1-3-ضرورت انجام تحقیق
اشتغال به عنوان متغیر وابسته در مباحث اقتصادی و تحلیلهای آن وارد میشود. به عبارت دیگر، برای تغییر اشتغال کشور باید از تغییر سایر متغیرها مثل سرمایهگذاری، صادرات، مبارزه با قاچاق کالا، بهرهوری نیروی کار، تنظیم دستمزدها و رابطه بین عرضه و تقاضا در بازارکار و … استفاده کرد. همچنین اشتغال به عنوان عامل مؤثر در رشد اقتصادی، توزیع عادلانهتر درآمدها، حفظ کرامت و عزت نفس انسان، افزایش ابتکارها و اختراع ها و بیکاری به عنوان ریشه بسیاری از ناهنجاری های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیامدها و تبعات اقتصادی و اجتماعی ناگواری را به دنبال دارد. بانکها در تامین منابع مالی در کسب و کار نقش بسیار مهمی را ایفا میکنند(کریمی، 1392).
یکی از فعالیتهای عمده که با اقتصاد هر کشور در ارتباط نزدیک است بانکداری است، این پیوند آنچنان مستحکم است که بدون وجود بانکداری پررونق و فعال، امکان دسترسی به توسعه اقتصادی،امکان ناپذیر به نظر میرسد(Monge-Naranjo, 2003). برای دسترسی به چنین نظام بانکی، تمرکز وجوه وپساندازهای کوچک و بزرگ نزد بانکها ضرورت حتمی است و به منظور تحقق این هدف، بانکها باید از اعتماد عمومی برخوردار باشند تاپساندازکنندگان، این موسسهها را به عنوان امنترین مکان برای نگهداری پسانداز و سرمایهگذاری خود بشناسند؛ در این صورت هر فردی تلاش خواهد کرد که قسمتی از درآمدهای خود را به بانک یا موسسهپسانداز مورد قبول خود واگذار کند. امروزه دنیای بانکداری سریعاً در حال تحول و تغییر است و برتری راهبردی بانکها از رشد در اندازه صرف به سوی تاکید بر سودآوری، عملکرد و ایجاد ارزش در درون موسسه بانکی تغییر جهت داده است در این شرایط، اگر مدیران و کارشناسان بانکها در نظر داشته باشند، تصمیمهای مهمی اتخاذ کرده یا سیاست صحیحی را اجرا نمایند. پاسخگویی به انتظارهای سپردهگذاران از جمله مهمترین دستآوردهای آن خواهد بود.افراد جامعه هم با شناخت انواع بانکها و اطلاع یافتن از خصوصیات هر گروه بانکی و آشنایی با انواع سپردهگذاریها و خدماتدهی این گروههای اقتصادی و اینکه بانکها سپردههای آنان را چگونه مورد استفاده قرارداده و به آنان چه منافعی را خواهد رساند و اطلاع از عملیات بانکی در ایجاد شناخت به سپردهگذاران میتواند مفید و موثر باشد(ورمزیاری، 1389).
هکچنین یكی از مشكلات عمده مدیریت بانكها، تمركز بر اهداف كوتاهمدت، بیش از اهداف بلندمدت و همچنین توجه كم به مدیریت ریسك و كیفیت داراییها میباشد كه تأثیر مطلوبتری در پایداری بلندمدت نهاد مالی را داراست. درحالی كه سودآوری در كیفیت ارزشگذاری مجدد دارایی و بدهیها و افزایش سرمایه خالص است و سرمایه تابعی از كل داراییها و بدهیها است. یكی از ویژگیهای مشترك در صنعت بانكداری كه در سراسر جهان مورد توجه است افزایش تعداد بانكهای ورشكسته میباشد (Saunders and Wilson, 2001).
نکته اساسی این جاست که تسهیلات اعتباری باید با چه ملاک و الگویی به بخشهای مختلف اقتصاد کشور منتقل شود؟این مسأله در کشوری همچون ایران که با کمبود منابع مالی مواجه است و از نیمه دوم دهه 70 برای مهار تورم لجام گسیخته،سیاستهای انقباضی و شبهانقباضی پولی اعمال شدهو پساندازها و پولهای در دست مردم صرف خرید اوراق مشارکت و پیشپرداخت معاملات سوداگرانه اتومبیل و تلفن همراه و…شده است،اهمیت ویژهای پیدا میکند(بهروزی، 1392).
در حقیقت،لازم استبانکها و مؤسسات اعتباری دقت خاصی را در تخصیص وامهای خود به بخشهای مختلف کشور به خرج دهند تا از اتلاف منابع مالی پرهیز شود و علاوه بر این، سرمایهگذاریها به گونهای صورت پذیرد که بیشترین منفعت برای اقتصاد ملی حاصل آید.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1-هدف اصلی
سنجش ارتباط تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان
1-4-2-اهداف فرعی
- سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان.
- سنجش ارتباط تسهیلات بخش صنعت با سرمایهگذاری بخش صنعت در استان گیلان.
- سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با سرمایهگذاری بخش صنعت در استان گیلان.
- سنجش ارتباط تسهیلات بخش صنعت با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان.