شناختی خفیف­تر و بسیاری از اختلالات مزمن محور I قرار بگیرند. وی برای بررسی دقیق­تر این ایده مجموعه ­ای از طرحواره­ها را به نام «طرحواره­های ناسازگار اولیه» مشخص کرده است. این طرحواره­ها الگوهای هیجانی و شناختی خودآسیب­رسان و شدیداً ناکارآمدی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته­اند و در مسیر زندگی تکرار می­شوند. باید توجه داشت که طبق این تعریف، رفتار یک فرد، بخشی از طرحواره محسوب نمی­ شود، زیرا به اعتقاد یانگ رفتارها از طرحواره­ها نشأت می­گیرند، اما بخشی از طرحواره­ها محسوب نمی­شوند (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳، ترجمه حمیدپور و اندوز، ۱۳۹۱).

 

۲-۴- طرحواره های ناسازگار اولیه

در واقع طرحواره­های ناسازگار اولیه استنباط از تجربیات روزانه را تحریف کرده به نحوی که به فشار روانی ناشی از تنهایی یا طرد اجتماعی شدت می­بخشند و قابلیت تفسیر صحیح از هیجانات دیگران را تضعیف می­ کنند (ساکلی وهمکاران،۲۰۱۱). منظور از طرحواره­های ناسازگار اولیه، ساختارهای ذهنی فرضی برای ارائه مفاهیم کلی ذخیره شده در حافظه است که نه تنها برای تفسیر اطلاعات، بلکه در چگونگی رمز گشایی اطلاعاتی که ارائه می­شوند نیز مهم هستند (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). پژوهش­های چندی به بررسی رابطه میان طرحواره­های ناسازگار اولیه با صمیمیت و سازگاری در روابط عاشقانه و زناشویی پرداخته­اند (مک درمت، ۲۰۰۸؛ بایرامی و همکاران، ۲۰۱۲). شواهد پژوهشی خبر از وجود رابطه بین سن (جاج و همکاران، ۱۹۹۷)، عملکرد خانواده، سازگاری و سلامتی (دانگایوک، ۲۰۰۷) با رضایت از زندگی می­دهند. علاوه بر این در سال­های اخیر توجه فزاینده­ای به نظریاتی شده که به دنبال شناخت و معرفی فرایندهای شناختی[۶۷] مؤثر در رضایت از زندگی بود­ه­اند (کاچادوریان و همکاران، ۲۰۰۴). یکی ازپدید­ های شناختی مورد توجه در این حوزه، طرحواره­ها[۶۸] بوده است (دوزویس و همکاران ، ۲۰۰۹). اما طرحواره­های اولیه باورهایی هستند که افراد درباره خود، دیگران و محیط دارند، و به طور معمول از ارضا نشدن نیازهای اولیه به خصوص نیازهای عاطفی در دوران کودکی سرچشمه می­گیرند (زانگ و هه،۲۰۱۱).
هاوکه و همکاران (۲۰۱۱)، به نظر یانگ و همکاران در مورد شناسایی ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه اشاره کرده ­اند که همراه با تعریفی اختصاری از آن­ها عبارتند از: طرد (باوری که فرد معتقد است افراد مهم در زندگیش او را طرد خواهند کرد)؛ بی اعتمادی- سوء رفتار (باوری که فرد معتقد است که دیگران به او دروغ خواهند گفت و از وی سود و منفعت کسب می­ کنند)؛ محرومیت هیجانی (احساسی که فرد معتقد است از حمایت هیجانی مناسبی برخوردار نیست)؛ نقص- شرم (باور فرد به این که دارای عیب و ایراد بوده یا بی ارزش است)؛ انزوای اجتماعی-بیگانگی (احساس جدایی از دیگران)؛ وابستگی-بی کفایتی (این احساس که فرد قادر به مراقبت از خود نیست)؛ آسیب­پذیری نسبت به ضرر یا بیماری (باور به این که فاجعه­ای قریب­الوقوع روی خواهد داد)؛ گرفتاری-خود تحول نایافته (آمیختگی هویت با فرد مهم زندگی)؛ شکست (باور فرد به این­که در مقایسه با دیگران نالایق است)؛ استحقاق-بزرگ منشی (باور فرد به این که در مقایسه با دیگران فوق­العاده و سزاوارتر است)؛ خویشتن­داری و خود انضباطی ناکافی (باور به این­که فرد در مهار هیجانات و تکانه­ها ناتوان است)؛ اطاعت (باور فرد به این­که نیازهای خود فرد نسبت به دیگران از اهمیت پایین­تری برخوردار است)؛ ایثار (تمرکز بر نیازهای دیگران و هزینه کردن از طرف خود)؛ پذیرش جویی-جلب توجه (نیاز مبرم به دریافت تأیید و توجه از سوی دیگران)؛ منفی­گرایی و بد بینی (تمرکز فراگیر و گسترده بر جنبه های منفی زندگی)؛ بازداری هیجانی (ممانعت ابراز هیجان)؛ تنبیه (این باور که برای اشتباهات باید حکم به تنبیه داد).

 

۲-۵- ریشه ­های تحولی طرحواره­ها

نظر دهید »
مقایسه‌ی سبک شناسانه‌ی حبسیّات مسعود سعد سلمان با حبسیّات خاقانی- قسمت ۳- قسمت 2
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تعاریف و مفاهیم

 

 

 

۲-۱- تاریخچه مختصر ادبیات تطبیقی (= مقایسه‌ای) ازآغاز تا امروز

درست است که درباره‌ی شرح احوال و زندگانی «امیر مسعود بن سلمان لاهوری، شاعر بد اقبال امّا بلند آوازه‌ی پارسی‌سرای نیمه‌ی دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم (۴۳۸-۵۱۵) و افضل‌الدین بدیل ابن علی بن عثمان حقایقی شروانی ملقب به حسّان العجم و متخلص به خاقانی (۴۳۸-۵۱۵۱).(ترابی،۲۱۸:۱۳۸۲ و ۲۴۷)
کتاب‌ها و رساله‌های بسیار تصنیف شده‌است، اماّ هنوز – و شاید همواره- برای یک رساله‌ی تازه‌ی دیگر؛ که هرچند احیانا از نکته‌های تازه هم خالی نباشد؛ از داعِیه آنکه حرف آخر را در این باب آورده است، خالی نماید جایی هست؛ و آن پرداختن به مقایسه و مقابله سبک شناسانه اشعار دو شاعر فحل و دو شاعر صاحب سبک و دو شاعر اهل مفاخره است در موضوع حبسیّه. این مقایسه و مقابله که درادب کلاسیک از آن به موازنه تعبیر می‌شود، صورت کهنتر آن در شعر شاعران و مکتوبات نویسندگان مسبوق به سابقه است، و حتی گفته شده است که «در نقّادی نیز مثل علم تشریح وعلم اللغه هیچ طریقی رامطمئن تر و مفید تر از آن نیافته اندو فواید محسوس و مفیدی را نصیب علم الاساطیر کرده است.»(زرین کوب،۶۹:۱۳۸۲)
باز با آنچه مورد تحقیق و توجه ماست تفاوت اساسی دارد؛ موازنه یعنی سنجش دو شاعر با هم در ادبیات عرب مرسوم بوده است و حتّی کتاب‌هایی نیز در این زمینه نوشته شده است که از کتب معروف در این زمینه یکی «الموازنه‌ی بین الطائیین ابی‌تمام و البحتری» تألیف ادیب مصری ابوالقاسم حسن ابن بشر آمدی است و دیگری «الوساطه‌ی بین المتنبی و خصومه» تألیف قاضی عبد العزیز جرجانی. موازنه یا سنجش دو شاعر در ایران هم مرسوم بود اما نه به صورت تفصیلی به حدی که کتابی شود. گاهی از شاعری نظر خواهی می‌کردند که به عقیده‌ی شما فلان شاعر بزرگتر است یا بهمان؟ و داور در این زمینه به شعر جوابی می‌داد که معمولا محتاطانه است و صریح نیست، زیرا هردو شاعر مورد مقایسه، در جامعه طرفداران و محبوبیتی داشته اند. مثلا سال‌ها پیش که نقد ادبی و علم سبک‌شناسی بیمارگونه‌ای داشته‌ایم و در بحران نقد ادبی به سر می‌بردیم با این شعر جامی همداستان می‌شدیم و به نشانه‌ی تأیید سری هم تکان می‌دادیم که:
در شعر سه کس پیمبرانند هر چند که لا نبیّ بعدی
«اوصاف» و «قصیده» و «غزل» را فردوسی و انوری و سعدی
(حاکمی،۱۳۶۷ :۱۰۵)[۱]
«که امروزه به برکت انتشار بعضی مسائل اجتماعی و سیاسی و نیز ملاحظات انتقادی بعضی ادیبان قرن اخیر، داوری ما در باب شاعران کهن تغییراتی کرده است وگرنه چگونه می‌توان باور کرد در زبانی که شاعرانی به عظمت نظامی گنجوی و خاقانی شروانی و سنائی غزنوی و جلال الدّین رومی و فرید الدّین عطّار دارد، کسانی بیایندو سه پیامبر برای شعر فارسی برگزینند: فردوسی و سعدی و انوری. در مورد فردوسی و سعدی جای بحث نیست، به ویژه این مربوط به روزگاری است که هنوز خواجه حافظ به شاعری نپرداخته بوده است و حضرت مولانا هم که فراتر از مقام شاعری دارد؛ امّا انوری را یکی از سه پیامبر شعر فارسی بشمار اوردن، حکمی است ظالمانه در حق نظامی و خاقانی و سنایی و خیّام».(شفیعی کدکنی،۲۸۱:۱۳۸۶)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
به هر تقدیر چنین پرسش هایی در ادبیات همه کشورها بوده است و مردم دوست داشتند، بدانند که به نظر صاحب نظران کدامیک از شاعران مطرح معاصرشان یا شاعران معروف قدیم، از دیگری بالاتر است. مثلا در زمان انوری این سؤال مطرح بود که او بالاتر است یا شاعر معاصر دیگر او: فتوحی مروزی؟ (شمیسا،۱۰۷:۱۳۷۸)
که در این مورد داوری هایی نیز گردیده است که یکی از بهترین این داوری‌ها را داوری شبلی نعمانی باید تلقی کرد، شبلی نعمانی در شعر العجم ۱/۲۱۵ می‌نویسد: «انوری از ظهیر یا از تمام معاصرین خود بالاتر باشد ما حرفی نداریم، لیکن اورا همدوش سعدی و فردوسی قرار دادن الحق بی انصافی است؛ که این سخن شبلی را استاد ملک الشعرای بهار در قصیده‌ی زیبایی بدینگونه بیان کرده است:
من عجب دارم از آن مردم که هم پهلو نهند در سخن، فردوسی فرزانه را با انوری
انوری هر چند باشد اوستادی بی بدیل کی زند با اوستاد طوس، لاف همسری؟
سحر، هر چندان قوی، عاجز شود با معجزه چون کند با دست موسی سحرهای سامری؟
(بهار،۱۳۴۴ :۱/۶۳۳)
در روزگار ما نیز بعد از داوری استاد فروزانفر در کتاب سخن و سخنوران (چاپ خوارزمی، صص ۳۳۴-۳۳۳)، داوری شاعر نامدار معاصر، شادروان دکتر مهدی حمیدی شیرازی است؛ که از سر کمال آگاهی و اجتهاد ادبی و وقوف بر مسائل شعر سنتی فارسی است از آنجا که این داوری در تاریخ نقادی ایران ارج و ارزش ویژه‌ای دارد در اینجا ذکر می‌شود:
«بعضی از نقادان انوری را سر آمد شعرای این قرن (ششم) و یکی از شعرای پنجگانه‌ی بزرگ ایران در تمام قرون شناخته‌اند، حقیقت این است که اگر چه نمی توان انوری را با وجود شعرایی از قبیل مسعود سعد و خاقانی و نظامی، بطور مطلق، سرآمد شعرای این قرن شناخت و نیز معلوم نیست که همه‌ی سخن شناسان بتوانند او را یکی از شعرای پنجگانه‌ی بزرگ ایران بشمار آورند، قدرت و تسلط اورا در مدیحه سرایی و رام کردن معانی و الفاظی که به این کار آیدبه هیچ نحو نمی توان انکار نمودو اگر این هنر مفهوم واقعی و کامل شعر باشد، ناچار، انوری یکی از شعرای پنجگانه‌ی بزرگ ایران خواهد بودو شک نیست که مفهوم شعر در بعضی ادوار آنقدر خود را به این هنر نزدیک کرده که اگر هم عین آن به نظر نیامده، نزدیک ترین مشابه آن تلقی شده است. کار خاص انوری قصیده سرایی یا بهتر بگوییم مدیحه سرایی است، موضوع تمام قصاید او مدح و ستایش است. فنّ ویژه‌ی او – اگر بد و اگر خوب- همین یک فن است و با این که دراین فن عده‌ی بیشماری از شاعران قرون با او همکاری داشته‌اند، بسیار به صعوبت می‌توان کسی از آنها را، من حیث‌المجموع، در شمار او محسوب داشت. از شعرای بزرگ قرن وی یکی مسعود است که به علل خاصی، که در شرح حال او نوشته شد، اگرچه بسیاری از قصاید خویش دلنشین‌تر و مطبوع‌تر از قصاید انوری به نظر می‌آید، هرگز آن انسجام و استحکام قصاید انوری و آن جا افتادگی ماهرانه‌ی کلمات-که هر مصرع را به صورت ردیفی از دندانهای درخشان و محکم و منظم و مروارید گون، در دهان شعر تنگ هم به رشته می‌کشد-در آنهانیست. یکی دیگر از شعرای بزرگ این قرن، خاقانی و دیگری نظامی است که اگر چه این دو تن، از جهاتب-که در ذیل احوال خود آنها خواهد آمد-بر انوری مزیت دارند، از جهاتی انوری را بر آنها مزیت است: زبان انوری، زبان دری پاک و ساده و روشن و خالی از هرگونه حشو و زواید است. هر فارسی زبانی از اشعار انوری، بی مدد استاد، چیزی می‌فهمد، اما هر فارسی زبانی قسمت عظیمی از اشعار نظامی و تقریبا تمام دیوان خاقانی رامعلوم نبیست که با مدد استاد هم درک کند. هنر انوری، در بیان، مبتنی بر پیرایش است و هنر خاقانی و نظامی بر آرایش. زیبائی ها و دلربائی‌های صوری کلام انوری – به پیروی از سلیقه و ذوقی خاص-از اجزاءاصیل کلام بنظر می‌آیند و دلربائی هاو زیبائی‌های صوری سخنان نظامی و خاقانی- به تبعیت از ذوق و سلیقه‌های مخصوص- از رنگ و نگاری دخیل.
طنین کلمات و طنطنه‌ی ترکیبات و غریو و هیاهوی لغات و اگر این اصطلاح پذیر فته شود: «حجم الفاظ» و هیمنهه‌ی مهابت نمای کلام، در اشعار خاقانی و نظامی، گاه، سخن را-از جهات صوری-تا حدی می‌رساند که بی‌شبهه شنونده را، از حیرت، به هراس می‌اندازد. کلام انوری از جهات صوری-علاوه بر اینکه از اینگونه طمطراق‌های عجیب و مهیب خالی مانده است، با پرهیز از هرگونه خدشه به زبان محاوره نزدیک شده است…..
در سینه‌ی انوری، مانند پیشروانش عنصری و ابوالفرج رونی، دلی شوریده و مالا مال از هیجان نبوده است و به همین جهت بیشتر قصاید او –با انکه رونق بازار هنرو استادی و صنعت است-کالای جهان ذوق و عشق و محبت نیست؛ و به تعبیر دیگر کمال زیبائی آنها، بر لطائف دلربائی آنها می‌چربد. بیشتر از این قصاید، از بیرون و درون، به اهرام کوه پیکر فراعنه‌ی مصر می‌ماند که با آنکه حاوی انواع و اقسام هنرهای ظریف است، محتوی چیزی جز اجساد پوسیده نیست. امّا بیننده‌ی خردمند می‌تواند انواع این هنرها را از این مقبره ها بیاموزدو در هرگونه بنای دیگری به کار ببرد…. روی هم رفته می‌توان گفت مدایح خوب انوری شاهکارهای مدایح پارسی است….» (شفیعی کدکنی،۱۳۹:۱۳۸۴)
این از روزگار انوری بود و در روزگار ما مردم دوست دارند بدانند که شعر اخوان بالاتر است یا شعر شاملو؟ و شعر فروغ بر تر است یا سیمین بهبهانی؟ و حتیّ منتقدی اشعار سپهری را با نوشته‌های صادق هدایت مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و به نتایج درخشانی رسیده است. (مثلا دکتر بهرام مقدادی) و یک وظیفه سبک‌شناسی این است که این صداهارا تشخیص دهدو علت برتری آنها را نسبت به دیگری نشان دهد. اصلا تعریف سبک همین است یعنی تشخیص صداها. اگر بپذیریم که سبک‌شناسی علم یا نظامی است که از سبک بحث می‌کند، نخست باید دریابیم که سبک چیست؟ البته «سبک در اروپااصطلاحی است کهن اما سبک‌شناسی تعبیری است تازه که در دو قرن اخیر بوجود آمده است و افلاطون نخستین کسی بود که این مسأله را به طور جدی مطرح کرد.« شیپلی در کتاب «فرهنگ اصطلاحات جهانی ادبیات» می‌نویسد: «مفهوم سبک از نظر افلاطون بر این پایه است که معنائی که صورت مناسب خود را پیدا کند سبکی بوجود می‌آورد و اگر پیدا نکند سبکی در بین نخواهد بود. پس به نظر این حکیم سخن یا سبک دارد یا ندارد. به عقیده وی و پیروانش هر تغییری که در شکل کلام صورت گیرد سبب تغییر در ماده و معنی نیز می‌شود. که عقیده ارسطو عکس نظر استادش بود. ارسطو معتقد نیست که سخن یا بی سبک است یا سبک دار؛ بلکه وی بر آنست که هر نوشته و گفته ای چه خوب باشد و چه بددارای سبک است؛ منتهی این سبک یا خوب است یا بد، یا استوار است یا سست».(فرشیدورد،۶۹۶:۱۳۶۳)

 

۲-۲- تعریف و توصیف سبک

بنابر این در لاتین قدیم سبک (stilus) ابتدا به معنی قلم کنده کاری و حجاری بودکه در لاتین متأخّر معنی آن گسترش یافت و از آن هنگام تا کنون به معنی ویژگی خاص یک نوشته است از نظر خوبی و بدی آن. به همین مناسبت در زبان فارسی تعبیراتی چون سبک خوب یا بد، سبک عالی یا نازل داریم. و وقتی می‌گوییم قلم کسی خوب است یا کسی خوب قلمی داردبه همان معنای لاتینی (استیلوس) است.

 

۲-۳- سبک همان خود شخص است

همانطوری که گفته شد از ترکیب ویژگی‌های معنوی و صوری اثر ادبی سبک به وجود می‌آید. سبک نویسنده و شاعر در حقیقت بیان کننده‌ی شخصیت و روحیات و شیوه‌ی بیان اوست. و به تعبیر بوفن از بنیانگذاران سبک‌شناسی جدید غرب «سبک همان انسان است» یعنی سبک خود شاعر و نویسنده است؛ (گوستاو فلوبر میگفت: من بوواری هستم). البته سبک بیشتر از شیوه‌ی بیان اثر یعنی از جنبه‌ی صوری آن سخن می‌گوید. از قرن بیستم به بعد سبک‌شناسی با زبانشناسی در هم آمیخت؛ و سبک‌شناسی امروز از ویژگی‌های صرفی، نحوی و صوتی اثر ادبی یعنی از خصوصیات دستوری و زبانشناسی آن سخن به میان می‌آورد، که، این نوع سبک‌شناسی به سبک‌شناسی بیان (Expressiveness) معروف است.

 

۲-۴- تعریف شارل بارلی از سبک شناسی

شارل بالی، زبان‌شناس سوئیسی، که از شاگردان فردینان دو سوسور، یایه‌گذار زبان‌شناسی نوین بود تعریف تازه‌ای از سبک‌شناسی به دست داد. به عقیده‌ی او: وظیفه‌ی سبک‌شناسی این است که ببیند در دوره‌ای معیّن، انواع سازه‌های بیان کدامند؟ و احساس و اندیشه را چگونه ابراز می‌دارند. و او بود که با طرح «دانش وسایل بیان» جان تازه‌ای به سبک‌شناسی بخشید. کار عمده‌ی بالی تدارک سیاهه‌ی «ارزشهای بیانی» زبان بود. به عبارت روشن‌تر: سبک‌شناسی باید معلوم کند که بیان چگونه مفهومی کاملا خبری رابه رنگ خود می‌آراید، و یک پیام به معنای واژه شناختی، وجه مشترک عبارت‌های بیانی گونه‌گون می‌گردد.» برای فهم درست سخن شارل بالی مثال می‌زنیم، روستایی ساده دلی پیش کدخدای ده می‌رود و می‌گوید: «از بد خلقی عیال دایم گریه می‌کنم. این هم از سرنوشت بد من بود». گریستن یک واقعیت بیانی است با محتوای ویژه ای که می‌دانیم. ولی آموزگار همان روستا همین واقعیت را با تعبیر خود بیان می‌کند و عبارت دیگری به دست می‌دهد: «از دست زنم خون گریه می‌کنم. بخت ما بهتر از این زن در چنته نداشت.» که حافظ همین مفهوم را پرورده و رنگ تازه ای به آن زده است:
اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد.
(غیاثی،۱۷:۱۳۶۸)
به قول مولانا:
«گفت قاضی: ثبّت العرش ای پسر تا برو نقشی کنم از خیرو شر
کو زننده؟ کو محل انتقام؟ این خیالی گشته است اندر سقام
(مثنوی ،۳/۳۶۰ )

 

 

نظر دهید »
تحليل رابطه جوسازماني و رفتار شهروندي سازماني در دانشکده مديريت دانشگاه تهران- قسمت 8
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در گذشته تنها عملکردهای درون نقشی یا همان دسته رفتارهای شغلی که در سیستم رسمی سازمان شناسائی شده، در شرح وظایف و نقش های رسمی سازمان بیان و به افراد به خاطر انجام آن‏ها پاداش داده می‎شود مورد توجه بود ؛اما در حدود یک دهه و نیم پیش محققان بر اهمیت رفتارهای فرانقشی پی برده و آن را درصدر تحقیقات خود قراردادن(Hui et al, 1999 )
رفتار‌های فرانقشی رفتارهائی فراتر از نقش‌های رسمی كاركنان بوده، كه این رفتار‌ها اختیاری و معمولا در سیستم پاداش رسمی سازمان در نظر گرفته نمی شوند (Organ, 1988 )
رفتارهای شهروندی سازمانی (OCB)[27] از جمله مفاهیم عملیاتی در ارتباط با رفتارهای فرا نقشی بوده كه برای اولین بار توسط ارگان و همكارانش بر اساس مفاهیمی چون تمایل به همكاری،رفتارهای نو آورانه و… مطرح گردید
ارگان و همكارانش با تعریف OCB به عنوان رفتارهای اختیاری فردی كه مستقیما”و به صورت رسمی توسط سیستم رسمی شناخته نشده ولی در مجموع عملكرد مؤثر سازمان را ارتقا می‌بخشند مفهومی جدید جهت اثربخشی سازمان در نظر گرفتند.
سایر مفاهیم مربوط به عملکرد فرانقشی، که تشابه زیادی با رفتار شهروندی سازمانی دارند عبارتند از رفتار‌های اجتماع‌گرایانه[28] (بریف و موتووایلدو، ۱۹۸۶)، رفتارهای خودجوش[29] (جرج و بریف، ۱۹۹۲)، رفتارهای فرانقشی (ون داین و دیگران، ۱۹۹۵)، و عملکرد زمینه‌ای[30] (بورمن و موتووایلدو، ۱۹۹۳). ولی در این میان رفتار شهروندی سازمانی مقبولیت بیشتری یافته ؛‌ و در دو دهه اخیر و به ویژه با آغاز قرن بیست و یکم تعداد پژوهش‌ها در این زمینه رشد چشمگیری یافته است.
علاقه به OCB باعث گسترش دامنه آن ازحوزه و قلمرو رفتار سازمانی به زمینه‌های مختلف دیگری همچون،مدیریت منابع انسانی،مدیریت استراتژیک و… گردیده است.با نگاهی اجمالی به تحقیقات صورت گرفته در این زمینه می‌توان شاهد سه نوع تحقیق بود :
عکس مرتبط با منابع انسانی

در این گروه تحقیقاتی قرار می‌گیرند كه به دنبال پیش بینی یا شناسائی عوامل ایجاد كننده OCB بوده و عواملی همچون تعهد سازمانی،عدالت سازمانی،رهبری و…..را به عنوان عوامل موجب OCB مطرح كرده اند ( 2000 podsakoff,).
تحقیقات صورت گرفته در این گروه،توجه خود را معطوف به پیامدهایOCB كرده و عواملی همچون :موفقیت و اثربخشی سازمان ها،تمایلات و… را مطرح كرده اند (bolino et al ,2002; Morrison, 1996; podsakoff et al ,2002;yoon 2000)
گروه معدودی از تحقیقات نیز منحصراً بر روی مفهوم رفتار شهروندی سازمانی متمركز بوده و سعی كرده اند یا تعریف جدیدی از رفتار شهروندی سازمانی داشته، یاابعاد آن را مشخص كنند و یا با كمك روش تحلیل عاملی[31] مقیاسهای استانداردی برای سنجش این مفهوم ایجاد كنند (Podsakoff et al., 2000; Van Dyne et al., 1994)
2-3-3 مفهوم سازی اولیه رفتارهای شهروندی سازمان
رفتارهای شهروندی سازمان با بهره گرفتن از مفهوم و واژه، شهروندی شهری به وجود آمد.
علائم شهروندی فعال كه در سال 1991 توسط گراهام با بهره گرفتن از فلسفه كلاسیک و تئوری‌های سیاسی مدرن و تركیب چندین مورد از اعتقادات و تمایلات رفتاری به وجود آمد سه بخش اساسی را شامل می‌شود:

احترام به ساختارها و فرایندهای منظم و تبعیت از قانون
وفاداری شهروندان: بدین معنا كه شهروند علایق جامعه را تأمین كرده آن را ارتقاء می‌دهد و تلاش زیادی برای انجام كارهای خوب و نیک از خود نشان می‌دهد.
مشاركت‌های فعالانه شهروندان:شهروندان از مسائل تأثیر گذار اجتماعی اطلاع كافی داشته و از طریق مشاركت‌های فعالانه خود به جامعه كمك كرده و دیگران را تشویق به چنین رفتارهایی می‌كنند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بنابراین تركیب و تعادل سه جزء احترام یا اطاعت، وفاداری و مشاركت سه جزء لازم جهت شهروندی شهری مسئول به حساب آمده كه در این راستا ماهیت ارتباط شهروندان با دولتشان برای رفتارهای شهروندی امری است حیاتی.
رفتارهای شهروندی سازمان شامل آن دسته از رفتارهایی است كه علی رغم عدم اجبار از سوی سازمان جهت انجام آن در نهایت اثربخشی سازمان را افزایش داده و موجب ایجاد منفعت برای سازمان می‌شود.
توجه به این گونه رفتارها تا قبل از سال 2000 میلادی بسیار اندك بود اما از آن سال به بعد و با مشاهده‎ی نتایج آن از سوی اندیشمندان، دامنه مطالعات و تحقیقات صورت گرفته از حوزه‎ی رفتار سازمانی فراتر رفته و حوزه‌های دیگری چون منابع انسانی، مدیریت استراتژیك، روانشناسی و… را در بر گرفت.
با توجه به اهمیت این گونه رفتارها در دهه ‌های اخیر اصطلاحات دیگری جز رفتارهای شهروندی سازمان برای تشریح این گونه رفتارها استفاده شده است همانند:
رفتارهای فرانقشی:‌ فعالیت هایی مرتبط با نقش كه فراتر از انتظارات مورد انتظار از فرد انجام می‌گیرد (Adebayo, 2005 )
رفتارهای اجتماعی گرایانه: در برگیرنده رفتارهای شهروندی بوده اما ممكن است جنبه كژ كاركردی برای سازمان داشته باشد (Moeymanetal, 1996 )
به عقیده‎ی بریف و موتوویلدر(1986) این گونه رفتارها كه به وسیله‌ اعضای سازمان شكل دهی شده و در جهت تعاملات فرد، گروه و سازمان و در راستای انجام نقش‌هایشان حركت می‌كند با هدف ارت
قاء رفاه افراد انجام می‌گیرد.
خود جوشی سازمانی[32]: ‌این گونه رفتارها بر خلاف رفتارهای شهروندی سازمان محرک سیستم پاداش در یک سازمان می‌باشد. رفتارهای شهروندی‌ سازمان، رفتارهای اختیاری كاركنان است، بدان معنا كه این گونه رفتارها در راستای شرح شغل و وظایف افراد نیست اما در مجموع باعث افزایش اثربخشی عملكرد افراد و در نهایت اثربخشی سازمان می‌گردد (Comeau et al, 2005).
در تعریف دیگری از شهروندی سازمانی از آن به عنوان یک تعهد مداوم و داوطلبانه به اهداف، روش‌ها و در نهایت موفقیت سازمان یاد می‌شود و سازمانی که براساس مشارکت و اعمال مناسب کارکنانش بنا شده باشد از این مزیت برخوردارمی‌باشد (Brightman et al, 1999).
در یک تعریف كلی و با در نظر گرفتن عناصر كلیدی، رفتارهای شهروندی را به بدین گونه می‌توان تعریف كرد:
گونه‌ای از رفتارهای غیر شخصی كه به وسیله ساختارهای رسمی سازمان شناسایی شده، فراتر از تعاریف رسمی سازمان رفته و برای عملكرد اثربخشی و موفقیت سازمان مهمند (Castro et al,2004).

2-3-4 دو رویکرد اصلی رفتار شهروندی سازمانی
مرور ادبیات دو رویکرد اصلی را در تعاریف مربوط به مفهوم رفتار شهروندی سازمانی مشخص می‌کند:

رفتارهایی در نقش و فرانقش: محققان اولیه رفتار شهروندی سازمانی را جدای از عملکرد داخل نقش تعریف و تأکید کردند که رفتار شهروندی سازمانی بایستی به عنوان رفتار فرانقشی مورد توجه قرار گیرد. ماریسون [33](1994) واژه « گسترۀ شغلی درک شده » را برای تمایز بین این دو دسته از رفتارهای “ در نقش “ و “ فرانقش” بکار برد و بیان کرد: “هر چه کارمند دامنه شغل را گسترده تر درک نماید، فعالیت های بیشتری را به عنوان فعالیت های “ در نقش “ تعریف می‌کند”. این فرض بر این نکته تأکید دارد که یک عامل تعیین کننده مهم برای اینکه یک فعالیت رفتار شهروندی سازمانی خوانده شود این است که کارکنان به چه گستردگی مسئولیت های شغل شان را تعریف کنند. این استدلال کاربرد تئوریکی مهمی در پی دارد و آن اینکه آنچه دیگران به عنوان رفتار شهروندی سازمانی تعریف می‌کنند، منعکس کننده درک کارکنان از گستردگی مسئولیت های کاریشان می باشد. این توصیه در مطالعات دیگر مورد تائید قرار گرفت، چرا که نشان داده شد مرز رفتار “در نقش” و “ فرانقش” به خوبی تعریف نشده است و از کارمندی به کارمند دیگر یا از کارکنان به سرپرستان تغییر میکند و به این خاطر این رویکرد با آنچه محققین نوعاً به عنوان رفتار شهروندی سازمانی مفهوم سازی می‌کنند در تناقض است، هر چند که گروهی از محققان سعی کردند با بیان تفاوت های میان رفتار “ در نقش “ یا “ درون نقش” و رفتار “ فرانقش” از یکسو و مفهوم سازی رفتارشهروندی سازمانی از سوی دیگر میان آنها ارتباط برقرار کند. به عنوان مثال از نظر ارگان (1988) یک تفاوت اساسی میان دو نوع فعالیت این است که آیا به این رفتارها پاداش داده می‌شود و یا در صورت عدم مشاهده رفتار، محرومیت هایی اعمال می گردد یا خیر؛ چرا که در رفتار شهروندی سازمانی و فعالیت های مرتبط با آن بایستی مستقل از پاداش های رسمی درک شوند، چون رفتار شهروندی سازمانی رفتاریست که از نظر سازمانی پاداش داده نمیشود
تمام رفتارهای مثبت در داخل سازمان: رویکرد دیگر، رفتار شهروندی سازمانی را جدا از عملکرد کاری مورد توجه قرار می دهد. اتخاذ چنین رویکردی مشکل تمایز میان عملکردهای نقش و فرانقش را مرتفع می سازد. در این رویکرد رفتار شهروندی سازمانی بایستی به عنوان یک مفهوم کلی شامل تمام رفتارهای مثبت و سازنده افراد در داخل سازمان همراه با مشارکت کامل و مسئولانه در نظر گرفته شود.( قلی پور و کاخکی، 1386 ) و ( Ackfeldt & Coote , 2005).
در تحقیقات گذشته محققان و پژوهشگران سازمانی چندین فرضیه اصلی را حداقل از سه روش مورد پرسش قرار می دادند:

برخی از محققان این مسئله را مطرح کردند که رفتارهای شهروندی سازمانی ممکن است از انگیزه های خدمت به خود ناشی شوند ؛ برای مثال تحقیقات پودساکوف، مک کینزی و هوی (1993) به این مطلب اذعان دارند که برخی از کارکنان به این علت که چهره خوبی از خود نشان دهند در محیط کار دست به رفتارهای شهروندی سازمانی می دهد.
محققان برخی اوقات این ایده را مورد پرسش قرار می دهند که رفتارهای شهروندی سازمانی عملکرد سازمانی را تسهیل می‌کند. مخصوصاً ون داین و همکارانش (1995، ص.275) به این مطلب اشاره دارد که « اگر چه ارگان (1990) مفهوم رفتار شهروندی سازمانی را به عنوان عاملی مثبت در درونداد و پیامد معرفی می‌کند، ممکن است کارهای مثبت رفتارهای برون نقشی دارای پیامدهای منفی باشد».
این مطالعه به عنوان آخرین دسته از مطالعات رفتار شهروندی سازمانی مطرح است که بیانگر این است که کارکرد منفی رفتار شهروندی سازمانی مسئله ای پذیرفتنی است. برای مثال ارگان و ون داین [34](1995) بیان می‌کنند که افرادی که در سطح بسیار بالایی از رفتار شهروندی درگیر هستند ممکن است فشار زیادی بر آنها وارد شود( Bolino et al , 2004).

2-3-5 فرضیات مربوط به رفتار شهروندی سازمانی
مطالعات انجام شده بر روی رفتار شهروندی سازمانی عمدتاً به سه فرضیه اصلی در این زمینه میپردازند:
دسته اول : تحقیقاتی هستند که ب
ر پیش بینی و آزمون تجربی عوامل ایجاد کننده[35] “ رفتار شهروندی سازمانی” متمرکز بوده اند، در این زمینه عواملی از قبیل تعهد سازمانی، هویت سازمانی، عدالت سازمانی، رضایت شغلی، اعتماد، انواع رهبری، رابطه رهبر و پیرو و… به عنوان عوامل ایجاد کننده رفتار شهروندی سازمانی مطرح شده اند ( Podsokoff et al , 2000).

شناخت رابطه استرس شغلی با رضایت شغلی

دسته دوم : تحقیقاتی هستند که بر پیامدهای[36] رفتار شهروندی سازمانی متمرکز بوده اند. در این زمینه عواملی از قبیل عملکرد سازمان، اثربخشی سازمان، موفقیت سازمانی، رضایت مشتری، وفاداری مشتری و… مطرح شده اند.
دسته سوم: تحقیقاتی هستند که منحصراً بر روی مفهوم رفتار شهروندی سازمانی متمرکز بوده اند و تلاش این تحقیقات بر این بوده است تا تعریفی از رفتار شهروندی سازمانی داشته باشند، ابعاد آن را مشخص کنند و یا با کمک روش فرا تحلیل [37] مقیاس های استاندارد برای سنجش این مفهوم ایجاد کنند(Podsokoff et al , 2000)

2-3-6 ایجاد شهروندی سازمانی
مشخص کردن مدل شناختی سیستمی که رهبران سازمان آن را اداره می‌کنند یکی از وظایف رهبران سازمانی است. یک مدل ارتشی بر روی دستورات و کنترل متمرکز است. یک مدل کارخانه‌ای بر داده / ستاده و کاهش خطاها تکیه می‌کند. برای مدل‌های یادگیرنده اولویت با سیستم‌های اطلاعاتی و فرایند بهبود است.
بسیاری از استراتژی‌های رهبری برای تحقق اهداف تجاری خاصی طراحی شده‌اند. اما موفقیت آنها به ایجاد یک فرهنگ وطن‌پرستی که در خارج از سازمان شکل می‌گیرد وابسته است. بسیاری از سازمان‌ها در پی افزایصسش تعهد و مشارکت کارکنان به عنوان ابزاری برای رقابت در محیط بازار می‌باشند كه این ابزار همان شهروندی سازمانی است اما بنا به دلایلی ممکن است تلاش‌های آنها برای ایجاد شهروندی سازمان‌ها با شکست مواجه شود. برخی از این دلایل عبارتند از

منتظر بحران‌های تجاری می‌نشینند و سپس به دنبال گناهکار می‌گردند.
بر رهبری تمرکز می‌کنند و دام‌ها را به فراموشی می‌سپارند.
کارکنان برای بدست آوردن نظر مساعد مدیریت، مجبور باشند تا دست به خطا بزنند.
نادیده گرفتن ارزیابی
عمل کردن با فرضیاتی نادرست در مورد رفتارها و انگیزه‌های کارکنان
دادن آموزش‌های زیاد به کارکنان بدون اینکه به آنها فرصت فکر کردن یا تجربه کردن آن داده شود.
گفتن این جمله به کارکنان که آنها همواره بایستی بدانند که سؤال نپرسند.
متغیرهای متنوعی می‌توانند در ایجاد تعهد به موفقیت شرکت دخالت داشته باشند که سه دسته اصلی آنها عبارتند از:
1) شهروندان، 2) مقررات و فعالیت‌ها، 3) حاکمیت شرکتی
هرکدام از این ابعاد شامل تنوعی از چالش‌های رهبری است که عواملی حیاتی برای هر سازمانی به شمار می‌آیند. شهروندی معیاری است که چگونگی رویارویی با این چالش‌ها را تبیین می‌کند و نتایج آن در قالب سه نوع سازمان قابل مشاهده است.
سازمان پررونق که دارای سهمی قابل اطمینان در بازار است و در آن عملکرد شهروندی به عنوان یک مجموعة کلی و بر پایة هدفی مشخص که در آن هر بخش سازمان به عنوان مکمل دیگر بخش‌ها عمل می‌کند و افراد با امید موفقیت‌های آینده انرژی می‌گیرند، عمل می‌کند.
سازمان در حال بقاء که به آرامی در حال از دست دادن جایگاه خویش می‌باشد و شهروندان در داخل گروه‌هایی که با هم در تعارض هستند تقسیم شده‌اند و هر گروه از رسیدن گروه‌های دیگر به اهدافشان ممانعت می‌کند.
سازمان در حال افول که در آن کارها صرفا براساس اهداف شخصی صورت می‌گیرد، سهم بازار در حال کاهش بوده و تصمیمات به موقع نیست. شكل زیر چگونگی شكل گیری چنین انواعی از سازمان را نشان می دهد(et al 2004 Brightman).
شکل 2-2 چگونگی شكل گیری (1999 et al Brightman)

2-3-7 هسته اعمال شهروندی
رهبرانی در سازمان وجود دارند که مجموعه‌ای از اعمال و را برای ایجاد و نگهداری شهروندی سازمانی بکار برده‌اند، این اعمال عبارتند از؛

ارائه و بیان رسالت روشن سازمان که براساس وحدت میان چالش‌ها / تهدیدات تجاری شکل گرفته باشد.

نظر دهید »
برسی عوامل مؤثر بر ایجاد قصدو بروز رفتار بازاریابی ویروسی در مشتریان و کاربران است .- قسمت ۸
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

توجه: پدیده‌ی معروفی به نام«کوری بانر» در جست‌وجوی آنلاین آگهی‌ها وجود دارد که در آن کاربران وب آگهی‌های آنلاین را نادیده می‌گیرند. درگیری با مخاطب همراه با تبلیغات نیز مشکل دیگری در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های منتشر کننده‌ی دیگر است که می‌تواند منجر به کاهش شدید تعداد افرادی شود که بر روی یک آگهی کلیک می‌کنند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

گروه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی
در این بخش بررسی می‌کنم که چرا شبکه‌های اجتماعی توسعه یافته‌اند و آن‌ ها چگونه می‌توانند برای توسعه درک مشتری و رابطه‌سازی مورد استفاده قرار گیرند. گروه مجازی به یک عرصه اینترنت محور برای تبادل و ارتباط گروه‌های خاص ذینفع گفته می‌شود.
دلایل محبوبیت گروه‌های مجازی امروزی مانند شبکه‌های اجتماعی Bebo، face book، My space و Linked in به قرن نوزدهم برمی‌گردد.
فردیناند تونیس، جامعه‌شناس آلمانی(۱۹۳۶-۱۸۵۵)، بین جامعه عمومی و اجتماعی خصوصی تمایز ایجاد کرد. تونیس اصطلاحات«گمن شافت[۳۱]» به معنی اجتماع(مناسبات غیر رسمی، ارگانیک یا درونی بین خانواده یا همسایه‌گان) و«گزل شافت[۳۲]» به معنی جامعه روابط رسمی، غیرشخصی، ابزاری، هدفمند بین شهرهای بزرگ، کشور و سازمان‌های بزرگ) را مورد استفاده قرار داد. عضویت گمن شافت دارای انگیزه درونی در حالی‌که عضویت یک گزل شافت شیوه‌ای برای اهداف فردی بیشتر و دارای انگیزه بیرونی است.گروه‌‌های مجازی ساخت در حال ظهور، بازارهای اجتماعی سنتی هستند که در آن گروه‌هایی از افراد که دارای علایق و نیازهای مشترک می‌باشند به صورت آنلاین با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. اغلب این افراد بدون توجه به مکان زندگی‌شان، به دنبال افراد همفکر برای سهیم شدن در یک احساس جمعی هستند.
گروهای مجازی همچنین فرصت هایی را برای شرکت به منظور توسعه روابط با مشتریانشان فراهم می کنند.از زمان انتشار مقاله ارمسترانگ و هاگل[۳۳] درسال ۱۹۹۷ بحثهای زیادی درباره ی مفید بودن وب برای گروهای مجازی وجود داشته است. در هنگام تصمیم گیری درباره یک رویکرد استراتژیک برای گروهای مجازی شرکتهااگر تصمیم به استفاده از انها به عنوان بخشی از تلاشهایشان در رابطه سازی داشته باشند،دو انتخاب اساسی دارند . یا می توانند تسهیلات گروه را بر روی سایت فراهم کنند یا می توانند به بررسی و در گیر شدن در گروه های مربوطه تعیین شده بوسیله سازمان‌های دیگر بپردازند. اگر یک شرکت تسهیلات یک گروه را بر روی سایت آن قرار دهد، دارای مزیتی خواهد بود که می‌تواند مارکش را بوسیله ارزش افزایی به سایتش بهبود بخشد. گروه هم‌چنین بازخورد مشتری را بر روی شرکت و محصولاتش به عنوان بخشی از رابطه یادگیری فراهم خواهد کرد.
نکته کلیدی برای یک گروه موفق، ارتباطات مشتری محور است. این نوع ارتباط تعامل مشتری به مشتری(C2C) است. مصرف کنندگان محتوی سایت، فهرست ایمیل یا تابلوی اعلانات را تولید می‌کنند.
از دیدگاه«دورلاچر[۳۴]»(۱۹۹۹)، بسته به بخش بازار، یک سازمان دارای قدرت انتخاب برای توسعه انواع گوناگون گروه است که شامل: گروه‌های هدف، موقعیت و علاقه برای B2C و حرفه برای B2B به شرح زیر می‌باشد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

هدف: افرادی که فرایند مشابهی را طی کرده و یا برای دسترسی به یک هدف ویژه تلاش می‌کنند. به‌عنوان مثال افرادی که در جستجوی خودرو هستند مثلاً در Autotrader(www.autotrader.co.uk )

موقعیت: افرادی که در یک شرایط خاص مانند معلولیت جسمی یا در مرحله خاصی از زندگی مانند نوجوانی، جوانی و یا پیری هستند. سایت مخصوص چت کردن نوجوانان(www.habbohotel.com)Habo Hotel مثالی از این دست می‌باشد.

علاقه: این گروه برای افرادی است که در علاقه‌ای مانند ورزش سهیم هستند. (www.thefootballforum.net)

حرفه: این مورد برای شرکت‌های ترفیع دهنده خدمات B2B مهم است. سازمان‌ها از چه تاکتیک‌هایی برای تسریع گروه می‌توانند استفاده کنند؟ بسیاری از گروه‌ها علی‌رغم داشتن پتانسیل در ایجاد فعالیت ناکام هستند و یک گروه راکد، گروه نیست.«پارکر[۳۵]» هشت سوال را پیشنهاد می‌کند که سازمان‌ها باید در هنگام ایجاد یک گروه مشتری مطرح کنند:

 

اکثریت مشتریان شما در یک گروه دارای چه علایق و نیازهایی هستند؟

مشتریان شما ممکن است چه موضوعاتی را با هم درمیان بگذارند؟

احتمالاً چه اطلاعاتی برای دوستان یا هم کلاسی‌های مشتریان شما جذاب می‌باشند؟

چه نوع کسب و کار دیگری در حوزه شما برای خریداران محصولات و خدمات شما جذاب است؟

چگونه می‌توانید بسته‌ها یا پیشنهاداتی براساس ترکیب پیشنهادات ناشی از دو یا چند شریک نزدیک ایجاد کنید؟

شما از عهده چه مشوق‌هایی برای دوستان مشتریانتان برمی‌آیید؟

شما از عهده چه نوع مشوق‌ها یا پاداش‌هایی برای مشتریانی برمی‌آیید که دوستانی برای خرید معرفی می‌کنند؟

شما چگونه به بهترین نحو می‌توانید خریدهای ناشی از پیشنهادات شفاهی از طرف دوستان را پیگیری کنید؟

تجربه مشتری- عنصر ناپیدای مورد نیاز برای وفاداری مشتری
درصورتی‌که نخستین یا چندمین تجربه مشتری به خاطر کندی دانلود و مشکل استفاده از سایت، ضعیف باشد، بنابراین احتمال دارد که وفاداری از طرف مشتری آنلاین توسعه نیابد.
شش کانال اصلی رسانه‌ی دیجیتالی
این کانال‌ها عبارتند از: بازاریابی موتور جستجو، روابط عمومی آنلاین، شرکت آنلاین شامل بازاریابی وابسته، نمایش تبلیغات متقابل، بازاریابی ایمیل، بازاریابی شفاهی، ویروسی و الکترونیکی.
بازاریابی موتور جستجو:
بازاریابی موتور جستجو(SEM)[36] : این کانال برای کشف بازدیدکنندگان با کیفیت و جذب آن‌ ها به وب سایت مهم و حیاتی است. همه‌ی ما اکنون به‌طور طبیعی برای جستجوی یکی از کالاها یا خدمات جدید و یا سرگرمی، اقدام به بررسی از میان موتورهای جستجو مانند google، Yahoo و MSN یا موتورهای جستجوی دیگر منطقه‌ای، می‌کنیم. ما هم‌چنین زمانی که با یک مارک یا سایت آشنا می‌شویم اقدام به جستجوی مارک موردنظرمان در موتورهای جستجوی مربوطه می‌نماییم.
دو نوع اصلی SEM وجود دارند که در فعالیت‌های بازاریابی به مدیریت آن‌ ها به صورت کاملاً متمایز نیاز است، بنابراین به صورت کاملاً جداگانه به بررسی آن‌ ها خواهیم پرداخت، اگرچه در عمل آن‌ ها باید باهم ادغام شوند:

 

 

بهینه‌سازی موتور جستجو(SEO)[37]: شامل دسترسی به بالاترین موقعیت یا رتبه‌بندی عملی در فهرست‌های طبیعی یا ارگانیک در بین مجموعه‌ای از ترکیبات ویژه‌ی واژگان کلیدی وارد شده به وسیله‌ی کاربران موتور جستجو می‌باشد.

پرداخت در ازای کلیک(PPC)[38]: مشابه با تبلیغات مرسوم است، در این‌جا یک آگهی متن مربوطه همراه با یک لینک مربوط به یک صفحه‌ی شرکت، هنگامی که کاربرا واژه‌ی خاصی تایپ می‌کند، نشان داده می‌شود.

مزایا و معایب بازاریابی موتور جستجو:
مزایا
مزایای اصلی SEO عبارتند از:

 

 

به شدت هدف‌گذاری شده است: بازدیدکنندگان در پی جستجوی کالاها یا خدمات ویژه‌ای هستند، به‌طوری که اغلب دارای تمایل زیادی برای خرید بوده و این‌ها بازدیدکننذگان با کیفیت و شایسته می‌باشند.

بازدیدکنندگان به‌طور بالقوه کم هزینه: برای نمایش آگهی‌ها هیچ‌گونه هزینه‌ای برای رسانه وجود ندارد. هزینه‌ها تنها به وسیله‌ی فرایند بهینه‌سازی بالا می‌روند که در آن آژانس‌ها برای بهبود موقعیت‌یابی در نتایج جستجو، متحمل پرداخت هزینه می‌شوند.

پویایی: ربوت‌های موتور جستجو روزانه صفحه‌ی اصلی سایت‌های پرطرفدار را بررسی می‌کنند، بنابراین محتوای جدید شامل دسترسی نسبتاً سریع به اکثر صفحلت پرطرفدار یک سایت است.

معیاب SEO:
علی‌رغم دسترسی هدف‌گذاری شده و هزینه پایین SEO، باید معایب زیر را نیز در نظر گرفت:

 

 

فقدان قابلیت پیش‌بینی- SEO در مقایسه با رسانه‌های دیگر برحسب تمایل به سرمایه‌گذاری بسیار نامعتبر است- برای پیش‌بینی نتایج به منظور سرمایه‌گذاری مورد نظر، بهینه‌سازی موتور جستجو از کارآیی لازم برخوردار نمی‌باشد.

زمان دسترسی به نتایج- دسترسی نتایج ناشی از SEO بویژه برای سایت‌های جدید ممکن است ماه ها به طول انجامد.

ماهیت پیچیده و پویا- رابطه مستقیم بین اقدامات بازاریابی و نتایج وجود ندارد- SEO بیشتر یک هنر است تا یک علم- علاوه بر این عوامل رتبه‌بندی در طول زمان تغییر می‌کنند.

سرمایه‌گذاری پیش‌رو- سرمایه‌گذاری نیاز به تداوم توسعه‌ی محتوای جدید و تولید لینک‌های جدید دارد.

برای توسعه‌ی آگاهی در مقایسه با کانالهای رسانه‌ای دیگر ظریف است- جستجو کنندگان معمولاً برای پیدا کردن یکی از مارک‌ها یا خدمات باید با آن آشنا باشند.

بازاریابی پرداخت در ازای کلیک:
هر کدام از موتورهای جستجوی اصلی دارای برنامه‌های پرداخت هزینه‌های تبلیغات خاص خود است.

 

 

Google Adwords (http://adwords.google.com)

Yahoo! Search marketing (http://searchmarketing.yahoo.com.formerlyovrture)

Microsoft adcenter(http://adcenter.microsoft.com)

Miva pay per click, pay per call and pay per Text (www.miva.com)

بازاریابی پرداخت در ازای کلیک چیست؟
مدل اصلی برای پرداخت لیست‌های مورد نظر در موتورهای جستجو، بازاریابی پرداخت در ازای کلیک است، اما در اینجا به گزینه‌های دیگری برای پرداخت نیز اشاره می‌شود که به شبکه محتوا معروف است.
پرداخت در ازای جستجوی شبکه‌ی محتوا:
همانطور که گفته شد فهرست‌های پرداخت از طریق «شبکه محتوا[۳۹]» مروبط به موتور جستجو مانند Yahoo و google, Adsense نیز موجود است. این«آگهی‌های متنی[۴۰]» به‌صورت خودکار براساس محتوای صفحه نشان داده می‌شوند(برای مثال به سایت www.davechaffey.com) رجوع شود. این آگهی‌های متنی نه تنها شامل آگهی‌هایی به صورت متن، بلکه شامل گزینه‌هایی برای نمایش گرافیکی یا آگهی‌های ویدیوی می‌باشند. گوگل در حدود یک سوم از درآمدش را از شبکه‌ی محتوا کسب می‌کند. بنابراین مقدار قابل توجهی از مخارج بر روی شبکه صرف می‌شود. در کل شبکه‌ی محتوا عبارتست از لینک‌های تضمین شده که توسط موتور جستجو بر روی سایت‌های شخص ثالث مانند ناشران آنلاین یا شبکه‌های اجتماعی نمایش داده می‌شوند.
مزایا و معایب بازاریابی پرداخت در ازای کلیک:
فهرست‌های پرداخت در ازای جستجو یا لینک‌های تضمین شده برای دسترسی قابلیت مشاهده در همه‌ی موتورهای جستجو زمانی که یک سازمان در یک بازار رقابتی قرار دارد، بسیار مهم است. برای مثال اگر یک شرکت در حال انجام عملیات مربوط به ترفیع بیمه‌ آنلاین، یا محصولات خرده باشد، شرکت‌های بسیار زیادی وجود خواهند داشت که با بهره گرفتن از تکنیک‌های بهینه‌سازی موتور جستجو به رقابت خواهند پرداخت. گاهی اوقات شرکت‌هایی که در رأس فهرست‌بندی ظاهر می‌شوند شرکت‌های کوچک یا شرکت‌های تابع می‌باشند.
مزایای بازاریابی پرداخت در ازای جستجو یا کلیک:
مزایای اصلی بازاریابی پرداخت در ازای جستجو عبارتند از:

 

 

تبلیغ کننده برای نمایش آگهی چیزی پرداخت نمی‌کند- هزینه تنها زمانی لازم است که بر رروی یک آگهی کلیک شود و یک بازدیدکننده به طرف وب سایت تبلیغ کننده هدایت شود. این مدل پرداخت هزینه در مقابل کلیک است.

نظر دهید »
حمایت حقوقی و قضائی از معلولان در نظام حقوقی ایران و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت- قسمت ۷
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اخذ کفیل با وجه الکفاله

اخذ وثیقه اعم از وجه نقد یا ضمانت نامه بانکی یا مال منقول و غیرمنقول

بازداشت موقت با رعایت شرایط مقرر در قانون

با وجود اینکه، قرار بازداشت موقت از جمله قرارهای تأمینی است و قاعدتا باید ضوابط و شرایط مربوط به آن در مبحث قرارهای تأمینی ذکر می‌شد، در قانون آئین دادرسی، قانون گذار به دلیل توجه ویژه به این بحث، آن را در مبحث جداگانه‌ای مورد بررسی قرار داده است. با این حال ضوابطی که به طور عام نسبت به قرارهای تأمینی در نظر گرفته شده است، قرار بازداشت موقت را نیز تحت شمول قرار می‌دهد. از جمله ماده ۲۱۹ همین قانون که مقرر کرده است:
«مبلغ وجه التزام، وجه‏الکفاله و وثیقه نباید در هر حال از خسارت وارد به بزه‏دیده کمتر باشد. در مواردی که دیه یا خسارت زیاندیده از طریق بیمه قابل جبران است، بازپرس با لحاظ مبلغ قابل پرداخت از سوی بیمه قرار تأمین متناسب صادر میکند.»در مقایسه با مفهوم «خودسرانه بودن بازداشت» می‌توان گفت که در این ماده دقیقا بر این نکته تأکید شده است که در کنار رعایت شرایط قانونی بازداشت موقت، باید دلیلی منطقی و ضرورتی معقول بر توسل به آن وجود داشته باشد. از طرف دیگر در ماده ۲۳۹ این مسئله مورد اشاره قرار گرفته است که کلیه قرارهای بازداشت موقت باید مستدل و موجه باشند. «مستدل» و «موجه» بودن، مفهومی موسع‌تر از «قانونی» بودن دارد که به نظر می‌رسد، مواد ۲۳۷ و ۲۳۸ را که تحت شعاع خود قرار می‌دهد.
مطابق ماده۲۳۷ قانون فوق، صدور قرار بازداشت موقت جایز نیست، مگر در مورد جرائم زیر که دلایل، قرائن و امارات کافی بر توجه اتهام به متهم دلالت کند:
الف- جرائمی که مجازات قانونی آنها سلب حیات یا قطع عضو و در جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی، جنایاتی که میزان دیه آنها ثلث دیه کامل مجنیٌ‌علیه یا بیش از آن است.
ب- جرائم تعزیری که درجه چهار و بالاتر است.
پ- جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور که مجازات قانونی آنها درجه پنج و بالاتر است.
ت- ایجاد مزاحمت و آزار و اذیت بانوان و اطفال و تظاهر، قدرتنمایی و ایجاد مزاحمت برای اشخاص که به وسیله چاقو یا هر نوع اسلحه انجام شود.
ث- سرقت، کلاهبرداری، ارتشاء، اختلاس، خیانت در امانت، جعل یا استفاده از سند مجعول در صورتیکه مشمول بند (ب) این ماده نباشد و متهم دارای یک فقره سابقه محکومیت قطعی به علت ارتکاب هر یک از جرائم مذکور باشد.
تبصره – موارد بازداشت موقت الزامی، موضوع قوانین خاص، به جز قوانین ناظر بر جرائم نیروهای مسلح از تاریخ لازم‏الاجراء شدن این قانون ملغی است »
البته تجویز بازداشت موقت اجباری تنها محدود به ماده ۲۳۷ و ۲۳۸ قانون آئین دادرسی نمی‌شود و سابقه آن در قوانین ما وجود دارد. از جمله تبصره ۳ ماده ۱۸ قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی مصوب ۲ خرداد ۱۳۳۴ که درباره کشف و استعمال داروی تقلبی است و بند ج تبصره اصلاحی ۲۰/۱/۱۳۴۴ الحاقی به ماده ۱۷۳ قانون مجازات عمومی که این بند اتهام جرح یا قتل به وسیله چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر را مورد حکم قرار داده است. در این دو مورد ذکر شده بازداشت متهم تا صدور حکم از دادگاه باید ادامه یابد. علاوه بر این، به موجب تبصره ۴ ماده ۳ قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری[۸۵] در صورتی که میزان رشوه بیش از دویست هزار ریال و میزان اختلاس زائد بر صد هزار ریال باشد (تبصره ۵ ماده ۴) بازداشت موقت متهم به مدت یک ماه الزامی است.
در تبصره ماده ۲۳۷ نیز آمده است که «موارد بازداشت موقت الزامی، موضوع قوانین خاص، به جز قوانین ناظر بر جرائم نیروهای مسلح از تاریخ لازم‏الاجراء شدن این قانون ملغی است» که این تبصره در برابر انتقاداتی که بر بازداشت موقت اجباری به دلیل تعارض آن با اصل برائت در قانون مصوب ۷۸ وارد شده بود یک تحول ملموس بود و یک رفع ایراد، زیرا تناقض در بطن ماده ۳۵ قانون آیین دادرسی مصوب ۱۳۷۸ مبرهن بود که در این ماده صدور قرار بازداشت دادرسی مقرر کرده است که کلیه قرارهای بازداشت موقت باید مستدل و موجه بوده و مستند قانونی و دلایل آن در متن قرار ذکر شود. «موجه بودن» به این معنی است که با در نظر گرفتن کلیه قیود و شروط قانونی، چاره دیگری جز توسل به بازداشت موقت در مورد متهم وجود نداشته باشد و چنین تفسیری در راستای بند (۳) از ماده ۹ میثاق است که مقرر کرده است، بازداشت اشخاصی که در انتظار دادرسی هستند نباید قاعده کلی باشد و تنها در صورتی که ضرورت اعمال آن قابل توجیه باشد، باید به آن توسل جست.
در تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲ آمده است که « اگر شخص به علت اتهام ارتکابی یکی از جرائم سازمان یافته و جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی، سرقت، مواد مخدر و روان گردان و یا جرائم موضوع بندهای الف(جرائم موجب مجازات سلب حیات)، ب(جرائم موجب حبس ابد) و پ (جرائم موجب مجازات قطع عضو و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی با میزان ثلث دیه کامل یا بیش از آن ) ماده ۳۰۲ این قانون، تحت نظر قرار گیرد تا یک هفته پس از شروع تحت نظر قرار گرفتن، امکان ملاقات با وکیل را ندارد»،. ممنوعیت و محدویت مزبور نسبت به جرائم سیاسی و مطبوعاتی و جرائم موجب مجازات تعزیری درجه چهار و بالاتر منع فوق پیش‌بینی نشده است. تجویز فوق، برخلاف محدویت‌های قانونی مقرر در ماده ۱۲۸ قانون آئین دادرسی کیفری سابق می‌باشد.

پایان نامه

و نیز در ماده ۴۹ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است که « به محض آنکه متهم تحت نظر قرار گرفت، حداکثر ظرف یک ساعت، مشخصات سجلی، شغل، نشانی و علت تحت‌نظر قرار گرفتن وی، به هر طریق ممکن، به دادسرای محل اعلام میشود»
طبق ماده ۴۶ آیین دادرسی کیفری «ضابطان دادگستری مکلفند نتیجه اقدامات خود را فوری به دادستان اطلاع دهند. چنانچه دادستان اقدامات انجام شده را کافی نداند، میتواند تکمیل آن را بخواهد. در این صورت، ضابطان باید طبق دستور دادستان تحقیقات و اقدامات قانونی را برای کشف جرم و تکمیل تحقیقات به عمل آورند، اما نمی‌توانند متهم را تحت‌نظر نگه‌دارند. چنانچه در جرائم مشهود، نگهداری متهم برای تکمیل تحقیقات ضروری باشد، ضابطان باید موضوع اتهام و ادله آن را بلافاصله و به طور کتبی به متهم ابلاغ و تفهیم کنند و مراتب را فوری برای اتخاذ تصمیم قانونی به اطلاع دادستان برسانند. در هر حال، ضابطان نمیتوانند بیش از بیست و چهار ساعت متهم را تحت نظر قرار دهند».
و طبق ماده ۴۷ آیین دادرسی کیفری «هرگاه فردی خارج از وقت اداری به علت هریک از عناوین مجرمانه تحت نظر قرار گیرد، باید حداکثر ظرف یک ساعت مراتب به دادستان یا قاضی کشیک اعلام شود. دادستان یا قاضی کشیک نیز مکلف است، موضوع را بررسی نماید و در صورت نیاز با حضور در محل تحت‌نظر قرار گرفتن متهم اقدام قانونی به عمل آورد»
طبق مواد قانونی که در بالا آورده شد، اولا افراد متهم نسبت به قانون قبلی دارای حمایت قابل قبولی بوده‌اند، زیرا از آن جمله می‌توان به اطلاع سریع دادستان و یا قاضی کشیک در مورد علت و مشخصات متهم می‌باشد که در بسیاری از موارد می‌تواند در حمایت قضائی از افراد متهم و یا محدودیت‌های جسمانی و روحی متهمان مفید واقع گردد، ثانیا در چنین حالتی ضابطین دادگستری در صورت گزارش سریع به مسئول قضائی هیچ‌گونه بار حقوقی نخواهد داشت که می‌تواند در نهایت منجر به شفافیت در بازداشت متهم گردد، ثالثا موارد بازداشت اجباری در قانون جدید به جز جرائم نیروهای مسلح ملغا اعلام شده است، ثابعا طبق ماده ۳۰۲ و بند‌های آن افرادی که جرائم خاصی را مرتکب شوند تا یک هفته نمی‌توانند با وکیل خود ملاقات کرده و در صورت لزوم نمی‌توانند با خانواده و یا نزدیکان خود ملاقات داشته باشند و حتی نمی‌توانند با آنها در مورد تحت نظر بودن صحبت کنند.
بر این اساس می‌توان گفت که افراد متهم تقریبا از تمامی شاخصه‌های حقوق بشری و قانونی بودن بازداشت، آزادی و تحت نظر قرار گرفتن برخوردار هستند، بگونه‌ای که تلاش شده است که امکانات لازم تا حد امکان برای تامین آزادی آنها فراهم شده است و قید «مستدل» و «موجه» بودن بازداشت و سلب آزادی ماده ۲۳۹ همین قانون نیز به عنوان یک معیار مشخص و شفاف در تامین حقوق آنها بوده است. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که محدودیت‌های جسمی، روحی و حقوقی افراد متهم در این قانون به هیج عنوان مد‌نظر قرار نگرفته است، بگونه‌ای که در هیچ یک از مواد فوق اشاره‌ای ملموس به حمایت حقوقی و قضائی از افراد معلول، به طور مشخص نشده است، با‌وجود آنکه، در قانون جدید به وضوح بر تامین خسارت در صورتی که متهم ادعا کند از سوی دادگستری، قابل انجام است[۸۶]، اما باز مشخص نشده است که خسارت نقض حقوق افراد متهم و در راس آنها افراد معلول به خاطر حساسیتشان چگونه باید تامین شود، بویژه اینکه افراد معلول در خصوص بازداشت و سلب آزادی خود در قانون هیچ ماده‌ای ندارند، بنابراین امکان سلب حقوق آنها بدون اینکه بار حقوقی برای ضابطین و دادستانی و .. داشته باشد وجود دارد، از جمله مشکلاتی که در حین بازداشت یک فرد معلول می‌توان بوجود بیاید، امتناع از باخبر کردن وکیل، نگهداری در مکان نا‌مناسب،امکان آسیب جسمی و روحی بسته به نوع و شدت معلولیت و و امکان ناآگاهی از حقوق خود و حتی امکان جبران خسارت در صورت بی‌گناه اعلام شدن می‌باشند، این مسائل در نهایت می‌تواند به این مفهوم باشد که سلب آزادی متهم معلول، می‌تواند آخرین دریچه حمایتی از آنها که توسط حامیان حقوقی و قضائی آنها باشند، را خواهد بست، بنابراین در مقابل مواردی که یک متهم معلول در معرض، سلب آزادی و جلوگیری از ملاقات قرار می‌گیرد، می‌توان مواردی را نام برد که به آنها حق برقراری ارتباط با دنیای بیرون را می‌دهد که در ادامه این حقوق متهمان معلول مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

بند سوم – حق برقراری ارتباط با خارج از محیط بازداشت

فردی که پس از بازداشت قادر نباشد بلافاصله با افراد خارج از محل بازداشت، اعم از اعضای خانواده و دوستانش، یک پزشک، یک وکیل و البته با مقامات قضایی صالح ارتباط برقرار کند و آنها را از وضعیت خویش مطلع کند، از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، محروم شده است.
به طور معمول وقتی فردی بازداشت می‌شود، خواهان برقراری ارتباط با اعضای خانواده‌اش، دوستان و دیگر افرادی است که بتوانند به او کمک کنند. حداقل حقی که یک متهم دارد این است که تحت تعقیب قرار گرفتن و یا تحت نظر گرفته شدن خود را به اطلاع خانواده خود برساند. متهم باید طبق اصول و موازین بین‌المللی و حقوق انسانی خود بتواند از نظر حقوقی از خود دفاع کند و حتی آموزش‌های لازم از طرف ضابطین دادگستری به او داده شود که در صحبت‌های خود دقت بیش‌تری نموده و یا سکوت اختیار کند و نیز می‌تواند با توجه به ناتوانی خود در کنترل بر حقوق خود، تقاضای صحبت کردن با وکیل خود را داشته باشد، به عبارتی متهم می‌تواند از کسانی که آگاهی کافی از حقوق او به عنوان متهم دارند، تقاضای کمک بکند و در کل باید از زمان تحت نظر قرار گرفتن، تحت حمایت قانون قرار گیرد، در اسناد بین‌المللی و مکتوبات قانونی داخلی این مسئله که متهم هنوز یک مجرم نیست و حق دارد آزاد باشد و سلب آزادی او به معنی سلب او از ارتباط با دنیای خارج نباشد، به وضوح اشاره شده است، مگر اینکه الویت و ضرورت‌ها مانع از این حقوق شود که در اینصورت نیز، این سلب ارتباط با دنیای خارج و سلب آزادی‌ها، به نوعی جبران گردد تا بتوان در یک زمان بر تامین حقوق افراد متهم و حمایت از جامعه اطمینان پیدا کرد.

 

ارزیابی مقررات بین‌المللی در زمینه حق برقراری ارتباط

هر فرد تبعه دولت خارجی حق دارد با مأموران سفارتخانه دولت خویش در خاک دولتی که بازداشت شده است، ارتباط برقرار کند. تجربه نشان داده است که برخورداری از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، تضمینی اساسی بر جلوگیری از نقض گسترده حقوق بشر اعم از «شکنجه»، «رفتار نامناسب» و حتی «ناپدید شدن» افراد است و گامی اساسی در دستیابی به یک دادرسی عادلانه تلقی می‌شود. [۸۷]
همان‌گونه که بیان شد، حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت دارای چند جنبه است که شامل ارتباط با اعضای خانواده و دوستان، یک پزشک و یک وکیل است و در مورد اتباع دولت‌‌های خارجی شامل ارتباط با سفارتخانه مربوط و در نهایت حضور در برابر مقام صالح قضایی است.
در برخی از منابع کلیه جنبه‌های ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت تحت عنوان «بازداشت بدون برخورداری از حق ارتباط با دیگران»[۸۸] در یک بخش واحد، مورد بررسی قرار گرفته است. [۸۹]
در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق و آزادی‌های فردی، حق برقراری ارتباط با اعضای خانواده و دوستان، برای فرد بازداشت شده، به صراحت مورد اشاره قرار نگرفته است. ممنوعیت بازداشت فرد بدون امکان برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، از برخی از حقوق ذکر شده در میثاق و کنوانسیون قابل استنتاج است. از سوی دیگر، این حق به صراحت در برخی از اسناد و قواعد غیرمعاهده‌ای سازمان ملل ذکر شده است. این اسناد عبارت‌اند از «مجموعه اصول حمایت از کلیه افراد بازداشت شده و زندانی»[۹۰] مصوب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل (۹ دسامبر ۱۹۸۸) و حداقل قواعد «استاندارد برای رفتار با زندانیان»[۹۱] مصوب اولین کنگره بین‌المللی پیشگیری از جرم و رفتار با زندانیان (ژنو ۱۹۵۵) و مصوب قطعنامه (اول جولای ۱۹۶۷) و قطعنامه ۲۰۷۶ (۱۳ مه ۱۹۷۷) شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
هر فردی که دستگیر، بازداشت و یا زندانی می‌شود، باید از این حق برخوردار باشد که با اعضای خانواده و دوستانش ارتباط برقرار کرده و آنها را از وضعیت خود مطلع کند. اطلاعاتی که افراد خارج از محل بازداشت درباره وضعیت فرد بازداشت شده دریافت می‌کنند باید شامل پیشامد دستگیری و بازداشت و مشخصات مکانی باشد که فرد در آنجا نگهداری می‌شود. بنابراین، در صورتی که در طول مدت بازداشت، در مکان نگهداری فرد تغییری ایجاد شود، باید اطلاعات مربوط به مکان جدید، در اختیار خانواده و دوستان انتخابی فرد قرار گیرد.
بند یک ماده ۱۶ مجموعه اصول در این راستا این‌گونه مقرر کرده است که:
«بلافاصله پس از دستگیری و پس از هر انتقال فرد بازداشت شده به مکانی دیگر، فرد بازداشت شده یا زندانی حق خواهد داشت که اعضای خانواده و یا افراد مناسب منتخب خویش را از بازداشت و زندانی شدن خود و یا انتقال به محل دیگر، آگاه کند و یا از مقام صالح در خواست کند که آنان را از ماوقع مطلع کند. »
می‌بینیم که در این ماده از مجموعه اصول، به حق ملاقات فرد بازداشت شده با اعضای خانواده و دوستان او اشاره‌ای نشده است. این امر در ماده ۹۲ حداقل قواعد استاندارد مورد اشاره قرار گرفته است:
«به یک زندانی که هنوز محاکمه نشده است، باید اجازه داده شود که بلافاصله خانواده‌اش را از بازداشت خویش آگاه کند و باید تسهیلات معقولی برای برقراری ارتباط با خانواده و دوستانش و ملاقات با آنها در اختیار او قرار گیرد.. . ».
ماده ۹۲ از قواعد زندان اروپایی[۹۲] (مصوب کمیته وزرای شورای اروپا ۱۹۸۷) نیز حق دسترسی فرد بازداشت شده به اعضای خانواده و دوستانش را پیش‌بینی کرده است. نکته‌ای که باید به آن توجه کرد اینکه، اعمال این حق را از سوی فرد بازداشت شده باید بلافاصله پس از دستگیری و بازداشت و بدون هرگونه تأخیری امکان‌پذیر باشد. [۹۳] با وجود این، در برخی موارد خاص مقام صالح می‌تواند برای مدت معقولی و در صورتی که برای دستیابی به عدالت و انجام تحقیقات ضروری باشد، اعمال این حق را به تأخیر‌اندازد[۹۴]. البته باید توجه داشت که تعویق در اعمال این حق نباید بیش از چند روز[۹۵] به طول انجامد. [۹۶]
بازداشت افراد بدون برخورداری از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، از جمله موضوعاتی است که در برابر کمیته حقوق بشر مطرح شده است و همان‌گونه که قبلا بیان شد، هر چند ممنوعیت چنین بازداشتی، به صراحت مانند برخی دیگر از حقوق، در میثاق مورد اشاره قرار نگرفته است، ولی کمیته با توسل به برخی دیگر از اصول و حقوق ذکر شده در میثاق، رأی بر نقض میثاق داده است.
در تعدادی از قضایای اخیر که علیه دولت اوروگوئه در کمیته مطرح شده است، کمیته چنین حکم داده است که بازداشت افراد بدون برخورداری از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج، موجبات نقض بند (۱) ماده (۱۰)[۹۷] میثاق را فراهم می‌کند. [۹۸]
کوتاه‌ترین زمانی که در این مورد مبنای شکایت در برابر کمیته شده است، مدت پانزده روز است که در قضیه Arzuada Gilboa v. Uruguay (147/83) مطرح شده است. در قضیه Steve Shaw v. Jamaica (704/96) که مؤلف به مدت هشت ماه ممنوع‌الملاقات بوده و حق برقراری ارتباط با خارج از محل بازداشت را نداشته است کمیته این‌گونه اظهارنظر کرد که در چنین شرایطی ماده ۷ میثاق یعنی ممنوعیت شکنجه و رفتارهای ظالمانه، نقض شده است. [۹۹]
می‌بینیم که دیدگاه کمیته حقوق بشر این است که بازداشت افراد بدون برخورداری از حق ارتباط با دنیای خارج، خود نوعی شکنجه و رفتار ظالمانه است، در عین حال باید به این نکته نیز توجه داشت که چنین بازداشتی امکان اعمال اشکال دیگری از شکنجه و رفتارهای ظالمانه را نیز تسهیل می‌کند. بر این مبنا، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه[۱۰۰] پیشنهاد کرده است که چنین بازداشتی باید غیرقانونی اعلام شود و افرادی که تحت چنین شرایطی بازداشت شده‌اند، بی‌درنگ آزاد شوند. [۱۰۱] در کنوانسیون حمایت از افراد معلول، به صراحت بر نحوه بازداشت و داشتن ارتباط با دنیای خارج اشاره نشده است، اما به شکل ملموسی بر حق داخواهی، حمایت از متهمان معلول در برابر استثمار و شکنجه و داشتن آزادی و امنیت مطابق با موزاین بین‌المللی تاکید شده است، بنابراین می‌توان افراد معلول را مشمول تمامی حقوق یک فرد متهم دانست، اما نمی‌توان او را مشمول حمایت ویژه از این بعد دید، زیرا الزمات یک فرد معلول بیش از یک فرد متهم بوده و داشتن ارتباط با خانواده و نزدیکان برای حمایت از او می‌تواند بیشتر در موازین و اسناد بین‌المللی مورد تاکید قرار گیرد، به عبارتی افراد معلول،اکثرا در غیاب حامیان حقوقی خود، دچار محرومیت از حداقل ملزومات یک دادرسی عادلانه می‌گردد، بگونه‌ای که وضعیت حقوقی او پایینتر از وضعیت یک متهم عادی محروم از حق برقراری ارتباط می‌گردد، بنابراین لازم می کند که مقررات داخلی نیز از این جنبه مورد بررسی قرار گیرد تا ارزیابی روشن‌تری از حقوق این قشر در مواجهه با برخی الزمات قانونی صورت گیرد.

 

ارزیابی مقررات داخلی در زمینه حق برقراری ارتباط

آئین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی دولت (مصوب ۲۶ تیر ۱۳۸۰ قوه قضائیه) در این زمینه دارای مقررات خاصی است.
مطابق ماده ۱۷۴ این آئین‌نامه، کلیه زندانیان اعم از متهم و محکوم تحت نظارت کامل و طبق مقررات، مجاز به داشتن ارتباط با بستگان و آشنایان خود هستند که این ارتباط می‌تواند به صورت ملاقات یا مکاتبه انجام پذیرد.
در تبصره این ماده چنین آمده است:
«چنانچه ملاقات یا مکاتبه متهمی مخالف حسن جریان محاکمه باشد، قاضی مربوطه می‌بایست کتبا‌ ملاقات با زندانی یا مکاتبه وی را ممنوع اعلام کند. در این صورت و در مدت ممنوعیت حسب مورد ملاقات با زندانی و یا مکاتبه او فقط با اجازه کتبی مراجع قضایی ذی‌صلاح مجاز می‌باشد». در مباحث گذشته دیدیم که امروزه در مقررات و اسناد بین‌المللی، امکان ممنوع‌الملاقات بودن فرد به طور مطلق، ممنوع است، تنها در برخی شرایط استثنایی و به موجب قانون می‌توان امکان ارتباط فرد با دنیای خارج از محل بازداشت را به مدت چند روز به تعویق‌انداخت.
در تبصره ماده ۱۷۴ آئین‌نامه فوق، امکان ممنوع‌الملاقات کردن فرد پیش‌بینی شده است. شرطی که تبصره پیش‌بینی کرده است، مفهوم دقیقی ندارد و امکان تفسیرهای موسع از آن می‌تواند حقوق متهمان را تضییع کند. در بند بعدی تبصره، امکان ملاقات با زندانی یا مکاتبه او به شرط اجازه مراجع قضایی ذی‌صلاح پیش‌بینی شده است که نمی‌تواند انتقاد وارد بر تبصره را توجیه کند، زیرا این امکان وجود دارد که مراجع مربوطه، از صدور اجازه کتبی امتناع کنند. بنابراین، شایسته است که تبصره مذکور به نحو مقتضی اصلاح شود و تنها به امکان تعویق برقراری ارتباط متهم آن هم در شرایطی خاص، اکتفا شود.
درباره اتباع خارجی نیز در مواد ۱۸۶ تا ۱۹۰ آئین‌نامه مذکور، تحت عنوان کلی «زندانی» بدون وجود تفاوت بین محکومان و متهمان مقرراتی پیش‌بینی شده است. از جمله اینکه ملاقات اتباع بیگانه با خانواده و غیرآن‌ ها باید با حضور مترجم مورد اعتماد انجام شود و ملاقات نماینده سیاسی و کنسولی با اتباع زندانی خود با معرفی وزارت امور خارجه و با اجازه مقامات صلاحیتدار قضایی با هماهنگی رئیس زندان امکان پذیر خواهد بود. همچنین در ماده ۱۹۸ به حق مکاتبه زندانیان اتباع خارجه با نماینده سیاسی و کنسولی خود، از طریق وزارت امور خارجه اشاره شده است.
لازم به یادآوری است که در این بخش از آئین‌نامه نیز، توجه کافی به حقوق متهمان نشده است. نخستین نکته، تکلیف مأموران مربوط به آگاه کردن متهم از حق او بر برقراری ارتباط با نماینده سیاسی و کنسولی دولت متبوع خود است که ضروری است مورد توجه تدوین‌کنندگان آئین‌نامه قرار گیرد. همچنین ایجاد امکانات و تسهیلات ویژه برای متهمان برای اینکه بتوانند در اسرع وقت با خانواده و آشنایان خویش ارتباط برقرار کنند، از جمله مسائلی است که باید مد‌نظر قرار گیرد.
در قانون آیین دادرسی کیفری امکان ملاقات با اعضای خانواده و وکیل همواره مد‌نظر قرار گرفته است، از آن جمله می‌توان به ماده ۴۸ اشاره کرد که امکان ملاقات با وکیل را بلافاصله بعد از یک ساعت از دستگیری فراهم کرده است البته به شرطی که با نوع جرم‌های صورت گرفته مطابق ماده ۳۰۲ همین قانون منافات نداشته باشد که در صورتی که یکی از جرائم موجود در بند‌های ماده ۳۰۲ توسط متهم رخ داده باشد، متهم تا یک هفته نمی‌تواند با وکیل خود ملاقات کند که تبعا چون ملاقات با وکیل در چنین شرایطی ممنوع می‌گردد پس بطور ضمنی نیز می‌توان بر محدودیت در ملاقات خانواده نیز اطمینان پیدا کرد و نیز در بند د ماده ۱۸۱ ممنوعیت با شرکاء جرم و بزه دیده تا مدت معین پیش‌بینی شده و در نهایت در بند ب ماده ۱۸۱ ممنوعیت ملاقات تا سه نوبت را به دلایل انضباطی مد‌نظر قرار داده است.
همان‌گونه که در مواد مورد بررسی عنوان گردید، افراد معلول به عنوان یک موجودیت در قوانین آیین دادرسی و حتی قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده است و عمدتا از کلمه محجور و مجنون که کنترلی بر عملکرد و تصمیمات خود به شکل عادی ندارند، مورد اشاره قرار گرفته است، به عبارتی در قوانینی داخلی، عموما مسائل روانی مد‌نظر قرار گرفته تا مسائل و محدودیت‌های جسمی و روانی به شکل توامان، هر چند سیستم قضائی در برخورد با محجورین و مجنونین جانب احتیاط را برداشته و نسبت به آنها بر اساس میزان مسئولیت پذیری گام برداشته است، اما نوع برخورد با آنها نیز در حین بازداشت و تحقیقات مقدماتی و ملاقات، در چارچوب قانونی قرار نگرفته و صرفا این مسئولیت به دادستان و تشخیص او گذاشته شده است، این عدم تعیین تکلیف معلولان در زمان قبل از محاکمه چه از بابت بحث ملاقات و چه از جنبه قرار دادن امکانات خاص ارتباطی و حمایتی می‌تواند آنها را از شمول آیین دادرسی خارج سازد، بگونه‌ای که آیین دادرسی معلول، مانع از دسترسی این افراد به وکیل و خانواده خود در زمان قبل از محاکمه گردند که بیش‌ترین نیاز را به آنها، دارند. بنابراین، در کل می‌توان اینگونه آورد که افراد معلول اغلب در قوانین داخلی به واسطه محدودیت‌های خاصی که دارند، مشمول حمایت‌های ویژه در ملاقات اعضای خانواده، وکیل و یا حامیان حقوقی خود نمی‌گردند و این مسئله در قوانین بین‌المللی نیز آنچنان مورد بحث قرار نگرفته است، با این وجود در قوانین بین‌المللی، همان‌گونه که قبلا نیز مورد بحث قرار گرفت، اغلب ممنوعیت در برقراری ارتباط با اطرافیان و وکیل را به نوعی، یکسان با شکنجه و رفتار‌های ظالمانه تلقی کرده است، بنابراین با توجه به اینکه رفتار ظالمانه و شکنجه امری غیرقابل قبول در تمامی شرایط می‌باشد و نمی‌توان هیچ‌گونه اسثتنائی برای آن قائل شد، پس نمی‌توان ملاقات با اطرافیان و وکیل را نیز مطلقا ممنوع کرد و در صورت نیاز باید تمهیداتی برای افراد کم توان و مشکل دار فراهم کرد که از جمله آن می‌توان به ملاقات با وکیل معاضدتی اشاره کرد، با این وجود با توجه به برداشت یکسان از ممنوع‌الملاقات بودن و شکنجه و رفتار ظالمانه که خصوصا برای افراد معلول خطراتی حقوقی و جسمی روانی دارد، در ادامه مسئله شکنجه و حقوق مرتبط با آن مورد بررسی قرار گرفته است.

 

بند چهارم-ممنوعیت شکنجه و حق برخورداری از رفتار و شرایط انسانی در طول بازداشت پیش از محاکمه

صرف‌نظر از هر قانون و مقرراتی اعم از مدون و غیرمدون، شکنجه انسان و رفتار غیرانسانی با او حتی در صورت وجود احتمال قریب به یقین بر مجرمیت وی خصوصا در مرحله پیش از محاکمه، منحط و غیرانسانی است. تا هنگامی که فرد در فرایند دادرسی قرار نگرفته است، نمی‌توان بر اجرای عدالت اطمینان پیدا کرد، گرفتن اعتراف از فرد از طریق شکنجه و رفتار‌های نامطلوب، نقض آشکار حق برائت و حق دادرسی عادلانه می‌باشد. در قوانین آیین دادرسی کیفری، همواره گرفتن اعتراف به دور از هر گونه شکنجه، بر طبق مواد ۷۳ تا ۷۶، اولا بر عهده دادستان می‌باشد و ثانیا بر عهده بازپرس خواهد بود، در تایید گفته‌های بالا ماده ۹۸ آیین دادرسی کیفری آورده است که « بازپرس باید شخصاً تحقیقات و اقدامات لازم را به‌منظور جمع‏آوری ادله وقوع جرم به‌عمل آورد، ولی می‌تواند در غیرجرائم موضوع بندهای (الف)، (ب)، (پ) و (ت) ماده (۳۰۲[۱۰۲]) این قانون، تفتیش، تحقیق از شهود و مطلعان، جمع‏آوری اطلاعات و ادله وقوع جرم و یا هر اقدام قانونی دیگری را که برای کشف جرم لازم بداند، پس از دادن تعلیمات لازم به ضابطان دادگستری ارجاع دهد که در اینصورت، ضمن نظارت، چنانچه تکمیل آنها را لازم بداند، تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند»، بدین گونه مشاهده می‌شود که ضابطین دادگستری حقی بر شکنجه و اعمال خشونت‌آمیز ندارند، زیرا چنین اعمالی در دادگستری صورت نمی‌گیردو درواقع اگر چنینی عملی هم صورت پذیرد، برخلاف شعارهای محاکمه عادلانه می‌باشد و به نوعی می‌توان آن را مجازات قبل از صدور حکم دانست.
در پروسه شکنجه و سلب آزادی، افراد معلول به عنوان آسیب‌پذیر‌ترین گروه مطرح می‌شوند و اکثریت آنها قابلیت دفاع مستقل از خود را نداشته و از سویی دیگر ممکن است که در طول بازداشت، به دلیل اقدامات صورت گرفته علیه آنها دچار آسیب گردند و در نهایت اینکه آنها ممکن است به علت ناآگاهی از حقوق خود نتوانند، جرائم صورت گرفته از سوی ضابطین دادگستری، بر علیه خودشان را اثبات و یا بازگو کنند، بنابراین وجود نظارت کافی برای اطمینان از تفویض صحیح اختیارات بازپرس به ضابطین در چنین مواقعی ضروری می کند، از سویی دیگر، مستندات ضابطین دادگستری در گزارش جرم و عملکرد و رفتار با متهم در حین بازداشت، به شکلی کتبی و در مواقعی ممکن است که این گزارش‌ها مغرضانه و برای فرار از اتهامات وارد شده از سوی متهم بازداشت شده باشد، بنابراین حضور نماینده ویژه دادگستری در مراکز فعالیت ضابطین دادگستری، می‌تواند، اولا مانع از بروز شکنجه و آزار اذیت متهم گردد و ثانیا می‌تواند، عاملی در اعمال ملاحظات مربوط به محدودیت‌های جسمی و معلولیت افراد متهم باشد. اگرچه اغلب، سازمان‌هایی مانند آگاهی و.. بوجود آمده‌اند که وظایف آنها تحت فشار قرار دادن متهم از نظر روحی و جسمی می‌باشد، اما در تمامی قوانین داخلی و بین‌المللی این چنین اعمالی نفی می‌گردد، به عبارتی تمامی قضات و قانونگذاران از وجود چنین سازمان هایی آگاهی دارند و اغلب نیز از این اهرم برای گرفتن اعتراف استفاده می‌کنند، با این وجود همواره سعی شده است که چنین رفتار‌های ناقض حقوق بشری را به نوعی در پروسه محاکمه افراد متهم حفظ کنند. حضور دائمی وکیل و یا نماینده دادگستری به همراه افراد متهم، از حین بازداشت تا رسیدگی، می‌تواند تضمین‌کننده محاکمه عادلانه و پیشگیری از هر گونه آسیب ناشی از شکنجه و اعمال ناقض حقوق بشر، بخصوص نسبت به افراد معلول با محدودیت‌های جسمی و روحی گردد. در ادامه فارغ از باید‌ها و نباید‌های حقوق متهم و به شکل خاص حقوق افراد متهم معلول، قصد بر این است که قوانین حمایتی از رفتار‌های ظالمانه و شکنجه افراد متهم و معلول از دید قوانین بین‌المللی و داخلی مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

ممنوعیت شکنجه و رفتار ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیر‌آمیز در قوانین بین‌المللی

حق رهایی از شکنجه یکی از اصول بنیادین حقوق بشر است و توسل به آن در اسناد بین‌المللی و مقررات داخلی به صراحت منع شده است.
ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر این‌گونه اعلام کرده است که:
«هیچ‌کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد. »
ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده ۶ مجموعه اصول حمایت از کلیه افراد بازداشت شده یا زندانی نیز با عبارت‌هایی مشابه، بر ممنوعیت شکنجه تصریح کرده است.
کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق آزادی‌های اساسی بشر نیز در ماده ۳ به صراحت آن را منع کرده است. علاوه بر اسناد فوق، مجمع عمومی سازمان ملل کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات‌های بیرحمانه، غیرانسانی یا ترذیلی را در سال ۱۹۸۴ به تصویب رسانده است و کنوانسیون در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ به اجرا گذاشته شد. [۱۰۳] ماده یک کنوانسیون در مقام ارائه تعریفی کامل از شکنجه این‌گونه مقرر کرده است:
«شکنجه عبارت است از ایراد عمدی هرگونه درد و یا رنج شدید بدنی یا روحی به یک شخص از جانب مأمور رسمی دولت و یا کسی که در سمتی رسمی عمل می‌کند و یا به تحریک و یا اجازه و یا سکوت او به منظور اخذ اطلاعات و یا اقرار از شخص و یا شخص ثالث، مجازات وی از بابت عملی که وی و یا شخص ثالث مرتکب شده و یا مظنون به ارتکاب آن است، ارعاب و یا اجبار او یا شخص ثالث و یا هر دلیلی که مبتنی بر هرگونه تبعیض باشد. درد و رنجی که از مجازات‌های قانونی ناشی می‌شود و یا جزء لاینفک و یا لازمه آن‌ هاست، از شمول این تعریف خارج است. [۱۰۴]»
همچنین ماده ۱۵ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، آزادی از شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را محکوم دانسته و در بند دوگانه آن آورده است که «۱- احدی مستوجب شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز نمی‌باشد. به‌ویژه احدی بدون رضایت آزادانه تحت آزمایشات علمی یا پزشکی قرار نمی‌گیرد.
‎‎‎۲- دولت‌های عضو تمامی تدابیر قانونی، اداری و قضائی و دیگر تدابیر مؤثر را در مورد افراد دارای معلولیت بر مبنای برابر با سایرین اتخاذ خواهند نمود تا از قرار گرفتن آنان در معرض شکنجه یا رفتار تحقیر‌آمیز یا غیرانسانی یا ظالمانه یا مجازات جلوگیری به عمل آید»
یکی از فجیع‌ترین تجاوزات به حیثیت و کرامت بشر، عمل شکنجه است که در نتیجه آن حیثیت و کرامت قربانیان سلب می‌شود و به توانایی آنان در ادامه حیات و فعالیت‌های عادی‌شان آسیب می‌رسد. [۱۰۵]به ویژ آنکه، افراد مورد شکنجه قرار گرفته از لحاظ توانایی‌های جسمی و روانی در شرایط مناسبی قرار نداشته باشند.
اعمال شکنجه در هیچ شرایطی، امکان‌پذیر نیست و هیچ استثنایی نمی‌پذیرد. عبارت‌بندی ماده (۷) میثاق بین‌المللی و ماده ۱۵ کنوانسیون حمایت از افراد معلول بگونه‌ای است که راه را بر هر نوع تجویز استثناء معافیت سد می‌کند. از سوی دیگر هر چند ماده ۴ میثاق اجازه تعلیق برخی از حقوق مندرج را در شرایطی که خطر عمومی استثنایی موجودیت ملت را تهدید می‌کند، می‌دهد. اما به صراحت بند دو همان ماده حق رهایی از شکنجه از جمله حقوق تعلیق‌ناپذیر و خارج از گستره معافیت مذکور است. بنابراین، دولت‌‌های «عضو» این تعهد را دارند که حتی در صورت وقوع شدیدترین ضرورت عمومی، یعنی جنگ – حق رهایی از شکنجه و دیگر سوء رفتارها را برای همه افراد جامعه حاضر در قلمرو خویش، تضمین کنند.[۱۰۶]، در تمامی مواردی که افراد متهم به شکل عام و افراد معلول به شکل خاص، بطور ناعادلانه مورد سوء رفتار و شکنجه قرار گرفته باشند، بر طبق قوانین داخلی[۱۰۷] و قوانین بین‌المللی[۱۰۸]، باید جبران خسارت گردند و حقوق آنها رعایت گردد، به عبارتی علاوه بر تعقیب و مجازات مرتکبان شکنجه و رفتارهای غیرانسانی، قربانی شکنجه یا رفتارهای غیرانسانی، مستحق جبران خسارت خواهد بود. حق رهایی از شکنجه البته یک قانون داخلی نبوده و همواره نهاد‌ها و سازمان های بین‌المللی دیده بان این حقوق می‌باشند. در حین وقوع جنگ‌ها بین ملتها و دولتها نیز همواره این قوانین طبیعی و ذاتی اقتضا می‌کند که افراد آسیب‌دیده از این جنگ‌ها جبران خسارت گردند و حقوق آنها به عنوان اسیر در درجه اول و آسیب دیده در درجه دوم بر طبق موازین بین‌المللی رعایت گردد، همان‌گونه که در بخش‌های قبلی نیز حقوق افراد متهم و یا زندانی و یا بازداشت شده در کشورهای دیگر را بر شمردیم.
رهایی از شکنجه، حقی است که گستره آن، کلیه افراد بشر را فارغ از هرگونه تبعیضی در برمی‌گیرد. برخورداری از این حق درباره افراد محروم از آزادی – از جمله متهمان – دارای اهمیت خاص است. کلیه مأموران و مقاماتی که وظیفه آنها کنترل و نگهداری از افراد بازداشت شده است، حق اعمال شکنجه نسبت به آنها را ندارند و به موجب بند (۳) ماده ۲ کنوانسیون منع شکنجه دستور افسر و یا مقام دولتی مافوق نمی‌تواند مستمسکی برای توجیه شکنجه قرار گیرد.
شکنجه و رفتار ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیر آمیز، در عمل می‌تواند مصادیق متعدد اعم از جسمی و روحی، مستقیم و غیرمستقیم داشته باشد. [۱۰۹] ولی نقطه اشتراک تمامی مصادیق آن در این نکته است که اعمال آن از طرف مأموران دولت یا صاحبان مقام رسمی و عمومی در ضمن انجام وظیفه یا به مناسبت شغل خود به قصد گرفتن اقرار از متهم صورت می‌گیرد. [۱۱۰] حال آنکه ماده ۱۰ کنوانسیون منع شکنجه در بند اول خود ابراز کرده است که «هر کشور عضو کنوانسیون مراقبت به عمل خواهد آورد تا آموزش و اطلاعات مربوط به ممنوعیت شکنجه به طور کامل در برنامه آموزشی نیروهای مجری قانون، اعم از نظامی یا غیرنظامی، کارکنان پزشکی، ماموران دولتی و اشخاص دیگر که ممکن است دست‌اندرکار بازداشت، بازجویی یا برخورد با فرد دستگیر و بازداشت شده یا زندانی باشند، گنجانده شود» این درحالی است که متهم در حین دادرسی می‌تواند، بر اجباری بودن اقرار پافشاری کرده و حتی بخاطر آسیب‌های ناشی از شکنجه اقامه دعوی کند.
نتیجه طبیعی منع شکنجه بی‌اثر بودن داده‌های حاصل از آن می‌باشد. اقراری صحیح و مثبت مجرمیت است که مقر، به صورت ارادی با طیب نفس و بدون اعمال هرگونه فشار ابراز نماید.
کنوانسیون منع شکنجه در ماده ۱۵ مقرر می‌دارد: «دولت‌‌های عضو این کنوانسیون باید تضمین نمایند که اظهاراتی که حاصل از شکنجه‌اند، در هیچ رسیدگی قانونی به عنوان دلیل مورد استناد قرار نگیرد مگر علیه شخص متهم به ارتکاب شکنجه»، از این رو شکنجه افراد متهم به هر دلیلی از نظر قوانین بین‌المللی رد شده می‌باشد که قوی‌ترین اصل، شاهد بر این حقوق طبیعی افراد متهم، مبنی بر رهایی از شکنجه و بدرفتاری در حین بازداشت و قبل از محاکمه، پرهیز قانون‌گذاران داخلی و بین‌المللی از بکار‌گیری کلمه و مفهوم «شکنجه» می‌باشد، زیرا در صورتی که شکنجه به عنوان بخشی از فرایند قضائی و محاکمه مطرح بود، قانون می‌توانست بر آن پافشاری کند، طبیعتا افراد معلول و افرادی که به نوعی با محدودیت‌های جسمی و روانی روبه‌رو هستند، بیش‌ترین مشمولان حمایت در مقابل شکنجه و هرگونه رفتار ظالمانه هستند که تحت هیچ عنوانی مشمول شکنجه، هم از بابت حقوق انسانی و هم بخاطر محدودیت‌های خود نمی‌باشند، از طرفی این قشر برای حفظ حقوق برابر خود نیز نیازمند، حمایت از زمان بازداشت[۱۱۱] از طریق اطلاع به وکیل و یا قیم آنها می‌باشند تا شرایط جسمی آنها و پرونده پزشکی و سلامتی آنها در اختیار ضابطین و در صورت لزوم دادسرا و بازپرس قرار گیرد، اگرچه جبران خسارت در صورت بروز هرگونه اقدام ناعادلانه علیه این قشر به شکل جبران مالی و کاهش مدت و شدت جرم[۱۱۲] در صورت محکومیت وجود دارد. اما مبحثی که در مورد افراد معلول وجود دارد، خطرات جسمی و روانی است که در صورت بی‌توجهی به آن می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد، به عبارتی با توجه به دلایلی که در بالا آورده شد، شکنجه در مفهوم، کلی می‌تواند، شامل تمامی نمود‌های رفتار ظالمانه و غیرانسانی تلقی گردد که می‌تواند جان و روان یک فرد متهم را تحت فشار قرار داده و یا باعث آسیب‌های جسمی و روانی برای افراد خاص گردد، بنابراین برای بررسی بیشتر، حقوق متهم و متهم معلول در مواجهه با تمامی نماد‌های شکنجه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

حق برخورداری از شرایط و رفتار انسانی در طول بازداشت:

اساسا فرد متهم اعم از معلول و غیرمعلول در زمان بازداشت، مشمول مجازات نیستند و هر چند بنابر فلسفه حمایت از جامعه غالبا قانون اجازه سلب آزادی متهم را با قید ضمانت بر رفتار محترمانه و انسانی با فرد متهم را داده است و نیز در صورت نقض حقوق این افراد مشمول جبران خسارت می‌گردند.
از این رو افراد متهم فقط مشمول سلب آزادی می‌گردند و نباید هیچ گونه مشکلی در روند زندگی آنها و خدمات مختلف گردد و یک فرد معلول با بهره گرفتن از این حقوق خود، باید در دوره بازداشت، از تمامی امکانات پزشکی، حقوقی و آموزشی عادی خود برخوردار گردد و هرگونه رفتاری که منجر به تشدید بیماری او و یا اخلال در درمان و .. گردد به نوعی قبل از محاکمه مورد مجازات قرار گرفته و مشمول جبران خسارت و در صورت محکومیت تخفیف در مجازات می‌گردد.
پیش از محاکمه علاوه بر ممنوعیت شکنجه و رفتارهای ظالمانه که به طور عام شامل کلیه افراد بشر، است، ماده ۱۰ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، دولت‌ها را ملزم کرده است که با کلیه افراد محروم از آزادی به دلیل شرایط خاصی که بر آنها تحمیل می‌شود، با انسانیت و احترام به حیثیت ذاتی شخص انسان رفتار کنند.
ماده ۱۰ میثاق دولت‌ها را مکلف کرده است که حداقل مقررات و امکانات را برای امکان برخورداری افراد محروم از آزادی از شرایط و رفتار انسانی فراهم سازند.
کمیته حقوق بشر در ملاحظات عام شماره ۲۱، چنین مقرر کرده است که «افراد محروم از آزادی نباید تحت فشار و محدودیتی فراتر از آنچه به طور طبیعی در نتیجه محبوس شدن بر آنها تحمیل شده است، قرار گیرند.. . چنین افرادی باید بتوانند از کلیه حقوق مندرج در میثاق به نحو مقتضی بهره‌مند گردند. [۱۱۳]
کمیته حقوق بشر در آراء مختلف اظهار کرده است که دولت‌ها نمی‌توانند با توسل به دلایلی از قبیل فقدان امکانات و منابع مالی کافی، از مسولیت ایجاد شرایط و اعمال رفتار انسانی نسبت به افراد محروم از آزادی شانه خالی کنند، زیرا آنها موظف‌اند کلیه امکانات و تلاش خویش را برای رفع نیازهای اساسی و ایجاد امکانات مناسب و اعمال رفتار انسانی توأم با احترام به حیثیت ذاتی انسان، بکار بندند. [۱۱۴]
نیازهای اساسی و اولیه عبارت‌اند از: غذا، استحمام و امکانات بهداشتی، لباس، محل خواب مناسب، مراقبت پزشکی، دسترسی به هوای آزاد، امکان انجام ورزش و تفریح، امکانات مناسب برای انجام اعمال مذهبی و امکان برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت[۱۱۵].

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 234
  • 235
  • 236
  • ...
  • 237
  • ...
  • 238
  • 239
  • 240
  • ...
  • 241
  • ...
  • 242
  • 243
  • 244
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • طرح های پژوهشی انجام شده در مورد مطالعه مقایسه ای فرهنگ استراتژیک امریکا و چین- فایل ۸
  • تاثیر پذیرش تکنولوژی بر تمایل مستمر به استفاده از سیستم نوبت گیری الکترونیکی
  • تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمان­های خصوصی
  • بررسی مبانی خیارات و تاثیر زوال مبنای خیارات بر سقوط آنها
  • بررسی و شناسایی نسبدر حقوق اسلامی
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :ارزیابی میزان همخوانی برنامه درسی قصد شده، اجرا شده وآموخته شده ...
  • پایان نامه با موضوع تجدیدنظر در نقاطی که به حال حکومت نظامی می باشند
  • امکان سنجی پیوستن ایران ایر به ائتلاف های بین المللی هوایی- قسمت ۲
  • پایان نامه رشته حقوق : آثار اعمال کیفیات مشدده
  • دانلود فایل ها در مورد : بررسی بازداشت موقت در فقه و حقوق اسلامی- فایل ۴

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان