مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه تحلیل-ارتباط-توسعه-پایگاههای-الکترونیکی-در-افزایش-میزان-گردشگران- فایل ۶
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

    1. اقامتگاههای گردشگری خصوصی

 

 

 

۱-۲ اماکن خصوصی گردشگری

 

·

 

            1. منازل مسکونی شخصی

           

           

       

       

 

۲-۱-۲ اتاقهای اجاره ای در منازل بستگان
۳-۱-۲ منازلی که توسط آژانسهای خاص و حرفه ای اجاره داده می شود.
۴-۱-۲ اقامتگاههایی که بدون پرداخت توسط دوستان و آشنایان در اختیار قرار میگیرد.
۵-۱-۲ سایر اقامتگاههای خصوصی

 

 

 

هتل
خدمات کامل
خدمات محدود
خدمات مهمان
هم اقامت، هم خدمات پذیرایی و هم خدمات کارکنان
هر نوع خدمات را بسته به درجه هتل بسته بندی و ارائه می کند
فقط اقامت
شکل ۲-۱ : تقسیم بندی هتلها بر اساس نوع خدمات
۲-۱۱ تجارت الکترونیک[۲]
تجارت الکترونیک، انجام کلیه فعالیتهای تجاری با بهره گرفتن از شبکه های ارتباطی رایانه ای به ویژه ایترنت است که نوعی تجارت بدون کاغذ به شمار می آید. بوسیله تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها با زحمت کمتر و تبادلات بانکی با شتاب بیشتر انجام خواهد شد. در تجارت الکترونیک، شرکتها برای ارتباط با یکدیگر محدودیت های فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت می گیرد. (فریبرزی، ۱۳۸۹)
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
۲- ۱۲ گردشگری الکترونیکی[۳]
گردشگری الکترونیکی انعکاسی است از دیجیتالی کردن تمام فرایند ها و زنجیره های ارزشی صنایع در گردشگری، مسافرت، مهمانداری و… در سطح تاکتیکی، این امر شامل تجارت الکترونیکی و استفاده از ICT[4] برای افزایش کارایی و کارآمدی سازمانهای گردشگری است. در سطح راهبردی گردشگری الکترونیکی تمام فرآیندهای کسب و کار و نیز کل زنجیره ارزش و روابط راهبردی بین سازمانهای گردشگری و ذینفعان را متحول کرده است. گردشگری الکترونیکی با بهره گرفتن از اینترانت (سیستم های شبکه ای درون سازمانی) برای سازماندهی مجدد فرایند های داخلی و اکسترانت ( شبکه ها خارج سازمانی با سازمانهای مجاز و خاص ) برای توسعه دادوستد با شرکای قابل اعتماد و اینترنت برای روابط متقابل با تمام ذینفعان، مزایای رقابتی را افزایش می دهد. مبحث گردشگری الکترونیکی شامل تمام عملیات تجاری از قبیل تجارت الکترونیکی، بازاریابی الکترونیکی، مدیریت الکترونیکی، تولید الکترونیکی و … می باشد که در تمام بخشهای صنعت گردشگری انجام می پذیرد.(بوهالیس، ۱۳۸۶: ۹۷)
پاپلی یزدی و سقایی (۱۳۸۵) گردشگری الکترونیکی را اینگونه تعریف می کنند:
“گردشگری الکترونیکی، به کار گیری فناوری های جدید به خصوص فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در دو بعد عرضه و تقاضای گردشگری است که در آن علاوه بر عرضه خدمات مورد نیاز گردشگران، زمینه های بازاریابی و دورنمای گردشگری مقاصد فرآهم می آید".(۲۴۱)
خدماتی که با بهره گرفتن از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در زمینه گردشگری الکترونیکی ارائه می شوند عبارتند از:

 

 

  • خدمات اطلاعاتی: نشر و گسترش اطلاعات لازم برای گردشگران و بنگاههای گردشگری در مقاصد.

 

 

 

  • خدمات ارتباطی: این خدمات روند بروکراسی برای سفر به دیگر کشورها را کاهش داده است که از آن جمله می توان به ارائه روادید الکترونیکی اشاره کرد.

 

 

 

  • خدمات معاملاتی: مانند ذخیره امکانات و خدمات مورد نیاز در مقاصد گردشگری همچون ذخیره اتاق و بلیط. (همان: ۲۴۲-۲۴۳)

 

 

۲- ۱۳ فناوری اطلاعات و ارتباطات[۵] در گردشگری
فناوری اطلاعات و ارتباطات و گردشگری از پویاترین عوامل محرک در شکل گیری اقتصاد جهانی می باشند. این صنعت نه تنها موجب ایجاد میلیونها شغل در سراسر جهان شده است بلکه امکان رشد مناطق دور افتاده، توسعه نیافته و فراموش شده جهان را فرآهم ساخته است. گردشگری و فناوری اطلاعات و ارتباطات دو عامل کلیدی برای بوجود آوردن امکان ارتباط و تعامل جوامع پویا، خلاق و آگاه با جهان خارج به منظور جذب سرمایه و سود می باشد. البته این را هم نباید فراموش کرد که جوامعی که قادر به پذیرش این فناوری ها نبوده اند را دچار چالش کرده و آنها را با تهدید هایی روبرو ساخته است یعنی به همان اندازه که توانسته ایجاد فرصت نماید در سطحی دیگر باعث بوجود آمدن تهدید برای جوامعی که با آن وفق نمی پذیرند شده است. (بوهالیس، ۱۳۸۶: ۱۳)
دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات از دو منظر اهمیت دارد:
نخست اینکه توسعه کلی ارتباطات در یک کشور است که همه فعالیتها از جمله فعالیت گردشگری را متاثر می سازد و دوم و مهمتر از آن کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در بخشهای مختلف فعالیت گردشگری است که نقش مهمی در توسعه این فعالیت دارد. در دهه های اخیر میزان دسترسی به اینترنت، برخورداری از تلفن همراه، دسترسی به دفاتر پستی، برخورداری واحد های مسکونی از تلفن ثابت و دسترسی به وسائل ارتباط جمعی مانند شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای گسترش چشمگیری داشته است. برای مثال در ایران تعداد مشترکان تلفن همراه از ۱۵ میلیون کاربر در سال ۱۳۸۴ با افزایش ۲۵۳ درصدی به ۵۳ میلیون کاربر در سال ۱۳۸۹ رسیده است. (علی اکبری،۱۳۹۱)

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی رعایت قواعد تفسیردر «منهج الصادقین فی الزام المخالفین»- فایل ۱۵
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

«و [یاد کن‏] آن گاه که ابراهیم۷گفت: «پروردگارا، به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مى‏کنى؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‏اى؟» گفت: «چرا، ولى تا دلم آرامش یابد.» فرمود: «پس، چهار پرنده برگیر، و آنها را پیش خود، ریز ریز گردان سپس بر هر کوهى پاره‏اى از آنها را قرار ده آن گاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مى‏آیند، و بدان که خداوند توانا و حکیم است.»»، مفسّر بدون توجه به شأن نزول و قضیه ای که آیه در مورد آن نازل شده است، نمی تواند فهم صحیحی از مفاد و مقصود آیه داشته باشد. به طوری که بدون مراجعه به شأن نزول مفاد (فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ) به خوبی فهمیده نمی شود، چنانچه برخی از مفسّران آن را به معنای «اماله» ذکر کرده اند و معتقدند که به معنای قطعه قطعه کردن و در هم آمیختن نیست چرا که اگر به این معنا می بود با (إِلَیْکَ) متعدی نمی شد[۴۶۴]. اما با مراجعه به شأن نزول مفهوم این قسمت از آیه کاملا آشکار شده و مشخص می شود که (فَصُرْهُنَّ) به معنای قطعه قطعه کردن و در هم آمیختن پرندگان است چنانچه اکثر مفسّران به همین معنا تصریح کرده اند و در روایتی از امام رضا۷و امام صادق۷نیز با بیان داستان حضرت ابراهیم۷، مفهوم و مفاد این آیه تبیین شده است.[۴۶۵]
با توجه به مطالب فوق روشن می شود که توجه به شأن نزول تاثیر بسزایی در فهم صحیح مفاد و مفهوم آیات دارد.
۵-۱- روش ملا فتح الله در توجه به شأن نزول
ملا فتح الله کاشانی در تفسیر منهج الصادقین مانند دیگر مفسّران متقدم بین شأن نزول و سبب نزول تفاوت قائل نشده است و این دو اصطلاح را به جای یکدیگر استفاده کرده است ولی با توجه به تعاریفی که از شأن نزول و سبب نزول بیان شد، مشخص می شود که بین این دو تفاوت وجود دارد اما مفسّر منهج الصادقین مانند دیگر مفسّران بین سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل نشده است. به عنوان مثال وی در تفسیر آیه شریفه(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَهِ أَوْ کَفَّارَهٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَو عَدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا لِّیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَیَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ)[۴۶۶] «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در حالى که مُحرِمید شکار را مکشید، و هر کس از شما عمداً آن را بکشد، باید نظیر آنچه کشته است از چهارپایان کفّاره‏اى بدهد، که [نظیر بودن‏] آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق کنند، و به صورت قربانى به کعبه برسد. یا به کفّاره [آن‏] مستمندان را خوراک بدهد، یا معادلش روزه بگیرد، تا سزاى زشتکارى خود را بچشد. خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده است، و [لى‏] هر کس تکرار کند خدا از او انتقام مى‏گیرد، و خداوند، توانا و صاحب انتقام است.»، می نویسد: «سبب نزول آن در کسى است که عمدا صید کرده بود یعنى ابو البشر»[۴۶۷] در حالی که با توجه به تعریفی که از شأن نزول مطرح کردیم، مشخص می شود این سخن ملا فتح الله شأن نزول آیه خواهد بود نه سبب نزول آن و وی به شأن نزول آیه اشاره کرده ولی با لفظ «سبب نزول»، آن را مطرح کرده است.
مولف در برخی موارد نیز برای بیان شأن نزول آیه از عبارت«در شأن» استفاده می کند. این عبارت ممکن است گاهی معنایی فراگیرتر و گسترده تر از شأن نزول داشته و شامل موضوع آیه و بیان حکمی از احکام الهی شود و گاه نیز شأن نزول آیه را بیان کند.
پایان نامه - مقاله
به عنوان مثال مفسّر در تفسیر آیه شریفه (یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلاَلَهِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَکُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن کَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَکَ وَإِن کَانُواْ إِخْوَهً رِّجَالًا وَنِسَاء فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ)[۴۶۸] «از تو [در باره کلاله‏] فتوا مى‏طلبند بگو: «خدا در باره کلاله فتوا مى‏دهد: اگر مردى بمیرد و فرزندى نداشته باشد، و خواهرى داشته باشد، نصفِ میراث از آنِ اوست. و آن [مرد نیز] از او ارث مى‏برد، اگر براى او [خواهر] فرزندى نباشد. پس اگر [ورثه فقط] دو خواهر باشند، دو سوم میراث براى آن دو است، و اگر [چند] خواهر و برادرند، پس نصیب مرد، مانند نصیب دو زن است. خدا براى شما توضیح مى‏دهد تا مبادا گمراه شوید، و خداوند به هر چیزى داناست.»، شأن نزول آن را این گونه بیان می کند: «و از قتاده مرویست که صحابه را اهتمام تام بود در بیان کیفیت میراث کلاله حق تعالى این آیه فرو فرستاد.[۴۶۹]»
مولف منهج الصادقین در اکثر مواردی که عبارت «در شأن» را می آورد، به بیان مصداق و مورد نزول اشاره می کند و افرادی را که مشمول آیه می شوند ذکر می کند. به عنوان نمونه ذیل تفسیر آیه (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ)[۴۷۰] «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‏آورد که آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامت گرى نمى‏ترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد مى‏دهد، و خدا گشایش گر داناست.»، این گونه می نویسد: «از ائمه هدى:منقول است که این آیه در شأن عالی شأن امیر المؤمنین۷نازل شده که با اهل بصره قتال نمود و این روایت از عمار بن یاسر و حذیفه یمانى و عبد اللَّه عباس نیز مروی است»[۴۷۱]
۶- توجه به فرهنگ زمان نزول
منظور از «فرهنگ زمان نزول» آداب و سنن و عقاید و علوم و اوضاع و احوال سیاسى، اجتماعى و فرهنگى است که در زمان نزول آیات کریمه در بین مردم رواج داشته و بر محیط اجتماعى آنان حاکم بوده است. نقش فرهنگ زمان نزول نیز در فهم محتواى آیات کریمه غیر قابل انکار است[۴۷۲].
با توجه به آنچه در قرینه بودن شأن نزول و سبب نزول در تفسیر قرآن و تاثیر آن در فهم معنای و مقصود آیات بیان کردیم، می توان نتیجه گرفت که فرهنگ زمان نزول نیز که یکی از قراین پیوسته به شمار می آید تا چه اندازه در فهم کلام الهی و پی بردن به مراد و مقصود آن، موثر است و توجه به آن مطابق سیره عقلاء است و سبب فهم بهتر قرآن خواهد شد، از این رو از تبیین جداگانه تاثیر آن در فهم آیات خوداری می کنیم و تنها به ذکر روش ملا فتح الله در توجه به این قرینه می پردازیم.
در مورد روش ملا فتح الله در توجه به این بخش باید گفت که وی کم و بیش به بیان آداب و عقاید مردم در صدر اسلام اشاره می کند. به عنوان مثال وی در تفسیر آیه شریفه (وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)[۴۷۳] « و نیکى آن نیست که از پشتِ خانه‏ها درآیید، بلکه نیکى آن است که کسى تقوا پیشه کند، و به خانه‏ها از درِ [ورودىِ‏] آنها درآیید.»، یکی از رسوم مردم آن زمان را بیان می کند که در فهم و تفسیر آیه نقش مهم و اساسی دارد و می توان گفت که مفسّر بدون آگاهی از این آداب و رسوم فهم صحیحی از برخی آیات نخواهد داشت. در زمان جاهلیت رسم بر این بود که هر کس به حج یا عمره می رفت برای او حرام بود که از در وارد خانه شود و باید یا از بام خانه وارد می شد و یا این که دیوار را سوراخ کرده و داخل خانه می آمدند و این عمل خود را از اعمال حج می دانستند و کسی را که این کار را انجام نمی داد گناه کار می دانستند، ملا فتح الله در ادامه می گوید این رسم در میان همه اعراب به جز اهل حمس شایع بوده است.[۴۷۴]
وی همچنین در آیه (إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادَهٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُحِلِّونَهُ عَامًا وَیُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّیُوَاطِؤُواْ عِدَّهَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَیُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ)[۴۷۵] «جز این نیست که جابجا کردنِ [ماههاى حرام‏]، فزونى در کفر است که کافران به وسیله آن گمراه مى‏شوند آن را یک سال حلال مى‏شمارند، و یک سال [دیگر]، آن را حرام مى‏دانند، تا با شماره ماههایى که خدا حرام کرده است موافق سازند، و در نتیجه آنچه را خدا حرام کرده [بر خود] حلال گردانند.»، به رسومی که در زمان جاهلیت بین عرب رایج بوده است، اشاره می کند که آنها در چهار ماه از سال که به ماه های حرام مشهور بود جنگ و خونریزی نمی کردند که سه ماه آن یعنی ذی القعده و ذی الحجه و محرم پی در پی و ماه رجب جدای از سه ماه است. ولی گاهی اوقات اعراب به خاطر این که بر آنان دشوار بود که سه ماه متوالی جنگ نکنند جای تحریم این ماه ها را باهم عوض کرده و تحریم ماه محرم را برای ماه صفر قرار داده و در ماه محرم به جنگ و خونریزی می پرداختند و به خیال خود که حرمت ماه های حرام را نیز رعایت کرده اند، از این رو خداوند در این آیه این عمل آن ها را تخطئه کرده و پندار آن ها را باطل می داند و آن را سبب زیادی در کفر می داند.[۴۷۶]
روشن است که توجه به آنچه در میان اعراب معمول و رایج بوده است در روشن شدن مقصود آیه تاثیر دارد و عدم توجه به آن سبب خواهد شد که مفسّر فهم صحیحی از آیه نداشته یاشد.
ملا فتح الله در موارد مختلفی[۴۷۷] به بیان آداب و رسوم جاهلیت اشاره می کند که در این جا مجال پرداختن به همه آن ها میسر نیست.
با توجه به مطالب فوق مشخص می گردد که ملا فتح الله به شرایط و اوضاع و احوال زمان نزول آیات توجه کافی داشته است به طوری که گاه این وقایع را بیش از اندازه شرح و بسط داده است.
۷- توجه به زمان و مکان نزول آیات
یکى از مباحث مهم که در فهم صحیح و تفسیر درست کلام الهی نقش مهم و اساسی دارد، آگاهی از زمان و مکان نزول آیات شریفه است چرا که تمیز آن‏ها مى‏تواند بسیارى از مسائل مورد اختلاف و ادعاها را مهر تأیید زند یا رد کند. از مهم‏ترین این مسائل، مباحث کلامى به ویژه اثبات و نفى آیات مرتبط با امامت و فضایل اهل بیت:است؛ چرا که ادعاى مکى بودن بعضى سور و آیات، دستاویزى براى مخالفان شده تا بهانه کنند که این یا آن آیه خاص در شأن خاندان عترت:نازل نشده است. همچنین آگاهی از زمان و مکان نزول آیات ارتباطى مستقیم و اساسى با تشخیص مراحل دعوت پیامبر۹و تشریع و تبیین احکام اسلامى دارد.
یکى دیگر از فواید این امر آگاهى از تاریخ وقایع و حوادث است؛ یعنى مى‏توان از این طریق مشخص کرد که حادثه‏اى در حدود چه زمانى، چرا و از سوى چه کسانى به وقوع پیوسته است.
در نتیجه می توان گفت که آگاهی از زمان و مکان نزول آیه یکی از قراین فهم کلام الهی است و بدون در نظر گرفتن آن مفسّر نمی تواند به فهم صحیحی از آیات برسد و مراد و مقصود واقعی خدای تعالی از آیات را کشف کند.
ملا فتح الله کاشانی در تفسیر منهج الصادقین به این امر مهم توجه داشته است و جدای از این که در ابتدای شروع سوره مکی و مدنی بودن سور را بیان می کند درتفسیر برخی آیات به مکان و زمان نزول آیه اشاره می کند.
به عنوان مثال ملا فتح الله در مورد مکان نزول آیه شریفه (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا)[۴۷۸] «خدا مى‏خواهد آلودگى را فقط از شما خاندان [پیامبر۹] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.» می نویسد: «ام سلمه نقل کرده که روزى رسول خدا۹در خانه من بود خادم من گفت که على۷و فاطمه۳بر در خانه‏اند حضرت رسول۹با من گفت اى ام سلمه دور شو و اهل بیت مرا با من گذار ام سلمه گفت من برخواستم و از آن خانه اندکى دور شدم پس على و فاطمه و حسن و حسین:درآمدند در اندرون خانه و حسن و حسین۸طفل بودند پس حضرت رسول۹هر دو را در دامن خود نشاند و ببوسید و على۷را به یک دست در بر خود گرفت و به یک دست فاطمه۳را پس هر یک از ایشان را ببوسید و آن گاه گلیم سیاه علم دار را بر ایشان بپوشانید و فرمود بار خدایا مر او اهل بیت مرا برحمت خود رسان که آن بهشت است و از آتش دوزخ دور دار من گفتم یا رسول اللَّه۹مرا نیز داخل ساز فرمود تو از اهل بیت من نیستى و اما بر خیری.»[۴۷۹]
آگاهی از مکان نزول این آیه سبب می شود مشخص شود آیه فوق در مورد اهل بیت:نازل شده و موید عصمت ایشان است.
و یا در تفسیر آیه (یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ)[۴۸۰] «اى پیامبر۹، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‏دارد. آرى، خدا گروه کافران را هدایت نمى‏کند.»، می نویسد: «بعضى از اعاظم از اهل سنت و اجماع اهل البیت این آیه در غدیر خم نازل شده و از جمله على بن احمد الواحدى که یکى از افاضل و مشاهیر اهل سنت است در تفسیر خود که موسومست باسباب نزول آورده که این آیه در حق على بن ابى طالب۷نزول یافته در غدیر خم»[۴۸۱]
آگاهی از زمان و مکان نزول این آیه سبب علم به یکی از مراحل دعوت پیامبر۹می شود زمانی که پیامبر۹پس از بازگشت از حجه الوداع در سال دهم هجری مامور به ابلاغ ولایت حضرت علی۷شد خداوند متعال این آیه را نازل فرمود. علاوه بر این سبب رد ادعای برخی که می گویند این آیه در غدیر خم نازل نشده است، می شود چرا که برخی از مخالفان در مورد مکان و زمان نزول این آیه اقوال دیگری[۴۸۲] ذکر کرده اند اما بیشتر علمای عامّه و تمام علمای تشیع بر آنند که این آیه در سال دهم هجری، در هنگام بازگشت پیامبر۹از حجّه الوداع نازل شده است.
۸- روش ملا فتح الله در استفاده از آیات دیگر به عنوان قرینه
براى فهم هر نوشتارى، لازم است که قراین موجود در آن مدّ نظر قرار گیرد و اگر در جایى از کتاب مطلبى به صورت مطلق و عام آمده و در جاى دیگر قید و استثناى خاص آن ذکر شده است، لازم است، به مجموعه آن توجه شود و نتیجه‏گیرى گردد.
قرآن کریم نیز که مجموعه‏اى از آیات مرتبط با یکدیگر است، از این روش مستثنى نیست و برخى آیات آن توضیح و روشنگر برخى دیگر است و لازم است براى فهم و تفسیر جملات و کلمات آن به جملات دیگر آن مراجعه شود و اصولا تفسیر صحیح و کامل یک آیه بدون توجّه به آیات دیگر ممکن نیست.
چگونه ممکن است کتابی که خود را بیان برای همه چیز ها می داند مبین و توضیح دهنده خود نباشد[۴۸۳] امام علی۷در این باره می فرمایند:
«کِتَابُ اَللهِ … یَنطِقُ بَعضُهُ بِبَعضٍ وَ یَشهَدُ بَعضُهُ عَلَى بَعضٍ‏»[۴۸۴] کتاب خدا (قرآن) … برخى قسمت‏هایش با کمک برخى قسمت‏هاى دیگر سخن مى گوید و برخى قسمت‏هاى آن شاهد برخى قسمت‏هاى دیگر است.
از این رو روش تفسیر قرآن به قرآن یکى از بهترین روش‏هاى تفسیر قرآن به شمار می آید و سابقه‏ى آن به صدر اسلام و زمان حیات پیامبر۹باز مى‏گردد. سپس این روش توسط اهل بیت:ادامه یافت و برخى از صحابه و تابعین نیز از این روش استفاده کرده‏اند.
به عنوان نمونه در روایت آمده است که از پیامبر اسلام۹در مورد مقصود از «ظلم» در آیه‏ (لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ‏)[۴۸۵] « و ایمان خود را به شرک نیالوده‏اند»، سوال کردند، و حضرت۹با استناد به آیه‏ (إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ‏)[۴۸۶] «به راستى شرک ستمى بزرگ است.»، پاسخ دادند که مقصود از ظلم در آیه اول همان شرک است که در آیه دوم بیان شده است‏.[۴۸۷]
این حدیث و احادیث مشابه نشان مى‏دهد که پیامبر۹از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده مى‏کرده و عملا آن را به پیروان خود مى‏آموخته‏اند.
در دوره های بعدی مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی از این روش برای فهم کلام الهی بهره گرفته اند و از مفسّران اخیر علامه طباطبایی;بیش ازدیگران از این روش بهره برده است
«زرکشى» صاحب تفسیر البرهان فی علوم القرآن در این باره مى‏نویسد: «… بهترین تفسیر این است که قرآن به وسیله قرآن تفسیر شود، چرا که این کتاب الهى اگر در جایى به اجمال سخن گفته است، جاى دیگر به تفصیل آن پرداخته و نیز در جایى که به اختصار بیان کرده است، جاى دیگر (آیه‏اى دیگر) به شرح و بسط آن پرداخته است.»[۴۸۸]
ملا فتح الله کاشانی نیز قرآن را نیازمند به مبیّن و مفسّر نمی داند و برای این گفته خود دلایلی را ذکر می کند و می نویسد: « دلیل بر این مدّعا آن است که حق تعالى مدح جمعى کرده است که استنباط معنى از قرآن کنند کما قال اللَّه (الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ)[۴۸۹] « کسانى‏اند که [مى‏توانند درست و نادرست‏] آن را دریابند.» و ذم جماعتى کرده که ترک تدبّر و اضراب از تفکّر در آن نموده‏اند کقوله تعالى (أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها)[۴۹۰] «آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند؟ یا [مگر] بر دلهای شان قفل هایى نهاده شده است؟» و در او یاد کرده که قرآن منزل است به لغت عربى فصیح تا معنى آن را به طریق تدبّر و تفکّر از آن حاصل کنند حیث قال (إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا)[۴۹۱] «ما آن را قرآنى عربى قرار دادیم.» و (لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ)[۴۹۲] «تا در [باره‏] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.»
و حضرت رسالت۹فرمود که «اذا جاءکم عنى حدیث فاعرضوه على کتاب اللَّه فما وافقه فاقبلوه و ما خالفه فاعرضوا عنه»[۴۹۳]، از اینجا معلوم شد که قرآن حجت است و معروض علیه و این معنى مستلزم آن است که قرآن مفهوم المعنى باشد و احتیاج به مبین و مفسّرى نداشته باشد.»[۴۹۴]
وی در این جا با ذکر این دلایل که اولاً خداوند تدبّر در قرآن را مدح و ترک آن را نکوهش کرده است و ثانیاً قرآن به زبان عربی روشن نازل شده است تا با تکیه بر تدبر و تفکر معنای آن حاصل شود و ثالثاً رسول اکرم۹قرآن را مبنای عرضه حدیث قرار داده تا صحت و سقم حدیث با قرآن مشخص شود، اثبات می کند که قرآن به مفسّر و مبیّن دیگری غیر از خود نیاز ندارد و فهم قرآن به کمک خود قرآن ممکن است. در این جا به چند نمونه از موارد استفاده ملا فتح الله از تفسیر قرآن به قرآن اشاره می کنیم.
وی در تفسیر آیه شریفه(…وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَیَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ)[۴۹۵] «…ولى کسانى که به کفر گراییده‏اند مى‏گویند: «خدا از این مَثَل چه قصد داشته است؟» [خدا] بسیارى را با آن گمراه، و بسیارى را با آن راهنمایى مى‏کند و [لى‏] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏کند.»، معانی ضلالت را با بهره گرفتن از آیات دیگر بیان می کند.
الف) اضلال به معنى اهلاک و تعذیب است؛ مانند این آیات شریفه(إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلَالٍ وَسُعُرٍ * یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ)[۴۹۶] «قطعاً بزهکاران در گمراهى و جنونند* روزى که در آتش به رو کشیده مى‏شوند [و به آنان گفته مى‏شود:] «لهیب آتش را بچشید [و احساس کنید]»»
ضلالت در آیه فوق به معنای هلاکت و عذاب اخروی است و با توجه به این معنای(یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا)این گونه خواهد شد که خداوند گروهی را به سبب نگرویدنشان به ضرب المثل هلاک می کند و عذاب می نماید و ایشان را به طریق جنت و ثواب ابدی راهنمایی نمی کند.
ب) اضلال به معنای تدمیر است؛ مانند آیه (وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ)[۴۹۷] «و کسانى که در راه خدا کشته شده‏اند، هرگز کارهایشان را ضایع نمى‏کند.»
در این آیه اضلال به معنای از بین بردن و تدمیر آمده است که تقریبا نزدیک به همان معنای هلاک کردن است.
ج) اضلال به معنى تلبیس است و تغلیط و تشکیک و ایقاع مردمان در ضلال و فساد که مؤدى بظلم است و جور؛ مانند این آیات شریفه (وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنکُمْ جِبِلًّا کَثِیرًا أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ)[۴۹۸]« و [او] گروهى انبوه از میان شما را سخت گمراه کرد آیا تعقّل نمى‏کردید؟»، (وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى)[۴۹۹]« و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود.»، (قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِن بَعْدِکَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ)[۵۰۰] «فرمود: «در حقیقت، ما قوم تو را پس از [عزیمت‏] تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت.»»، این معنای اضلال برای شیطان و فرعون و سامری است و خداوند تعالی از این منزه است.[۵۰۱]
توضیح این که در آیه (یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا) اضلال و هدایت هر دو به خدای متعال نسبت داده شده است و با توجه به این می توان گفت که اضلال در معانی اهلاک و تعذیب و تدمیر در مورد خدای تعالی نیز به کار می رود و نسبت دادن اضلال به خدای تعالی از این جهت است که مردمان به سبب نگرویدن به حقیقت هلاک و عذاب شدند نه اینکه خدای تعالی خود سبب اضلال آنان شده باشد چنانچه در آیه(رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ…)[۵۰۲] «پروردگارا، آنها بسیارى از مردم را گمراه کردند…»، اضلال را به اوثان نسبت داده است در حالی که مردمان به جهت پرستیدن اوثان گمراه شدند نه اینکه اوثان ایشان را گمراه ساخت. ولی اضلال به معنای تلبیس و قرار دادن مردمان در فساد در مورد خدای تعالی به کار برده نمی شود، چنانچه در آیات فوق نیز که اضلال به معنای تلبیس و تشکیک قلوب مردمان می باشد، برای شیطان و سامری و فرعون به کار رفته بود.
مولف همچنین در آیه (وَبَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا …)[۵۰۳] «و [نتیجه‏] گناهانى که مرتکب شده‏اند، برایشان ظاهر مى‏شود…»، مراد از(سَیِّئَاتُ)را انواع عذاب بیان می کند و برای اثبات این گفته خود به آیه (وَجَزَاء سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِّثْلُهَا)[۵۰۴] «و جزاى بدى، مانند آن، بدى است.» استناد می کند.[۵۰۵]
اصل معنای سیئه، گناه است ولی در برخی موارد به معانی دیگری از جمله عذاب نیز به کار می رود. ملا فتح الله در این جا با استناد به آیه ای دیگر که سیئه در آن به معنای عذاب آمده است، برداشت کرده است که (سَیِّئَاتُ) در این آیه نیز به معنای عذاب است. با وجود این معنا دیگر نیازی به تقدیر گرفتن «جزاء»، نیست در غیر این صورت باید جزاء در آیه در تقدیر گرفته شود تا مفاد آیه درست فهمیده شود (و بداء لهم جزاء سیئات ما کسبوا) در حالی که عدم تقدیر بهتر از تقدیر است.
همچنین ملا فتح الله کاشانی مراد از لفظ (یَدَا)را در آیه (تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ)[۵۰۶]« بریده باد دو دست ابولهب، و مرگ بر او باد.»، به معنای کل بدن می گیرد و برای اثبات این گفته به آیاتی از قرآن کریم استدلال می کند. (لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ)[۵۰۷] «و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید» و (ما قَدَّمَتْ یَداهُ)[۵۰۸] «دستاورد پیشینه خود را »، در این دو آیه نیز مراد از «ید» کل بدن و نفس اشخاص است مفسّر در ادامه اسناد فعل به یدین را به جهت آن که اکثر کار ها به دست انجام می گیرد، می داند و معنای آیه را این گونه بیان می کند که نفس او (ابولهب) هلاک و نابود باد به وقوع آن در آتش جحیم و کشیدن عذاب الیم.[۵۰۹]
و یا در تفسیر آیه(صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ)[۵۱۰] «راه آنهایى که برخوردارشان کرده‏اى، همانان که نه درخور خشم‏اند و نه گمگشتگان»، مراد از (الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ) را پیغمبران:و صدیقان و شهداء و صالحان بیان می کند و در تایید سخن خود به این آیه از قرآن استدلال می کند(الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ)[۵۱۱] «در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى‏] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند» و مراد از (المَغضُوبِ عَلَیهِمْ) را جهودان می داند که به سبب عناد و طغیان و قتل پیغمبران و تحریف کتاب تورات و تبدیل الفاظ آن خداوند تعالی بر ایشان خشم گرفته است مفسّر برای این گفته خود نیز به آیه ای دیگر از قرآن استدلال می کند[۵۱۲]:(وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ)[۵۱۳] «و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده.»
موارد استفاده ملا فتح الله از آیات قرآن به عنوان قرینه برای تبیین و توضیح آیات دیگر بسیار است که در این جا به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم خواننده محترم می تواند برای مطالعه بیشتر پیرامون این موضوع به تفسیر منهج الصادقین مراجعه کند.
۹- استفاده از روایات به عنوان قرینه
استفاده از روایات صحیحی که از اهل بیت۷نقل شده است، یکی دیگر از قراین ناپیوسته برای فهم و توضیح آیات قرآن کریم است. این احادیث همانند آیات قرآن، قرینه‏اى براى تفسیر آیات است و ابزارى براى روشن شدن معانى و مقاصد آیات است که کاربردهاى گوناگونى از جمله بیان ناسخ و منسوخ، بیان جزئیات احکام، تطبیق آیات بر مصداق خاص، و بیان بطن برای آیات، در تفسیر قرآن دارد.
شیخ طوسى;در مقدمه تفسیر تبیان در این باره می نویسد:
«و اعلم أنَّ الروایه ظاهره فى إخبار أصحابنا بأنّ تفسیر القرآن لا یجوز إلا بالأثر الصحیح عن النبى۹ و عن الائمه:الذین قولهم حجّه کقول النبى۹و أن القول فیه بالرأى لا یجوز[۵۱۴]؛ یعنی بدان که در روایات اصحاب ما روایت است به این که تفسیر قرآن جز با روایت صحیح از پیامبر۹و امامان:که سخن آنان مانند سخن پیامبر۹حجت است، جایز نمى‏باشد و سخن گفتن در آن با رأى جایز نمى‏باشد.»

نظر دهید »
دانلود فایل ها در مورد بررسی ریسک و بازده در سرمایه گذاری های جایگزین طلا، ارز و سهام- ...
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

RIT =
۲-۲۳-ریسک[۴۹]
تعاریف متعددی از مفهوم ریسک در سرمایه‌گذاری به عمل آمده است.در یک تعریف کلی می توان چنین بیان داشت که ((نوسان پذیری بازده سرمایه‌گذاری را ریسک سرمایه‌گذاری می‌نامند))به عبارت دیگر،هر قدر بازده یک قلم سرمایه‌گذاری بیشتر تغییر کند،سرمایه‌گذاری مزبور ریسک بیشتری دارد.معیاری که جهت اندازه‌گیری تغییرات نرخ بازده از آن استفاده می‌شود،انحراف معیار نام دارد و به شرح زیر محاسبه می شود.
۲Pi
فرمول (۲-۲):
δ =انحراف معیار( شاخص ریسک سرمایه گذاری)
بازده دارایی در حالت ام
= متوسط نرخ بازده دارایی
Pi= احتمال پیشامد حالت ام
۲-۲۴-انواع ریسک
تجزیه و تحلیلگران مدرن منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می‌شود به دو دسته تقسیم می‌کنند.این دو نوع ریسک را که به آنها ریسک سیستماتیک و غیر‌سیستماتیک می‌گویند به صورت زیر می‌توان نشان داد:
ریسک سیستماتیک+ریسک غیر سیستماتیک=ریسک کل
ریسک غیر سیستماتیک[۵۰]:
به آن قسمت از تغییر‌پذیری در بازده کلی محصولات مالی که به تغییر‌پذیری کلی بازار بستگی ندارد،ریسک غیر‌سیستماتیک می‌گویند.این نوع ریسک منحصر به محصول خاصی نیست و به عواملی همچون ریسک تجاری،مالی و ریسک نقدینگی بستگی دارد.این نوع ریسک را می توان با ایجاد پرتفلیو کاهش داد.
ریسک سیستماتیک[۵۱]:
آن قسمت از تغییر‌پذیری در بازده کلی محصولات مالی را که مستقیما به تغییرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد. ریسک سیستماتیک می‌گویند.معمولا تمامی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند و در بر‌گیرنده عواملی همچون ریسک تورم،بازار و نرخ بهره است.این نوع ریسک غیر قابل کاهش است.
۲-۲۵-عوامل موثر بر ریسک و بازده سرمایه‌گذاری در محصولات مالی
عوامل زیادی بر ریسک و بازده سرمایه‌گذاری در هر محصول مالی دخالت دارند.در این مقاله،عوامل موثر بر ریسک و بازده سرمایه‌گذاری در محصولات مالی در سه دسته کلی عوامل کلان اقتصادی،عوامل خرد اقتصادی و عوامل غیر‌اقتصادی طبقه بندی شده و به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۲۵-۱-عوامل کلان
این عوامل بر رسیک بازار تأثیر داشته که در مدل CAPMنتیجه و میزان تأثیر این عوامل بر ریسک بازار،تحت عنوان ریسک سیستماتیک،با بهره گرفتن از بررسی وابستگی تغییرات قیمت هر محصول به تغییرات قیمت های محل بازار اندازه‌گیری می‌شود و شامل موارد زیر می‌باشد:
۲-۲۵-۱-۱-سیاست ها و خط مشی‌های دولتی
دولت به عنوان یک ناظر و سیاست‌گذار کلان نقش پر‌رنگی در بازار سرمایه دارد و یکی از وظایف دولت،ارائه برنامه‌ای است که می‌تواند به بازار سرمایه رونق بخشد، اما به طور کلی تکثر مراکز قدرت و تصمیم‌گیری،ابهام نقش و رابطه این مراکز با یکدیگر،تداخل قوای سه گانه کشور، شفاف نبودن قوانین و وجود برداشت‌های متفاوت و متناقض از آنها،وجود قوانین نامناسب و دست و پا‌گیر،نقض آزادیها اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی دولت موجب افزایش ریسک سیستماتیک و لذا کاهش شدید سرمایه‌گذاری می‌گردد. اقدامات و میزان دخالت دولت در اقتصاد،صنعت و بازرگانی نیز بر سرمایه‌گذاری در محصولات مالی تأثیر گذار است، به این معنی که هرچه میزان دخالت دولت دراقتصاد بیشتر باشد(کاهش مشارکت بخش خصوصی)،ریسک سیستماتیک افزایش و میزان سرمایه گذاری در محصولات مالی کاهش می‌یابد. برای مثال اگر دولت برای جبران کسری بودجه خود اقدام به انتشار اوراق قرضه نماید،مقدار اوراق قرضه عرضه شده درقیمت ونرخ بهره ای ازاین اوراق افزایش می‌یابد که این خود منجربه کاهش قیمت اوراق وافزایش نرخ بهره می‌گردد.
پایان نامه
۲-۲۵-۱-۲-عوامل فرهنگی واجتماعی
در کشورهای توسعه یافته از بازار سرمایه به عنوان بازاری که موجب جلب مشارکت تمام افراد جامعه وی شود نام می‌برند.اما در کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه به دلیل عدم فرهنگ‌سازی مناسب،در‌صد بسیار کمی در این بازار سهیم هستند، در حالی که اگر بتوان بستر مناسبی فراهم نمود و با ایجاد جاذبه‌های واقعی، پس اندازهای مردم را به این سو هدایت کرد، این مساله موجب بالا رفتن در آمد ملی،کاهش تورم، تخصیص نقدینگی موجود در بازار مولد و افزایش سرمایه گذاری و رفاه نسبی در جامعه می‌شود.
۲-۲۵-۱-۳-وضعیت صنعت
صنایع مختلف و شرکت‌های آن تحت تأثیر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی می‌تواند دچار رونق و رکود شود. برای مثال در صورت بهبود قیمت جهانی نفت، صنایع وابسته به فرآوردههای نفتی، تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آن دچار رونق می‌شود یا در صورت بروز خشکسالی، صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آن دچار رکود خواهد شد. از طرف دیگر هر چه میزان تأکید یر صنایع واسطه‌ای و مصرفی بیشتر باشد و وابستگی این صنایع به خارج بیشتر باشد، ریسک سیستماتیک افزایش می‌یابد که این خود منجر به کاهش سرمایه‌گذاری در این صنایع می‌شود.
۲-۲۵-۱-۴-شرایط اقتصادی و دوران‌های تجاری و مالی
کاهش نرخ بهره به تنهایی می‌تواند یک عامل موثر برای افزایش بازده سرمایه‌گذاری ها باشد با کاهش نرخ بهره،هزینه‌های سرمایه‌گذاری نیز کاهش می‌یابد و این امر باعث افزایش بازده سرمایه‌گذاری می‌شود.اما مسئله زمانی حالت ایده‌ال دارد که نرخ بهره با توجه به مکانیسم های عرضه و تقاضا تعیین گردد، چرا که این نوع کاهش نرخ بهره اگر همراه با ابزارهای مناسب برای کنترل آثار آن نباشد، اگر چه می‌تواندباعث افزایش نرخ سرمایه‌گذاری شود،ولی به احتمال زیاد این سرمایه‌گذارهای در بخش های غیر مولد و بعضاً مخرب برای اقتصاد خواهد بود.نکته دیگر اینکه اگر این کار بدون پیش‌بینی‌های لازم انجام شود،به توجه به نرخ تورم موجود در کشور می‌تواند باعث نوعی زیان غیر آشکار(ریسک)برای سپرده‌گذارن شود،از طرف دیگر افزایش نرخ بهره،موجب افزایش ریسک نوسان نرخ بهره می‌شود،زیرا با افزایش نرخ بهره،قیمت اوراق قرضه با بهره ثابت کاهش می‌یابد و در صورتی که دارنده این اوراق آن را قبل از سر رسید بفروشد،متحمل زیان خواهد شد. افزایش در نرخ تورم مورد انتظار نیز بر سرمایه‌گذاری در محصولات مالی تأثیر گذار است بدین صورت که با افزایش نرخ تورم مورد انتظار،نرخ بازده مورد انتظار دارایی‌های فیزیکی در مقایسه با دارایی‌های مالی(محصولات مالی)بیشتر افزایش یافته و دارایی‌های فیزیکی جایگزین دارایی‌های مالی در سبد دارایی‌ها می شود.
در یک اقتصاد در حال رشد(چرخه توسعه تجاری)که میزان ثروت و درآمد افراد در حال افزایش است. میزان تقاضا برای سرمایه‌گذاری در محصولات مالی افزایش می‌یابد که این خود منجر به افزایش قیمت و بازده سرمایه‌گذاری در این محصولات می‌شود. رکود اقتصادی و کاهش اشتغال نیز موجب افزایش ریسک سیستماتیک و کاهش میزان سرمایه‌گذاری می‌شود.
۲-۲۵-۲-عوامل خرد
این عوامل موجبات تغییر در ریسکی خواهند شد که مربوط به وضعیت عمومی بازار نبوده و مختص وضعیت هر شرکت است(ریسک غیر سیستماتیک)که به طور خلاصه عبارتند از:
۲-۲۵-۲-۱-میزان تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت
میزان تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت نیز بر ریسک سرمایه‌گذاری در آن تأثیر می‌گذارد،به این معنی که هرچه میزان تقاضای کالای تولیدی شرکت پایین‌تر و کشش قیمتی برای کالای تولیدی بیشتر باشد،ریسک سرمایه‌گذاری در آن شرکت نیز افزایش می‌یابد.
۲-۲۵-۲-۲-سیاستها و خط مشی‌های مدیریت
مدیریت شرکت می‌تواند با به کار‌گیری استراتژی‌های گوناگون در رابطه با سرمایه در گردش،میزان نقدینگی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد.این استراتژی‌ها را میزان ریسک و بازده آنها مشخص می‌کند. استراتژی های سرمایه در گردش به دو دسته استراتژی محافظه کارانه و استراتژی های جسورانه تقسیم می‌شوند:
استراتژی محافظه کارانه
استراتژی محافظه کارانه آن است که شرکت با نگهداری پول نقد و اراق بها دار قابل فروش می‌کوشد قدرت نقدینگی خود را حفظ کند.ریسک این استراتژی بسیار اندک است،زیرداشتن قدرت نقدینگی نسبتا زیاد به شرکت این امکان را می‌دهد که موجودی کارا را به مقدار کافی تهیه و اقدام به فروش نسیه کند.از این رو ریسک از دست دادن مشتری بسیار اندک است،ازطرف دیگر،نقدینگی نسبتا زیاد به آنها این امکان را می‌دهد که بدهی‌ها سر رسیده شده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگی مواجه نشوند.از طرف دیگر مدیر محافظ کار می‌کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت،میزان وام‌های کوتاه مدت را به حد‌اقل برساند که این امر احتمال ریسک ورشکستگی(ناتوانی در باز پرداخت به موقع وام ها یا تمدید آنها)را به شدت کاهش خواهد داد.
استراتژی جسورانه
مدیری که از استراتژی جسورانه استفاده می‌کند،همواره می‌کوشد تا وجوه نقد اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل ممکن برساند.اگر مدیر جسورانه عمل کند،در‌صدد بر می‌آید تا وجوهی را که در موجودی کالا سرمایه‌گذاری می‌شود به حداقل برساند،در این وضعیت شرکت باید ریسک عدم پرداخت به موقع بدهی‌های سر‌رسید شده را بپذیرد.چنین شرکتی شاید نتواند پاسخگوی سفارش‌های مشتریان باشد و از این لحاظ هم متحمل ضرر خواهد شد(چون نمی تواند فروش کند).از طرف دیگر مدیر جسور ‌وشد تا سطح وام های کوتاه مدت را به حداکثر برساند و دارایی‌های جاری خود را از محل این وام ها تأمین کند که در این وضعیت خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آنها راپرداخت کند(ریسک ورشکستگی)افزایش خواهد یافت،ضمن اینکه وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه است،گرفتن وام های کوتاه مدت به آسانی میسر نمی شود و هزینه ی آنها بالا خواهد رفت.
۲-۲۵-۲-۳-وضعیت مالی و حساب های شرکت
ساختار مالی شرکت که ترکیب بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام آن را تعیین می‌کند آثار هزینه‌ای و ریسکی بر عملکرد شرکت دارد.ساختار مختلف تأمین مالی و اثر آن بر شرکت‌های مختلف در شرایط متفاوت اقتصادی تفاوت خواهد داشت.برای مثال اگر در ساختار سرمایه شرکت اوراق قرضه وجود داشته باشد،احتمال دارد که شرکت دچار نوعی بحران مالی‌شود.شرکت موقعی دچار بحران مالی‌می شود که اصل و فرع بدهی‌های خود را در موعد مقرر بپردازد(به طور کلی نتواند،طبق مفاد قرارداد عمل کند.)به عبارت دیگر،اگر شرکتی اوراق قرضه منتشر کند،متعهد شده است که از محل سود‌های نا‌معلوم آینده،هزینه بهره ثابتی را بپردازد.این اقدام باعث افزایش درجه‌ی ریسک و بازدهی سهامداران شرکت خواهد شد.نرخ بازده سرمایه گذاری شرکت باید بیش از نرخ بهره اوراق قرضه باشد تا مقدار سود هر سهم شرکت کاهش نیابد.
قابلیت نقدشوندگی یک محصول مالی نیز بر ریسک سرمایه‌گذاری در آن محصول تأثیر‌گذار است.قابلیت نقدشوندگی یک محصول مالی به معنای امکان فروش سریع آن است هر چه بتوان یک محصول مالی را سریع‌تر و با هزینه کمتری به فروش رساند قابلیت نقدینگی آن بیشتر و ریسک سرمایه‌گذاری در آن کاهش می یابد.
ثبات نسبی سود آوری یک محصول مالی در سرمایه‌گذاری در آن موثر است، بدین صورت که هر چه میزان انحراف سود آوری سال‌های گذشته و یا سود‌های احتمالی دوره‌های آتی نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد،ریسک سرمایه‌گذاری در آن محصول بالاتر و در مقابل ارزش آن کمتر خواهد بود.
۲-۲۵-۲-۳-میزان وابستگی تولید شرکت به عوامل حیاتی و به خارج،وضعیت عمومی و جهانی منابع
منابع مختلف و شرکت‌های آن تحت تأثیر شرایط سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی می تواند دچار رونق و رکود گردد.برای مثال در صورت بهبود قیمت جهانی نفت،صنایع وابسته به فرآورده‌های نفتی،تحت‌تأثیر قرار گرفته و سهم آن دارای رونق می‌گردد یا در صورت بروز خشکسالی،صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آنها دچار رکود خواهد شد.بنابراین هر چه میزان وابستگی تولید یک شرکت به خارج و عوامل حیاتی بیشتر باشد و وضعیت عمومی و جهانی منابع تولیدی مورد نیاز شرکت نا‌مساعدتر باشد،ریسک سرمایه‌گذاری در آن شرکت افزایش می‌یابد.
۲-۲۵-۳-عوامل غیر اقتصادی
این عوامل بر فرایند تصمیم‌گیری پیرامون سرمایه‌گذاری در محصولات مالی تأثیر می‌گذارد و شامل تمایل به ریسک،ادراک ریسک،نرخ بازده مورد انتظار،تجربه و دانش سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران،بازده تاریخی و اطلاعات عملکرد گذشته می باشد.
۲-۲۵-۴-مطالعات تجربی تأثیر عوامل غیر اقتصادی بر ریسک و بازده سرمایه‌گذاری در محصولات مالی
در این قسمت به منظور بررسی تأثیر این عوامل در سرمایه‌گذاری در محصولات مالی به طور خلاصه به نتایج پژوهش انجام شده در مورد این عوامل اشاره می‌گردد.اما قبل از آن،لازم است توضیح مختصری درباره هر یک از عوامل ارائه شود.
۲-۲۵-۴-۱-تمایل به ریسک[۵۲]

نظر دهید »
بررسی روایات کیکاووس در متون اساطیری، حماسی، تاریخی ایران و مقایسه‌ی آن با ...
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مورّخان درباره‌ی «گائو یانگ» امپراتور ظالم چین در قرن ششم میلادی نوشته‌اند که زندانیان محکوم به مرگ را مجبور کرد تا با بال‌هایی که از چوب بامبو و کاغذ ساخته شده بود پرواز کنند و از این میان تنها پرواز شاهزاده‌ی زندانی یوان‌هوانگ‌تو موفّقیّت‌آمیز بود که توانست حدود ۲۵۰۰ متر در آسمان پرواز کرده و به سلامت فرود بیاید. (نیدهام، ۱۹۹۴ : ج۴ ، ۲۸۵)
آباریس
آباریس فرزند سئوتس، حکیم افسانه‌اى، شفادهنده و روحانى آپولو در یونان باستان بود. درباره‌ى او گفته‌اند که قدرت پیش‌گویى نیز داشته است و لباس سکایى پوشیده. بنا بر روایت هرودوت او بر فراز سرتاسر جهان سوار بر تیرى پرواز کرد. (بیله، :۱۷۳۵ ۱۲)
اَتنه
بنا بر گل‌نبشته‌هاى نام‌نامه‌ى شاهان سومرى، اتنه سیزدهمین فرمان‌روا از سلسله‌ى نخستین کیش پس از طوفان بوده است و طبق این متون وى نخستین کسى‌ست که به آسمان بر شده است. این افسانه با نشست خدایان و رایزنى آنان درباره‌ى سرنوشت و نحوه‌ى راهبرى مردم آغاز مى‌شود و سرانجام آن فرو فرستادن پادشاهى از آسمان بر زمین و استقرار آن در شهر کیش است.
پس از گذر از این مقدمه، مار و عقابى در برابر خداى داورى، خداوند شمش پیمان دوستى مى‌بندند و سوگند مى‌خورند که سخت بدین پیمان وفادار باشند و انواع نفرین‌ها و پادافره‌ها را از بهر شکننده‌ى این پیمان خواستار مى‌شوند.
پس از روزگارى خوش که با یکدیگر سپرى مى‌کنند؛ هر دو داراى فرزندى مى‌شوند و هنگامى که جوجه عقاب کمى بزرگ مى‌شود، اندیشه‌اى اهریمنى به ذهن عقاب راه مى‌یابد و به فرزندش مى‌گوید: «من فرزند مار را خواهم خورد، به آسمان بر خواهم شد، جایگاهى که شاید در آن جاى کنم، پس از آن بر شاخسار فرود خواهم آمد و میوه خواهم خورد».
جوجه عقاب پدر را از این کار ناشایست بازمى‌دارد و او را از پادافره خداى شمش مى‌ترساند. امّا عقاب گوش نداده و این کار اهریمن را انجام مى‌دهد.
مار اشک‌ریزان از خداى شمش پادافره عقاب را مى‌خواهد و خداى شمش مار را راهنمایى مى‌کند که چگونه بال‌ها و شهپرها و چنگال‌هاى عقاب را بدرد و او را به گودالى بیاندازد تا از گرسنگى و تشنگى بمیرد و مار همان کار را مى‌کند. عقاب دست زارى به سوى شمش برمى‌دارد و بخشایش او را خواستار مى‌شود. پس از تضرّع بسیار، خداى شمش به او رحم مى‌کند و مى‌گوید: «آگاه باش مردى را سوى تو خواهم فرستاد و او دست تو را خواهد گرفت».
از طرف دیگر، اتنه که ظاهراً صاحب فرزند نمى‌شود از شمش مى‌خواهد که به او گیاه زادن ببخشد و شمش او را به بالاى سر عقاب مى‌فرستد. اتنه عقاب را درمان مى‌کند و پس از گذشت هشت ماه عقاب بهبودى خود را باز مى‌یابد و پس از آن عقاب اتنه را براى یافتن گیاه زادن به آسمان مى‌برد و آن‌قدر بالا مى‌روند که دریا در نظر اتنه چون سبد نانى و زمین چون مزرعه‌اى شیار خورده مى‌شود و پیش از رسیدن به بارگاه خدایان سقوط مى‌کنند و با وجود ناقص بودن متن به نظر مى‌رسد که دست کم اتنه زنده مى‌ماند و به آرزوى خود مى‌رسد، زیرا بر اساس نام‌نامه‌ى پادشاهان سومرى پس از وى پسرش به نام بلیخ به پادشاهى مى‌رسد. (ارفعى؛ :۱۳۶۹ ۶-۱۹۱)
نتیجه گیری
جز در مورد کاووس در تمام مواردی که ذکر شد به آسمان رفتن یا به منظور دریافت پیام از جانب اورمزد و امشاسپندان بوده است (در مورد جمشید و زرتشت) یا به منظور تقویت ایمان شخصی در اثر دیدار از جهان مینوی (در مورد گشتاسب) و یا به منظور انتقال مشاهدات بیننده برای مردمان دیگر و در نتیجه تقویت ایمان شنوندگان و خوانندگان گزارش آن معراج است. (در مورد کرتیر و ارداویراف) معراج گشتاسب و ارداویراف به دنبال مصرف مواد خلسه‌آور و در حالت خلصه و به گونه‌ای شهودی صورت گرفته، حال آن‌که معراج زرتشت و جمشید جسمانی است. ( البتّه نباید فراموش کرد که این دو خود آیفت کوبیدن ماده‌ی خلسه‌آور و البتّه مقدّس به پدرانشان هستند.) در مورد کیفیت معراج کرتیر هم سخنی به میان نیامده. امّا به یک معراج شهودی بیشتر نزدیک است تا جسمانی) سابقه‌ی استفاده از مواد سکرآور برای کشف و شهود عوالم بالا به پیش از دین زرتشت برمی‌گردد (ادیان شمنی) و پس از آن نیز ادامه دارد (اسماعیلیه و حشاشین).
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. ۳ بررسی تطبیقی موارد مشابه عشق نامادری به ناپسری در اساطیر و ادبیات ملل

 

داستان‌های «سیاوش و سودابه»، «یوسف و زلیخا» و «هیپولیت و فدرا» در میان ملل جهان شهرت ویژه‌ای دارند. طرح اصلی اغلب این داستان‌ها چنین است که همسر پادشاه یا بزرگی، عاشق ناپسری یا پسرخوانده‌ی خود شده و عشق و تمایلات خویش را بدو ابراز می کند امّا پسر به سبب پاکدامنی و وفاداری به پدر یا پدرخوانده‌ی خویش به خواهش‌های نامادری هوس‌باز پاسخ نمی‌دهد. زن نیز با توطئه‌چینی و نیرنگ در پی انتقام برمی‌آید و پدر را می‌فریبد تا مجازات و آزارهای سختی را بر پسر خود روا دارد. درمقاله‌ی حاضر نخست موارد گوناگون عشق میان نامادری و ناپسری در روایات اساطیری، ادبی و تاریخی ملل مختلف به کوتاهی نقل و سپس به مقایسه‌ی آن‌ها با یکدیگر پرداخته شده است و پرداختن به دلیل یا دلایل اساسی طرح گسترده‌ی این‌چنین داستان‌هایی در میان ملل مختلف، از مباحث دیگر این پژوهش است.
هرچند در بیش‌تر داستان‌های مشهور به عشق نامادری و ناپسری، این نامادری‌ست که عشق خود را به ناپسری ابراز می‌دارد و ناپسری از پاسخ گفتن به تمایلات نفسانی وی و خیانت به پدر سرباز زده و به دنبال انتقام‌جویی نامادری، متحمل تهمت‌ها و مجازات‌هایی که سزاوار آن نیست می‌گردد. امّا مواردی هم وجود دارد که در آن‌ها پسر با نامادری هم‌داستان می‌شود و یا عشق از طرف پسر به نامادری ابراز می‌گردد و در بیش‌تر موارد با پاسخ مثبت از سوی نامادری روبه‌رو می‌شود. در این جا ابتدا روایت‌ها به دودسته‌ی نامادری عاشق و ناپسری عاشق تقسیم شده است. دسته‌ی نخست به دلیل فراوانی، روایت‌ها از لحاظ جغرافیایی به زیرشاخه‌های ۱٫ ایرانی، ۲٫ هندی، ۳٫ هلنی، ۴٫ لاتینی ۵٫ شمال اروپا و سلتیک، ۶٫ اسلاوی ۷٫ بین‌النهرینی- مصری ۸٫٫ چینی، تقسیم شده‌اند. هم‌چنین روایت‌های دسته‌ی دوم (ناپسری عاشق) به دو زیر شاخه‌ی نامادری هم‌داستان و نامادری پاک‌دامن تقسیم‌بندی و آن‌گاه در یک بخش مستقل عناصر مشترک موجود در آن‌ها استخراج و با یکدیگر مقایسه شده‌اند. در ادامه به احتمال اقتباس برخی از این روایت‌ها از یکدیگر و انگیزه‌ی نهفته در این طرح داستانی و نظریه‌هایی که درباره‌ی این داستان‌ها ارائه گردیده، پرداخته شده است.

 

    1. ۳٫ ۱ نامادری عاشق و ناپسری درست‌کار

 

    1. ۳٫ ۱٫ ۱ روایت‌های ایرانی

 

سیاوش و سودابه
بنا بر گزارش شاهنامه کیکاووس از همسر خود – که نامش در شاهنامه نیامده - صاحب فرزندی به نام سیاوش می‌شود. رستم تربیت کودک را به عهده می‌گیرد و پس از آن که از تربیت کافی برخوردار شد و به سن جوانی رسید، او را به دربار باز می‌گرداند. سودابه (دختر شاه ‌هاماوران که در نبرد‌ هاماوران به همسری کیکاووس در آمده است) با دیدن سیاوش دل‌باخته‌ی او می‌شود و از او می‌خواهد که روزی قدم در شبستان شاه بگذارد. سیاوش که به مهر ناروای او پی برده بود از این کار سر باز می‌زند امّا سرانجام به توصیه‌ی پدر به شبستان می‌رود و پس از دیدار با خواهران خود نزد پدر بازمی‌گردد. شب‌هنگام سودابه از کیکاووس می‌خواهد که از دختران سراپرده‌ی شاهی، همسری برای سیاوش اختیار شود. کاووس که از ستاره‌شناسان شنیده بود که از فرزندان سیاوش یکی به شاهی خواهد رسید با این درخواست موافقت می‌کند و از سیاوش می‌خواهد که از دختران شبستان همسری برگزیند. امتناع سیاوش از این کار بی‌نتیجه می‌ماند و او ناچار به حرم‌سرا می‌رود و پس از آن که دختران یکی یکی از پیش او می‌گذرند و حرم‌سرا خلوت می‌شود سودابه پرده از چهره برمی‌گیرد و عشق خود را به سیاوش آشکار می کند. سیاوش سرشار از شرم و وفاداری به پدر محترمانه از هوس‌های وی سر باز می‌زند امّا از ترس انتقام سودابه بدو وعده می‌دهد که با یکی از دخترانش ازدواج کند. بار دیگر سودابه سیاوش را احضار کرده و این بار علنی‌تر و با وعده‌های شیرین او را به خود می‌خواند و تهدید می‌کند که در صورت سرپیچی روزگارش را تباه خواهد کرد. سیاوش با خشم آن‌جا را ترک می‌کند. سودابه نیز جامه‌هایش را چاک کرده و با فغان و ناله سیاوش را به دست‌درازی به خود متهم می‌سازد.
شاه، سیاوش را فرامی‌خواند و از حقیقت امر آگاه می‌شود امّا به سبب دل‌بستگی به سودابه و داشتن فرزندان خردسال از او، از کشتن سودابه صرف‌نظر می‌کند و از سیاوش می‌خواهد که این اتّفاق فاش نشود. از سوی دیگر وقتی سودابه می‌فهمد که دل شهریار بر او سرد گشته است؛ با همکاری زنی نیرنگ‌ساز وانمود می‌کند که به سبب رفتار سیاوش دو فرزند دوقلوی او سقط شده‌اند. کاووس از ستاره‌شمران یاری می‌خواهد و ایشان می‌گویند که این دو بچّه از پدر و مادر دیگری هستند. شاه با موبدان خلوت می‌کند و ایشان چاره را آزمایش آتش اعلام می‌کنند. سیاوش با جان و دل این آزمایش را پذیرا می‌شود و با اسب به آتش می‌زند و بی‌هیچ آسیبی از آن بیرون می‌آید. پس از چند روز کاووس سودابه را برای مکافات پیش می‌خواند و سودابه سالم بیرون آمدن سیاوش از آتش را جادوی زال می‌داند. کاووس فرمان به کشتن سودابه می‌دهد امّا سیاوش پادرمیانی می‌کند و شاه او را می‌بخشد.
از طرف دیگر افراسیاب به ایران می‌تازد و سیاوش برای رهایی از نیرنگ‌های سودابه همراه با رستم به نبرد با افراسیاب می‌شتابد. این نبرد به پیروزی ایرانیان می‌ انجامد. افراسیاب به سیاوش پیشنهاد صلح می‌دهد و سیاوش می‌پذیرد. رستم نزد کاووس رفته و ماجرای صلح با توران را بدو بازگو می‌کند. امّا کاووس برمی‌آشوبد و رستم و سیاوش را سرزنش می‌کند. سیاوش که دیگر تمایلی به بازگشت به ایران ندارد؛ به توران می‌رود و مورد لطف پیران ویسه و افراسیاب قرار می‌گیرد. این دو، دختران خود جریره و فرنگیس را به همسری سیاوش در می‌آورند امّا سرانجام برتری جسمانی سیاوش و مهربانی افراسیاب با او موجب برانگیختن رشک گرسیوز برادر افراسیاب و تهمت بستن او به سیاوش می‌گردد تا جایی که افراسیاب نسبت به وی دل بدگمان گشته، دستور قتل او را می‌دهد. از آن‌سو هنگامی که رستم از کشته شدن سیاوش باخبرمی‌گردد؛ به شبستان کاووس وارد شده و سودابه را سر می‌برد و سپس به توران حمله می‌کند. (شاهنامه، ج ۳ ،۱۳۸۷: ۱-۱۹۶)
شاهزاده و کنیزک
بنا بر کتاب سندبادنامه، پادشاهی صاحب پسری می‌شود. طالع‌بینان وی را پسری فرخنده‌فال می‌یابند امّا پیش‌بینی می‌کنند که در ایّام جوانی خطری او را تهدید خواهد کرد که به یمن رای و تدبیر مرتفع خواهد گشت. شاه پس از مدّتی تربیت شاهزاده را به حکیمی خردمند به نام سندباد می‌سپارد. سندباد روزی در طالع او می‌بیند که هفت روز آینده برای شاهزاده سرشار از نحوست خواهد بود پس به او توصیه می‌کند که در این یک هفته مهر سکوت بر لب بگذارد. فردای آن روز وقتی شاه و درباریان سکوت او را می‌بینند تصمیم می‌گیرند که او را به حرم بفرستند مگر زبانش گشاده شود. در حرم پادشاه کنیزکی‌ست که شاهزاده را دایگی کرده بود و دل در گرو مهر او داشت. کنیزک از پادشاه می‌خواهد که شاهزاده را برای درمان به او بسپارند. کنیزک شاهزاده را به حجره‌ی خود می‌برد و به او اظهار عشق می‌کند و وعده می‌دهد که شاه را با زهر خواهد کشت تا او پادشاه شود. شاهزاده خشمگین از حجره‌ی او بیرون می‌آید و کنیزک از ترس این‌که روزی شاهزاده به سخن گفتن در آید و آن‌چه را که رفته است بازگو کند، جامه‌ی خود را چاک می‌زند و روی خود را می‌خراشد و نزد پادشاه می‌رود و از آزاری که شاهزاده می‌خواسته به او برساند دادخواهی می‌کند. پادشاه بی‌درنگ فرمان قتل فرزند را صادر می‌کند امّا هفت وزیر خردمندش او را از تعجیل برحذر می‌دارند و از او می‌خواهند که در این کار تفحّصی بیش‌تر بشود. پادشاه می‌پذیرد و در هفت روز، هر روز یکی از وزیران نزد شاه رفته و حکایتی پیرامون مکر زنان بازگو می‌کند و سپس کنیزک داخل شده و حکایتی در اثبات حقّانیت خود نقل می‌کند. پس از سپری شدن آن هفت روز شاهزاده زبان باز کرده و حقیقت را بازگو می‌کند و شک و شبهه را از دل شاه می‌زداید و شاه سخنش را پذیرفته و او را عزیز می‌دارد. (سندبادنامه، ۱۹۴۸: ۴۷-۲۷۱)
داستان سندبادنامه با عنوان «هفت حکیم» وارد ادبیات روم نیز گردیده و مورد اقبال فراوان واقع شده است. (رایت، ۱۸۴۶: ۸۴) هم‌چنین در ادب فارسی اثری با عنوان بختیارنامه یا ده وزیر موجود است که بن‌مایه و روند داستانی آن مطابق با طرح داستان سندبادنامه است با این تفاوت که به جای هفت وزیر، ده وزیر طی ده روز با شاه گفت‌وگو می‌کنند. از بختیارنامه چندین نگارش به نظم و نثر فارسی در دست است که مشهورترین آن‌ها با عنوان راحه الارواح از دقایقی مروزی سخن‌ور قرن ششم هجری می‌باشد. (صفا، ۱۳۴۵: هجده)
امجد، اسعد، حیات النفس و بدور
در داستان‌های هزارویک شب، امجد و اسعد دو برادر ناتنی هستند که از ازدواج پادشاهی به نام قمرالزمان با دو همسرش به نام‌های به دور و حیات‌النفس به دنیا آمده‌اند. این دو برادر در رفاه و آسایش بزرگ می‌شوند و همیشه یار و یاور هم هستند. اما زیبایی ایشان باعث می‌شود که هر یک از دو زن، عاشق پسر دیگری بشوند و در پی فریفتنشان برآیند. وقتی مردان جوان تمایلات نامادری‌هایشان را رد می‌کنند؛ نامادری‌ها با برگرداندن انگشت اتهام به سمت پسران جوان در برابر قمرالزمان چنین وانمود می‌کنند که پسران قصد آزار رساندن و فریفتن آن‌ها را داشته‌اند. قمرالزمان حرف آن دو را باور می‌کند و دستور به اعدام هر دو پسر خود می‌دهد. پسران برای اعدام، جداگانه به دست جلادان سپرده می‌شوند امّا جلاّدان آن‌ها را رها می‌کنند. از سوی دیگر قمرالزمان حقیقت را درمی‌یابد امّا گمان می‌کند که پسرانش دیگر مرده‌اند. به دنبال ماجراهایی پرتب ‌و تاب و از سر گذراندن خطرات مرگبار سرانجام دو برادر همدیگر را پیدا می‌کنند و با دخترانی که جان آن‌ها را از مرگ نجات داده‌اند (مرجانه و بوستان) ازدواج می‌کنند. قمرالزمان نیز پسران را پیدا کرده و پادشاهی را میان آن دو تقسیم می‌کند. (مارزولف، ۸۷ :۲۰۰۷)

 

    1. ۳٫ ۱٫ ۲ روایت‌های هند

 

ارجن و اوربشی
بنا بر مهابهاراتا، ارجن با اوربشی رقاصه‌ی آسمانی ملاقات می‌کند. اوربشی مادر آیوس از نیاکان دور ارجن است. لذا ارجن به او به دیده‌ی مادر می‌نگریست. هنگامی که اوربشی به ارجن تمایل نشان می‌دهد؛ ارجن این پیوند خانوادگی را به او گوش‌زد می‌کند؛ اوربشی با خاطری آزرده او را نفرین می‌کند که مردانگی خود را از دست بدهد. سپس بنا به دستور ایندرا نفرینش را از تمام عمر به یک سال کاهش می‌دهد.
این نفرین برای ارجن به کار می‌آید؛ چنان‌که یک سالی که با برادرانش و همسرشان پنهانی در ائوپادی در میان زنان زندگی می‌کردند؛ کسی او را نشناخت. (مهابهارات، ۱۳۵۸: ۲-۲۹۱)
سارانگادارا و چیترانگی
«سارانگادارا» پسر «نارِندرا» شاه حامی «نانّایا» است. بر اساس داستانی منقول از «آپّاکاوی»، نارندرا در سن پیری با دختری جوان (چیترانگی) ازدواج می‌کند و دختر جوان عاشق ناپسری خود سارانگادارا می‌شود. وقتی که سارانگادارا به تمایلات و اشتیاق چیترانگی پاسخ نمی‌دهد؛ او اتهامات نادرستی را نزد شاه به ناپسری خود وارد می‌آورد. شاه دستور می‌دهد که دست و پای پسرش قطع و تنش در بیابان انداخته شود. امّا سارانگادارا با کمک یک انسان کامل(Siddha) زنده می‌ماند و خودش هم تبدیل به یک انسان کامل و بی‌مرگ می‌شود. (پولاک، ۳۸۶ :۲۰۰۳)
پوران و لونا
بر اساس افسانه‌ی کائورانگی (Kaurāngi) به معنی چهار عضو، پوران پسر شاهی به نام سالیواهانا است. وی نخستین بار در دوازده سالگی به حضور سوگلی پدر، «لونا» می‌رسد. این زن که ساحره‌ای وحشتناک است می‌کوشد که او را بفریبد. امّا با بی‌اعتنایی پوران روبه‌رو می‌شود. لونا او را نزد شاه متهم می‌کند که سعی در اغوا کردن او داشته است. شاه دستور قتل پسرش را می‌دهد. پوران سوگند راستی می‌خورد و به پیشنهاد بزرگان او را در روغن جوشان می‌اندازند تا اگر نسوخت بی‌گناهی او ثابت شود. پوران پس از چهار ساعت بی‌آسیب از روغن جوشان بیرون می‌آید. با این وجود لونا به فردی مرتد دستور می‌دهد که دستان پوران را قطع کرده؛ چشمانش را از حدقه درآورده و او را در چاهی بیاندازد. پس از دوازده سال روزی جوکی بزرگ گوراخناث(Gorāxnāth) با مریدانش به آن چاه می‌رسند و پوران را پیدا کرده و بالا می‌کشند. گوراخناث چشمان و اعضای قطع شده‌ی پوران را بازمی‌گرداند. بیست‌وچهار سال بعد گوراخناث بازمی‌گردد و پوران را هنوز درون چاه و مشغول تمرین اصول ریاضت می‌یابد. به خواست پوران، گوراخناث او را به آیین «ناث» وارد می‌کند. پوران به سرزمینش باز می‌گردد و حضورش موجب گل دادن باغش می‌شود. او بینایی از دست رفته‌ی مادرش را باز می‌گرداند و پدر و نامادری‌اش را می‌بخشد و دانه‌های برنج به ایشان داده و بشارت می‌دهد که با خوردن آن لونا آبستن گشته و صاحب پسری خواهد شد. (هارتلند، ۱۰۶ : ۱۸۹۵ ؛ ویلسون، ۲۱ :۲۰۰۳)
کونالا و تیشیاراکشیتا
آشوکا شاه هند پس از مرگ همسرش با تیشیاراکشیتا (Tišārak šitā) زنی جوان و فاسد ازدواج می‌کند. آن زن عاشق «کونالا» پسر و جانشین آشوکا می‌شود. کونالا این عشق را رد می‌کند و موجب می‌شود که عشق نامادری به نفرت بدل شود. در اثر تشویق نامادری، کونالا برای حکومت سرزمین دور دست «ایالا» گسیل می‌شود و از سوی دیگر ملکه، از جانب آشوکا نامه‌ای به حاکم ایالا می‌نویسد که چشمان کونالا را از حدقه بیرون بیاورد. او این نامه را با نقش دندان‌های آشوکا در هنگام خواب مهر می‌کند زیرا آشوکا نامه‌هایش را با این کار تأیید می‌کرد. چون کونالا به مقصد می‌رسد؛ حکم پادشاه که کمی زود‌تر رسیده بود در مورد او اجرا می‌شود. کونالای نابینا به قصر آشوکا بازمی‌گردد. نگهبانان او را نمی‌شناسند امّا آشوکا از داخل قصر صدای آواز فرزند را می‌شناسد و او را فرا می‌خواند و در آغوش می‌کشد و می‌گرید و چون به حقیقت آگاه می‌شود؛ دستور سوزاندن همسرش را می‌دهد و تقاضای عفو کونالا بی‌نتیجه می‌ماند. (رامباکشی، ۱۲۷-۱۳۰ :۲۰۰۳)
بَسَنت و چیتراواتی
«چاندراسِن» و ملکه‌اش روپواتی (Rupvāti) دو پسر به نام‌های «روپ» و «بَسَنت» داشتند. روپواتی می‌میرد و شاه با شاهزاده‌ای به نام «چیتراواتی» ازدواج می‌کند. چیتراواتی بسنت را می‌بیند و به او تمایل نشان می‌دهد. چون بسنت خواهش نامادری را بی‌پاسخ می‌گذارد؛ نامادری با همراهی خدمتکارش به شاه می‌گوید که بسنت به او تعرّض نموده است. شاه دستور می‌دهد که پسر را به دار بیاویزند امّا با پادرمیانی وزیر حکم به تبعید کاهش می‌یابد. روپ و برادرش به مصر می‌روند به دنبال ماجراهایی روپ به پادشاهی مصر می‌رسد و بسنت با شاهزاده خانمی به نام چاندراپرابِها ازدواج می‌کند و به شکل یک یوگی به سرزمین پدری بازمی‌گردد و وارد باغ شاهی می‌شود و همه را پیر و چروکیده می‌بیند. کاخ‌نشینان که او را نمی‌شناسند از او می‌خواهند که برای حل مشکلات همان‌جا بماند. روزی شاه ‌اندوه بزرگش یعنی بی‌فرزندی را برایش بازگو می‌کند. او می‌گوید که باید حقیقت را از زبان ملکه بشنود. چیتراواتی حقیقت را بازگو می‌کند. شاه به دنبال روپ به مصر می‌رود. روپ او را می‌بخشد و پدر و پسران سرانجام با هم به خانه برمی‌گردند و هنگامی که پسران برای احترام پای نامادری را لمس می‌کنند نامادری می‌میرد و چاندراسن پادشاهی را به بسنت می‌دهد و خود کنج عزلت می‌گزیند. (هانسن،۱۷۷-۱۷۸ :۱۹۹۲)

نظر دهید »
نگارش پایان نامه درباره تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد شعب بانک های استان گیلان- فایل ...
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۹
روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۹
جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۹
حجم نمونه و روش نمونه‌گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………۶۰
روش و ابزار جمع‌ آوری داده‌ها………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۰
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها …………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۱
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۶۱
داده‌های اولیه مربوط به جامعه مورد مطالعه…………………………………………………………………………………………………………………۶۲
تجـزیه و تحلیل استنباطی داده‌های آماری (آزمون فرضیه‌های تحقیق)……………………………………………………………………………..۷۱
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۷۹
نتیجه‌گیری …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۹
پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۸۰
-پیشنهادات در راستای نتایج تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………..۸۰

- محدودیتهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………………۸۲
پیشنهادات برای محققین بعدی…………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۳
پایان نامه - مقاله - پروژه
منابع و مأخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۸۴
پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
فهرست جدولها
عنوان صفحه
۳-۱ پایایی پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۱

توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه فکری………………………………………………………………………….۶۳
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه ساختاری…………………………………………………………………………۶۴
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه انسانی…………………………………………………………………………۶۵
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه رابطه‌ای……………………………………………………………………….۶۶
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر وابسته عملکرد……………………………………………………………………………………۶۷
نتایج آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف……………………………………………………………………………………………………………………………۶۸
تحلیل عاملی مرتبه دوم برای مؤلفه‌های سرمایه فکری…………………………………………………………………………………………………………..۷۰
ضرایب همبستگی میان مؤلفه‌های سه‌گانه سرمایه فکری………………………………………………………………………………………………………..۷۲
تحلیل عاملی مرتبه دوم برای مؤلفه‌های عملکرد………………………………………………………………………………………………………………….۷۲
ضرایب همبستگی میان مؤلفه‌های چهارگانه عملکرد……………………………………………………………………………………………………..۷۳
آزمون فرضیه اصلی………………………………………………………………………………………………………………………………………………۷۳
آزمون فرضیه ۱……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۷۴
آزمون فرضیه ۲…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۵
آزمون فرضیه ۳…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۶
فهرست نمودارها
عنوان صفحه

توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه فکری………………………………………………………………………….۶۴
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه ساختاری……………………………………………………………………..۶۵
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه انسانی…………………………………………………………………………۶۶
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر مستقل سرمایه رابطه‌ای……………………………………………………………………….۶۷
توزیع فراوانی و درصد پاسخهای نمونه آماری به متغیر وابسته عملکرد……………………………………………………………………………………..۶۸
چـکیده
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد شعب بانکهای استان گیلان انجام پذیرفته است. روش انجام پژوهش توصیفی از نوع توصیفی ـ همبستگی بوده که در این راستا فرضیه‌هایی به صورت زیر تدوین گردید؛
فرضیه اصلی:
بین سرمایه فکری و عملکرد شعب بانکهای استان گیلان رابطه معنی‌داری وجود دارد.
فرضیه‌های فرعی:

 

  1. بین سرمایه ساختاری و عملکرد شعب بانکهای استان گیلان رابطه معنی‌داری وجود دارد.
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 22
  • 23
  • 24
  • ...
  • 25
  • ...
  • 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 29
  • ...
  • 30
  • 31
  • 32
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • نکته های ضروری و اساسی درباره آرایش
  • ماهیت و شرایط ایفای تعهد در حقوق ایران و مصر
  • تعریف و فلسفه مجازات­های تکمیلی
  • مدلسازی دینامیکی و شبیه سازی ژنراتورسنکرون ۵ کیلو وات- فایل ۲
  • نقد و بررسی سیاست تقنینی کیفری ایران در مبارزه با قاچاق کالا
  • ارزیابی امکان استفاده از نشانگر مولکولی ISSR در بررسی تنوع ژنتیکی عدس
  • نگارش پایان نامه با موضوع آثار تسلیم و تسلم در مبیع کلی- فایل ۱۸
  • رابطه بین الگو های کسب وکار با عملکرد شرکتهای فعال در شهرکهای صنعتی
  • فایل پایان نامه حقوق گات و سازمان تجارت جهانی
  • بررسی شیوه های درمان اعتیاد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان