مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
سیاست دولت عربستان سعودی در قبال بیداری اسلامی- قسمت ۷
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۷/۲۶ میلیون دلار اختصاص بودجه سالیانه به پروژه‌های صندوق ملی خیریه(اسدی،۱۳۹۱: ۴۴۰)

اگرچه عربستان توانسته هزینه‌های این اصلاحات گسترده‌ی اقتصادی را از طریق سرمایه‌ی انباشته‌شده ناشی از افزایش قیمت نفت در سال ۲۰۰۴ تأمین کند، امّا با توجه به جمعیت عربستان و نرخ زادوولد و دیگر مشکلات اقتصادی در بلندمدت با کسری بودجه مواجه خواهد شد . پس از تردیدهایی که در مورد میزان واقعی ذخایر نفتی عربستان منتشر شد و هنوز هم در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اخیراً بانک سرمایه‌گذاری “سیتی گروپ” گزارشی در مورد آینده نفتی عربستان سعودی به‌عنوان بزرگ‌ترین دارنده ذخایر نفتی جهان منتشر کرده و در آن پیش‌بینی کرده که این کشور تا سال ۲۰۳۰ به یک واردکننده نفت خام تبدیل خواهد شد. در سناریوهای طراحی ‌شده توسط این بانک، عامل اصلی این امر “رشد تقاضای داخلی این کشور حدود ۶/۷ درصد در هرسال” و “عدم مدیریت بهینه تقاضا” عنوان‌شده است. در سال ۲۰۱۰ نیز ادعاهای مشابهی از سوی “چاتم هاوس” انگلیس و بانک سرمایه‌گذاری “جدوا” مطرح شد و آن‌ ها نیز هشدار دادند درصورتی‌که مدیریت تقاضا در این کشور کارآمدتر نشود، امپراتوری نفتی عربستان در آینده‌ای نه‌چندان دور فرو خواهد پاشید. چاتم هاوس دسامبر گذشته اعلام کرد که عربستان تا سال ۲۰۳۸ به واردکننده خالص نفت تبدیل خواهد شد و بانک سرمایه‌گذاری جدوا هم‌ظرفیت صادرات نفت خام عربستان سعودی را تا سال ۲۰۳۰ معادل ۹/۴ میلیون بشکه در روز برآورد کرده بود. (پاشنگ، ۱۳۹۱)
عکس مرتبط با اقتصاد
دولت عربستان در کنار این بسته‌های اقتصادی مجموعه‌ی دیگری از اقدامات همزمان را برای کنترل اوضاع و جلوگیری از گسترش آن انجام داد.به‌طوری‌که در تاریخ ۴ فوریه‌ی ۲۰۱۱ شیخ عبدالعزیز آل شیخ مفتی اعظم و بزرگ‌ترین مقام مذهبی کشور عربستان ضمن محکوم کردن تظاهرات در کشورهای عربی آن را اقدامی مخرب و هرج‌ومرج طلبی عنوان کرد که از سوی دشمنان اسلام برنامه رزی و اجرا می‌شود. از طرف دیگر در تاریخ ۶ مارس ۲۰۱۱ که در این روز از سوی مخالفین دولت عربستان به‌عنوان روز خشم نام‌گذاری شده بود شورای کبار العلما که به‌عنوان مهم‌ترین واصلی‌ترین نهاد مذهبی تأثیرگذار در این کشور است بیانیه‌ای را در خصوص ممنوعیت شرعی تظاهرات در عربستان صادر کردند. Gause, 2011:9))
با توجه به ویژگی‌های مذهب وهابیت که در آن نه‌تنها حق رأی جایگاهی ندارد بلکه در آن مجوز خروج علیه حاکم هرچند جائر را نمی‌دهد. لذا از همان آغاز شکل‌گیری تحولات در کشورهای جهان عرب که در آن‌ ها به دنبال دست‌یابی به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بودند به‌طور طبیعی در مقابل آن واکنش نشان دادند.فتواهای مختلفی از جانب رهبران دینی این کشور در خصوص جایز نبودن قیام صادر شد.البته این قبیل موضع‌گیری‌ها بی‌سابقه نیست به‌طوری‌که بن باز مفتی سرشناس سعودی که در سال ۱۹۹۹ درگذشته موضع‌گیری مشابه ای داشت که در آن نصیحت کردن به حاکمان را غیرقانونی اعلام نمود و در اظهارنظر دیگری تظاهرات و قیام مردم فلسطین را نیز غیر اسلامی اعلام نمود.(Moussalli.2009:9)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
عبدالعزیز آل شیخ مفتی عام عربستان تظاهرات مردم مسلمان در برخی کشورهای عربی را برنامه‌ریزی‌شده و هدف‌دار دانست و مدعی شد: دشمنان اسلام در نظر دارند کشورهای عربی و اسلامی را تجزیه کرده و آن‌ ها را از کشورهای بزرگ و قدرتمند به چند کشور کوچک تبدیل کنند.او دریکی از خطبه‌های نماز جمعه در مسجد ترکی بن عبدالله در ریاض کسانی را که در تظاهرات شرکت می‌کنند یا آن‌ ها را ترتیب می‌دهند را جهادگران درراه طاغوت خواند و جریان بیداری اسلامی را طرحی در جهت ضربه زدن به امت اسلامی و از بین بردن دین ، اصول و اخلاق دانست.
هم‌چنین صالح البدیر امام و خطیب نماز جمعه در مسجد نبوی تظاهرات مردم را خروج بر حاکم اسلامی دانست و گفت: بنا بر مذهب سلفی خروج بر حاکم اسلامی حرام است.از طرف دیگر اسامه بن عبدالله خطیب مسجدالحرام نیز تظاهرات را باب فتنه و راه ایجاد تفرقه خواند و دو نعمت سیری و امنیت را هدف نهایی از زندگانی در زمین دانست.صالح الفوزان از علمای بزرگ سلفی در عربستان سعودی و جزء هیئت کبار العلما در مقابل جریان بیداری اسلامی این‌چنین موضع‌گیری می‌کند: دین ما دین هرج‌ومرج نیست بلکه دین انضباط است.تظاهرات کار مسلمین نیست زیرا دین اسلام دین رحمت است نه هرج‌ومرج و اغتشاش. این تظاهرات ایجاد فتنه می‌کند و باعث ریخته شدن خون‌ها و تخریب اموال عمومی می‌شود.(دوست محمدی، ۱۳۹۱: ۲۱)
از طرف دیگر مطبوعات و رسانه‌های رسمی این کشور ضمن آن‌که این تحولات را عامل هرج‌ومرج می‌دانستند آینده‌ای مبهم را برای این کشورها پیش‌بینی می‌کردند. بعد از گسترش تحولات در کشورهایی چون مصر و تونس، مقامات این کشور در ۱۴ ژانویه به زین‌العابدین بن علی اجازه‌ی اقامت در این کشور دادند و سعود الفیصل برای جلوگیری از اعتراضات علیه این اقدام آن را با مهمان‌نوازی اعراب توجیه کرد. (Al-Rasheed, 2013:33)
هرچند که اعتراضات داخلی در عربستان سعودی گروه‌هایی مانند دانشجویان و لیبرال‌ها را نیز شامل می‌شد اما حوزه‌ی اصلی اعتراضات و تداوم جنبش اعتراضی مربوط به مناطق شیعه‌نشین بود.لذا این امر این فرصت را در اختیار مقامات سعودی قرارداد تا با متهم ساختن عوامل خارجی و به‌ خصوص جمهوری اسلامی ایران از این طریق و به بهانه‌ی همکاری با بیگانگان علیه وحدت ملی به سرکوب قیام‌ها دست بزند.درواقع سعودی‌ها همواره در رویارویی با اعتراضات و بحران‌های داخلی با اتخاذ گفتمان فرقه‌ای عربستان در جریان جنگ ایران و عراق، جنگ صعده و نیز بحران بحرین شاهدی بر این مدعاست.لذا سعودی‌ها با تکیه‌بر توان مالی و قدرت خرید وفاداری همانند گذشته با اتخاذ گفتمانی فرقه‌ای دست به سرکوب بزنند.این گفتمان به‌رغم به‌کارگیری چندباره از سوی رهبران آل سعود همچنان دارای کارآمدی نسبتاً مطلوبی برای این کشور در رویارویی با دگرگونی و بحران‌های داخلی دارد.(احمدیان ،۱۳۹۰: ۸۵)
هدف این برنامه‌ها جلوگیرى از بروز تنش و اعتراضات سیاسى در کشور بود، ولى حاکمان عربستان همچنان هیچ تحول و یا اصلاحات سیاسى داخلى را براى عدم مشروعیت خاندان آل سعود در دستور کار قرار نداده‌اند و تنها در تلاش‌اند با مسائل مالى مردم شبه‌جزیره را تشویق به وفاداری هرچه بیشتر به خاندان آل سعود کنند. تنش و تقابل شدید بین محافل و جریان‌های تحول طلب داخلى عربستان ازجمله دادن حقوق بیشتر به زنان و یا مشارکت سیاسى شهروندان با محافل محافظه‌کار و سنتى که با هرگونه تحول مخالف‌اند ادامه دارد. هرگونه اقدامى از سوى محافل به‌ظاهر تحول‌خواه براى اجراى اصلاحات اجتماعى و سیاسى موجب واکنش شدید از سوى مراکز قدرت سنت‌گرا و مفتی‌های افرا ط گرا در مقابله با اصلاح‌طلبان می‌شود و زمینه را براى بروز تنش فراهم می‌کند. (پارسا پور،۱۳۹۱: ۳۹)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۳-۵-۱- رقابت منطقه‌ای با ایران

عربستان سعودی به‌عنوان رهبر مخالفان انقلاب در خاورمیانه عمل کرده است .این کشور نگران آن است که نیروهای ضد عربستانی چون ایران از نفوذ این کشور در خاورمیانه بکاهند . سیاست‌های اتخاذشده از جانب عربستان ، این کشور را به‌عنوان سنگر محافظه‌کاری در منطقه قرار داده است که آن به‌شدت با هرگونه تحول انقلابی مخالفت می‌شود . (Haykel, project-syndicate.org)
بعد از شکل‌گیری انقلاب ۱۹۷۹در ایران، عربستان این کشور را به‌عنوان یک چالش استراتژیک می‌شناخت و لذا بخش قابل‌توجهی از توان عربستان برای مقابله با هژمونی منطقه‌ای ایران صرف می‌شود.این چالش از ادعای ایران برای رهبری جهان اسلام و تلاش برای مشروعیت زدایی از رژیم عربستان ناشی می‌شود به‌طوری‌که نگرانی عربستان از این مشروعیت زدایی باعث شد که ملک فهد در سال ۱۹۸۰ از رژیم آل سعود به‌عنوان خادم حرمین شریفین نام ببرد تا از این طریق خود را به‌عنوان رهبر جهان اسلام معرفی کند. ( Al Tamamy, 2012:145)
تهدید استراتژیک ایران برای عربستان از این عوامل ناشی می‌شود:

 

 

ایران خود را به‌عنوان قدرت برتر در منطقه‌ی خلیج‌فارس مطرح کرده است. این تهدید ازآنجا ناشی می‌شود که تهران بارها تهدید به مسدود کردن تنگه هرمز نموده است.( Mostafavi,2011)

تأثیرگذاری گسترده‌ی ایران درروند جنگ و صلح در تمامی مناطق خاورمیانه :

ایران در حال حاضر به خاطر کنترل بر حزب‌الله لبنان و روابط قوی با حماس و جهاد اسلامی در فلسطین قدرت زیادی درروند جنگ و صلح در خاورمیانه دارد. به‌طوری‌که در جریان جنگ حزب‌الله لبنان با رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ و پیروزی حزب‌الله سبب کاهش نفوذ گسترده‌ی ریاض در لبنان و به‌تبع آن در خاورمیانه شد.

 

 

نفوذ گسترده و قاطعانه‌ی ایران در عراق بعد از سقوط صدام:

دولتمردان سعودی معتقدند بعد از سقوط رژیم صدام در عراق و روی کار آمدن شیعیان در این کشور که با عربستان مرز مشترک دارد عامل مهم دیگری در این کاهش نفوذ عربستان در منطقه محسوب می‌شود.

 

 

برنامه هسته‌ای ایران:

از نگاه عربستان تأسیسات هسته‌ای ایران هرگز از سوی اسرائیل و دولت‌های غربی مورد هدف قرار نخواهد گرفت و این توانایی هسته‌ای این قابلیت را در اختیار ایران قرار می‌دهد تا ضمن ایجاد یک چتر حمایتی ، دربرتری ایران بر سایر رقبای منطقه‌ای خود در خلیج‌فارس کمک می‌کند. و لذا عربستان برنامه‌ی اتمی ایران را به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای خود و سایر هم‌پیمانان منطقه‌ای خود تلقی می‌کند. ( Al Tamamy, 2012:146)
از نگاه عربستان،ایران توانایی گسترده‌ای در بسیج شیعیان عربستان و سایر کشورهای حوزه‌ی خلیج‌فارس علیه حکام خود دارد. (Cordesman,2009)یکی از فرصت‌های بزرگی که با وقوع بیداری اسلامی در اختیار عربستان قرار گرفت رهبری بلامنازع در سازمان شورای همکاری خلیج‌فارس بود که این امر خود را در ارسال نیروهای عربستانی به بحرین و مداخله در یمن و سوریه خود را نشان داد. ( Al Tamamy, 2012:149) حمایت عربستان از تغییرات در برخی کشورها همچون سوریه و مخالفت با برخی دیگر همچون بحرین بیشتر به تلاشی برای تغییر توازن قوای منطقه‏ای به ضرر جمهوری اسلامی ایران برمی‌گردد. در این راستا، عربستان سعودی تنها از تغییرات در کشورهایی حمایت می‏کند که باعث تضعیف موقعیت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران می‏شوند. (ترابی،۱۳۹۰)

 

۳-۵-۲- فرقه‌گرایی به‌عنوان پاسخ عربستان به بیداری اسلامی

واکنش دولت عربستان به اعتراضات داخلی تا حد زیادی دنباله رویکردهای گذشته رژیم در مقابل مطالبات مردمی بوده است که شامل برخی اصلاحات ظاهری ،اعطای امتیازات اقتصادی و مالی به بخش‌های مختلف جامعه و هم‌چنین به‌کارگیری ابزارهای امنیتی و مشت آهنین در مقابل معترضین به‌عنوان محور اصلی رویکرد واکنشی آل سعود بوده است.اما بااین‌وجود رویکرد جدیدی از جانب دولت عربستان در مقابله با این اعتراضات در زمان وقوع تحولات داخلی این کشور به استراتژی مقابله‌ای آن اضافه شد و آن‌هم مرتبط ساختن اعتراضات به عوامل و عناصر خارجی باهدف انتقال تهدید از عرصه‌ی داخلی به خارج و همچنین کنترل جنبش‌های پیرامونی به‌منظور جلوگیری از اشاعه‌ی جدی آن‌ ها به مرزهای داخلی بود. (اسدی،۱۳۹۱ : ۴۴۱)
عربستان از فرقه‌گرایی به‌عنوان استراتژی ضدانقلابی علیه تحولات منطقه‌ای استفاده کرده است که با دامن زدن اغراق‌آمیز به اختلافات قومی و مذهبی در این راستا گام برداشته است. لذا فشاری که از تحولات و اعتراضات داخلی این کشور ناشی شد باعث آن شد تا آل سعود از این طریق بتواند وفاداری اکثریت سنی در این کشور را جذب کند. سیاست فرقه‌گرایی عربستان می‌بایست در چارچوب تحولات خاورمیانه بررسی شود زیرا تحولات کشور بحرین که با تظاهرات اکثریت شیعه در این کشور مواجه شده بود و نزدیکی بحرین به مناطق شیعه‌نشین عربستان، هرگونه تحول بنیادین در این کشور می‌توانست آغازی بر گسترش تحولات انقلابی در عربستان باشد.استراتژی فرقه‌گرایی عربستان در سرکوب جنبش دموکراسی خواهی بحرین موفق بود.
اقدام عربستان در لشکرکشی به بحرین ضمن سرکوب مخالفت‌ها در این کشور سیگنال‌های قوی به معترضین اهل سنت و اقلیت شیعه در کشور خود فرستاد که روابط مذهبی و خویشاوندی و اجتماعی گسترده‌ای با مردم بحرین دارند.عربستان سعودی تبعیض‌های جهت‌دار مذهبی و سیاسی علیه شیعیان ساکن مناطق شرقی خود اعمال می‌کند. اگرچه این تبعیض‌ها فشارهای گسترده‌ای به این اقلیت وارد نمود اما سبب انسجام و تقویت بسیج عمومی آن‌ ها علیه آل سعود شده است. اگرچه فعالیت‌های اعتراضی شیعیان علیه سیاست‌های آل سعود دارای فراز و نشیب‌های گسترده‌ای قبل از تحولات اخیر خاورمیانه بوده است اما شروع این تحولات باعث شروع دوباره‌ی اعتراضات شیعیان شد. لذا بسیاری از مخالفان تبعیدی خارج از کشور به همراه فعالان سیاسی داخلی خواستار برگزاری تظاهرات و آزادی زندانیان سیاسی شدند. آن‌ ها همچنین خود را به‌عنوان حامیان معترضین شیعه بحرینی معرفی می‌کردند. (Al-Rasheed,2011:515)
دولت عربستان معترضین سنی مذهب مانند جنبش اسلامی اصلاحات در عربستان(Mira) و حزب امت و فعالان شیعه‌ای را که در اعتراضات مارس شرکت کرده بودند را عامل دشمن و به‌ خصوص ایران می‌دانست. این استراتژی دولت عربستان به‌منظور دست‌یابی به دو هدف طراحی ‌شده است:
اول اینکه این استراتژی مجوز سرکوب اعتراضات مناطق شیعه‌نشین که خواستار اصلاحات سیاسی هستند را در اختیار نیروهای نظامی و امنیتی آل سعود قرار می‌دهد. عمده تظاهراتی که توسط شیعیان انجام می‌شود در شهرهای قطیف،سیهات و عوامیه انجام می‌شود.
دوم اینکه با توسل به این استراتژی مبنی بر حمایت ایران از شیعیان مناطق شرقی منجر به بسیج اکثریت سنی معترض علیه شیعه و درنهایت از گسترش اعتراضات در این کشور جلوگیری می‌کند. لذا با این روش این دید را در میان معترضین اهل سنت القاء می‌کند که منشأ تظاهرات از تلاش‌های خارجی ناشی می‌شود و جزء ناامنی و تجزیه‌ی کشور ،دستاوردی برای عربستان نخواهد داشت. (Al-Rasheed,2011,520)

 

۳-۵-۳-حمایت آل سعود از دیکتاتورهای ساقط‌شده عربی

حمایت آل سعود از دیکتاتورهای جهان عرب مسئله دور از ذهنی نبود و در طول انقلاب منطقه به‌صورت آشکار اتفاق افتاد. این مسئله در گام اول پس از انقلاب تونس با دیکتاتور نوازی بن علی آغاز شد و بعدها در تلاش برای ابقای علی عبدالله صالح، مبارک و آل خلیفه بروز پیدا کرد. “محمد القحطانی”، حقوقدان عربستانی در مصاحبه با روزنامه « پانوراما » عربی چاپ انگلیس گفته بود، برپاداشتن این آداب‌ورسوم مهمان‌نوازی که رژیم آل سعود مدعی آن هستند،نمایانگر این است که این رژیم با دیکتاتورهای سرنگون‌شده پناهنده به عربستان شریک جرم و جنایات این افراد تلقی می‌شوند.
حمایت آشکار عربستان از حکومت‌های دیکتاتوری منطقه از پناهندگی به “زین‌العابدین بن علی” دیکتاتور تونس آغاز شد.زمانی که خشم و غضب مردم انقلابی تونس بن علی را سرنگون کرد و دوستان و هم‌پیمانان غربی‌اش هم از پناه دادن به وی طفره رفتند، او از کشورش گریخت و آل سعود استقبال گرمی از وی ترتیب داد.با انقلاب مردم مصر در ۲۵ ژانویه آل سعود به حسنی مبارک همچون زین‌العابدین بن علی قول داد که تمام وسایل رفاه، آسایش و آرامش خود و خانواده‌اش را فراهم کند و از مبارک نیز دعوت کرد تا به دوست دیرینه‌اش،بن علی در عربستان بپیوندد،اما منافع چندین برابری مبارک نسبت به بن علی وی را راضی به پذیرش پناهندگی در عربستان نکرد.اما درحالی‌که عربستان سعودی یک میلیارد دلار برای مصادره انقلاب مردمی مصر هزینه کرده بود، معاون رهبر گروه اخوان المسلمین مصر از پیشنهاد ۴ میلیارد دلاری عربستان به مصر برای تحویل گرفتن حسنی مبارک دیکتاتور پیشین این کشور پرده برداشت.(صناعی،۱۳۹۱: ۳۷)

 

۳-۵-۴- واکنش آل سعود نسبت به اعتراضات فضای مجازی

از طرف دیگر یکی از مسائلی که دولتمردان سعودی را با چالش مواجه ساخته است حجم بالای کاربران اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی در این کشور است و معترضین از این فضا برای سازمان‌دهی اعتراضات و انتقاد به وضعیت سیاسی و اجتماعی عربستان از آن بهره می‌گیرند. (Haykel,2013:3)
از همین رو حاکمان عربستان تلاش می‌کنند تا با کنترل آن از ورود این امواج به کشور خود جلوگیری کنند.به‌طوری‌که در اواخر سال ۱۳۹۰ رسانه‌های غربی، خبری را منتشر کردند که بر اساس آن مقامات عربستان سعودی تلاش می‌کنند تا با حضور در شبکه‌های اجتماعی همچون توئیتر و فیس‌بوک اقدام به برقراری ارتباط با جوانان کنند.لذا کنار هم قرار دادن این خبر با تلاش خاندان آل سعود برای خرید امتیاز فیس‌بوک و توئیتر نشان می‌دهد که حاکمان عربستان در اندیشه‌ی بهره‌برداری از این شبکه‌ها و پیشبرد اهداف خود برای جلوگیری از گسترش موج بیداری اسلامی در کشور خود هستند.در آذر ۱۳۹۰ اعلام شد که ولید بن طلال برادرزاده‌ی ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی با خرید ۳۰۰ میلیون دلار از سهام شبکه‌ی اجتماعی توئیتر به یکی از سهامداران اصلی این شرکت تبدیل شد.(ضیائی پور،۱۳۹۰ :۳۳۴)
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
از طرف دیگر در زمان اوج‌گیری انقلاب کشورهای عربی و استفاده جوانان انقلابی از فیس‌بوک برای گسترش قیام خود ، عنوان شد که پادشاه عربستان برای خرید شبکه‌ی اجتماعی فیس‌بوک پیشنهاد ۱۵۰ میلیارد دلاری ارائه داده است.هدف از این پیشنهاد آن بود تا عربستان از کشیده شدن دامنه‌ی تحرکات فیس‌بوکی به این کشور جلوگیری کند.لذا در تاریخ ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ دیداری میان پادشاه عربستان و زوکر برگ مالک فیس‌بوک انجام شد و در این دیدار مالک فیس‌بوک به آل سعود اطمینان داد که اجازه ندهد صفحه‌ها و پیام‌های ضد پادشاهی عربستان در این شبکه‌ها ورود پیدا کنند.تلاش حکام سعودی برای جلوگیری از گسترش انقلاب‌های خاورمیانه به کشورشان تنها به تحرکات سیاسی صرف محدود نشد و در کنار تحرکات اقتصادی و سیاسی از پتانسیل علمای مذهبی خود نیز استفاده کرد .به‌طوری‌که نشریه‌ی فارن پالیسی این فوکوس در مقاله‌ای به قلم پائول موتر نوشت: مفتی اعظم عربستان سعودی فتوایی علیه سایت توئیتر صادر کرده است که در آن این شبکه‌ی اجتماعی را صحنه‌ی تبادل اتهامات و دروغ‌پراکنی خوانده و از مسلمانان واقعی درخواست کرد تا از این شبکه‌های اجتماعی استفاده نکنند . (ضیائی پور،۱۳۹۰: ۳۳۵)
این موضوع به‌خوبی کارکرد ابزاری مذهب در عربستان را به نمایش می‌گذارد مسئله‌ای که خود را در خصوص تحولات سوریه و بحرین نیز نشان داد و علمای وهابی در دو موضع‌گیری متضاد در قبال تحولات این دو کشور به صدور فتوا نمودند و دست عربستان را برای انجام هرگونه اقدامی باز گذاشتند.
فصل ۴
عربستان سعودی و تحولات بحرین
بحرین به‌عنوان یکی از شش عضو شورای همکاری خلیج‌فارس با توجه به زمینه‌های تاریخی و ساختاری خاص خود درروند منطقه‌ای خیزش‌های مردمی در جهان عرب دچار بحران عمیقی شده است .این بحران و ابعاد، پیامدها و واکنش‌های مربوط به آن تنها به مرزهای این کشور محدود نشده است و ابعاد و اهمیت منطقه‌ای بالایی پیداکرده است. ایران و عربستان به‌عنوان قدرت‌های منطقه‌ای مؤثر در تحولات منطقه طبیعتاً نمی‌توانستند در مقابل فرصت‌ها و تهدیدات ایجادشده بی‌تفاوت باشند و از ابتدای شروع این تحولات تلاش کرده‌اند با تکیه‌بر آرمان‌ها و اهداف خود، در جهت تأمین خواسته‌های خود اقدام کنند.(آدمی،۱۳۹۱: ۱۴۳)
بحرین کشورى جزیره‌ای با ۷۰۶ کیلومترمربع، ۳۲ جزیره‌ی کوچک و بزرگ را در برگرفته که سه شهر جزیره‌ای و بندری منامه، محرق و ستره از مهم‌ترین آن‌ ها هستند. بر اساس آمار سال ۲۰۱۰ یک‌میلیون و سیصد و پنجاه نفر جمعیت دارد که هشتاد درصد آن‌ ها مسلمان شیعه هستند.این همان مسئله‌ای است که برخى را حساس کرده چون در بین کشورهایى که اکثریت از فرهنگ اسلامى سنى برخوردارند، عمده جمعیت بحرین به همراه ایران و عراق شیعه هستند. این موضوع بیش از همه حاکمان عربستان را شدیداً در هراس گذاشته است( حجت شمامی،۱۳۹۰: ۳۶)
بحرین تنها کشور حاشیه خلیج‌فارس است که خیزشی عظیم را شاهد بوده و این طبیعی است که رژیم آل سعود و دیگر همسایگانش که با سیستم دیکتاتوری اداره می‌شوند از رسوخ و گسترش امواج انقلاب به کشورهای خود هراسناک باشند. (سلیمی،۱۳۹۲: ۱۳)
بحرین دارای یک سابقه‌ی طولانی‌مدت در مخالفت مردم باسیاست‌های آل خلیفه است که این امر از سیاست‌های تبعیض‌آمیز و نامتوازن این خاندان در قبال شیعیان ناشی می‌شود.(Peterson, 2001: 91)
قیام مردم بحرین نسبت به سایر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس از وضعیت پیچیده‌تری برخوردار بوده است. تحولات این کشور در ۱۳فوریه ۲۰۱۱ در منامه آغاز شد و در ابتدا اعتراضات به‌صورت مسالمت‌آمیز در میدان مروارید منامه برگزار شد. (Kenneth, 2011: 5)
ملاحظات ژئوپلیتیکی بین‌المللی بحرین، سبب پشتیبانی کشورهای غربی و عربی از نظام پادشاهی این کشور و عدم توجه به خواسته‌های معترضان شده است.به نظر تحلیل گران خودکامگی پادشاه بحرین و عدم انسجام معترضین به‌عنوان سدی در مقابل انقلاب بحرین بوده است اما در کنار این موارد ژئوپلیتیک بحرین نیز نقش مؤثری در ناکامی خیزش مردمی این کشور داشته است.
تصمیم ورود نیروهای عربستانی به خاک بحرین که خود به یکی از مشکلات جدید حکومت و معترضان تبدیل‌شده تنها به خواست حاکم این کشور نبوده است؛ بلکه ویژگی‌های ژئوپلیتیکی بحرین، کشورهای عربی و غربی را بر آن داشت تا از یک‌سو با باهدف ژئوپلیتیکی از ورود این نیروها طرفداری کرده یا در برابر آن سکوت کنند. (میرزاده کوهشایی،۱۳۹۱: ۲۹)

 

نظر دهید »
زندگی خصوصی رضاشاه کبیر
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

واحد نجف آباد
دانشکده علوم انسانی
گروه تاریخ
عنوان:
زندگی خصوصی رضاشاه کبیر
استاد:
سرکار خانم دکتر سهیلا ترابی فارسانی
پژوهشگر:
علی بهزادی
۱۳۹۱ خورشیدی
مقدمه
تاریخ برای انسان اجتماعی و مترقی، تشریح وضع حاضر جامعه با تکیه به آزمایش و عناصری است که گذشته را به وجود آورده اند و می توان از آن عناصر، آینده را کامل تر و بهتر ساخت.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بررسی تاریخ دوران پهلوی این ویژگی را دارد که مجموعه ای کامل از اسناد و مدارک این دوران در دسترس ما قرار دارند و و هنوز بسیاری از افراد خانواده پهلوی و رجال آن در گوشه و کنار ایران و جهان زندگی میکنند و گاه و بیگاه با انتشار خاطرات خود، گوشه هایی از دوران پر شگفت این عصر را به حافظه تاریخ اضافه می نمایند.
رضا شاه از آن دسته انسان هایی است که نظرات کاملاً ضد و نقیضی درباره ی شخصیت او وجود دارد. تیمسار ارفع در مورد وی می گوید: «این دوره ی تجدید ملی و نو آوری از هر حیث مدیون کوشش های خستگی ناپذیر فقید رضا شاه کبیر و فرزند و وارث او محمدرضا شاه پهلوی میباشد…» (نگاه کنید به: ارفع،۱۳۷۷، ۲) و از سوی دیگر میلسپو میگوید: «او روی هم رفته مملکت را پاک دوشیده، روستاییان،عشایر و زحمت کشان را مفلوک کرد و از زمین داران باج های هنگفت گرفت…» (نگاه کنید به: آبراهامیان،۱۳۷۹،۹۲ و فوران،۱۳۸۶، ۳۲۹). به نظر می رسد که رضا شاه علیرغم تمام اتهامات وارده، اقدامات مفیدی برای ایران ومردم آن انجام داد و واقعیت بزرگتر آن است که علی رغم اشتباهاتی که به او نسبت می دهند، او یک خائن یا حتی دست نشانده نبود و هرچند آزادی محدود تر شد اما ایران و وحدت آن از هر حیث حفظ شد؛ همان گونه که مهدی بامداد اشاره میکند: «پهلوی هوش سرشاری داشت و حافظه ای بسیار با بیسوادی، متصرف در عبارات بود بود و ملتفت اشارات، نکته سنج و متین … عزم سنگین داشت و اراده ی آهنین و… از حق نباید گذشت که شاه فقید خدمات برجسته ای نسبت به مملکت انجام داد (بامداد،۱۳۶۲،۹-۸)؛ که از آن جمله اند:
ایجاد کامل امنیت در سراسر مملکت که به قول استاد پیرنیا: «… در دوران سردار سپه امنیت آنقدر شد، راهی که صد سوار مسلح از آن نمی توانستند بگذرند، یک زن آبستن با طشتی از زر بر سر نهاده و میگذشت…» (پیرنیا،۱۳۴۱،مقدمه،۸۲)، کشیدن راه آهن سراسری به گونه ای که مصدق السلطنه (بعدها دکتر مصدق) در مورد آن میگوید:«میبینی، راه آهن از ده ما هم میگذرد، واقعاً باعث اش را خدا عمر بدهد الحمدالله زنده ماندیم و دیدیم در مملکت خودمان راه آهن داریم…» (طلوعی، ۱۳۸۶،۳۴۱) و… .
نسب‏نامه رضاشاه
۱-حاج رمضان خان پهلوان
۲-خسرو خان پهلوان
۳-جهانبخش خان
۴-سلیمان خان
۵-حاج محمدحسن خان
۶-یاور مراد علی خان (سرگرد) که در سال ۱۸۵۶ (۱۲۳۴ خورشیدی) در جنگ هرات کشته شد.
۷-سرهنگ عباسعلی خان (عباسقلی خان) معروف به داداش بیگ.
۸-رضا خان میرپنج [سرتیپ رضاخان رضاشاه بعدی] (صادقکار، ۱۳۷۶، ۳۸)
– شرح حال و زندگی رضاشاه
مادر رضا، پنجمین همسر عباسعلی خان بود بنام نوش‏آفرین.رضا در سال ۱۲۵۶ خ/۱۲۹۴ ق در روستای آلاشت واقع در سوادکوه مازندارن بدنیا آمد. عباسعلی خان یاور (سرگرد) (پدر رضا شاه) قبلاً از طرف فوج سوادکوه به عنوان رئیس تأمینات (نظمیه) بابل کنار منصوب می‌شود و پس از ازدواج با نوش آفرین وی را همراه خود به بابل کنار (درازکلا) می‌برد. جایی که همسر دومش «خانم کوچک» سکنی دارد.
عباسعلی خان از خانم کوچک پنج فرزند داشت: دو پسر به نامهای نامدار و جواد، سه دختر به نامهای دُرّی جهان، نبات و حکیمه. در آن زمان عباسعلی خان شصت و اندی سن داشت. پس از بیماری به الاشت پیغام می‌فرستد تا برادر زاده‌هایش نونوش خانم و کوکب خانم نزدش بیایند چرا که عباسعلی، پس از مرگ برادرش فضل الله خان در سنین جوانی (۲۶ سالگی) سرپرستی خانواده برادر را به عهده گرفت.
پس از مدتی همسر برادر متوفای خود را به عقد فرزند بزرگترش فتح الله سلطان (سروان) از همسر اولش «هما خانم» در می‌آورد.(پهلوان،۱۳۸۵،۱۰)
عباسعلی خان از همسر اولش که در الاشت زندگی می‌کرد چهار پسر و سه دختر داشت. پسران: فتح الله سلطان که احتمالاً در جنگ هرات کشته شد، عبدالله سلطان (سروان) (جد مادر نگارنده از طرف مادر) که بر اثر بیماری در جوانی فوت کرد، اسماعیل، عنایت الله. دختران: خورشید، بهار و خاور.
نونوش و کوکب به عمویشان عباسعلی خان بسیار وابسته بودند و به وی «آقا جان» می‌گفتند. آنها به درازکلا نزد عمویشان می‌روند و چند روز آنجا می‌مانند. ناگهان عمو تصمیم می‌گیرد با آنها و نوش آفرین همسر جدیدش و دیگر همراهان برای معالجه به تهران برود.
همگی به قصد تهران حرکت می‌کنند، اما در بین راه تصمیم او عوض می‌شود و به دخترها می‌گوید که آنها با نوش آفرین که باردار است و نزدیک وضع حملش می‌باشد و تحمل راه سخت تا تهران را ندارد به الاشت برگردند و خود با همراهانش به سوی تهران حرکت می‌کند. نوش آفرین به همراه نونوش و کوکب همانجا با عباسعلی خان خداحافظی می‌کنند و از رودخانه تلار می‌گذرند و به سمت آلاشت می‌آیند. ناگفته نماند که فرزندان نوش آفرین از همسر اولش یعنی علی و مریم نیز اکنون تحت تکفل عباسعلی خان هستند. عباسعلی خان علی را با خود به تهران می‌برد و مریم با نوش آفرین به الاشت می‌آید.
از ابتدا عباسعلی خان قصد داشت نوش آفرین را به تهران ببرد زیرا یکی از فرزندان عباسعلی خان یعنی اسماعیل، فرزند به دنیا نیامده نامادری را غریبه می‌دانست و فکر می‌کرد که از سهم الارثها کاسته خواهد شد. او قصد اذیت و آزار نسبت به فرزند نوش آفرین را داشت و به همین دلیل همه اعضای خانواده از حسادت او نسبت به همسر و فرزند پدرشان ناخشنود بودند.
به همین دلیل نونوش و کوکب نوش آفرین را به خانه پدریشان که در «پاهلونی خیل» قرار داشت بردند تا مبادا گزندی به آنها برسد. اسماعیل وی را نان خوری اضافی و باعث از بین رفتن قسمتی از مال و دارایی پدر می‌دانست.
نوش آفرین اهل قفقاز بود، از همین رو به زبان ترکی صحبت می‌کرد و البته تا حدودی نیز می‌توانست فارسی صحبت کند. و زبان کوکب و نونوش و بقیه فامیلها مازندرانی بود که این مسئله کمی کار ارتباط بین آنها را دشوار می‌کرد. نوش آفرین به خاطر غریبی، ناهماهنگی فرهنگی و مهمتر از همه نبود همسرش و عدم اطلاع از وضعیت جسمی وی در زمان بحران بارداری، روزهای سخت و دردناکی را می‌گذراند. نونوش و کوکب هم از این موضوع بسیار سرخورده شدند، ضمن این که کاری از دستشان ساخته نبود.
پس از چند روز خبر مرگ عباسعلی خان (پدر رضا شاه) به الاشت می‌رسد همه خانواده ناراحت و سوگوار، اما نوش آفرین بیش از همه با تنهایی و رنج ناشی از دست دادن همسر اندوهگین می‌شود. از آن پس دیگر تاب ماندن ندارد و تقاضای رفتن به تهران می‌کند زیرا اقامت نزد فامیلها و برادرش را مناسب‌تر می‌داند.
نونوش و کوکب که از سوی عمویشان مأمور نگهداری وی بودند، ابتدا از سرمای راه و خطرات آن می‌گویند و تأکید می‌کنند که ما در اینجا از تو و فرزندت نگهداری می‌کنیم. اما بعد از چهل روز با پافشاری فراوان نوش آفرین، تسلیم خواسته‌اش شده و لوازم عزیمت وی را تدارک می‌بینند. آنها تلاش می‌کنند تا نوش آفرین را به شایسته‌ترین شکل روانه تهران کنند. دو خواهر از دایی متمولشان امامقلی درخواست می‌کنند تا نوش آفرین و نوزادش را با خود به تهران ببرد. امامقلی نیز تقاضای خواهر زاده‌هایش را می‌پذیرد. اوایل اردیبهشت ماه، امامقلی، مشهدی حسین (اردشیری) را به خدمت می‌گیرد تا نوش آفرین و نوزاد شیرخوارش «رضا» و فرزندش «مریم» را به تهران ببرد.(پهلوان،۱۳۸۵،۱۱ و دلدم، ۱۳۸۶،۱۸)
آنها از راه شلفین و گردنه امامزاده هاشم به مقصد تهران به راه افتادند تا نوش آفرین و نوزادش را نزد بستگانش ببرند. سرما و یخبندان بیداد می‌کرد. کوهها، ماه ها بود که از برف پوشیده شده بود و سختی راه را صد چندان می‌کرد. کوه و گردنه شلفین از قدیم الایام سرمای زبانزدی داشته است.
در مسیر حادثه‏ای که شبیه به یک معجزه است، رخ داد و ماجرا اینگونه بود که بر اثر سرمای بسیار، نوش‏آفرین گمان می‏کند که فرزندش از سرما تلف شده است، بنابراین به قهوه‏خانه‏ای که در مسیر بود، می‏رود و طفل را به مرد قهوه‏چی می‏دهد تا او را دفن کند و مرد هم او را در آخور حیوانات خود قرار می‏دهد و بر اثر گرمای تنفس حیوانات طویله، کودک از سرمازدگی، نجات می‏یابد هرچند بسیاری این داستان را افسانه و دروغ می‏پندارند اما بنظر می رسد باید گاهی باید به تقدیر در زندگی توجه داشت.
نوش‏آفرین در تهران در منزل برادرش ابوالقاسم زندگی می‏کند. از دوران کودکی رضا، اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما همینقدر مسلم است که رضا زندگی سختی را در کودکی داشته است و برای تأمین مخارج زندگی خود و مادرش مجبور شد به کارهای سخت، تن در دهد و به همین جهت نتوانست به مکتب و مدرسه برود. (طلوعی، ۱۳۸۶، ۲۱)
رضا از کودکی علاقه عجیبی به او اونیفورم سربازی داشت، بطوریکه هیچ‏گاه تا زمانیکه خاک ایران را ترک کرد و به موریس رفت بجز یکبار هرگز لباس غیر نظامی نپوشید و آن هم بخاطر ترویج کلاه پهلوی بود که شاه خود کلاه پهلوی بر سر داشت و یک کت سورمه‏ای با شلوار سفید پوشید.
در سن حدود ۱۳ یا ۱۴ سالگی با قدی حدود ۱۷۰ سانتی‏متر وارد خدمت شد و به نیروهای علی اصغر خان امین‏السلطان پیوست.
او ابتدا یک سرباز ساده بود و سپس سرجوخه شد و در سال ۱۳۲۱ق پس از حدود ۱۰ سال به درجه وکیل‏باشی (گروهبان یکمی) رسید. (صادق‏کار، ۱۳۷۶، ۵۹)
زندگی در قزاقخانه سخت و دشوار و خشن بود و سربازان حقوق کمی دریافت میکردند و تنها سرگرمی آنها، خوردن مشروب و قمار با ورق (آس‏بازی) بود.
اصولاً رضاخان، تنهایی را بیشتر دوست میداشت و با بقیه سربازان کمتر دمخور میشد. وی ابتدا در فوج و سپس قزاقخانه به خاطر صغر سنش به کارهای سبک می‌پرداخت تا این که بزرگتر شد و در شانزده سالگی قدش به بیش از ۱۸۳ سانتیمتر می‌رسید و باز هم قد می‌کشید.
در همین دوران مادرش نیز مجدداً ازدواج کرد. رضاخان تنهاتر از پیش شد. او به ازدواج مادرش معترض نبود ولی شوهر او را هم هیچ گاه ندید.
«نوش آفرین خانم از ازدواج دوم خود (پس از پدر رضا خان) دارای فرزند نشد. اما شوهر دومش از همسر اول خود یک پسر داشت به نام «حدیکجان» که از آن به بعد برادر ناتنی رضاشاه شد. مادرش نوش‏آفرین چند روز پس از شهادت ناصرالدین‏شاه، بر اثر بیماری سل درگذشت و رضا به آلاشت بازگشت و بنا به وصیت با دخترعمو[یا دایی] اش بنام ماه‏تاج [مریم یا صفیه هم ذکر کرده‏اند]، ازدواج کرد و از او صاحب دختری بنام فاطمه (بعدها همدم‏السلطنه) شد. ۱۰ (صادقکار،۱۳۷۶، ۲۲)
حدود سال ۱۲۷۸ مظفرالدین شاه در بازگشت از سفر خود به اروپا چند عدد «ماکسیم» یا «شصت تیر» وارد کرده و به قزاقخانه نیز از این شصت تیر داد. در آن زمان در قزاقخانه مدرسه نظام به وجود آمده بود که اتاق‌های بالا ویژه فرزندان صاحب منصبان قزاق و دیگر برگزیدگان بود و اتاق‌های پایین مخصوص فرزندان قزاق و پایین دستها…
عبدالله خان معروف به «یاور سرهنگ» که پدرش روزی ماژور فوج اتریش بود، فرمانده گروهان شصت تیر شد. و تعدادی قزاق را برای گروهان خودش انتخاب کرد. رضای حدود بیست ساله نیز جزء انتخاب شدگان بود. جدیت، سخت کوشی و نظم وی موجب شد پس از مدتی به عنوان وکیل چپ و راست (گروهبان) انتخاب شده و هر چه زمان می‌گذشت اعمال او برجسته‌تر نمایان می‌شد. وکیل باشی (سرگروهبان) گروهان شد.
عامل اصلی پیشرفت رضاخان در سلسله مراتب قزاقخانه را نه به دلیل روابط ویژه‌ای که در میان نظامیان آن زمان وجود داشت، بلکه بهترین دلیل آن تهور و جسارت وی بود.
رضا خان در این سنین قداره بندی را در زندگی شخصی خود نیز تجربه کرده بود و در بیرون از قزاقخانه به عنوان نمونه‌ای از افراد تندخو و خشن در جنگ و ستیز با همطرازان خود بود.
هنگامی که مظفر الدین شاه عین الدوله را برکنار و سپس به خراسان تبعید کرد، او به فریمان ملک شخصی خود رفت و از شاه خواست تا برای حفظ جان خود و همسرش که دخترشاه بود، عده‌ای قزاق همراه او روانه فریمان کند. شاه خواسته عین الدوله را به قزاقخانه ابلاغ کرد و در نتیجه یک دسته قزاق محافظ را پسندید و پس از مدتی به رضا (وکیل باشی) توصیه کرد تا خواندن و نوشتن را به او تعلیم دهد. رضا خان ظرف مدت ۵ ماه اقامت در فریمان خواندن و نوشتن را به او تعلیم دهد. رضا خان ظرف مدت ۵ ماه اقامت در فریمان خواندن و نوشتن را آموخت.(بهار،۱۳۸۶،۷۱-۷۰ و پهلوان،۱۳۸۵،۲۲)
در چنین شرایط بحرانی، سفارتخانه‌ها نیاز فوری به کمک قزاقخانه داشتند تا بتوانند از این بحران جان سالم به در ببرند. رضا خان با درجه نایب دومی مسئول محافظت سفارتخانه بلژیک شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت و پس از یک سال به سفارت آلمان فرستاده شد.
رضا خان همچون فردی مطمئن و سربازی مورد اطمینان برای فرماندهان خود، بدون آنکه مقاومتهای انقلابیون در افکار وی تأثیر بگذارد، همچنان آماده اجرای دستورات فرماندهان خود بود. از سویی به سرکوب انقلابیون می‌پرداخت و از سوی دیگر برای سرکوب با جگیران و گردنکشان که در نقاط مختلف کشور قد علم می‌کردند، فرستاده می‌شد.
در ۳۴ سالگی به درجه نایب (ستوانی) رسید و در جنگهای علیه شورشیان شرکت داشت. رضاخان در کار خود بسیار جدی و سخت‏گیر است و گاهی سربازان زیردست خود را که بی انضباطی می‏کردند را شلاق می‏زد، اما با وجود این افراد زیردست‏اش او را دوست داشتند، زیرا در عملیات نظامی تفاوتی میان خود و دیگران قائل نمی‏شد. همیشه در کنار اسبش با لباس روی زمین می‏خوابید و در شبهای سرد زمستان با پیچیدن یک قالیچه یا پتو به دور بدنش خود را گرم می‏کرد. (پهلوان،۱۳۸۵،۲۴)
مهمترین واقعه در زندگی خصوصی رضاخان در سالهای قبل از کودتا، دومین ازدواج او با دختری از خانواده مهاجر قفقازی است. پدر دختر، تیمورخان میرپنج از افسران ارشد قزاق بود. رضاخان هنگام ازدواج، با تاج‏الملوک دختر تیمورخان میرپنج از افسران ارشد قزاق به شمار می‏آمد. رضاخان در این هنگام ۳۷ ساله بود و با همسرش قریب ۲۰ سال اختلاف سنی داشت، اما به دلیل اینکه تیمورخان، او را مردی بزرگ و با آتیه‏ای درخشان می‏دانست، دخترش را با میل و رغبت به او داد.
تاج‏الملوک روز ۲۴ مهر ۱۲۹۶ [و بقولی ۶ آبان ۱۲۹۶] دختری بنام شمس را بدنیا آورد و قدم این دختر برای او خوش‏یمن بود، چون در همان سال همزمان به درجه میرپنجی و فرماندهی آتریاد همدان رسید. (طلوعی، ۱۳۸۶، ۲۹)
در دوران جنگ جهانی اول اوضاع ایران بسیار وخیم بود و تبلیغات بر ضد انگلیس و روسیه بسیار شدید بود وطرفداران آلمان نیز در کشور زیاد شده بودند و حتی شعرایی مثل ادیب پیشاوری و وحید دستگردی شعرهایی در مدح ویلهلم دوم کایزر آلمان (Deutsche keiser) سرودند و در سراسر ایران نقل می‏شد که ویلهلم دوم مسلمان شده است و حتی مورخ‏الدوله سپهر اذعان می‏کند به نقل از کاردار سفارت آلمان در تهران که ویلهلم دوم نام خود را به «محمد ویلهلم» تغییر داده که همیشه به فکر انجام فرایض دینی خود است.
او در این سمت بر علیه فرمانده بریگاد یعنی سرهنگ کلرژه کودتایی را به فرماندهی استاروسلسکی، معاون وی با موفقیت اجرا نمود. اجرای این کودتا با هماهنگی احمد شاه توسط رضا خان به کودتای اول رضا خان نیز معروف است. در اثر این کودتا، کلرژه به روسیه بازگشت و استاروسلسکی فرمانده بریگاد قزاق در ایران شد.
در میان قزاقها، رضا فردی آزاد اندیش ولی نا آرام و متمرد بود. او یکبار در زمان استاروسلسکی، پاگون یکی از افسران روسی ارشدش را کند. او همچنین فرماندهی معنوی سایر افسران ایرانی را نیز بدست آورده بود. چرا که سایر افسران ایرانی نیز از او تبعیت می‌کردند و استاروسلسکی همواره مجبور بود او را راضی نگه دارد. او اهل تملق نبود و با زیر دستانش در بریگاد به نیکی رفتار می‌کرد و گاه به آنان از جیب خود انعام نیز می‌داد. گاهی نیز مانند سایر قزاقها دست به شمشیر و اسلحه می‌برد. ولی کینه جو نبود و انتقام نمی‌گرفت. یکی از افسران هم رده اش به نام علیشاه، در درگیری ای صورت او را زخمی کرد. زمانی که رضا وزیر جنگ شد، افسر مزبور فرار کرد. بدستور رضا او را برگرداندند و با درجه‌ای از او دلجویی کردند و او تا مقام سرتیپـی نیز رسید. (طلوعی، ۱۳۸۶، ۳۹-۳۱)
در ۴ آبانماه ۱۲۹۸خ رضاخان صاحب یک دوقلو شد. اشرف و محمدرضا.
با اخراج افسران روس، بریگاد قزاق تحت نظر یک افسر نالایق ایرانی بنام سردار همایون، قرار گرفت و رضاخان عملاً فرمانده واقعی بریگاد (زیر نظر ژنرال آیرونساید) بود.
در سال ۱۲۹۹ خورشیدی و چندماه قبل از کودتا، رضاخان برای شرکت در سرکوبی قیام میرزا کوچک‌خان جنگلی به گیلان فرستاده شد، که منجر به عقب نشینی قوای قزاق به فرماندهی استاروسلسکی تا حوالی قزوین گردید
درباره جریانات پشت پرده کودتای ۱۲۹۹ و نقش انگلستان در آن، روایات مختلفی نقل شده است و بیشتر در این مورد به یادداشتهای ژنرال آیرون ساید، فرمانده نیروهای انگلیسی در ایران که ظاهراً کاشف رضاخان بوده است، استناد می‏شود.
او درباره این ملاقات می‏گوید: «من با رضاخان مصاحبه کرده‏ام، سرکردگی قزاقان ایرانی را به او سپرده‏ام، او مردی واقعی و رک‏ترین مردی است که تاکنون دیده‏ام» تنها عمل احتیاطی که انگلستان برای کنترل و اداره رضاخان انجام می‏دهد، وارد کردن سیدضیاء‏الدین طباطبایی ۳۰ ساله به جریان کودتا و وارد کردن احمد شاه به صدور فرمان رئیس‏الوزرایی اوست، ولی رضاخان که از ابتدا نسبت به نقش سید ضیاء‏الدین و مقاصد او بدگمان بوده، صد روز بعد از کودتا او را از صحنه خارج می‏کند.(طلوعی،۱۳۸۱،۴۵-۳۹)
رضاخان از این پس به لقب سردار سپه مفتخر می‏شود و عمدتاً تا سال ۱۳۰۲ وزارت جنگ را برعهده داشت احمدشاه برخلاف تصوراتی که درباره وطن‏پرستی و استقامت او در برابر انگلیسی ها وجود دارد، موجودی بسیار حقیر و ضعیف و زبونی بود و پیش از اینکه بدست رضاخان از سلطنت خلع شود، قصد فرار و استعفا را داشته است.
در ۱۶ آبانماه با حفظ سمت وزارت جنگ به رئیس‏الوزرایی منصوب شد و سپس مقدمات برکناری احمدشاه را فراهم ساخت و در روز ۷ آبانماه ۱۳۰۴ انحلال دولت قاجاریه توسط مجلس اعلام و اداره مملکت به «رضاشاه پهلوی» واگذار گردید و در روز سه‏شنبه ۲۴ آذرماه رسماً به‏عنوان شاهنشاه ایران، سوگند یاد کرد.
رضاشاه دست روی قرآن گذاشت و سوگند یاد کرد:
«من خداوند قادر و متعال را گواه گرفته و به کلام‏ا… مجید و به آنچه نزد خدا محترم است قسم یاد می‏کنم که هم خود را مصروف و محروس بدارم. قانون اساسی و مشروطیت ایران را نگهبان و برطبق آن قوانین مقرره سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی‏عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال خداوند را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشیم و از خداوند متعال در خدمت به ترقی ایران توفیق می‏طلبم و از ارواح طیبه ی اولیای اسلام استمداد می‏کنم».(طلوعی،۱۳۸۶،۵۰-۴۵)
القاب رضاخان
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل گوناگون به القاب مختلفی خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به مناسبت استفاده از مسلسل ماکسیم به «رضا ماکسیم» و بعدها به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا، او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به پادشاهی و گزیدن نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» (پیش از این نام خانوادگی در ایران کار نمی‌رفته‌است و رضا شاه برای اولین بار استفاده از نام خانوادگی را اجباری کرد) شناخته شد.در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «رضاشاه کبیر» داده شد.(مکی،۱۳۸۰،۳۸۷ و پهلوان،۱۳۸۵،۱۲۶)

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

نظر دهید »
بررسی عوامل موثر بر پذیرش بانکداری همراه از دیدگاه مشتریان۹۳- قسمت ۴
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فناوری و ابزارهای بیسیم در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته و آمار استفاده کنندگان از ابزارهای بیسیم در جهان رو به افزایش است. این پیشرفت، فرصت جدیدی برای ارائه ی خدمات نوین بانکی تحت عنوان بانکداری همراه به وجود آورده است. بانکداری همراه که از شاخه های بانکداری الکترونیکی است، به معنای انجام عملیات بانکی از طریق یک ابزار سیار مانند تلفن همراه است. کاربران با بهره گرفتن از بانکداری همراه میتوانند در هر مکان و زمانی، به راحتی و سریع از خدمات بانکی بهره مند شوند.
با ارائه ی خدمات بانکداری همراه، بانکها میتوانند مشتریان فعلی خود را در سیستمهای موجود حفظ کرده و این فرصت را داشته باشند که کاربران تلفن همراه را به, مشتریان بانک خود تبدیل نمایند.
( ۲۰۰۹٫ Gu et al ).
عاملی که توجه بانکها را شدیدا به سمت بانکداری همراه معطوف نموده است؛ امکان بی نظیر خدمات همراه درکاهش هزینه های ارائه خدمات بانکی است.) . وفایی،( ۱۳۸۹
در حال حاضر خدمات بانکداری همراه توسط بسیاری از بانکهای جهان ارائه میشود. در ایران نیز این خدمات توسط تعداد زیادی از بانکهای خصوصی و دولتی ارائه میگردد ولی با این حال مشتریان توجه کمی به این خدمات دارند و با وجود در دسترس بودن این خدمات، از آنها استفاده نمیکنند. پذیرش بانکداری همراه از پیش نیازهای اصلی موفقیت این فناوری است و در صورتی که مورد پذیرش مشتریان قرار نگیرد نمیتوان از منافع آن به طور کامل بهره مند شد. حال این سوال پیش میآید که دلیل این که بانکداری همراه با وجود مزایای فراوان آن مورد استقبال واقع نشده، چیست؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال لازم است عوامل موثر بر پذیرش بانکداری همراه از سوی مشتریان را مورد بررسی قرار دهیم. تاکنون تحقیقات بسیاری در زمینه ی پذیرش فناوریها صورت گرفته و مدلهای زیادی ارائه شده است. از این میان، میتوان به تئوری یکپارچه ی پذیرش و استفاده ازفناوری و مدل تناسب وظیفه – فناوری اشاره کرد. در این تحقیق از این دو مدل به منظور بررسی عوامل موثر بر پذیرش بانکداری همراه استفاده میشود. ابتدا مبانی تئوری موضوع تحقیق بررسی شده، سپس یک مدل پیشنهادی برای پذیرش بانکداری همراه از سوی مشتریان ارائه خواهد شد. (محمدی ، کارخانه ، ۱۳۹۱)

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

۱-۴)اهداف تحقیق:

هدف از این تحقیق، یافتن و مشخص نمودن عوامل موثر بر بانکداری همراه ، میزان تاثیر گذاری هریک و در نهایت ارائه راهکار مناسب جهت بانک مورد مطالعه جهت به کارگیری موثر عوامل در بانکداری همراه است. همچنین علی رغم تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است به نقش تبلیغات در پذیرش این فناوری پرداخته نشده و از این رو در این تحقیق مدل جدیدی برای پذیرش بانکداری همراه با درنظر گرفتن نقش تبلیغات، ارائه شده است. مدل پیشنهادی از ترکیب تئوری یکپارچه ی پذیرش و استفاده از فناوری و مدل تناسب وظیفه- فناوری و اضافه نمودن عوامل موثر دیگر ایجاد شده است.

 

۱-۵) چهارچوب نظری:

۱-۵-۱) بانکداری همراه
انجام عملیات بانکی از طریق دستگاه های سیار مانند تلفن های همراه یا دستیار دیجیتال شخصی ۳ را بانکداری همراه مینامند
.(Lee & Chung, 2009) روشی نوین برای دسترسی به خدمات بانکی از طریق کانالی است که مشتری به وسیله ی آن از طریق یک دستگاه سیار با بانک تعامل دارد. به وسیله ی بانکداری همراه، مشتریان میتوانند به بانکها، حسابها و خدمات مالی بسیاری دسترسی داشته باشند.(Lou et al., 2010)
خدمات بانکداری همراه در ابتدا فقط از طریق پیام کوتاه ارائه میشد )بانکداری مبتنی بر پیام کوتاه(، اما امروزه بانکداری همراه میتواند از طریق پیام کوتاه، برنامه های کاربردی قابل نصب، مرورگرهای وب تلفن همراه و داده های خدمات تکمیلی بدون ساختار انجام شود. ترکیب این تکنولوژیها نیز در ارائه خدمات بانکداری همراه استفاده میشود.
۱-۵-۲ )پذیرش بانکداری همراه
همان طور که گفته شد خدمات بانکداری همراه توسط تعداد زیادی از بانکهای خصوصی و دولتی در ایران ارائه میگردد ولی با این حال مشتریان توجه کمی به این خدمات دارند و با وجود در دسترس بودن این خدمات، از آنها استفاده نمیکنند. از این رو مهم است بدانیم کاربران به چه دلایلی تصمیم به استفاده یا عدم استفاده از سیستمهای بانکداری همراه میگیرند. این دانش به طراحان سیستم و توسعه دهندگان آن در موفقیت سیستم کمک میکند. تاکنون مدلهای بسیاری برای پذیرش فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی ارائه شده است. از، جمله ی این مدلها میتوان به تئوری اشاعه ی نوآوری ، تئوری عمل مستدل ، تئوری رفتار برنامه ریزی شده مدل انگیزشی ، مدل پذیرش فناوری ، مدل استفاده از کامپیوترهای شخصی ، تئوری شناخت اجتماعی ، تجزیه شدهی تئوری رفتار برنامه ریزی شده ، تئوری یکپارچه ی پذیرش و استفاده از فناوری و مدل تناسب وظیفه- فناوری اشاره کرد. این تحقیق بر دو نمونه ی این مدلها که نسبت به سایر مدلهای ارائه شده برای به کارگیری در زمینه ی پذیرش بانکداری همراه، کاملتر و مفیدتر به نظر میرسیدند، متمرکز شده است.
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
۱-۵-۳) تئوری یکپارچه ی پذیرش و استفاده از فناوری
تئوری یکپارچه ی پذیرش و استفاده از فناوری در سال۲۰۰۳ توسط ونکاتش¹ و همکارانش در جهت توسعه ی مدل پذیرش فناوری ارائه شد. مدل پذیرش فناوری را دیویس² در سال ۱۹۸۵ بر اساس تئوری عمل مستدل ارائه کرد. این مدل به صورت اختصاصی، رفتارهای اشخاص را در ارتباط با کاربرد کامپیوتر و انواع فناوریهای کامپیوتری توضیح میدهد. اساس مدل پذیرش فناوری را دو تصور یا عقیده خاص که از عوامل اصلی مرتبط با رفتارهای پذیرش رایانه هستند تشکیل میدهد: سودمندی درک شده و سهولت استفاده ی درک شده. سودمندی درک شده احتمال ذهنی شکل گرفته در کاربران درباره مفید بودن یک سیستم وابسته به فناوری اطلاعات است، به این ترتیب که هر چه آن سیستم عملکرد کاری آنها را در بستر سازمانی بهبود ببخشد مفیدتر است و در نتیجه بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. سهولت استفاده درک شده، احتمال ذهنی شکل گرفته در کاربران درباره آسانی استفاده از یک سیستم وابسته به فناوری اطلاعات است، به این ترتیب که هر چه یک سیستم نیاز به تلاش کمتری برای یادگیری و استفاده داشته باشد، بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت چنین به نظر میرسد که هر چه استفاده از سیستمی برای کاربران مفیدتر و آسانتر باشد، احتمالا توسط آنها بیشتر مورد پذیرش قرار میگیرد. در این مدل سهولت استفاده ی درک شده بر سودمندی درک شده هم تاثیر دارد.(باقری ۱۳۸۷)
۱-۵-۴) مدل تناسب وظیفه- فناوری
مدل تناسب وظیفه- فناوری توسط Goodhue و Thompson در سال ۱۹۹۵ ارائه شده است. این مدل بیان میکند که کاربر فقط در صورتی فناوری اطلاعات را میپذیرد که مناسب کارها و وظایفش باشد و کارایی اش را بهبود ببخشد(.(Zhou et al. ۲۰۱۰ توانایی فناوری اطلاعات در پشتیبانی از وظایف توسط عنصر “تناسب وظیفه با فناوری” که بر تناسب قابلیت‌های فناوری با نیازهای وظایف دلالت میکند، مشخص میگردد.(Dishaw & Strong, 1999) مدل تناسب وظیفه – فناوری معتقد است که افراد، یک فناوری را بر اساس تناسب بین مشخصات فناوری ومشخصات وظیفه میپذیرند. ممکن است یک فناوری از نظر کاربر بسیار پیشرفته باشد ولی در صورتی که آن فناوری متناسب با وظایفش نباشد و کاراییاش را بهبود نبخشد، مورد پذیرش وی قرار نمیگیرد. به عبارت دیگر، پذیرش کاربران فقط توسط درک و نگرش آنها نسبت به فناوری تعیین نمیشود بلکه تناسب بین وظیفه و فناوری ..,نیز نقش موثری دارد (Zhou et al ( 2010)
۱-۵-۵ )مشخصات وظیفه :
مشخصات وظیفه ی مشتری شامل آن مشخصاتی از وظایف میشود که باعث میگردد مشتری بر جنبه های خاصی از فناوری اطلاعات تکیه کند.
۱-۵-۶) مشخصات فناوری :
مشخصات فناوری به آن مشخصاتی اطلاق میگردد که میتواند در جهت انجام وظایف مشتری به کار گرفته شود.
۱-۵-۷ )کارایی مورد انتظار:
درک مشتری از این که استفاده از سیستم به چه میزان به افزایش کارایی وی کمک میکند.
۱-۵-۸ )تلاش مورد انتظار:
مشتری در هنگام استفاده از سیستم، انتظار دارد که تا چه حد این سیستم به راحتی قابل استفاده و به کارگیری باشد.
۱-۵-۹ )اعتماد:
باور این که فروشندگان بر اساس انتظارات فرد رفتار کرده و از رفتار فرصت طلبانه اجتناب میکنند.
۱-۵-۱۰) تبلیغات :
تبلیغات شکلی از ارتباطات غیرشخصی با بهره گرفتن از رسانه های مختلف است که برای معرفی محصول یا خدمتی خاص به مشتریان جهت ایجاد انگیزه در آنها برای خرید یا استفاده از آن محصول یا خدمت، به کار میرود.
۱-۵-۱۱ )شرایط تسهیل کننده :
میزانی که یک فرد باور میکند زیرساختها و منابع مالی، سازمانی و فنی برای استفاده از سیستم موجود است.(محمدی و کارخانه، ۱۳۹۱)

 

۱-۶ )مدل تحقیق:

از این مدل برای بررسی عوامل موثر بر پذیرش بانکداری همراه در سیستم بانکی کشور استفاده خواهد شد.

 

۱-۷) فرضیات یا سوالات تحقیق:

در این تحقیق مدلی ارائه شده است برای پذیرش بانکداری همراه توسط مشتریان که در آن از دو مدل تناسب وظیفه- فناوری و تئوری یکپارچه پذیرش به عنوان مبنا استفاده شده است.
اما با توجه به نتایج تحقیق در پاسخ به سوال ابتدایی مبنی بر اینکه: “دلیل اینکه بانکداری همراه با وجود مزایای فراوان آن مورد استقبال قرار نگرفته اند چیست؟” نقش تبلیغات را مورد بررسی قرار داده و با بررسی مدل پیشنهادی ،و با بیان عوامل موثر بر پذیرش مدل پیشنهادی فرضیات مطروحه زیر را مورد بررسی قرار خواهیم دادیم.
فرضیه۱: کارایی مورد انتظار مشتری از بانکداری همراه بر پذیرش بانکداری همراه توسط کاربر تاثیرگذار است.
فرضیه۲ : اعتماد نقش موثری در پذیرش بانکداری همراه دارد
فرضیه ۳ : تبلیغات بر کارایی مورد انتظار مشتری از بانکداری همراه تاثیرگذار است
فرضیه ۴ : تبلیغات بر اعتماد مشتری تاثیرگذار است.
فرضیه ۵ : شرایط تسهیل کننده برای مشتری بر پذیرش بانکداری همراه توسط وی اثرگذار است.

 

۱-۸ )روش تحقیق:

این تحقیق از نظر هدف ، جزو پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد و از لحاظ نحوه گرد آوری داده ها با توجه به اینکه اجرای این تحقیق برای شناخت هرچه بیشتر شرایط موجود و یاری دادن به فرایند تصمیم گیری است و برای بررسی توزیع و ویژگی های یک جامعه آماری به کار میرود از نوع توصیفی-پیمایشی محسوب میشود .

 

۱-۹ )جامعه آماری

جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیای مشخص دارای یک یا چند صفت مشترک هستند. (حافظ نیا،۱۳۸۷ )
جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه مشتریان شعب بانک صادرات واقع در منطقه یازده شهر تهران میباشد که به هر نحوی خدمات بانکی خود را از طریق تلفن همراه انجام میدهند.

 

۱-۱۰ )نمونه آماری و روش نمونه گیری

با توجه به اینکه جامعه آماری نامحدود است از طریق جدول مورگان به تعیین حجم نمونه پرداختیم. تعداد نمونه مناسب براساس روش فوق ۳۸۴ نفر خواهد بود.

 

۱-۱۱)تعاریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق:

در مدل ارائه شده در این تحقیق تبلیغات ، کارآیی مورد انتظار ، شرایط تسهیل کننده ، به عنوان متغیرهای مستقل و پذیرش بانکداری همراه از سوی مشتری متغیر وابسته میباشد. بعلاوه اینکه اعتماد در این مدل هم متغیر مستقل و هم وابسته می باشد.

 

 

 

فصل دوم

 

 

 

 

 

بخش اول

تاریخچه بانک و بانکداری در ایران

 

۲-۱) بخش اول :

 

۲-۱-۱) تاریخچه بانک و بانکداری در ایران

بانکداری در ایران از قرون وسطی تا اوایل قرن نوزدهم منحصر به فعالیت‌های صرافی بود. صرافی‌های بزرگی در تبریز، مشهد، تهران، اصفهان، شیراز و بوشهر یعنی مراکز تجاری عمده آن دوره وجود داشتند. در این دوره هیچ موسسه دولتی یا بانک خارجی در کشور فعالیت نداشت و نقل و انتقال وجوه در داخل یا در خارج توسط صرافان انجام می‌گرفت. موسسات صرافی عمده آن روزگار شامل تجارت‌خانه برادران تومانیانس، تجارت‌خانه جمشیدیان، تجارت‌خانه جهانیان و شرکت اتحادیه بودند که فعالیت اکثر آنها تا قبل از سال ۱۳۰۰هجری شمسی متوقف گردید.
اولین بانکی که در ایران تاسیس شد، شعبه یک بانک انگلیسی بود که مرکز آن در لندن و حوزه فعالیت آن جنوب آسیا به‌ویژه هندوستان می‌بود. این بانک، “بانک جدید شرق” خوانده می‌شد. در سال ۱۲۶۶ هجری شمسی ابتدا شعبه‌ای در تهران ایجاد کرده و سپس به ایجاد شعب در اصفهان، بوشهر، تبریز، رشت، شیراز و مشهد اقدام نمود. در سال ۱۲۶۹ هجری شمسی، بانک دارایی‌های خود را به “بانک شاهی ایران” که این بانک نیز بانکی انگلیسی بود، فروخت و از آن پس بانک شاهی ایران جانشین بانک جدید شرق شد.(تارنمای بانک صادرات ایران www.bsi.ir)

 

۲-۱-۲ )بانک شاهی ایران

رویتر انگلیسی با اعطای وام به ناصرالدین شاه قاجار امتیازات بزرگی از وی گرفت که یکی از آنها حق تاسیس بانک بود. در سال ۱۲۶۷ هجری، امتیاز اول لغو شد و امتیاز دیگری به‌مدت۶۰ سال که اساس آن تشکیل بانک شاهی و انحصار انتشار اسکناس بود به وی اعطا گردید.مقر این بانک لندن بود و بانک تابع قوانین انگلستان بود. بانک از سال ۱۲۶۹ کار خود را آغاز کرده و “اولین اسکناس بانکی” را در ایران منتشر نمود. در سال۱۳۰۹ حق انحصاری نشر اسکناس از بانک خریداری شد و به بانک ملی ایران واگذار گردید.این بانک تا سال ۱۳۲۷، یعنی پایان مدت امتیاز ۶۰ ساله خود در ایران فعالیت کرد و سپس تا سال ۱۳۳۱ نیز بدون مجوز تحت نام “بانک انگلیس در ایران و خاورمیانه”به‌کار خود ادامه داد. (علیرضا هاشمی، ۱۳۹۲)

 

۲-۱-۳ )بانک استقراضی ایران

پس از تاسیس بانک شاهی، امتیاز تاسیس بانک دیگری به‌نام “بانک استقراضی ایران”به یکی از اتباع روسیه تزاری واگذار شد. مدت امتیاز این بانک ۷۵ سال بود. بانک در سال ۱۲۷۰ هجری شمسی با افتتاح یک اداره مرکزی و شعباتی در چند شهر شمال کشور کار خود را آغاز کرد. در سال ۱۲۷۷ دولت روسیه کلیه سهام این بانک را خرید و آن را تحت کنترل بانک دولتی پترزبورگ درآورد. در سال ۱۳۰۱ بر اساس توافق قبلی بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق، بانک به دولت ایران واگذار شد. این بانک هیچ‌گاه نتوانست سپرده قابل ملاحظه‌ای جذب کند و در انجام فعالیت‌های بانکی چندان موفق نبود. در سال ۱۳۱۲ این بانک در بانک کشاورزی ایران ادغام شد.(علیرضا هاشمی، ۱۳۹۲)
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

۲-۱-۴) بانک عثمانی

بانک عثمانی یک بانک انگلیسی بود که با سرمایه مشترک انگلیس و فرانسه در ترکیه امروزی تاسیس شد. این بانک در سال ۱۳۰۱ شعبه‌ای در تهران و شهرهای غربی ایران تاسیس نمود.

 

نظر دهید »
بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه¬های عرفانی مولانا- قسمت ۲
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فصل دوّم:
کلیات تحقیق
۲-۱- پیشینه‌تحقیق ۲۰
فصل سوم:
روش تحقیق
۳-۱- روش تحقیق ۲۲
۳-۲- جامعه آماری ۲۲
۳-۳- ابزار گردآوری داده‌ها ۲۲
۳-۴- محدویت‌های تحقیق ۲۳
فصل چهارم:
تجزیه و تحلیل ابیات ملاپریشان
۴-۱- خداشناسی از دیدگاه ملاپریشان ۲۵
۴-۱-۱- بِسْمِ الله ۲۵
۴-۱-۲- شناخت خداوند ۴۰
۴-۱-۳- قدیم بالذات ۷۰
۴-۲- نبوّت و ولایت از دیدگاه ملاپریشان ۷۷
۴-۲-۱- نبوّت ۷۷
۴-۲-۲- چهارده معصوم ۱۰۰
الف
۴-۲-۳- شیر و برنج ۱۰۷
۴-۲-۴- یاعلی ۱۱۸
۴-۳- انسان کامل از دیدگاه ملاپریشان ۱۲۷
۴-۳-۱- مِعراج نَبیّ اکرم ۱۲۷
۴-۳-۲- دربیان مقام انسان ۱۵۲
۴-۳-۳- صفات پسندیده ۱۵۵
۴-۴- تقابل عقل وهوش از دیدگاه ملاپریشان ۱۶۰
۴-۴-۱- گفت و گوی عقل و هوش ۱۶۰
۴-۵- دیدگاه ملا پریشان درباره صوفی نماها ۱۷۱
۴-۵-۱- خودستایی ۱۷۱
۴-۵-۲- دَر رَدِّ صُوفیَه مُنْکِران نماز ۱۷۵
۴-۶- مَرمُوزات از دیدگاه مُلاپریشان ۱۸۲
۴-۶-۱- مرموزات ملا ۱۸۲
فصل پنجم:
خلاصه ی تحقیق، نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- خلاصه‌ی تحقیق ۱۸۷
۵-۲- نتیجه گیری ۱۸۸
۵-۳- پیشنهادها ۱۹۰
منابع و مآخذ ۱۹۱

 

مقدمه

شرایط سیاسی، اجتماعی لرستان
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
منطقه‌ی لرستان درشمال غربی ایران واقع شده است. اغلب ساکنان این منطقه را قوم لر و لک تشکیل می‌دهد. طوایف لر کوچک قبایلی مخلوط از کردهای آسیای صغیرولرهای ایرانی هستندکه در بین عراق عرب و عراق عجم، ییلاق و قشلاق می‌کردند و خراج خود را به دیوان بغداد می‌دادندو کمتر حاکمی ازخود داشتند. (ر. ک. میرنصرت الله، ۱۳۸۷: ۲۳)، لرستان و عیلام دردوره ی ساسانی ازلحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین (پَهلَه) یا (پَهلَو) بوده است، یعنی استان بزرگی که بعدها اعراب آن را (‌جبال) یعنی (کوهستان) نامیدند و مناطق مختلفی از ایران ازجمله شهرهای: اصفهان، ری، همدان، کرمانشاه، دینور، ماسَبَذان، مِهر جَانقَذَی، نهاوند، قم، قزوین و… در بر می‌گرفته است.
ازمیان این شهرهاومناطق یادشده نواحی(عیلام ولرستان) به ترتیب بر(ماسَبَذان) و (مِهرجَانقَذَی)که منطقه سیمره بوده منطبق می‌شده است، هردو نام تا قرن اوّل اسلامی برسرزبان جاری ودرکتاب ها درج بوده است. در زمان ساسانیان مردم منطقه سیمره به اردشیربابکان درتاسیس دولت ساسانی کمک کردند، مردم منطقه سیمره درسال ۲۱هجری به تصرف اعراب مسلمان درآمدند.(ر. ک. خودگو، ۱۳۷۸: ۱۳ – ۱۴)
پادشاهان تیموری و شاهزادگان بر مذهب حنفی بودند، اما تصور نمی‌شود معتقدان به سایر مذاهب چون: اهل سنت و شیعیان را به پیروی از مذهب خود مجبورکرده باشند. این امر آزاد اندیشی و آزادمنشی برخی از شاهان و شاهزادگان تیموری را در امر مذهب و حکومت نشان می‌دهد. با وجودی که پادشاهان تیموری از مذهب حنفی پیروی می‌کردند، شیعه قدرت گرفت ودرقرن‌های هفتم وهشتم با وجود دفاع دولت تیموری از مذهب تسنن، اندک اندک مذهب تشیع روبه قوت وقدرت نهاد و بر منابرخطبه به نام امامان شیعه خوانده شد. این وضعیت موجب شد شاعران شیعه به ذکرومنقبت پیامبراسلام وامامان شیعه بپردازند. تاجایی که درهمین دوران وکمی بعد ازآن، شاعران اهل تسنن لب به ذکرامامان شیعه بازکردند. ازآن بین جامی شاعر قرن نهم را می‌توان نام برد. شیعیان درزمان شاهرخ که ارادت خاصی به آل علی علیه‌السلام داشت، سعی کردندموقعیت خود را مسجل کنند امّا موفق نشدند. همین امرمقدمه‌ای برای موفقیت شیعه دردوره‌های بعدی شد. (ر. ک. صفا ذبیح الله، ۱۳۷۹: ۳۵ – ۳۶).
در مقدمه دیوان ملاپریشان که توسط مرحوم اسفندیار غضنفری امرایی جمع‌ آوری شده است، به ذکرفرقه حروفیه اشاره شده است. ایشان متذکرمی‌شوندکه ملا از پیروان فرقه‌ی حروفیه و از مبلغان این فرقه در لرستان بوده است. مؤسس فرقه حروفیه، فضل‌الله نعیمی استرآبادی (۷۴۰ ـ ۷۹۶ یا ۸۰۰ ـ ۸۰۴) بوده، که در نیمه دوم قرن هشتم می‌زیسته است. (ر. ک. دیوان ملاپریشان: الف ـ ث)
در سال (۷۹۶ یا۸۰۰ ویا۸۰۴) به دست میران شاه (جلال الدین) فرزند تیمورکشته و سوزانده شد. از زندگی فضل‌الله نعیمی استرآبادی اطلاعی در دست نیست، وی یک اثرمشهوربه نام {جاویدان} کبیردارد، نعیمی مدعی حلول است. دشمنان فضل‌الله سعی کرده‌اند تا افکار و سخنانش راباطل وبی‌ارزش جلوه دهند چون، فرقه حروفیه مانندفرقه اسماعیلیه ازرمزبرای بیان اصطلاحات عرفانی استفاده می‌کردند. سرانجام مورد تنفربودند، تا این که فضل‌الله بدست میرانشاه فرزندتیمورکشته شد. سرانجام یکی از طرفداران او به نام (احمد لر) به خون خواهی وی پرداخت، سرانجام پیروانش در بلاد اسلامی پراکنده شدند، تا این که به تبلیغ پرداختند. اینان برای بیان عقاید خود ازحروف الفبا به صورت رمزاستفاده می‌کردند، وبرای اشیاء دوبطن بیان می‌کردند: یکی باطن که نامحسوس وهمان روح است، دیگری ظاهر که محسوس وقابل رویت است. درنتیجه قوت ازلی همان ذات مطلق که باطن ونامحسوس است وظاهرسی ودوحرف الفباست، که وسیله افاضه ازباطن به ظاهر می‌باشد. (ر. ک. ذبیح الله صفا، ۱۳۷۹: ۳۸-۳۹).
لک‌ها چه قومی هستندودرکجا ساکنند؟
بایدگفت قوم لک یکی ازقدیمی‌ترین اقوام کهن ایران است، لک‌ها درمناطق مرکزی زاگرس، شمال وجنوب آن بین استانهای همدان، کرمانشاه، لرستان، ایلام و شمال خوزستان قراردارند و به آن لکستان می‌گویند. این منطقه شامل شهرهایی چون: اسدآباد، ملایر، نهاوند، توسیرکان، کرمانشاه، هرسین، صحنه، کنگاور، جلالوند، هلیلان، خرم‌آباد، بروجرد، نورآباد، الشتر، کوهدشت، رومشکان ودره‌شهراسکان دارند. این مردم زبانی مخصوص به نام لکی دارند که ازنظرریشه‌ای باگویش‌های کلهری، لری، اورامی و بختیاری یک ریشه مشترک دارند. (ر. ک. کوچکی رشید، ۱۳۸۷: ۱۲)
مذهب اقوام لر
از دوران پیش ازاسلام تاکنون مذاهب و مسالک گوناگونی درلرستان رواج داشته است، این مذاهب چه در قالب ابتدایی نظیر توتمیسم وچه درقالب پیشرفته آن همانند: زرتشت و اسلام، نقش شایانی درزندگی اجتماعی و فرهنگی این مرز و بوم داشته‌اند. پیش از اسلام مذهب باستانی ساکنان دره‌های زاگرس ونواحی غربی ایران، مرکز پرستش رّب‌الارباب بوده است. همان طوری که زمانی(گیلگمش)، قهرمان افسانه‌ای را مردم بین‌النهرین به خدایی برگزیدند. درلرستان معابد و پرستشگاه‌هایی بوده که مسلمانان پیروزسعی درازبین بردن آنها وتبلیغ دین اسلام می‌کردند، مردم لرستان به دین اسلام مذهب اهل تسنن که دین خلفا بود روی آوردند.قرن هفتم دوره حاکمیت مغولان بر ایران واتابکان لربرلرستان بوده است. این دوره مذهب تسنن بیشترین پیروان را درلرستان داشت. برخی ازامرای لرکوچک به مذهب اهل سنت سخت پای‌ بند بودند.
چنان که یکی ازامرای معروف، به نام بدرالدین مسعود(۶۵۸ ـ۶۴۰ ه.ق) از فقهای بزرگ درمذهب سنی شافعی به شمارمی‌آمد. ازقرن هشتم به بعد بخصوص ازنیمه دوم قرن هشتم، اتابکان لرکوچک ومردم لرستان همگام با برخی مناطق ایران به تدریج به آیین تشیع گرایش پیداکردند. تاآغاز قرن دهم زمان تشکیل دولت صفویه جمع کثیری ازمردم لرستان به مذهب تشیع روی آورده بودند. از جمله عوامل گرایش به مذهب تشیع را می‌توان به این موارد اشاره نمود: یکی تساهل مذهبی مغولان، ایلخانان وگرایش برخی از سلاطین به مذهب شیعه. دیگری قیام‌ها وجنبش‌های مردمی تحت لوای این آیین مقدس که شامل قیام: سربداران خراسان‌، مرعشیان مازندران و حروفیه بوده است. معروف‌ترین این قیام‌های سیاسی و مذهبی قیام حروفیه بود، که دردوره تیموری شکل گرفت. هدف این قیام مبارزه با حکومت جابرانه ی تیموریان براساس تفسیر و تأویل حروف الفبا بود، رهبراین جنبش فضل الله استرآبادی بود. (ر. ک. خودگو،۱۳۷۸: ۱۵۸ – ۱۶۳)
گستره‌ی جغرافیایی زبان لکی
زبان لکی دربین بعضی ازطوایف لرستان همانند: دلفان، سلسله، بیرانوند وبرخی طوایف طرحان رایج است. گستردگی این زبان درخارج ازلرستان چشم گیراست، در مناطق وسیعی از استان کرمانشاهان چون: هرسین، دهستان‌های عثمانوند، جلالوند و به گفته‌ی مجمل‌التواریخ آنهایی که (وند) دارند از جمله ایلات: زنگنه، کلهر و اقوام: احمد‌وند‌،کاکاوند، قلی علی‌وند، جلال‌وند، جلیل‌وند، مافی‌وند، بهتولی‌وند، قوریه‌وند، خلیل‌وند، خواجه‌وند، زبیره‌وند، نانکی‌وندو بوجولوند بودند، که درگذشته جزوپشتکوه لرستان به شمارمی‌آمدند. این اقوام درمنطقه هلیلان استان ایلام تا استان کرمانشاهان ساکن بوده‌اند، همچنین محدوده زبان لکی ازمنطقه، رازان درشمال شرقی خرم‌آباد شروع و به صورت نیم دایره‌ای تاغرب ادامه یافته است. این مناطق درلرستان شامل: هرو، الیشتر، خاوه ودلفان را در برگرفته است، سپس ازکرمانشاه مناطق هرسین، قسمت جنوبی هرسین درودفرامان (این منطقه امروزه درکنارجاده هرسین کرمانشاه قراردارد)، عثمان‌وند و جلال‌وند را دربرمی‌گیرد. زبان لکی مناطق لرستان باگویش‌های: گورانی وکرمانشاهی همبستگی فراوانی دارد. (ر. ک. امان اللهی بهاروند، ۱۳۸۵: ۵۵ – ۵۷).
زبان کردی نام یک دسته از زبان‌هاولهجه‌های مردم ساکن درنواحی کردنشین کشورهای: عراق، ایران و ترکیه است وبه دودسته تقسیم می‌شوند: ۱-کردی دِمْلی که خاص نواحی غربی است. ۲- کردی گورانی خاص نواحی جنوبی است وخودشان به لهجه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند ودر زبان کردی گورانی بیشتر کتب مذاهب اهل حق بدان نوشته می‌شود. زبان کردی اخص را کرمانجی می‌نامندکه به لهجه‌های مختلفی به نام مُکری، سلیمانیه‌ای، سنندجی، کرمانشاهی و زندی تقسیم می‌شوند. زبان کردی شمالی بالهجه غربی یکی است ومردم این منطقه ادبیات خود را به این زبان می‌نویسند، امّا با این همه بازهم مانند اکثر زبان‌های دنیا از تأثیر زبان همسایگانش درامان نمانده است.
زبان و لهجه‌های جنوبی شامل زبان فارسی میانه(پهلوی) که از زبان پارسی سرچشمه می‌گیرد، آثارزبان فارسی میانه پهلوی مربوط به بعدازظهوراسلام است. این زبان ازنظرسیاسی، اجتماعی ومذهبی تحت نفوذ دین اسلام قرار می‌گیرد، دستوروقواعد زبان فارسی دنباله همان زبان فارسی میانه پهلوی است. زبان فارسی تنها زبانی است که تحت تاثیر لهجه‌های ایرانی نواحی شرقی قرارگرفته است، همچنین لهجه‌های جنوبی که شامل زبان‌های: لری وبختیاری است به زبان(لری) معروف شده‌اند، امّا این لهجه‌ها گسترش چندانی نداشته‌اند. لری امروزی نسبت به لری گذشته بسیار ساده شده و صورت تصریفی این لهجه‌ها از بین رفته است، تاجایی که صورت افعال در لهجه‌ها بسیار ساده شده است. صورت‌های تازه‌ای برای ادای تفاوت زبان‌ها و وجوه افعال رواج یافته است ولهجه لری از دوماده ماضی ومضارع ساخته می‌شود. (ر.ک. یارشاطر احسان، ۱۳۷۳: ۱۸ – ۲۰)
برخی از طوایف لرستان به زبان لکی تکلم میکنند، که به گویش (کلهری) یعنی شاخه ای ازگویشهایی که به اصطلاح(کردی جنوبی) نامیده میشوند پیوند دارد. قدیمیترین منبعی که ازشعبات ایرانیان باستان یعنی پارسیان و مادها نام می برد، (کتاب تاریخ) نوشته هرودت مورخ نامداریونانی است، که متجاوز از۲۴۰۰ سال پیش می زیسته است. ظاهراً ازمنطقه قیلاب لرستان دیدن کرده است ازده طایفه پارسی که لرها جزوآنها به شمارمی آیندنام برده است.(ر.ک. امان اللهی بهاروند، ۱۳۸۵: ۱۲۸ – ۱۲۹)
لکها ازنظرفرهنگ ومنش با لرها همانند هستند ودرتمام وجوه اعتقادی وکنش‌های فرهنگی و بومی با یکدیگر همسان و هم رفتارند. از قدیمی‌ترین آثاری که واژه‌های لکی و لری درآن فراوان به کار رفته دوبیتی‌های: باباطاهر و قطران تبریزی است. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق و اعتقاد و یا حماسه و احساس بوده است. ازاین روتعدادی دیوان شعربه زبان لکی درلرستان به چاپ رسیده است. ازجمله دیوان ملاپریشان لک، توسط اسفندیار غضنفری، سروده‌های یارسان توسط ماشااله سوری و…. لک نام قوم اصیل ایرانی است، که دردره سیمره حد فاصل بین استان‌های: همدان درشمال وخوزستان درجنوب ایران ساکنند. قدیمی‌ترین تمدن شناخته شده بشری درکنارهای رودخانه سیمره وکوه‌هاودره‌های اطراف آن بوده است. زبان لکی زبانی است: کهن که پر ازواژه هاواصطلاحات است، وواژه‌های بیگانه کمتردرآن راه یافته است.
زبان ساکنین دره سیمره شامل سه زبان: لکی‌، لری وکردی است، همه آنها ازیک ریشه اند امّا لکی درغرب بیشترگسترش یافته است. «اگر منظور از از این که این سه زبان از یک ریشه فارسی پهلوی باستان باشد درست است، ولی لکی و کردی از ریشه ی خانواده های شمال غربی {قوم ماد}است، ولری از ریشه و خانواده های جنوب غربی {قوم پارسی} است.» (نظر دکتر عزت الله سپهوند) ویژگی زبان لکی ایستادگی ومقاومت در برابر واژه‌های بیگانه است، برخلاف زبان فارسی که واژه‌های بیگانه‌ی زیادی درآن راه یافته است. امروزه ساکنین دره سیمره شهرنشینانی چون؛ هرسین، صحنه، بیستون و… به زبان لکی صحبت می‌کنند. زبان لکی به زبانهای ایران باستان وحتی فارسی امروزی بسیارنزدیک وازحیث کثرت لغات وواژه‌ها بسیارغنی است. زبان لکی به پهلوی بسیارنزدیک است. لازم به ذکراست ساکنین دره سیمره امروزه شامل: سنجابی، کلهر، ماهیدشت، شیروان چَرْدَا وُل، ایلام،سرابله، مهران، دهلران، کندوله و… می‌باشد، که در گذشته‌ها به زبان لکی صحبت می‌کرده‌اند. امّا امروزه به زبان‌های کردی، کلهری وسنجابی صحبت می‌کنند. برخی از زبان‌ها دچارآمیختگی شده‌اند مانند: کردی با لکی، لکی با لری به عنوان مثال دینوری‌ها واهالی بیستون که درمرز لکستان باکردهای کامیاران وکرمانشاه قرار گرفته‌اند، باگویش ناشناخته‌ای بامشخصات لکی وکردی صحبت می‌کنند. ساکنین دینورمیان سه زبان؛ یعنی لک‌های صحنه وهرسین وکردهای کردستان وترک‌های سنقر قرار گرفته‌اند، که ازنوعی گویش بی‌پایه واساس رنج می‌برند. حتی سلسله کریم خان زنداصیل‌ترین سلسله ایرانی است، کریم‌خان زند وصادق خان فرزندان، ایناق خان ازبرگزیدگان طایفه لک بوده‌اند. این‌ها همه دال براصالت وریشه داربودن زبان لکی است.(ر.ک. رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۴۷ – ۵۰)
دونظریه مختلف درمورد زبان لکی وجود دارد: یکی لکی راجزکردی جنوبی دانسته‌اند؛ درحالی که گویش‌های کردی جنوبی چون، کلهر، کرمانشاهی و ایلامی هرسه شاخه‌ای از زبان لکی هستند. دیگری لکی را با اورامی یکی دانسته‌اند، این نظریه درست‌تر به نظرمی‌رسد، بایدیادآورشدزبان لکی زیرمجموعه زبان اورامی نیست. این دوزبان هردوبجای مانده اززبان های ایران باستان چون اشکانی وساسانی هستند. زبان لکی وگویش‌های مختلف آن عبارتنداز: ۱-لکی کهن زبان ایلام باستان ۲-زبان لکی فعلی شامل: فَهْله، پَهلَه، پَهلوی و لکی اوستا. ۳-لکی اهوراییان شامل: هورایی، اورامی و اوجی. (ر.ک. کوچکی رشید، ۱۳۸۷: ۲۵)
ادبیات ازدیربازبه دوصورت کتبی و شفاهی بوده است، اما به علت ساختار وگویش لکی مشکلاتی در نوشتار این ادبیات غنی وجود داشته است. ادبیات به صورت شفاهی(فولکور)یا سینه به سینه بوده و ترانه‌ها، شعر، آواز، افسانه، قصه، اسطوره و یا باورها به مدد حافظه از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است. لرستان از نظر ادبیات مکتوب ضعیف بوده، کمتر اثری از مردمان این سرزمین بر جای مانده است. علت آن هم مسایل؛ اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی لرستان بوده است، که درشیوه گفتار و نوشتار مردم لرستان بی‌تاثیر نبوده است. دردوره اتابکان به دلیل حاکمیت اتابکان شیوه زندگی مردم ساده و بی‌پیرایه بوده است، درنتیجه دیوان‌هایی ازآنان برجای مانده است. شاعرمعروف دوره اتابکان لرکوچک ملاپریشان است، اصالتاً ایشان از مردم لرستان منطقه دلفان بوده، که در نیمه دوم قرن هشتم می‌زیسته است و به زبان شیوای لکی شعرسُرایی می‌کرده است.(ر. ک. خودگو، ۱۳۷۸: ۱۶۹ – ۱۷۴)
عکس مرتبط با اقتصاد
لَک: [لَ]{اِخ} طایفه‌ای از ایلات کرد ایران هستندکه در: کلیایی کرمانشاه، همدان، اصفهان،کردستان، افندآباد، چهارکاوه و علی‌وردی، دهی از دهستان‌های نازلو بخش حومه‌ی ارومیه، نام یکی از دهستانهای قروه شهرستان سنندج ودهی از دهستان خدابنده لو از قروه سنندج. لک نام طایفه‌ای ازایلات کرد ایران که در کرمانشاه، همدان، اصفهان، کردستان مسکن دارند. (ر.ک.دهخدا،۱۳۷۲:۱۲/ ۱۷۴۳۲ – ۱۷۴۳۳)، «چون در آغاز پیدایی و تجمع خود حدوداً صدهزار خانه بوده اند، آنهارا (لک)یعنی صدهزارخانه نامیدند.» و لک واژهای اوستایی است و به معنی صد هزار واحد شمارش است. (همان:۱۷۴۳۳)
لکی ولری دو گویش مردمان لرستان است. در فرهنگ فارس اسدی [لَک، لَکا ولاک] با واژه رنگ سرخ مترادف دانسته است، برهان قاطع آن را بر اکراد صحرانشین اطلاق کرده، رابینو مهاجرت قوم لک دلفان و سلسله را از ماهیدشت کرمانشاه در زمان شاه عباس صفوی می‌داند. (ر.ک. فتح الهی،۱۳۸۹: ۷۱)
زندگی‌نامه‌ی ملاپریشان
ملاپریشان عارف وشاعرمعروف نیمه دوم سده هشتم هجری قمری است. صدیق صفی‌زاده(بوره کی) می‌گوید: ملا ‌ابوالقاسم دینوری معروف به ملا پریشان درسال ۷۵۷ هجری در دینورتولد یافت، وی مبادی علوم را درهمان جا فراگرفته است. سپس درخدمت عالمان دین، فقه، تفسیروحکمت رافراگرفت، پس ازاخذ اجازه مابقی زندگیش را به تدریس و وعظ وارشاد مردم بسر برده و در سال ۸۳۵ هجری قمری جهان را وداع گفت. ملا درفقه، اصول و تفسیرتبحرداشته و شعر نیز می‌سروده است، اشعاراودلنشین وزیباست. دیوان وی به نام: پریشان معروف و شامل اشعار مذهبی، فلسفی وعرفانی می‌باشد. مورخین کُرد همانند: مردوخ کردستانی، فتحعلی زیباجویی، صدیق صفی زاده او را اهل دینورمی‌دانند. محمدعلی سلطانی نیزدرحدیقه سلطانی بیانات نویسندگان کُردرا تأیید‌ می‌کند. اما نویسنده‌ای منصف به نام خانم ناهید اشرفی، درصفحه‌ی (۷۳ نشریه آدینه) به نسخه‌ای ازدیوان ملاکه درکمبریج انگلستان موجود است، به این موضوع اشاره می‌کند که ملا اهل دلفان است. اشعارملا به زبان کُردی کرمانجی است، زبان خاص شاعران مردم استان‌هایی همچون: کرمانشاه، لرستان، ایلام وجنوب کردستان بوده است. وی بیان می‌کند که ملابر عقیده حروفیه بوده وازمحدثان فاضل شیخ بُرسی انتقاد کرده ودراوج اعتلای فرقه حروفیه بوده است. (ر.ک. کاظمی، ۱۳۸۰: ۷۶ – ۷۷)
استناد ایشان به ابیاتی است که از حروف مقطع قرآن کریم استفاده نموده است. درصورتی که این حروف اسرارقرآنی است نه رمزفرقه حروفیه. در ضمن ملا هیچ گاه از حروف رمزی که مربوط به فرقه حروفیه باشد، استفاده نکرده وگرایشی هم به این فرقه نداشته است. اگر مغرضانه نباشداین نویسندگان محترم از رموز عرفانی اطلاع چندانی نداشته، یا خواسته‌اند این عارف شهیررا با برچسب حروفیه ازدیدصاحبان فضل ودانش بیندازند. امید است با این مستندادت که دربیان اشعار و اصطلاحات آورده شده است، این فکرحروفیه بودن ملاپریشان از ذهن اندیشمندان این خطه فرهنگ دوست پاک شود ونویسندگان ومفسران اندیشمندان دست به قلم شده، این عارف گمنام رابیش ازآنچه هست به نسل جوان واندیشمند لرستان ودیگرمناطق لک‌نشین معرفی کنند. شایدسرمشقی برای دیگر شاعران وعارفان لک زبان باشد، تا آثاراندیشمندخود را درقالب اشعارلکی به خاص و عام بشناسانند، تاخود را درک کرده وبیش ازپیش به لک بودن خود افتخارکنند.
اخیراً نویسنده‌ای به نام اقبال امیری ساکن دینورکرمانشاه، درکتابی تحت عنوان تاریخ دینور مکتوب نموده است، ملاابوالقاسم دینوری معروف به ملاپریشان ازدانشمندان به نام عصرخودمی‌باشد. وی درزبان‌های عربی، فارسی، ترکی وکردی سرآمدعصرو روزگار خود بوده است. وی درقرن‌های هشتم ویانهم درقیدحیات بوده است. ملاپریشان باشیخ رجب بُرسی به مدت پنجاه سال دوست بوده است، شیخ رجب بُرسی درسال(۱۰۰۸ ه. ق) حیات داشته است. پس ملا درنیمه دوم قرن هشتم واوایل نهم می زیسته است. ملا مدت پنجاه سال باشیخ برسی دوستی داشته است، این استاد مسلم لک برزبان‌های: عربی، فارسی، ترکی وکردی استاد بوده است. ملاپریشان از مبلغین مذهب حروفیه و پیروان شیخ فضل‌الله نعیمی بوده است، که نعیمی درسال(۷۴۰ ه. ق) در قید حیات بوده وملاهم، پیرواین فرقه بوده ومثنوی اورابه زبان کردی آورده است.نمونه‌ای در وصف یزدان پاک بیان می‌فرماید:
ای مــژین آمــوز طفل شیرخور نــوربخش قمـر ژپیـرتو خور
ثنا گــوی ذاتش کوتــاه سـقالن پی بــردن و کنه ذاتش محالن
ژ ذات چون عاجز مانی بوس لب ژصـفات درک کر تتمه مطلب
بگـــذر ژی بلـــواتهــــا وبــن کوری کار نداشت ویش مکب
درکتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه ازعلامه تهرانی می‌گوید: ملاپریشان، شاگردشیخ رجب بُرسی بوده و دیوانی به زبان کردی دارد. وی درقرن نهم می‌زیسته ودیوانی داشته بابیش ازهزار بیت، که به نام معراج نامه معروف بوده است. (ر.ک. امیری،۱۳۹۰: ۱۷۹ – ۱۸۲)
امّا ملا خود به لر وکُرد بودنش اشاره دارد، شاید بخاطر حفظ رابطه بین مردم دو منطقه، کرمانشاه ولرستان باشدکه قرابت فرهنگی، اجتماعی زیادی باهم دارند.
هَر چَن ماوِرْدِم دَلیل ژَ قُرآن
مَوات یا لا نَدر کُرد یُخدُر ایمان
اسفندیار غضنفری امرایی گردآورنده، دیوان ملا درمقدمه به لک بودن وی اشاره کرده، با استناد به بیتی ازدیوان ملا اظهارمی‌دارد، ملاپریشان اهل منطقه غیاث وند ما بین سلسله ودلفان است.(ملاپریشان: چ)
ژَالــوارکــوه حــق پیــدامــیو
یــامـن فـی الـجبـال خـزایـنـه
ایرج کاظمی بیان می‌کند: «آقای علی محمد ساکی مقاله‌ای پیرامون حروفیه و ملاپریشان به این مضمون دارد: ناگزیراز(‌واژه‌نامه گرگانی‌) جناب دکترصادق ‌کیا ومتون حروفیه شدم. ملاپریشان بطوری که خودش می‌گوید: همزمان بارضی‌الدین محمدبن رجب بُرسی معروف به حافظ برسی، فقیه، محدث، فاضل وادیب اواخرسده‌ی هشتم واوایل سده نهم ارتباط داشته است. ملاپریشان دراوج اعتلای عقایدحروفیه زندگی می‌کرده، همچنین علیه شیخ رجب برسی انتقادکرده است». (کاظمی،۱۳۸۰: ۷۶ – ۷۷)

 

برای

نظر دهید »
بررسی جامعه شناختی جهت گیری¬¬های دینی دانشجویان دانشگاه¬های دولتی شهر اصفهان- قسمت ۶
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

– مقایسه انواع جهتگیریهای دینی در بین دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر اصفهان.
– شناخت وضعیت جهتگیریهای دینی دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر اصفهان با بهره گرفتن از الگو و مقیاسهای بومی طراحی شده.
– بررسی عوامل مؤثر بر جهتگیری های دینی در بین دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر اصفهان.

 

فصل دوم : ادبیات تحقیق

 

مقدمه:

اندیشه دینی و دینپژوهی در قرن نوزدهم مخصوصاً قرن بیستم ترقی و حتی تعالی شگرفی یافته است. یکی از اتفاقات جالب توجه قرن بیستم در خصوص اندیشه دینی این بود که دانشمندان بزرگی چون پوانکاره[۷]، ادینگتون[۸]، ماکس پلانک[۹]، اینشتین[۱۰] و هایزنبرگ[۱۱] در عین آنکه مجذوب پوزیتیویسم نشدند، شخصاً دیندار یا به نوعی معتقد به حقایق دینی بودند و این امر برای عامه مردم که پیشرفت علمی را با دین و دیانت مختلف میدانستند، مایه تأمل و عبرت بود.
امروزه دینپژوهی به شیوه علمی و با بهره گرفتن از روش های متبع در علوم اجتماعی و علوم انسانی و حتی علوم طبیعی از پیشرفته ترین تحقیقات رشته آکادمیک است. پس از شلایرماخر[۱۲] و امثال ویلیامجیمز[۱۳]، دین پژوهانی چون رودلف اتو[۱۴]، فاردو لیووو[۱۵] متکلمان و کلامشناسانی چون برونر[۱۶]، بارت[۱۷]،جان هیک[۱۸] و کونگ[۱۹] به عرصه آمدهاند که آثار و آرائشان تأثیری درازدامن و درازآهنگ بر فکر دینی و دینپژوهی در قرن حاضر به جای گذارده است. در این بین دلبستگی و علاقه پژوهشی روانشناسان بزرگی جون آلپورت[۲۰]، یونگ[۲۱]، فرانکل[۲۲] و دیگران نیز در دین قابل توجه است. در این پژوهشها، رویآوردهای متفاوتی به دین وجود دارد که از جمله میتوان به رویآورد تاریخی، روانشناختی، فلسفی، اجتماعی، ادبی، زیباشناختی، اخلاقی و نگرش شخصی به دین اشاره کرد( هیوم،۱۳۶۹ :۸-۱۲).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تحقیقات در زمینه های مختلف مذهبی، از جمله میزان مذهبی بودن، نیاز به مذهب، تأثیر آن بر سلامت جسمی و روانی، مراقبتهای بهداشتی و … به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. به طوریکه امروزه دهها کتاب و مجله در زمینه دین و کاربرد آن در زندگی انسان منتشر میشود.
رویآوردن دانشمندان در دوره رنسانس و پس از آن، چارچوبی کمی و تجربی را بر همه علوم و از جمله جامعهشناسی تحمیل کرد. توجه روزافزون به پرسشنامه ها و آزمونها در عرصه ها و شاخه های مختلف جامعهشناسی نیز حاکی از پذیرش علمی و روشمند همین پارادایم در جامعهشناسی است.
لذا در این تحقیق با توجه به اینکه هدف اصلی آن بررسی جامعه شناختی جهتگیریهای دینی در میان دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر اصفهان است، در بخش اول، ابتدا پیشینه تحقیق ارائه و در ادامه جهتگیری دینی تعریف و به انواع آن اشاره شده است، سپس مبانی نظری ارائه و چارچوب نظری تحقیق بیان و مدل نظری تحقیق تدوین شد.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

مرور تحقیقات انجام شده

در هر تحقیقی مرور کارهای انجام شده قبلی در رابطه با موضوع تحقیق، ضروری به نظر میرسد، حداقل مزیتی که این مرور دارد این است که محقق را از روند انجام تحقیق توسط دیگران و کیفیت تحقیقات آنها آگاه میسازد و او را نسبت به اشکالات و محاسن کار محققین قبلی آشنا میسازد و آگاهی از تحقیقات قبلی ممکن است الگوهایی را در رابطه با موضوع در ذهن ما ایجاد کند که باعث میشود تحقیق به صورتی دقیقتر انجام شود. در همین راستا مروری به تحقیقات داخلی و خارجی در زمینه موضوع مورد بررسی داریم.

 

تحقیقات داخلی

محمد پور(۱۳۹۰)، با بهره گرفتن از مدل پیشنهادی گلاک و استارک به سنجش چهار بعد دینداری دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز ساری که شامل ابعاد اعتقادی، مناسکی، عاطفی و پیامدی پرداخته است و با روش علمی، میزان و انواع دینداری دانشجویان و سهم هریک از انواع در میان آنها را مشخص کرده است. در این تحقیق، جهت سنجش اعتقادات دینی دانشجویان، پرسشهایی با محتوای اعتقاد به نظارت خدا بر انسان، اعتقاد به بهشت و دوزخ، میزان تحمل سختی برای دین مطرح شده است. نتایج بدست آمده از متغیر مناسک دینی دانشجویان حاکی از آن است که ۳/۴۰ درصد از دانشجویان هر روز نماز میخوانند. همچنین برای سنجش دیدگاه دانشجویان درباره ارتباط دین و دنیا پرسشهایی درباره جدایی دین و دنیا، دنیوی یا اخروی بودن تعالیم دینی، ظرفیت دین اسلام برای اداره جامعه و رابطه میان اعمال انسان، دین و آخرت او مطرح شده اند. در مجموع نتایج این تحقیق بیانگر آن است که اعتقادات دینی دانشجویان در سطح متوسط بوده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که رابطه مستقیم و معناداری بین تمام جنبه های دینداری جوانان دانشگاهی و نوع جهتگیری دینی عرفیگرایانه و بنیادگرایانه آنها وجود دارد.
کافی(۱۳۸۸)، بر این عقیده است که باید برای پاسخگویی به این پرسش که آیا کثرتگرایی نیز میتواند مسیری برای سکولار شدن باشد از چارچوب نظری سازهگرایی استفاده کرده است. برای رسیدن به این مهم، ابتدا به تعریف مفهومی اصطلاحات کثرتگرایی و سکولاریسم پرداخته، آنگاه با ارائه الگوی تحلیل، که در آن به عوامل کثرتگرایی و شاخصهای سکولار شدن اشاره شده است، مسئله تبیین میشود. دراین باره به نتایج زیر رسید: یکی اینکه کثرت گرایی معرفتی، سبب سکولار شدن افراد با تحصیلات عالیه میشود و دوم اینکه در ایران به علت پیروی از دین واحد و یکدست و تشکیل حکومت دینی بر پایه آن و اینکه کشوری به لحاظ دینی، واحد است، کثرتگرایی اجتماعی در آن موردی ندارد. لذا سکولار شدن افراد از این مسیر، به نظر محتمل نمیرسد.
غیاثوند(۱۳۸۰)، در تحقیق خود با بهره گرفتن از نظریات معرفت شناسانه پیتربرگر به تحلیل و بررسی گرایشهای دینی جوانان پرداخته است. در این تحقیق که به شیوه پیمایش انجام شده است به مؤلفه هایی چون، خصوصی شدن دین در بین جوانان، توسعه دین شخصی، توجه کمتر به مناسک جمعی، اولویت بخشیدن به انجام برخی مناسک و انتخاب آنها اشاره شده است. محقق از شکلگیری نوع جدیدی از دینداری خبر میدهد و آن شامل افرادی است که اعتقادی به انجام اعمال مذهبی ندارند و دینداری را به قلب و نیت پاک داشتن میدانند. غیاثوند این گروه را دینداران قلب پاک میداند. وی همچنین به بیشکلی دینورزی در جامعه اشاره میکند و معتقد است که با توجه به تغییرات اجتماعی که در زندگی شهری مدرن در جامعه شکل گرفته، نوع دینورزی معرفی شده برای جوانان تمامی جنبههای زندگی آنها را نمیپوشاند. بنابراین جوان در برخورد با مسائل روزمره زندگی اجتماعی راهی غیر از آنچه در دین معرفی شده برمیگزیند.
ملکی(۱۳۷۵)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیده که در جوامع صنعتی، اعضای طبقه بالا بیشتر به جنبههای زیبایی شناختی دین علاقهمندند. میزان مشارکت آنان در فعالیتهای دینی محدود است و بیشتر زمانی به امور دینی میپردازند که رسوم اجتماعی اقتضا میکند. در مقابل اعضای طبقه متوسط به واکنش نشان دادن در برابر جاذبههای دینی بر مبنای عقلانی و اخلاقی گرایش دارند و طبقات پایینتر واکنشی احساسی و بنیادگرایانه نسبت به دین دارند.
شجاعی زند، شریعتی و حبیب زاده(۱۳۸۵)، به این نتیجه رسیدند که میزان پایبندی دانشجویان به ابعاد مختلف دینداری از پراکندگی قابل توجّهی برخوردار بوده است؛ به طوری که پاسخگویان در ابعاد اعتقادات دینی، اخلاق و تکالیف فردی، بیشترین نمره و در عبادت جمعی، عبادت فردی و دانش دینی کمترین نمره را اخذ کردند. همچنین دینداری دانشجویان با ترکیب همه ابعاد و متغیرها بیشتر به سمت متوسط میل میکند.
آهنکوب نژاد (۱۳۸۸)، دریافت که دینداری جوانان شهر اهواز در ابعاد اعتقادی و عاطفی قوی و در ابعاد پیامدی و مناسکی نزدیک به متوسط است. نمره کل دینداری جوانان نیز در حد بالاتر از متوسط و نزدیک به زیاد به دست آمده است.
قربانی(۱۳۸۳)، دریافت که زنان به طور متوسط در همه شیوه ها و رویکردها، دیندارتر از مردان هستند. همچنین آنها به دینداری درونی، گرایش بیشتری دارند و به طور متوسط در سنین پایین تر احساس نزدیکی و ایجاد ارتباط معنوی با خداوند، را گزارش کردهاند.
محسنی تبریزی و کرم الهی (۱۳۸۸)، به بیان گونه شناسی هیل و هود از مقیاسهای غربی سنجش دینداری، مهمترین انتقادات مربوط به مقیاسهای مزبور را نیز مطرح کردند. سپس به بررسی مدلهای داخلی سنجش تجربی دینداری پرداخته اند. در مجموع آنها با تحقیق در بین دانشجویان دانشگاه آزاد و دولتی شهر قم دریافتند که پاسخگویان التزام نسبتاً بالایی به اعتقادات دینی، اخلاق و تکالیف فردی داشته و در مقابل التزام نسبتاً پایینی نسبت به عبادت جمعی، احکام سیاسی، تعظیم شعائر دینی و مشارکت دینی داشته اند. این یافته ها بیانگر گرایش به دینداری باطنی( التزام به ابعاد و نشانه های فردی دین)، در مقابل دینداری اجتماعی (التزام نسبت به ابعاد و نشانه های جمعی دین) است .
حبیب زاده خطبه سرا (۱۳۸۴)، برای سنجش تجربی وضعیت دینداری دانشجویان، از مدل شجاعی زند استفاده کرده است. براساس مدل مذکور، دینداری دارای ابعاد، نشانه ها و پیامدهایی است که میبایست در مطالعه آن از یکدیگر تفکیک شوند. نتایج به دست آمده، نشانگر پراکندگی قابل توجه میزان پایبندی دانشجویان در بین ابعاد مختلف دینداری است؛ به طوری که پاسخگویان در ابعاد اعتقادات دینی، اخلاق و تکالیف فردی بیشترین نمره و در عبادت جمعی، عبادت فردی (اعمال مستحبی) و دانش دینی کمترین نمره را اخذ کرده اند. از دید محقق، تفاوت نمرات ابعاد مختلف دینداری، نشانگر تضعیف دینداری سنتی (پایبندی افراد به همه ی ابعاد دینداری) در بین دانشجویان است.
سراجزاده(۱۳۷۵)، نشان میدهد که گرایشات دینی در میان نوجوانان طبقه اجتماعی پایین بیش از گرایشات دینی در میان نوجوانان طبقه اجتماعی بالا است که در واقع رابطه معکوس میان طبقه و دینداری را اثبات نموده است. بدین معنا که گرایش طبقه اجتماعی پایین به دین بیشتر است در این پژوهش گرایش به ابعاد متعدد دینداری به تفکیک، مورد بررسی قرار گرفته است.
مرشدی(۱۳۸۵)، به این نتیجه رسیده است که متغیرهای پایگاه اجتماعی و اقتصادی و محل تولد دانشجویان تأثیری بر سطح دینداری و نوع گرایشهای دینی آنها ندارد، اما جنسیت آنها بر این متغیر اثر دارد، به طوریکه باور دینی و پایبندی به اعمال فردی در بین دانشجویان دختر بیش از دانشجویان پسر است و گرایش به دین خصوصی و برخورد گزینشی با دین، در بین دختران کمتر از پسران است.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

تحقیقات خارجی

لِویس[۲۳](۲۰۰۵) به ارتباط میان جهتگیری دینی با شادی و مقابله مذهبی پرداخته است. داده های این پژوهش به وسیله نمونه ۱۳۸ نفری بزرگسالان در کشور انگلستان جمعآوری شده است. محقق جهت بررسی جهتگیری دینی از مقیاس آلپورت، برای سنجش شادی از پرسشنامه شادی و شادکامی آکسفورد و برای سنجش مقابله مذهبی از مقیاسهای مقابله مذهبی(خرده مقیاسهای مثبت و منفی) استفاده کرده است. نتایج این پژوهش گویای این مطلب است که ارتباط معناداری میان نمره شادی و شادکامی و دینداری وجود دارد ولی این ارتباط ضعیف میباشد. ولی محقق بر این عقیده است که با وجود ارتباط ضعیف میان دو متغیر، افرادی که دینداری بالایی داشتهاند، سلامت روانی بالاتری را تجربه کردهاند که این امر به توسعه انسانی جوامع کمک کرده و همچنین باعث عملکرد مثبت در زندگی شخصی بزرگسالان میشود.
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
جرج استولز[۲۴](۲۰۰۸) به این نتیجه رسید که محرومیت و تئوری بازار دین در مسیحیت به عنوان عوامل مؤثر بر میزان دینداری افراد هستند. همچنین زنان دیندارترند. استولز هویت قومی را به عنوان عاملی مؤثر بر میزان دینداری معرفی میکند.
فلر[۲۵](۲۰۰۷) معتقد است که پایگاه اجتماعی میتواند به عنوان تبیینکننده دینداری باشد. یافته های او پایه در ارزش داده های پیمایشی سالهای ۲۰۰۱-۱۹۹۹ دارند. داده های این پژوهش از ۳۹ کشور جمعآوری شده است. نتایج نشان دهنده همبستگی مثبتی بین پایگاه اجتماعی پایین و دینداری بالا در کشورهای مسیحی اروپایی است. نتیجه این پژوهش از تز محرومیت حمایت میکند. نتایج نشان داده که دینداری همبستگی منفی و معناداری با پایگاه اجتماعی دارد. همچنین سطح بالایی از دینداری در میان طبقات پایین وجود دارد. متغیر پایگاه اجتماعی، پیشبینی کننده وضعیت دینداری است. سطح دینداری در میان کسانیکه سواد کمتر دارند بیشتر است.
اُسلانر[۲۶](۱۹۹۹) با توجه به کارکردهای دین بر نقش ارزشهای دینی و مشارکت در نهادهای دینی بر ترویج مشارکت در عرصه های دیگر و اعطای کمکهای خیرخواهانه تأکید میکند. به نظر وی مردم مذهبی نسبت به افراد غیر مذهبی پایبندی بیشتری به انجام رفتارهای اخلاقی دارند.
موحد[۲۷](۲۰۰۲)، به بررسی رابطه دینداری و تمایل به حکومت دموکراتیک پرداخته است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که درصد قابل توجهی از پاسخگویان، تمایل بسیار زیادی به مشارکت سیاسی و حکومت دموکراتیک نشان دادهاند و تنها حدود ۴ درصد پاسخگویان مخالف دموکراسی بودهاند. نتایج این تحقیق در عین حال نشانگر عدم وجود رابطه معنیدار آماری میان تمایل به مشارکت سیاسی و دینداری پاسخگویان بوده است.

 

نتیجه گیری از پیشینه تحقیق

مروری گذرا بر پژوهشهای داخلی انجام شده در زمینه جهتگیری دینی نشان میدهد که علیرغم کثرت تحقیقات انجام شده، کلیه مطالعات گذشته یا به مقوله دینداری پرداخته و یا اینکه تنها به یک نوع از جهتگیری دینی پرداختهاند در صورتی که در این پژوهش به دنبال یافتن انواع جهتگیریهای دینی در بین دانشجویان میباشیم.
همچنین با مروری بر تحقیقات خارجی انجام شده به این نتیجه میرسیم که تحقیقات انجام شده در زمینه جهتگیری دینی، بیشتر به جنبه روانشناختی نزدیک بوده و به ارتباط جهتگیری دینی با مؤلفه های روانشناختی پرداختهاند و یا به یک جنبه از موضوع اشارهای داشتهاند. در این پژوهش سعی بر این است که به ارتباط انواع جهتگیری دینی با مؤلفه های اجتماعی پرداخته شود.

 

مبانی نظری

در این قسمت از پژوهش، ابتدا به دستهبندیهای موجود از جهتگیریهای دینی و سپس به ارتباطات نظریه ها با جهتگیری دینی پرداخته شده است.

 

جهتگیری دینی

درمورد جهتگیری دینی و انواع آن دیدگاه های مختلفی عنوان شده است. در برخی موارد تنها به معرفی جهتگیری های دینی پرداخته شده و هدف ارائه دسته بندیهای موجود در زمینه جهتگیری دینی میباشد که در ادامه به آنها اشاره شده است.

 

جهتگیریهای دینی از نظر آلپورت

از دیدگاه آلپورت، جهتگیری دینی به دو صورت درونی و بیرونی میباشد. وی قابل قبولترین روش متمایز کردن این دو قطب دین را این میداند که بگوییم شخصی با دین بیرونی، دینش را به کار میگیرد. فرد دارای جهتگیری دینی بیرونی، به شکل سودگرایانهای از دین در جهت بدست آوردن امتیازات مختلف استفاده میکند(Tahmasipour,2011:712-713). در صورتیکه شخص دارای دین درونی با دینش زندگی میکند. براساس نظر آلپورت، دین درونی، دینی فراگیر، دارای اصول سازمانیافته و درونی شده است که خود غایت و هدف است، نه وسیله برای رسیدن به هدف. شخصی که جهتگیری دینی درونی دارد با دینش زندگی میکند و دین با شخصیتش یکی میشود. درحالیکه شخصی که جهتگیری دینی بیرونی دارد، دینش با شخصیت و زندگیش تلفیق نشده است؛ برای او دین وسیلهای است که برای ارضای نیازهای فردی از قبیل امنیت مورد استفاده قرار میگیرد(Kaldester,1995:320).
دین بیرونی تجربه ای حقیقی و پایدار نیست و به منزله دفاعی در مقابل واقعیت است؛ یعنی دارنده این نوع دین، از آن به عنوان یک مکانیزم دفاعی استفاده میکند. بنابراین آلپورت مانند فروید این جنبه از دین را «روان آزردگی» نامید. همچنین آلپورت دین درونی را مطرح میکند که وسیله ای برای انتقال ترس یا تحقق آرزو نیست بلکه تجربه کاملی است که پذیرای استدلال علمی و هیجانی است. این رویآورد به دین، طبق نظر آلپورت بسیار سالم میباشد(Teosterdoie,1996:122).

 

جهتگیریهای دینی از نظر جان هیک

جان هیک نگرش های مختلفی را که در روند تحول موضعگیری مسیحیت ( کلیسا) نسبت به تنوعات و تکثّرات و یا به عبارتی تنوع ادیان شکل گرفته، به سه دسته تقسیم میکند: انحصارگرایی، شمولگرایی و کثرتگرایی. به اعتقاد هیک انحصارگرایی، نجات و آزادی انسان را منحصراً به یک سنت دینی خاص مرتبط می سازد، به نحوی که این از جمله عقاید دینی و مباحث ایمانی ایشان است که نجات منحصر به همین گروه خاص است و بقیه ابنای بشر یا از معرکه بیرون میمانند و یا اینکه به صراحت از قلمرو نجات و رستگاری مستثنی می شوند( هیک، ۱۳۷۸: ۶۵). کثرت گرایی عبارت است از قبول و پذیرش این دیدگاه که تحویل و تبدیل وجود انسانی از حالت خودمحوری به خدامحوری(حقیقت محوری)، به طُرق گوناگون در درون همه سنتهای دینی بزرگ عالم صورت میگیرد. به عبارت دیگر، تنها یک راه و شیوه نجات و رستگاری وجود ندارد، بلکه راه های متعدّد و متکثّری در این زمینه وجود دارد.
شمولگرا نیز مانند انحصارگرا تنها یک راه برای رستگاری و نجات قائل است و آن نیز صرفاً در یک دین خاص وجود دارد یا از طریق طرز تلقی پیروان مذهب خاصی در درون سنت دینی خاص حاصل میشود. با این حال وی معتقد است که همه میتوانند در این راه گام نهند. فرد شمولگرا درهای بهشت را کمی باز میکند، به گونه ای که پیروان ادیان دیگر نیز امکان ورود به آن را پیدا کنند، البته به شرطی که در سنت دینی خویش انسانهای درستکاری باشند. به این ترتیب دینداری شمولگرا در مرز بین انحصارگرایی و کثرت گرایی قرار میگیرد(همان: ۶۹).

 

جهتگیریهای دینی از نظر عبدالکریم سروش

سروش گونه شناسی از دینورزی ارائه کرده است. این سه گونه دینورزی عبارتند از:۱- مصلحتاندیش یا غایتاندیش ۲- معرفتاندیش ۳- تجربتاندیش
الف) دینورزی مصلحت اندیش
در اینگونه دینورزی غایت و مصلحت و نتیجه (دنیوی یا اخروی) عقیده و عمل، پیش چشم دیندار است. دینی است برای زندگی ( نه عین زندگی و نه برتر از زندگی).
در شکلهای آخرتگرایانه خالصش، جامه زهد و تصوف به خود میپوشد و در شکلهای دنیاگرایانهاش جامه سیاست و ملک. محور در آن با عاطفه و عقل عملی است. اگر عامیانه باشد عاطفه بر آن غلبه دارد و اگر عالمانه باشد، عقل عملی( یعنی همان قوهای که تناسب میان وسیله و هدف را میسنجد و برقرار میکند)(اباذری،۱۳۹۱: ۲۹).
دینورزی مصلحت اندیش عامیانه، علتی(غیر دلیلی)، میراثی، جبری(برگرفته نه از سر انتخاب و اختیار)، عاطفی، جزمی، آدابی- مناسکی، ایدئولوژیک، هویتی، سنتی و عادتی است. حجم عمل در این گونه دینورزی ملاک غلظت و رقت ایمان است. حج بسیار کردن، به زیارت قبور رفتن، نماز بسیار گزاردن و امثال آن. شخص دیندار با اینگونه اعمال خود را موفقتر و به خدا نزدیکتر احساس میکند. آداب و مناسک دسته جمعی نهال اینگونه دینورزی را بیش از همه چیز آبیاری میکند. وفور دعاهای دسته جمعی، روضه خوانیها، اعتکافات، نمازهای جمعه و نمازهای جماعت مایه افتخار اینگونه دینورزی است. اینگونه دینورزی از آنجا که میراثی و موروثی است، و با دلیل فراهم نیامده، و تقلید و تعبد در حصول و دوام آن نقش اول را دارد، و بیشتر به عمل میپردازد تا به تأمل و تعقل(سروش،۱۳۷۸: ۲۲).
ب) دین ورزی معرفت اندیش
در این نوع دینورزی، سخن از ناز خداوند و اولیای او نمیرود، آن به تجربتاندیشان تعلق دارد. اینجا هم سخن از رازهاست؛ اما نه راز به معنی اسطوره، بلکه به معنی معما و معضلی عقلی که کلنجار رفتن با آن عین حیات عقلانی یک پهلوان خردورز است. آنهم عقل نظری که به تناسب دلیل و مدعا حساس است، نه فقط عقل عملی که حساسیتش معطوف به تناسب وسیله و هدف است. اگر دینورزی مصلحت اندیش را با جزم عقیدتی مشخص کنیم، دینورزی معرفتاندیش، با بیجزمی یا حیرت عقلانی مشخصمیشود، و بر این قیاس دینورزی تجربت اندیش هم مشخصه یقین را خواهد داشت. لذا با ورود به عرصه معرفتاندیشی؛ جزم با شک و حیرت سودا میشود و راه برای ورود به عرصه یقین، با فاصله گرفتن از جزم هموارتر میگردد( همان: ۳۰).
دینورزی معرفتاندیش، بیثبات و سیال است. دینورزی عوامانه ثبات فلج گونه دارد. اما چنان یکدستی و یکنواختی را از دینورزی معرفتاندیش توقع نمیتوان داشت.
ج) دینورزی تجربت اندیش
به دینورزی تجربت اندیش که میرسیم، پا را از مقام فراق به مقام وصال مینهیم. دینورزیهای پیشین را میتوان فراقی خواند. چون اولی بدنی و عملی بود و دومی مغزی و فکری. اولی مؤسس بر عقل ابزاری بود و دومی بر عقل نظری. یکی مصلحت را میخواست دیگری معرفت را. اما دینورزی تجربت اندیش نه بدنی است نه مغزی، نه ابزاری نه عملی، بلکه خواهان معلوم است و اگر سروکار معرفتاندیشی با گوش است، سروکار تجربت اندیشی با چشم است(سروش و دیگران، ۱۳۸۱: ۱۹۷-۱۹۸).
این نوع دینورزی، دینورزیای است عشقی، کشفی، تجربی، یقینی، فردی، جبری، شهودی و رازآلود. در اینجا خدا یک محبوب جمیل و یک معشوق نازنین است، پیامبر یک مراد است و یک الگوی موفق تجربه های دینی و پیروی از او شرکت در اذواق او و بسط تکرار تجربه های او و جذب شدن در حوزه مغناطیسی شخصیت اوست(سروش، ۱۳۷۸ :۲۶).

 

جهتگیریهای دینی از نظر مصطفی ملکیان

ملکیان جهتگیری دینی را به سه دسته تقسیم میکند: جهتگیری بنیادگرا، سنتگرا و تجددگرا.
الف) جهتگیری بنیادگرا
این نوع جهتگیری بر ظواهر اسلام تأکید میکند، نه بر روح آن و نصگرا و نقلگرا است. این نوع جهتگرایی به تکثرگرایی دینی قائل نیست، با فرهنگ غرب و تجدد مخالف است و هر تفسیری از اسلام را که به گفتگوی بین فرهنگی قائل است، بر نمیتابد، بنابراین به غیر خودش بدبین است. در این نوع جهتگیری که نمونهاش را در وهابیت و سَلَفیگری میبینیم: الف) اگر برای عقل استدلالگر حجیت و ارزشی قائل باشد فقط در جهت کشف و استخراج حقایق از دل کتاب و سنت است و عقل را، گذشته از نقش ابزاری که برای آن قائل است، عملاً منبعی در کنار دو منبع کتاب و سنت نمیداند؛ و از این حیث، شدیداً نصگرا و نقلگراست. ب) بر ظواهر اسلام تأکید دارد، نه بر روح آن؛ ج) شریعتاندیش است و دیانت را بیش از هر چیز در رعایت احکام شریعت و فقه میداند و این احکام را تغییر ناپذیر و خدشه ناپذیر میانگارد؛ و بنابراین د) برای تأسیس مجدد جامعهای( یا جوامعی) که در آن ( یا در آنها ) شریعت و فقه به نحو اکمل اشاعه و ترویج یابد میکوشد؛ و از آنجا که تأسیس چنین جوامعی با وجود حکومتهای غیر دینی و فارغ از ارزش، که جانب هیچ یک از تصورات مختلفی را که در باب زندگی خوب وجود ندارد نمیگیرند، مشکل و بلکه محال است، ه) نسبت به همه این قبیل حکومتها سر ناسازگاری و قصد براندازی دارد و سعی میکند تا نظامهای حکومتی شریعتمدار و فقهگرا ایجاد کند؛ و) به تکثرگروی دینی قائل نیست؛ و با تکثرگرایی سیاسی نیز روی خوش ندارد. دین را برآورنده همه نیازهای بشر، اعم از نیازهای دنیوی مادی و معنوی و نیازهای اخروی میداند و از این رو معتقد است که با ایجاد حکومت دینی میتوان بهشت زمینی پدید آورد(ملکیان ، ۱۳۷۸ : ۱۲-۱۱).
ب) جهتگیری تجدد گرایانه
جهتگیری تجددگرایانه بر روح پیام اسلام تأکید دارد، نه بر ظواهر آن. تدین را بیش از هر چیز در اخلاق زیستن می بیند، آن هم اخلاق این جهانی و انسانگرایانه. به تکثرگرایی دینی قائل است و از تکثرگرایی سیاسی نیز استقبال میکند. در این نوع جهتگیری، الف) عقل استدلالگر را نه فقط ابزار کشف و استخراج حقایق کتاب و سنت میداند، بلکه منبعی در کنار دو منبع کتاب و سنت میانگارد؛ از این مهمتر، درصدد است که برای اثبات حجیت و واقعنمایی کتاب و سنت نیز از عقل استمداد کند؛ از این گذشته، حتی میخواهد که با یافتن اغراض و غایات احکام و تعالیم دینی و مذهبی التزام به آنها را نیز از صرف تعبد خارج کند و امری عقلانی جلوه دهد؛ و به محض اینکه اندک تعارضی میان ظواهر آیات و روایات با یافته های عقلی احساس کند آیات و روایات را از ظاهرشان عدول میدهد و به تأویلشان دست مییازد؛ و از این جهت، عقلگرا و تا آنجا که مقدور است، آزاد اندیش و تعبدگریز است. بر روح پیام اسلام تأکید دارد و نه بر ظواهر آن ب) تدین را بیش از پیش از هرچیز در اخلاقی زیستن میبیند، آن هم اخلاق اینجهانی، اخلاقی است که در آن خوبی و بدی و درستی و نادرستی دائر مدارِ لذت بخشی و الم انگیزی است. ج) احکام شریعت و فقه را تغییر ناپذیر نمیداند، بلکه بیشتر آنها را تخته بند زمان، مکان و اوضاع و احوال اجتماعی و فرهنگی جامعه عرب چهارده قرن پیش میانگارد و جمود بر آنها را موجب دور شدن از روح پیام جهانی و جاودانی اسلام میداند و بنابراین، به هیچ روی، دغدغه تأسیس جامعهای را ندارد که در آن احکام شریعت و فقه، موبهمو به همان صورتی که در هزار و چهارصد سال پیش اجرا شود بلکه بیشتر سعی در عقلانی سازی احکام شریعت و فقه و نزدیک ساختن این احکام به حقوق بشر و نوعی اخلاق جهانی مورد فهم و قبول انسان امروز دارد، و به همین جهت سعی در ایجاد حکومتهای شریعتمدار و فقهگرا ندارد و معتقد است که وجود جامعه ای دینی در سایه حکومتی غیر دینی نیز ممکن است و از این رو فراق و فَراغ سیاست از دیانت، و دیانت از سیاست یقیناً ممکن و احیاناً مطلوب است و به تکثرگروی دینی قائل است، از تکثرگروی سیاسی نیز استقبال میکند. دین را برآورنده نیازهای دنیوی معنوی و نیازهای اخروی میداند. از تمدن غرب متجدد و در بسیاری مواضع از فرهنگ آن نیز دفاع میکند و این تمدن و فرهنگ را دربرآوردن نیازهای دنیوی مادی، که دین متکفل آنها نیست، موفق میبیند. و دشمن جهان اسلام را بیشتر خانگی میداند تا خارجی(همان: ۱۳).
ج) جهتگیری سنتگرایانه
جهتگیری سنتگرا در حد فاصل بین دو نوع قبلی قرار دارد. در این نوع جهتگیری، تدین بیشتر نوعی سیر و سلوک باطنی است که در آن رعایت دقیق احکام شریعت و فقه شرط لازم ولی غیرکافی است. دغدغه تأسیس حکومت شریعت مدار و فقهگرا ندارد، بلکه بیشتر در پی آن است که در سطح عموم نوعی اخلاق مبتنی بر آموزه« هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند» و مدارا و مروت و آسانگیری بر دیگران و سختگیری بر خود رواج یابد.
در این نوع جهتگیری، عقل استدلالگر را فقط ابزار کشف و استخراج حقایق کتاب میداند، ولی آنرا منبعی در کنار این نمیانگارد، و این شأن اخیر را تنها برای عقل شهودی قائل است که پشتوانه حجیت و اعتبار دین است. اگر دست به تأویل کتاب و سنت بیازد بیشتر به حکم عقل شهودی است، نه عقل استدلالگرا و از این حیث، عقلگرا و آزاداندیش و تعبدگریز نیست. مانند اسلام تجددگرایانه بر روح پیام اسلام تأکید دارد، نه بر ظواهر آن؛ تجربتاندیش سنت و تدین را بیشتر نوعی سیر و سلوک باطنی و معنوی میداند که رعایت دقیق احکام شریعت و فقه شرط لازم، ولی غیرکافی، توفیق آن است؛ شریعت و فقه را، به هیچ وجه، هدف و غایت تلقی نمیکند اما وسیله و آلتی میانگارد که از توسل و تمسک به آن گریز و گزیری نیست؛ و از این رو، هم کسانی را که شریعت را به جای آنکه وسیله بدانند هدف میدانند، مینکوهد و هم کسانی را که حس وسیله بودن اجتناب ناپذیر آن را هم منکرند.
در سطح نخبگان و گزیدگان، یعنی کسانی که استعداد سیر و سلوک باطنی و معنوی دارند، قوه و شأنیت معنویتگرایی و استعلاجویی به فعالیت و تحقق نزدیکتر شود؛ و بنابراین مانند اسلام تجددگرایانه، از جدایی دین از سیاست ناخشنود نیست و حکومتهای غیر دینی را چندان مانع و مزاحم استکمال فرد و جامعه نمیبیند. و مانند اسلام تجددگرایانه به تکثرگرایی دینی معتقد است. و از تکثرگروی سیاسی نیز استقبال میکند و دین را فقط برآورنده نیازهای معنوی میبیند و اصلاً معتقد نیست که دین وعده تحقق بهشت زمینی داده باشد، بلکه برخلاف این معنا تأکید دارد ولی مانند اسلام بنیادگرایانه با فرهنگ و حتی تمدن غرب متجدد؛ بجد، سرناسازگاری دارد و این فرهنگ و تمدن را فرآورده عصر ظلمت و نتیجه دوری آدمی از اصل و فطرت معنوی خود و دارای ماهیتی ضددینی و غیر معنوی میداند اما مانند اسلام تجددگرایانه، از جهت نکبت و ادبار جوامع اسلامی، خود مسلمین را بیشتر در خور ملامت و انتقاد میداند، تا غریبان و بیگانگان را(همان: ۱۱۳-۱۴).

 

جهتگیریهای دینی از نظر ماکسوبر

وبر در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری به بررسی ارتباط بین ایمان دینی و اخلاق دینی و عملی، به ویژه اصول اخلاقی در فعالیت اقتصادی جوامع غربی از قرن ۱۶ تا زمان خود میپردازد. وی دراین راستا به تبیین خود دین نپرداخته است، بلکه پیوندهای میان انواع گوناگون دین و گروه های خاص اجتماعی و تأثیر انواع دیدگاه های مذهبی بر دیگر جنبههای زندگی اجتماعی، به ویژه رفتار اقتصادی را دنبال میکرد. او مذاهب را به دو دسته – آن جهانی- که زندگی در این جهان را کاملاً ضد ارزش دانسته، و آن را آماده شدن برای زندگی واقعی پس از مرگ می داند- و این جهانی- که بر اهمیت زندگی فعلی تأکید می کند- تقسیم می نماید( شایگان، ۱۳۷۷: ۳۲). برای مثال، آیین هندو چیزی است که وبر آن را دین آنجهانی مینامد. این بدان معناست که، عالیترین ارزشهای آن بر گریز از رنجهای دنیای مادی به سوی سطح عالیتری از هستی معنوی تأکید میکند. احساسات مذهبی و انگیزشهایی که آیین هندو به وجود میآورد معطوف به تسلط بر جهان مادی و شکل دادن به آن نیستند. برعکس، آیین هندو به واقعیت مادی همچون حجابی مینگرد که عایق حقیقی را که بشریت باید به آنها توجه داشته باشد، پنهان میکند( گیدنز، ۱۳۸۴: ۵۰۶). میتوان تقسیم بندی وبر از مذاهب را به نوعی به دنیاگرایانه و آخرتگرایانه نیز تعبیر کرد.
از جهتگیریهای دینی دیگر از نظر وبر میتوان به سکولاریسم اشاره کرد. عقلانیت، به عنوان هسته مرکزی تحلیل جامعهشناختی وبر از دنیای جدید، در کنه خویش، نظریه محوری عرفی شدن دین، فرد و جامعه را نهفته دارد. وبر وقتیکه در ذیل بحث عقلانیت به افسونزدایی دین اشاره میکند و ادیان عقلانی را در مقابل ادیان جادویی و غیرعقلانی قرار میدهد و یکتاپرستی را صورت کمالیافته و عقلانیشده پرستش خدایان متعدد در ادیان ابتدای معرفی میکند، در واقع به فرایندی در درون خود دین نظر دارد که بعد از او با نام عرفی شدن شناخته و معرفی شده است و وقتیکه از عقلانیت، عمومیت یافتن ملاحظات «هدف – وسیله» و افزایش سهم کنشهای عقلانی معطوف به هدف را نسبت به دیگر انواع کنش مطمح نظر دارد، به چیزی نظیر فرایند عرفی شدن فرد توجه دارد و بالاخره هنگامیکه پای عقلانیت را به دیوانسالاری و اقتصاد و مناسبات میکشاند، از عرفی شدن جامعه سخن میگوید(وبر، ۱۳۷۱: ۹۴).

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 230
  • 231
  • 232
  • ...
  • 233
  • ...
  • 234
  • 235
  • 236
  • ...
  • 237
  • ...
  • 238
  • 239
  • 240
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • حقوق بین الملل در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در ...
  • تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یك مدل علّی
  • پایان نامه حقوق : ماهیت مسائل و قلمرو تجارت الکترونیک
  • متن کامل پایان نامه : اختلاس
  • رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌های دولتی
  • تعیین اثربخشی آموزش جرات ورزی بر اضطراب، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر
  • تعهدات رفتار ملت کامله­الوداد در گات ۱۹۹۴
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد جایگاه بخش انرژی در اقتصاد ایران رهیافتی مبتنی بر تحلیل‌های داده-ستانده- فایل ۵۶
  • پایان نامه رشته حقوق : بازداشت موقت در جرایم علیه تمامیت جسمانی
  • بررسی تاثیر لوگوی بانک ملت بر روی عملکرد بانک ملت۹۳- ...

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان