مرجع ایده ها و آموزش های علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی نقش سیلیکون در کاهش اثرات کادمیوم بر رشد گیاهچه گوجه فرنگی(Lycopersicum esculentum)- قسمت ۳
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شکل ۴-۷-مقادیر وزن تر اندام هوایی تحت تیمار کادمیم و
غلظت‌های مختلف سیلیکون………………………………………………………………….۴۰
شکل ۴-۸-مقادیر وزن تر ریشه تحت تیمار کادمیم و غلظت‌های
مختلف سیلیکون ……………………………………………………………………………………..۴۱
شکل ۴-۹ – مقادیر آنتوسیانین تحت تیمار کادمیم و غلظت‌های مختلف
سیلیکون…………………………………………………………………………………………………۴۲
شکل ۴-۱۰ – مقادیر پتانسیل آنتی اکسیدانی تحت تیمار کادمیم و غلظت‌های
مختلف سیلیکون …………………………………………………………………………………….۴۳

فصل اول

۱- مقدمه

۱-۱- فلزات سنگین و سمیت آنها
الگوی فعالیت های صنعتی امروزی به آلودگی های زیست محیطی،به ویژه آلودگی بافلزات سنگین منجرمی شود . آلودگی محیط زیست توسط فلزات سنگین با حفر معادن و فعالیت‌های صنعتی در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی آغاز شد. با گسترش روزافزون صنایع، افزایش آلودگی فلزات سنگین و مساله مقاومت موجودات زنده به این سمیت موضوعی است که بطور وسیع در سی سال اخیر مورد توجه قرار گرفته است
عکس مرتبط با محیط زیست
.
این آلودگی ها از منابع روبه افزایش فعالیت های انسانی هم چون پساب های صنعتی، فاضلاب های شهری، فعالیت های کشتی‌سازی، باقیمانده سموم کشاورزی، زباله‌های شهری، عملیات حفر معدن و کودهای شیمیایی وارد آب های جاری و خاک ها شده و اثرات سمی خود را بر گیاهان، جانوران و میکروارگانیسم‌های خاک اعمال می‌نمایند
Macfarlane and Burchett, 2001] [.
پنجاه و دو عنصر از نود عنصر موجود در طبیعت فلزات سنگین هستند. در میان این فلزات نقره (Ag)، آرسنیک (As)، جیوه (Hg)، کادمیم (Cd)، سرب (pb) وآنتیموان (sb) هیچ عملکرد شناخته شده‌ای بعنوان عنصر غذایی در گیاهان نداشته و کم و بیش دارای اثر سمیت در گیاهان هستند [Niess, 1999].
دانش میان کنش گیاهان و فلزات سنگین نه تنها برای حفظ محیط زیست دارای اهمیت است بلکه برای کاهش خطرات ناشی از حضور فلزات سنگین در زنجیره غذایی نیز مهم است. هرساله بیش ازیک سوم افراد کشورهای توسعه یافته به بیماری های ناشی ازمواد غذایی گرفتار می شوند و میزان مرگ ومیرناشی از بیماری های منتج از آلاینده های مواد غذایی، درکشورهای درحال توسعه، سالانه ۲/۲میلیون نفر گزارش شده است
.
فلزات سنگین از طریق تغذیه انسان از گیاهان وارد بدن وی می شود. سمیت فلزات سنگین در بدن انسان شامل صدمه به سیستم عصبی، کبد، کلیه‌ها، عروق قلب و بافت استخوان، سرطانزایی و جهش می‌شود که در این میان سمیت کادمیم به طور گسترده‌ای مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. در مورد کادمیم تخمین زده شده است که چنان چه غلظت آن در کلیه از ۲۰۰ میکروگرم در گرم تجاوز کند اثرات بحرانی در بدن ایجاد خواهد شد
.
انتقال کادمیم در خون بوسیله گلبول های قرمز و پروتئین‌های با وزن مولکولی زیاد هم چون آلبومین صورت می‌گیرد. جذب کادمیم بوسیله کاتیون های دو ظرفیتی و سه ظرفیتی مانند روی (Zn+2) ومنیزیم( Mg+2) کاهش می‌یابد و در اثر کمبود آهن جذب آن افزایش می‌یابد [Goyer, 1991].
۱-۲- کادمیم و سمیت آن در گیاهان عالی
کادمیم یک عنصر غیرضروری برای گیاه است که می تواند رشد و تکوین گیاه را تحت تأثیر قرار ‌دهد. این ماده در طبیعت بصورت فلز آزاد نیست و اغلب به صورت یک ماده معدنی در ترکیب با عناصر دیگر همچون اکسیژن (Cadmium Oxide)، کلر (Cadmium Chloride) و گوگرد (Cadmium Sulfide) است [Norberg, 1974].
درگزارشی دیگر[Bingham, 1989] بیان شد که کادمیوم عمدتا به صورت یون فلزی آزاد در محلول خاک وجود دارد فرم قابل جذب کادمیوم توسط گیاه کاملا مشخص نشده است ولی به نظر می رسد که ریشه عمدتا یون فلزی آزادCd+2 را از محلول خاک جذب می کند[Alloway, 1990] . عوامل متعددی درجذب کادمیوم توسط گیاه تاثیردارند، که از آن جمله می توان به غلظت کادمیوم خاک و میزان دردسترس بودن آن، تغییر شکل درحضورموادآلی دیگر، ترشحات ریشه، وجود مایکوریزا PH , خاک ، مواد آلی موجود در خاک، ظرفیت تبادل کاتیونی خاک ،پتانسیل احیاکنندگی، دما وغلظت فلزات دیگراشاره نمود. خاکی که دارای غلظت کادمیم ۳۲/۰ الی ۱ میلی مولار در محلول خاک باشد به عنوان یک خاک آلوده متوسط تا بسیار سمی شناخته می‌شود. [Wagner, 1993]
این ماده از طریق استخراج معادن فلزی، فاضلاب های خانگی و صنعتی، سوزاندن ذغال سنگ، زباله‌های خانگی، کارخانه‌های سیمان، دود اگزوزها، ساییدگی لاستیک های چرخ اتومبیل و نشت روغن های صنعتی در خاک های حاشیه جاده‌ها و ایستگاه‌های تولید برق وارد اکوسیستم می‌شود .
کادمیم بعنوان یک آلوده کننده بسیار قوی شناخته شده است که این مسأله به دلیل سمیت شدید آن در غلظت کم و حلالیت بالای آن در آب است. کادمیم جذب عناصر غذایی توسط گیاه را تغییر می‌دهد. این تغییر می‌تواند از طریق رقابت با عناصر پتاسیم (K)، منیزیم (Mg)، کلسیم (Ca)، منگنز (Mn)، مس (Cu)، روی (Zn) و نیکل (Ni) باشد. تأثیر کادمیم بر جذب عناصر ذکر شده یا به دلیل ورود کادمیم از طریق ناقلین غشایی این عناصر باشد یا به علت تأثیر منفی کادمیم بر جمعیت میکروارگانیسم های خاک و تغییر در تحرک عناصر خاک می‌باشد .
کادمیم دارای اثرات منفی بر متابولیسم گیاه هم چون کاهش جذب عناصر غذایی، ممانعت از فتوسنتز از راه تأثیر بر متابولیسم کلروفیل و ساختار کلروپلاست ها، فعالیت فتوسیستم II و آنزیم های متابولیسم کربن فتوسنتزی و تغییر در متابولیسم نیتروژن می‌باشد. این عنصر باعث تغییر در ساختمان چربی‌ها و عملکرد غشاها شده و فعالیت آنزیمی وابسته به غشاها مثل
H +ATPase را تحت تأثیر قرار می‌دهد ونیز موجب بسته شدن روزنه‌ها و کاهش مقدار آب گیاه در طولانی مدت می‌شود. کادمیم موجب رشد کمتر و زیست توده کمتر گیاه می‌شود. صدمه به هسته و تغییر در سنتز RNA از اثرات سوء سمیت کادمیم است
Liang, 2005; Karantev et al., 2006] [.
سمیت کادمیم موجب تنش اکسیداتیو می‌شود که این مسأله هم به دلیل تولید رادیکال های آزاد اکسیژن است و هم به دلیل کاهش عملکرد سیستم آنتی اکسیدانت آنزیمی و غیرآنزیمی در گیاه می‌باشد

در سطح مولکولی کادمیم با تشکیل باندهای تیول فلزی و دگرگونی باندهای سولفیدریل باعث تغییر در ساختمان ثانویه پروتئینها و تغییر در وضعیت اکسیداسیون و احیاء سلول می‌شود. همچنین با دخالت در فرایند انتقال الکترون در کلروپلاست و میتوکندری موجب افزایش تولید رادیکال های آزاد و صدمه به پروتئین‌ها، لیپیدها و بیومولکول های دیگر می‌شود .
گیاهان با شبکه درهمی از مکانیسم های فیزیولوژیکی و مولکولی به سمیت کادمیم پاسخ می‌دهند که شامل نگهداری و تجمع فلزات در دیواره سلولی و ترشحات ریشه می‌باشد. کلات شدن درون سلولی فلزات با اسیدهای آلی، آمینواسیدها، فریتین‌ها، فیتوکلاتین ها، متالوتیونین ها و انتقال آنها به درون واکوئل از دیگر موارد است. القای سنتز آنتی‌ اکسیدانت های آنزیمی و غیر آنزیمی نیز جزء پاسخ های دفاعی بیوشیمیایی محسوب می‌شود
.
فیتوکلاتین‌ها و متالوتیونین‌ها شناخته شده‌ترین مولکول های پروتئینی متصل شونده به فلزات هستند که غنی از سیستئین می‌باشند. متالوتیونین‌ها توسط ژن بیان میشوند و فیتوکلاتین‌ها بصورت آنزیمی سنتز می‌شوند .
امروزه تکنیک های بسیاری برای رویارویی با تنش فلزات سنگین به کار می‌رود. برای مثال می توان استفاده از گیاهان متحمل به فلزات سنگین برای پاکسازی محیط (phytoremediation)، استفاده از قارچ مایکوریزا و استفاده از کمپوست را نام برد. تغییر در عناصر غذایی خاک هم چون افزودن سیلیکون به عناصر غذایی خاک و هم چنین تیمار کردن بذرها قبل از کاشت و یا حتی تیمار گیاه کامل با سالیسیلیک اسید، متیل جالسمونات، اکسید نیتروژن و پراکسید هیدروژن از روش هایی است که در سال های اخیر به منظور کاهش تنش کادمیم در گیاهان بسیار مورد توجه قرار گرفته است
.
۱-۳- سیلیکون و نقش آن در تنش فلزات سنگین
سیلیکون (Silicon) (31درصد) بعد از اکسیژن (۴۹درصد) دومین عنصر فراوان در پوسته زمین است که غلظت آن ۱/۰ تا ۶/۰ میلی مولار در محلول خاک می‌باشد. سیلیکون در خاک به صورت اکسیدهای سیلیکون یا سیلیکات ها وجود دارد. گیاهان سیلیکون را بصورت سیلیسیک اسید(Si(OH)4 )جذب می‌کنند [Epstein, 1994].
تجمع سیلیکون در گیاهان بسته به جنس گیاه از ۱% تا ۱۰% وزن خشک گیاه متفاوت است. رسوب سیلیکون در داخل و خارج سلول های گیاهی به صورت (SiO2.nH2O) است. بیشتر گیاهان Si را از راه انتشار و جریان توده‌ای جذب می‌کنند، اگرچه گیاهان تجمع دهنده Si مانند گیاهان خانواده گندمیان Poaceae و دم اسبیان Equicetaceae قادرند Si را بصورت فعال نیز جذب نمایند. گیاهان زیادی به خصوص دولپه‌ای‌ها قادر به تجمع زیاد Si در خود نیستند که این مسأله مربوط به تراکم متفاوت در ناقلین Si در ریشه گیاهان است
[Ma, 2004; Curie and Perry, 2007].
اگرچه Si جزء عناصر ضروری محسوب نمی‌شود اما اثرات مفید آن بر رشد، تکوین، باروری و افزایش فعالیت آنزیم های ضداکسنده وکاهش میزان [۱]ROS درسلول های گیاهی و مقاومت به تنش های زنده و غیرزنده در جنس های مختلف گیاهی مشاهده شده است
[Epstein, 1994; Ma, 2004].
سیلیکون می‌تواند به صورت یک لایه در زیر اپیدرم برگ ها و یا به صورت اجسام سیلیکونی در اپیدرم برگ ها و ساقه، در غلاف برگ ها، در بافت آوندی در دایره محیطیه و آندودرم رسوب کند وگیاه را در برابر از دست رفتن آب به وسیله تعرق کوتیکولی و نیز دربرابرآلودگی های قارچی محافظت می کند. سیلیکون هم چنین دردیواره های سلول های آوند چوبی قرارگرفته واز فرو ریختن آوندها درشرایط تعرق زیاد جلوگیری می کند [Marschner, 1995] .
این رسوب های سیلیکونی گیاه را در مقابل استرس های زنده و غیرزنده محافظت می‌کند .
سیلیکون موجب افزایش تحمل گیاه به تنش های غیرزنده مثل تنش فلزات سنگین، شوری، خشکی، گرما، UV، عدم تعادل عناصر غذایی می‌شود
.[Epstein, 1999; Ma, 2004; Richmond and Sussman, 2003]
مهمترین مکانیسم عمل سیلیکون در کاهش استرس فلزات سنگین، اتصال باندهای سیلیکون- فلز سنگین در مناطق رسوب سیلیکون مثل دیواره سلول های ریشه، برگ و ساقه است .
۱-۴- روش‌های اعمال تنش‌ کادمیم در آزمایشگاه
برای اعمال تنش کادمیم از نمکهای کادمیم مثل کلرید کادمیم CdCl2 یا نیترات کادمیم CdN2O6 استفاده می‌شود. محیط رشد گیاه می‌تواند:
الف- محیط رشد هیدروپونیک
ب- محیط رشد پرلیت(perlit) ، ماسه یا مخلوط پرلیت و ماسه
ج- خاک اسیدی

مراحل گیاه برای اعمال تنش عبارتند از:
الف- القا تنش در مرحله جوانه زنی بذر
ب- القا تنش در مرحله گیاهچه
ج- القا تنش در مرحله بلوغ گیاه
۱-۵- گوجه فرنگی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق مح

 

نظر دهید »
بررسی ابعاد شخصیتی پیامبر (ص) از دیدگاه مولای متقیان امیر مؤمنان (ص)- قسمت ۳
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

« فَلَمَّ اللَّهُ بِهِ الصَّدْعَ وَ رَتَقَ بِهِ الْفَتْقَ وَ أَلَّفَ بِهِ الشَّمْلَ بَیْنَ ذَوِی الْأَرْحَامِ بَعْدَ الْعَدَاوَهِ الْوَاغِرَهِ فِی الصُّدُورِ وَ الضَّغَائِنِ الْقَادِحَهِ فِی الْقُلُوبِ [۵۲] :
بوسیله او شکافهاى اجتماعى را پر کرد و فاصله‏ها را پیوستگى بخشید، بین خویشاوندان یگانگى برقرار ساخت، بعد از آنکه آتش دشمنى در سینه ها ‏و کینه‏هاى بر افروخته در دلها جایگزین شده بود. »
۲ـ۲٫ ادله امام علی (ع) در اثبات نبوت پیامبر(ص)
ادله و شواهد دال بر نبوت پیامبر (ص) در آثار روایی، تاریخی و کلامی به مناسبت های مختلف مذکور است و هر یک، زاویه و بُردی ویژه دارند. قرآن کریم نیز در بیان حقانیت ادعای نبوت پیامبر اکرم (ص) برهانها و شواهدی ذکر کرده است. ادله و شواهد بسته به آنکه مخاطب و علت ذکر آن (نیازی که موجب اقامه دلیل شده است) کیست و چیست، به لحاظ نوع و مواد آن متغیر است. گاه مخاطب، فردی غیر مسلمان است که می باید دلیل برون دینی برای او اقامه کرد و گاه مخاطب، فردی مومن است و علت نیاز به ادله، زدودن غفلت از قلب و ترغیب او به امری مانند جهاد است.
در گفتار امام علی (ع) بیشتر به ادله و شواهدی از نوع دوم بر می خوریم. به عبارت دیگر، مخاطب امام علی(ع) در برهانهایی که برای نبوت پیامبر(ص) اقامه کرده است، اعضای جامعه اسلامی است. بدین رو این برهانها متناسب با همین نیاز ساخته و پرداخته شده است. نگاهی به این ادله ما را به یک دسته بندی دیگر راه می نماید و آن تقسیم بر اساس سه عنوانی است که در ذیل می آید:
۲ـ۲ـ۱٫ استدلال از طریق ذکر معجزات پیامبر(ص)
بر خلاف این تصور رایج که تنها معجزه پیامبر اکرم(ص) قرآن کریم است، آن حضرت همچون انبیای گذشته معجزات دیگر نیز داشته است؛ لیکن معجزه جاوید آن حضرت قرآن است؛ معجزه ای که بر جای ماند و همواره پیش چشم ماست. معجزات پیامبر(ص) در برخی منابع روایی نقل شده اند هر چند برخی از این منابع نیازمند نقدهای کارشناسانه علم الحدیثی و جز آنند. علامه طباطبایی معجزات پیامبر(ص) را بر سه دسته تقسیم کرده است: اول، معجزاتی که در آغاز بعثت برای تایید و به عنوان شاهد رسالت آن حضرت صادر شده اند. دوم، معجزاتی که مشرکان طلب کردند و از پیامبر(ص) ظاهر شد، هرچند در بیشتر اوقات، ایمان نیاوردند. سوم، معجزاتی که در وقت ضرورت برای یاری پیامبر (ص) و مومنان و ترعیب مشرکان و کافران از آن حضرت صادر گشت.[۵۳]
از منابعی که برخی معجزات پیامبر(ص) را ذکر کرده، نهج البلاغه است و چنان که درباب اسناد نهج البلاغه ذکر شد، در انتساب محتوای این کتاب به امام علی(ع) کمتر می توان تردید کرد و بدین لحاظ توجه به معجزاتی که از پیامبر(ص) در این کتاب آمده است، برای معجزه شناسی پیامبر(ص) از اهمیت بالایی برخوردار است. از میان مطالب نهج البلاغه خطبه قاصعه که از بلندترین و معتبرترین خطبه های نهج البلاغه است، حاوی معجزه ای است که به «معجزه درخت» مشهور است. بر اساس نقل امام علی(ع) در این خطبه، او شاهد یکی از معجزات پیامبر (ص) در مواجهه با مشرکان قریش بوده که در آن، درختی به فرمان پیامبر(ص) حرکت می کند و به سوی حضرت می آید؛ اما از میان حاضران کسی جز امام علی(ع) معجزه را تصدیق نمی کند و دیگران پیامبر (ص) را متهم به سحر می کنند:
« لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَیْشٍ فَقَالُوا لَهُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّکَ قَدِ ادَّعَیْتَ عَظِیماً لَمْ یَدَّعِهِ آبَاؤُکَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَیْتِکَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُکَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَیْهِ وَأَرَیْتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّکَ نَبِیٌّ وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّکَ سَاحِرٌ کَذَّابٌ‏فَقَالَ (ص)وَ مَا تَسْأَلُونَ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ حَتَّى تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَیْنَ یَدَیْکَ فَقَالَ (ص) إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌفَإِنْ فَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ ذَلِکَ أَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَإِنِّی سَأُرِیکُ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّکُمْ لَا تَفِیئُونَ إِلَى خَیْرٍ وَ إِنَّ فِیکُمْ مَنْ یُطْرَحُ فِی الْقَلِیبِ وَ مَنْ یُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ (ص)یَا أَیَّتُهَا الشَّجَرَهُ إِنْ کُنْتِ تُؤْمِنِینَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِینَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِی بِعُرُوقِکِ حَتَّى تَقِفِی بَیْنَ‏یَدَیَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَوَالَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَتْ‏بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِیٌّ شَدِیدٌ وَ قَصْفٌ کَقَصْفِ أَجْنِحَهِ الطَّیْرِ حَتَّى وَقَفَتْ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (ص)مُرَفْرِفَهً وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَى مَنْکِبِی وَ کُنْتُ عَنْ یَمِینِهِ (ص)فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَى ذَلِکَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِکْبَاراً فَمُرْهَا فَلْیَأْتِکَ نِصْفُهَا وَ یَبْقَى نِصْفُهَا فَأَمَرَهَا بِذَلِکَ فَأَقْبَلَ إِلَیْهِ نِصْفُهَا کَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِیّاً فَکَادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)فَقَالُوا کُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْیَرْجِعْ إِلَى نِصْفِهِ کَمَا کَانَ فَأَمَرَهُ (ص)فَرَجَعَ فَقُلْتُ أَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِنِّی أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَهَ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى تَصْدِیقاً بِنُبُوَّتِکَ وَ إِجْلَالًا لِکَلِمَتِکَ فَقَالَ الْقَوْمُ کُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ کَذَّابٌ عَجِیبُ السِّحْرِ خَفِیفٌ فِیهِ وَ هَلْ یُصَدِّقُکَ فِی أَمْرِکَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا یَعْنُونَنِی [۵۴]:
من همراه او بودم، هنگامى که سران قریش نزد وى آمدند، گفتند: اى محمد (ص) تو ادعاى بزرگى کرده‏اى، ادعائى که هیچکدام از پدران و خاندانت چنین ادعائى نکرده‏اند، ما از تو یک معجزه مى‏خواهیم. اگر پاسخ مثبت دهى و آن را به انجام برسانى مى‏دانیم که تو نبى و پیامبر هستى و اگر انجام ندهى بر ما روشن مى‏شود که ساحر و دروغگوئى. پیامبر (ص) پرسید: خواسته شما چیست؟ گفتند: این درخت را صدا بزنى که از ریشه بر آمده جلو آید و پیش رویت بایستد، فرمود: خداوند بر همه چیز توانا است، اگر خداوند این عمل را انجام دهد آیا ایمان مى‏آورید و به حق گواهى مى‏دهید؟ گفتند: بلى، فرمود به زودى آنچه را مى‏خواهید به شما ارائه خواهم داد و مى‏دانم که شما به سوى خیر و نیکى باز نخواهید گشت و در میان شما کسى قرار دارد که در درون چاه (بدر) افکنده خواهد شد و نیز کسى است که (نبرد) احزاب را به راه خواهد انداخت، سپس صدا زد: اى درخت اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارى و مى‏دانى که من پیامبر خدا هستم از ریشه از زمین بیرون آى و نزد من بیا و به فرمان خداوند پیش روى من بایست، سوگند به کسى که او را به حق مبعوث ساخت درخت با ریشه از زمین کنده شد، پیش آمد و به شدت صدا مى‏کرد – همچون پرندگان به هنگامى که بال مى‏زنند – صدائى از به هم خوردن ‏شاخه‏هایش در هوا پراکنده مى‏شد، تا آنکه پیش آمد و در جلوى رسول خدا (ص) ایستاد و شاخه‏هایش همچون بالهاى پرندگان به هم خورد، بعضى شاخه های بلند خود را بر روى پیامبر (ص) و بعضى از آنها را بر دوش من افکند و من در جانب راست آن حضرت بودم. اما قریش هنگامى که این وضع را مشاهده کردند از روى کبر و غرور گفتند: به درخت فرمان ده نصفش پیشتر آید و نصف دیگرش درجاى خود باقى بماند، پیامبر (ص) فرمان داد و نیمه‏اى از آن با وضعى شگفت‏آور و صدائى شدید به پیامبر نزدیک شد؛ آن چنانکه نزدیک بود به آن حضرت بپیچد، باز از روى کفر و سرکشى گفتند: فرمان ده این نصف باز گردد و به نصف دیگر ملحق شود و به صورت نخستین در آید، پیامبر (ص) دستور فرمود و درخت چنین کرد، من گفتم: «لا اله الا اللّه»، اى پیامبر (ص) من نخستین کسى هستم که به تو ایمان دارم و نخستین فردى هستم که اقرار مى‏کنم: درخت با فرمان خدا براى تصدیق نبوت و اجلال و بزرگداشت برنامه و دعوتت آنچه را خواستى انجام داد، اما آنها همه گفتند: نه او ساحرى است دروغگو که سحرى شگفت‏آور دارد و در سحر خویش سخت با مهارت است، آیا پیامبریت را کسى جز امثال این (منظورشان من بودم) تصدیق مى‏کند؟»
به گفته ابن ابی الحدید این حدیث از جمله احادیث مستفیض[۵۵] است که محدثان در آثار خود آن را ذکر کرده اند و متکلمان این ماجرا را در شمار معجزات پیامبر اکرم (ص) آورده اند و بیشتر این روایت را بر همان صورتی که در خطبه قاصعه نهج البلاغه آمده است با اندک تفاوتی در برخی الفاظ ذکر کرده اند.[۵۶]
در برخی منابع دیگر، روایاتی از امام علی (ع) درباره معجزات پیامبر اکرم (ص) نقل شده است؛ از جمله آنها به سخن آمدن سنگی در دست آن حضرت و گواهی اش به پیامبری ایشان است:
« أَخَذَ یَوْمَ حُنَیْنٍ حَجَراً فَسَمِعْنَا لِلْحَجَرِ تَسْبِیحاً وَ تَقْدِیساً ثُمَّ قَالَ (ص) لِلْحَجَرِ اِنْفَلِقْ فَانْفَلَقَ ثَلاَثَ فِلَقٍ نَسْمَعُ لِکُلِّ فِلْقَهٍ مِنْهَا تَسْبِیحاً لاَ یُسْمَعُ لِلْأُخْرَى[۵۷] :
روز جنگ حنین، پیامبر سنگی را به دست گرفت. سنگ آغاز به تسبیح و تقدیس خدا کرد. پیامبر(ص) امر کرد که سنگ تکه تکه شود. سنگ سه تکه شد و هر تکه ای تسبیحی جز تسبیح تکه دیگر گفت. »
در روایتی، امام علی (ع) معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده که بنابر آن، اخبار و اسرار نهانی از طریق غیب به او می رسیده است مانند خبردادن از حاجات مومنین و یا گفت و گوهای پنهانی مشرکان :
«کَانَ یَأْتِیهِ اَلرَّجُلُ یُرِیدُ أَنْ یَسْأَلَهُ عَنْ شَیْءٍ فَیَقُولُ (ص) تَقُولُ أَوْ أَقُولُ فَیَقُولُ بَلْ قُلْ یَا رَسُولَ اَللَّهِ فَیَقُولُ جِئْتَنِی فِی کَذَا وَ کَذَا حَتَّى یَفْرُغَ مِنْ حَاجَتِهِ وَ لَقَدْ کَانَ (ص) یُخْبِرُ أَهْلَ مَکَّهَ بِأَسْرَارِهِمْ بِمَکَّهَ حَتَّى لاَ یَتْرُکُ مِنْ أَسْرَارِهِمْ شَیْئاً مِنْهَا [۵۸]:
گاه مردی نزد پیامبر(ص) می آمد و می خواست چیزی بپرسد. پیامبر(ص) می فرمود : تو خود می گویی چه می خواهی یا من بگویم؟ مرد می گفت: یا رسول الله شما بگویید و پیامبر(ص) از ماجرای آن مرد و جزئیاتش سخن می گفت. پیامبر(ص) اسرار نهانی مشرکان مکه را باز می گفت به گونه ای که از اسرار آنان چیزی بر جای نمی ماند. »
معجزات بسیار دیگری برای پیامبر (ص) از علی (ع) نقل شده که علامه مجلسی بسیاری از آنها را در کتاب بحارالانوار ضمن روایتی طولانی ـ گفت وگوی مردی یهودی با امام (ع) ـ آورده است.[۵۹] در برخی آثار دیگر مانند الاحتجاج طبرسی که به احتجاجات[۶۰] اهل بیت (ع) اختصاص یافته، چنین روایاتی را می توان یافت هرچند برخی روایات نیازمند بررسی های سندی و حدیث شناسی اند.
۲ـ۲ـ۲٫ شهادتهای امام علی(ع) بر رسالت و صداقت پیامبر(ع)
در خطبه ها و نامه های امام علی(ع) به جملاتی بر می خوریم که با فعل «ش ه د» آغاز شده و آن حضرت در این جملات به رسالت پیامبر اکرم(ص) گواهی داده است. ماده «شهد» در عربی به معنای بیان چیزی است که آدمی از آن باخبر است و از این رو گفته اند: شاهد عبارت از عالمی (داننده، آگاه) است که آنچه را می داند بیان می کند: « العالم الذی یُبَیِّنُ ما عَلِمَهُ.» [۶۱] در شهادت سه امر لازم است: حضور، آگاهی و اعلام. بدین سان کسی که شهادت می دهد می باید خود در بطن ماجرا حضور داشته و دیگر آنکه از ماجرا آگاه شده باشد و سپس به اعلام و اعلان آن همت بگمارد.[۶۲] عباراتی که با کلمه «اشهد» آغاز می شوند، غالباً شامل گواهی بر رسالت پیامبر(ص) و سپس توصیفی از آن حضرت است و از برخی موهبتها و نعمتهایی که به واسطه بعثت نصیب عالم بشریت شده است، در ادامه آن آمده است؛ مانند :
« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص)عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِیمِ نُذُرِهِ [۶۳] :
گواهى مى‏دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست، او را فرستاده تا فرمانهایش را اجرا کند و به مردم اتمام حجت نماید و آنها را در برابر اعمال بد، بیم دهد. »
«أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِیبُهُ وَ صَفْوَتُهُ لَا یُؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا یُجْبَرُ فَقْدُهُ أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَهِ الْمُظْلِمَهِ وَ الْجَهَالَهِ الْغَالِبَهِ وَ الْجَفْوَهِ الْجَافِیَهِ وَ النَّاسُ یَسْتَحِلُّونَ الْحَرِیمَ وَ یَسْتَذِلُّونَ الْحَکِیمَ یَحْیَوْنَ عَلَى فَتْرَهٍ وَ یَمُوتُونَ عَلَى کَفْرَهٍ [۶۴] :
شهادت مى‏دهم که محمد (ص) بنده‏ و فرستاده برگزیده و انتخاب شده او است. در فضل و برترى، همتائى ندارد و جبران فقدان وى نگردد. شهرهاى جهان بوجود او روشن گشت بعد از آن که گمراهى وحشتناکى همه جا را فرا گرفته بود و جهل بر افکار غالب، قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردم حرام را حلال مى‏شمردند و دانشمندان را تحقیر مى‏کردند و بدون آئین الهى زندگى کرده و در حال کفر و بى دینى جان مى‏سپردند. »
« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الصَّفِیُّ وَ أَمِینُهُ الرَّضِیُّ (ص)أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ وَ ظُهُورِ الْفَلَجِ وَ إِیضَاحِ الْمَنْهَجِ فَبَلَّغَ الرِّسَالَهَ صَادِعاً بِهَا وَ حَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّهِ دَالًّا عَلَیْهَا وَ أَقَامَ أَعْلَامَ الِاهْتِدَاءِ وَ مَنَارَ الضِّیَاءِ وَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلَامِ مَتِینَهً وَ عُرَى الْإِیمَانِ وَثِیقَهً [۶۵] :
گواهى مى‏دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده‏اى برگزیده و امین او است، وى را با برهانهائى روشن و پیروزى بر کفر و شرک و واضح نمودن راه راست گسیل داشت و او نیز رسالت حق را آشکارا ابلاغ کرد و انسانها را به جاده حق رهنمون شد، پرچمهاى هدایت را بر افراشت و نشانه‏هاى روشن را بر قرار ساخت رشته‏هاى اسلام را محکم و دستگیره ‏هاى ایمان را استوار گردانید. »
در بیش از ده موضع از نهج البلاغه شهادتهای امام علی(ع) به رسالت پیامبر اکرم(ص) به چشم می خورد. این شهادتها از چند منظر قابل توجه و امعان نظرند:
یک. فصیح و از منظر زیبایی شناسی نوشتاری، در درجه ای بالا قرار دارند. امام(ع) ضمن آن که صفات پیامبر اکرم (ص) را با دقت و بلاغت بیان نموده، به ظاهر کلام نیز توجه داشته و کلام بدین لحاظ در جایگاهی اعجاز آمیز قرار دارد. عبارات غالبا مسجع و آهنگین و موزون اند و از کلمات گوش نواز در آنها استفاده شده است.
دو. گاه گواهی های امام (ع) به گونه ای براعت استهلال است برای سخنی که در خطبه می آید. امام علی(ع) در آغاز، پس از شهادت به رسالت، صفاتی را برای پیامبر (ص) بر می شمارد که با هدف خطبه و موضوع اصلی آن در تناسب است؛ مانند خطبه ذیل:
« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ وَ أَعْلَامُ الْهُدَى دَارِسَهٌ وَ مَنَاهِجُ الدِّینِ طَامِسَهٌ فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ‏وَ هَدَى إِلَى الرُّشْدِ وَ أَمَرَ بِالْقَصْدِ [۶۶] :
شهادت مى‏دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده او است. وى را هنگامى فرستاد که نشانه‏هاى هدایت به کهنگى گرائیده و جاده‏هاى دین محو و نابود شده بود، او حق را آشکار ساخت و مردم را نصیحت نمود و آنها را به سوى کمال، هدایت کرد و فرمان میانه روى و عدالت داد. »
امام علی(ع) در آغاز خطبه بالا از نصیحت و خیرخواهی پیامبر اکرم (ص) سخن گفته و از صفت «نصح» یاد کرده و خود نیز در همین خطبه به نصح (خیرخواهی؛ نصیحت گویی و اندرز) پرداخته. بدین سان با یادکرد از صفت نصح پیامبر(ص) به واسطه صناعت براعت استهلال، شنوندگان را آماده موعظه و پند خویش کرده است. ادامه خطبه این چنین است :
« وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یُرْسِلْکُمْ هَمَلًا عَلِمَ مَبْلَغَ نِعَمِهِ عَلَیْکُمْ وَ أَحْصَى إِحْسَانَهُ إِلَیْکُمْ فَاسْتَفْتِحُوهُ وَ اسْتَنْجِحُوهُ وَ اطْلُبُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَمْنِحُوهُ فَمَا قَطَعَکُمْ عَنْهُ حِجَابٌ وَ لَا أُغْلِقَ عَنْکُمْ دُونَهُ بَابٌ وَ إِنَّهُ لَبِکُلِّ مَکَانٍ وَ فِی کُلِّ حِینٍ وَ أَوَانٍ وَ مَعَ کُلِّ إِنْسٍ وَ جَانٍّ لَا یَثْلِمُهُ الْعَطَاءُ وَ لَا یَنْقُصُهُ الْحِبَاءُ وَ لَا یَسْتَنْفِدُهُ سَائِلٌ وَ لَا یَسْتَقْصِیهِ نَائِلٌ وَ لَا یَلْوِیهِ شَخْصٌ عَنْ شَخْصٍ وَ لَا یُلْهِیهِ صَوْتٌ عَنْ صَوْتٍ وَ لَا تَحْجُزُهُ هِبَهٌ عَنْ سَلْبٍ وَ لَا یَشْغَلُهُ غَضَبٌ عَنْ رَحْمَهٍ وَ لَا تُولِهُهُ رَحْمَهٌ عَنْ عِقَابٍ وَ لَا یُجِنُّهُ الْبُطُونُ عَنِ الظُّهُورِ وَ لَا یَقْطَعُهُ الظُّهُورُ عَنِ الْبُطُونِ قَرُبَ فَنَأَى وَ عَلَا فَدَنَا وَ ظَهَرَ فَبَطَنَ وَ بَطَنَ فَعَلَنَ وَ دَانَ وَ لَمْ یُدَنْ لَمْ یَذْرَأِ الْخَلْقَ بِاحْتِیَالٍ وَ لَا اسْتَعَانَ بِهِمْ لِکَلَالٍ أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا الزِّمَامُ وَ الْقِوَامُ فَتَمَسَّکُوا بِوَثَائِقِهَا وَ اعْتَصِمُوا بِحَقَائِقِهَا تَؤُلْ بِکُمْ إِلَى أَکْنَانِ الدَّعَهِ وَ أَوْطَانِ السَّعَهِ وَ مَعَاقِلِ الْحِرْزِ وَ مَنَازِلِ الْعِزِّ فِی یَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصَارُوَ تُظْلِمُ لَهُ الْأَقْطَارُ وَ تُعَطَّلُ فِیهِ صُرُومُ الْعِشَارِ وَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَزْهَقُ کُلُّ مُهْجَهٍ وَ تَبْکَمُ کُلُّ لَهْجَهٍ وَ تَذِلُّ الشُّمُّ الشَّوَامِخُ وَ الصُّمُّ الرَّوَاسِخُ فَیَصِیرُ صَلْدُهَا سَرَاباً رَقْرَقاً وَ مَعْهَدُهَا قَاعاً سَمْلَقاً فَلَا شَفِیعٌ یَشْفَعُ وَ لَا حَمِیمٌ یَنْفَعُ وَ لَا مَعْذِرَهٌ تَدْفَعُ [۶۷] :
اى بندگان خدا آگاه باشید خداوند شما را بیهوده نیافریده و مهمل و بدون سرپرست نگذاشته، از مقدار و اندازه نعمتش بر شما آگاه واحسان و نیکى خود را بر شما احصاء فرموده است. بنا بر این از او درخواست پیروزى بر دشمن و رستگارى کنید، دست نیاز را به سوى او دراز و عطا و بخشش را تنها از او بخواهید؛ قطعا میان شما و او حجابى نیست و درى بین او و شما بسته نشده است. او در همه جا، در هر لحظه و هر ساعت و با هر کس هست. عطا و بخشش، از قدرت و دارائیش نمى‏کاهد و سائلان نعمتش را تمام نمى‏کنند و عطا شدگان از خزائنش کم نمى‏کنند؛ توجه به یک شخص وى را از دیگرى غافل نمى‏سازد و شنیدن صدائى او را از شنیدن صداى دیگرى باز نمى‏دارد، عطا و بخشش وى به کسى مانع از سلب نعمت از دیگرى نمى‏شود، غضبش او را از رحمت باز نمى‏دارد و رحمتش او را از کیفر و عذاب غافل نمى‏سازد، پنهان بودنش (از چشمها) مانع از آشکار بودنش (در پیشگاه عقل به خاطر آثارش) نیست و ظاهر بودنش (در نزد خرد) وى را از پنهان بودن (از چشمها) جدا نمى‏سازد؛ نزدیک است و در عین حال دور، بلند مرتبه است و در همین حال نزدیک، آشکار است و پنهان، پنهان است و آشکار، از همه حساب مى‏کشد و کسى از او حساب نتواند خواست. موجودات را با (نیاز) فکر و اندیشه نیافریده و از آنان به خاطر خستگى و تعب کمک نخواسته است. اى بندگان خدا شما را به تقوا سفارش مى‏کنم که زمام عبادات و قوام زندگى پر سعادت به تقوا است، پس به وسیله‏هاى مطمئن متمسک شوید و به تقواى حقیقى چنگ زنید که شما را به سر منزل آرامش و منزلگاه هاى پر وسعت و قلعه‏هاى محکم و سراهاى عزت مى‏رساند،(این مراحل سعادت روزى به انسان مى‏بخشد که) چشمها در آن روز خیره مى‏شود و از حرکت باز مى‏ایستد، همه جا در نظر انسان تاریک و گله‏هاى شتر (بهترین ثروت عرب) و مال و اموال فراموش مى‏گردند، در صور دمیده مى‏شود، قلبها از کار مى‏افتد، زبانها بند مى‏آید، کوههاى بلند و سنگهاى محکم به هم خورد آن چنان که قسمتهاى سخت و محکم درهم ریخته، نرم مى‏شوند، جاى آنها چنان صاف و هموار مى‏گردد که گویا کوهى وجود نداشته است، در آن روز نه شفیعى است که شفاعت کند و نه دوستى که سودى بخشد و نه عذر موجهى که کیفر را بر طرف سازد.»
سه. در غالب شهادتهای امام علی(ع) از وضعیت پیش از بعثت نیز یاد شده است. به عبارت دیگر، امام علی(ع) با ذکر آثار بعثت در شهادتهای آغاز خطبه ها، از وضعیت پیش از آن نیز یاد کرده و امکان مقایسه را برای شنوندگان فراهم آورده است؛ مانند:
« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِیبُهُ وَ صَفْوَتُهُ لَا یُؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا یُجْبَرُ فَقْدُهُ أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَهِ الْمُظْلِمَهِ وَ الْجَهَالَهِ الْغَالِبَهِ وَ الْجَفْوَهِ الْجَافِیَهِ وَ النَّاسُ یَسْتَحِلُّونَ الْحَرِیمَ وَ یَسْتَذِلُّونَ الْحَکِیمَ یَحْیَوْنَ عَلَى فَتْرَهٍ وَ یَمُوتُونَ عَلَى کَفْرَهٍ [۶۸] :
شهادت مى‏دهم که محمد (ص) بنده‏ و فرستاده برگزیده و انتخاب شده او است. در فضل و برترى، همتایى ندارد و جبران فقدان وى نگردد. شهرهاى جهان بوجود او روشن گشت بعد از آن که گمراهى وحشتناکى همه جا را فرا گرفته بود و جهل بر افکار غالب، قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردم حرام را حلال مى‏شمردند و دانشمندان را تحقیر مى‏کردند و بدون آئین الهى زندگى کرده و در حال کفر و بى دینى جان مى‏سپردند. »

۲ـ۳٫ برخی ویژگیهای رسالت پیامبر(ص)
بیشتر سخنان و نامه های امام علی(ع) که امروزه در دسترس است، به اقتضای زمان و حوادث و رویدادهای دوران خلافت از ایشان صادر شده و هرچند آن حضرت قصد برشماری ویژگیهای رسالت پیامبر(ص) را به صورت جامع نداشته، در میان کلمات بر جای مانده می توان به مهمترین ویژگیهای بعثت حضرت محمد (ص) از نگاه امام علی (ع) دست یافت. برخی از این کلمات به مناسبت احتجاج با مخالفان، برخی برای یادآوری و تذکار مومنان و برخی دیگر برای بزرگداشت پیامبر(ص) صادر شده اند. در اینجا با چشم پوشی از این مناسبتها، سه ویژگی از مهمترین ویژگیها را بر می شماریم.
۲ـ۳ـ۱٫ جهانشمولی
این که آیا رسالت پیامبر اکرم (ص) همه جهان و جهانیان را در بر می گیرد و آن حضرت مامور ابلاغ پیام الهی به جهانیان است یا تنها موظف بوده است مکه و مناطقی در حجاز را به آیین اسلام دعوت کند، از مسائل مورد بحث در دوره های اخیر است. محققان برای اثبات جهانی بودن رسالت پیامبر(ص) از دلایل بسیاری از جمله دلایل قرآنی بهره جسته اند مانند:
« وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّهً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَ نَذِیرًا وَ لَکِنَّ أَکْثرََ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون [۶۹] :
و ما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند! »
« قُلْ یَأَیُّهَا النَّاسُ إِنىّ‏ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِى لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ [۷۰] :
بگو: اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم؛ همان خدایى که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست.»
پژوهشگران مسلمان در این باره در قالب کتاب و مقاله بسیار نوشته اند و در آثار تفسیری و کلامی نیز از آن سخن گفته اند. در گفتار امام علی (ع) نیز به کلماتی بر می خوریم که در جهانی بودن رسالت پیامبر اکرم (ص) تصریح دارند. در اینجا ما با صرف نظر از دلایل دیگری که دانشمندان برای جهانی بودن رسالت محمدی (ص) آورده اند، سخنان امام علی (ع) در این باره را بررسی می کنیم و می کوشیم این مسئله را واکاویم که آیا امام علی (ع) رسالت را جهانی می دانسته اند؟
نگاهی به خطبه ها و نامه های امام علی (ع) تردیدی بر جای نمی گذارد که آن حضرت به روشنی تمام از جهانی بودن رسالت حضرت محمد (ص) یاد کرده است. این یادکردها گاه به تصریح است و گاه به اشاره و کنایه. در برخی جملات منسوب به امام (ع)، از کلمه «عالمین» استفاده شده که از معانی آن، جهانیان است.[۷۱] سیاق کلام در عبارت زیر و اینکه کلمه «العالمین» کنار کلمه «خاتم النبیین» جای گرفته است، قرینه ای است بر اینکه مراد از «العالمین» جهانیان است و مراد امام (ع) از کلیت این گفتار، جهانی بودن رسالت پیامبر(ص) است:
« أشهد أنّ محمّدا عَبده و رسوله، خاتَم النّبیّین و حجّه اللّه على العالمین [۷۲] :
گواهی می دهم که محمد (ص) بنده و پیامبر خداست. خاتم پیامبران و حجت خدا بر جهانیان است. »
در برخی جملات دیگر از کلماتی دیگری مانند «اهل الارض» و«خلق» استفاده شده که این نیز تصریح در معنای جهانی بودن رسالت است :
« تمّم به الوحی و أنذر به أهل الأرض [۷۳] :
تا آن که وحی را بدو به اتمام رسانید و زمینیان را هشدار داد. »
گفتارهایی مانند آنچه نقل شد، در جهانشمولی رسالت تصریح دارند اما برخی دیگر از گفتارهای امام علی(ع) هرچند در معنای جهانی بودن تصریح ندارند، به اشاره از آن سخن گفته اند و به دلالت ضمنی بر آن دلالت می کنند؛ مانند :
« حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ (صلى‏الله‏ علیه ‏و آله وسلم) حُجَّتُهُ وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ [۷۴] :
تا این که بوسیله پیامبر ما؛ محمد (ص) حجتش تمام گردید و بیان احکام و انذار و بشارت و بیم او به سر منزل آخر رسید.»
وجه دلالت گفتار فوق بر جهانی بودن رسالت پیامبر (ص) آن است که چنانچه رسالت را جهانی ندانیم، تمام گشتن حجت خدا به واسطه پیامبر و کامل گشتن انذار که به آن تصریح شده است، معنا نخواهد یافت. حجت وقتی تمام می گردد که همه ابنای بشر را مخاطب خویش سازد نه یک منطقه خاص را. در برخی گفتارهای دیگر نیز از «اتمام» نبوت الهی سخن گفته شده که آنها نیز بر همین سیاق که گفته شد، به گونه ضمنی، بر جهانشمولی رسالت محمدی(ص) دلالت می کنند. اتمام نبوت الهی بدان معناست که پیامبر(ص) اساسا پدیده وحی الهی را به کمال و اتمام رسانیده و کاستی های پیشین در این باب را جبران نموده است. کسی که وحی انبیای گذشته را به اتمام و اکمال می رساند، ناگزیر می باید مخاطب او همه ملل و اقوام انبیای گذشته باشد:
« بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (ص) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ [۷۵] :
تا این که خداوند سبحان، براى وفاى به وعده خود و کامل گردانیدن نبوت، محمد (ص) رسول خویش را مبعوث ساخت؛ کسى که از همه پیامبران براى بشارت به آمدنش پیمان گرفته شده بود، نشانه‏هایش مشهور بود.»
در روایت بالا افزون بر این که از اتمام و اکمال وحی سخن رفته، بعثت پیامبر به عنوان وفای به عهد الهی مذکور آمده که این نیز به گونه ضمنی بر جهانی بودن رسالت محمدی (ص) دلالت تواند کرد. اینکه بعثت محمدی (ص) تحقق وعده الهی بوده به این معناست که اگر نبوت حضرت محمد (ص) جهانی نباشد، معنا نخواهد داشت که خداوند آن را به مردمان جهان وعده دهد و به عنوان تحقق وعده بزرگ الهی از آن یاد کند.
۲ـ۳ـ۲٫ خاتمیت
خاتمیت نیز از موضوعاتی است که پژوهشگران مسلمان و خاورشناسان بحثهای دامنه داری را درباره اصل وجود آن و نیز معانی آن راه انداخته اند و ارتباطی نیز با موضوع پیشین یعنی جهانشمولی دارد. این موضوع عمدتا در علم کلام و فلسفه دین بحث می شود و معنای آن این است که نبوت، با حضرت محمد (ص) به پایان رسیده و دیگر کسی به نبوت نمی رسد. در جوامع حدیثى شیعى و اهل سنّت، احادیث نبوى و نیز احادیث منقول از امامان معصوم (ع) درباره خاتمیت بسیار نقل شده است. آموزه خاتمیت در فرهنگ اسلامى جایگاه و اهمیت جدّى دارد، چنان که باور به آن از ضروریات آیین اسلام شمرده شده است. [۷۶]در روایات منقول از امام علی(ع) نیز از خاتمیت به صراحت و کنایه یاد شده و یکی از ویژگیهای بعثت شمرده شده است؛ از جمله :
« أشهد أنّ محمّدا عَبده و رسوله، خاتَم النّبیّین و حجّه اللّه على العالمین [۷۷] :
گواهی می دهم که محمد (ص) بنده و پیامبر خداست. خاتم پیامبران و حجت خدا بر جهانیان است. »
این گفتار افزون بر آن که به کلمه «خاتم النبیین» تصریح دارد به قرینه سیاق نیز بر خاتم بودن پیامبر(ص) تاکید دارد. زیرا کلمه العالمین در «حجه الله علی العالمین» که به معنای جهانیان است، همه جهانیان را تا ابد شامل می شود. همچنین در چند موضع دیگر از خاتم بودن پیامبر اکرم(ص) در گفتار امام علی(ع) یاد شده است:
« اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ:[۷۸]

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

نظر دهید »
بررسی روش‌های اقتباس از داستان‌ دینی برای تبدیل به فیلمنامه؛ با تکیه بر فیلمنامه چهل‌سالگی(نوشته مصطفی رستگاری) و داستان پادشاه و کنیزک (مثنوی معنوی)۹۴- قسمت ۱۰
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مشخص کردن زمان و مکان داستان از طریق ایجاد فضایی مناسب برای داستان و خلق موقعیت اجتماعی لازم برای ظهور بحران و آغاز درگیریها.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

مشخص کردن منش شخصیت اصلی داستان و بیان سازگاریها و ناسازگاریهای فکری و روحی او با اشخاص و اضافه کردن شخصیتهای جدید به داستان.

اضافه کردن رویدادهای فرعی به موضوع اصلی داستان از طریق رفتار و اعمال شخصیتهای اصلی و فرعی که میتواند منشاء عمل و عکس العملهای جدید در داستان شود.

اضافه کردن گفتگوها، رفتارها وحالت‌های جدید به داستان که متناسب با رویدادهای اضافه شده به داستان باشند.

ایجاد روابط علی و معلولی لازم بین رویدادهای مختلف داستان بر اساس یک وحدت منطقی و یک انسجام کامل، به نوعی که هر رویدادی معلول رویداد قبل از خودباشد.

 

کار از روی برنامه:

کلیه مراحل کار مربوطه به مطالعه اثر، یادداشت برداری از آن و نگارش فیلمنامه بهتر است از روی برنامه انجام گیرد و شخص اقتباس کننده با توجه به حجم کتاب و بر حسب ساده بودن و پیچیده بودن رویدادهای داستان، مدتی را که باید صرف کار اقتباس کند برای خود مشخص سازد. معمولا بهترین شیوه کار این است که فرد برای خود با توجه به وقتی که برای مطالعه دارد، تعداد صفحاتی را مشخص سازد و با در نظر گرفتن حجم کل کتاب، آن مقدار معین را مطالعه کند. به عنوان مثال اگر کتاب انتخاب شده یک رمان پانصد صفحه ای است و روزانه بیست صفحه باید مطالعه و یادداشت شود، مدت زمان لازم برای پایان کار و تکمیل یادداشتهای مطالعه و اقتباس، چیزی در حدود بیست و پنج الی سی روز خواهد بود.

 

 

پاسخ به سوالات اساسی

پس از پایان مطالعه کتاب و بررسی یادداشتهای فراهم شده در حین مطالعه لازم است شخص اقتباس کننده سوالات مهمی از خود کند و برای آنها پاسخهای منطقی و لازمی ارائه کند. این سوالات میتواند متنوع و گوناگون بوده باشند و هر شخصی بر اساس شیوه کار خود آنها را آماده کرده باشد و به آنها پاسخ دهد. ساده ترین راه بیان است که شخص یک کاغذ سفید بردارد و در حالی که بر روی آن کلماتی چون: تم؟ قهرمان؟ ضد قهرمان؟ رویدادهای اصلی؟ زمان داستان؟ مکان داستان؟ و … مینویسد، پاسخهای لازم را نیز با توجه به متن کتاب به آنها بدهد. از این طریق نکات چندی در مورد داستان برای شخص اقتباس کننده مکشوف خواهد شد و او را در دستیابی هرچه سریعتر به مقاصد و اهداف اقتباس یاری خواهد کرد. طرح و پاسخ به سوالات اساسی در مورد هدفهای گوناگونی میتواند باشد که اقتباس به خاطر آنها صورت میگیرد.
سوالات اساسی در مورد اقتباس:

 

 


مشخص کردن اهداف و انگیزه های اقتباس.

مشخص کردن تم و پیام اصلی داستان.

مشخص کردن رویدادهای اصلی و رویدادهای فرعی داستان.

مشخص کردن شخصیت اصلی و شخصیتهای فرعی داستان.

حذف رویدادها و حوادث زاید و اضافی داستان.

اضافه کردن رویدادهای لازم به داستان.

مشخص کردن نقاط فراز و نشیب داستان.

مشخص کردن شخصیت یا شخصیتهای منفی داستان.

مشخص کردن فضای داستان.

مشخص کردن چگونگی حرکت داستان به سمت جلو.

مشخص کردن هدف یا هدفهای اصلی داستان.

 

نگارش نخستین دستنویس فیلمنامه:

بر اساس یادداشتهای طبقه بندی شده و منظم و بر اساس یک سری اطلاعات فراهم آمده از تجزیه و تحلیل قسمتهای مختلف داستان و با توجه به طرح سوالات اساسی و پاسخ آن سوالات، نخستین فیلمنامه دستنویس شده بر اساس اقتباس از یک اثر ادبی نوشته و آماده میشود. این فیلمنامه میتواند یک فیلمنامه وفادار به اصل اثر ادبی خود بوده و بر حسب ضرورت دارای صحنه های تلخیص شده و صحنه های افزوده شده نیز باشد.
اگر تلخیص از یک اثر خارجی صورت میگیرد، بهتر است شخصیتها، فضا، مکان و موقعیت اجتماعی و انسانی داستان متناسب با شرایطی که نویسنده یا کارگردان بر حسب آن شرایط ناگریز از نگارش فیلمنامه و تهیه آثار سینمایی خود هستند. در این صورت او مجاز است خیلی راحت تم اثر خارجی را بگیرد و بر طبق آن، جدا از آنچه به صورت نمایشنامه یا قصه مطالعه کرده است، داستان یا فیلمنامه جدید خود را شکل دهد.
بدیهی است که در یک چنین مواردی، نویسنده یا کارگردان فیلم این امکان را خواهد داشت که تفسیرهای شخصی خود را به متن داستان اضافه کند و با توجه به شرایط فکری و فرهنگی مخاطبین فیلم، حالتها و رفتار مربوط به شخصیتهای داستان و نیز ماهیت رویدادها و وقایع را متناسب سازد.

 

 

ماشین کردن و تکثیر فیلمنامه:

پس از تنظیم دستنویس فیلمنامه، بهتر است آن را جهت اصلاح و رفع نواقص احتمالی، مجددا مطالعه کرده و با تجدید نظر و اصلاحاتی که در آن به عمل می‌آید نسبت به ماشین کردن و تکثیر نسخ آن اقدام کنید. (خیری، ۱۳۶۸ : ۹۴-۱۰۰)

 

۴٫۲٫۴٫ وفاداری و اقتباس

در اینجا این بحث اساسی و بنیادی مطرح می‌شود که آیا در روند اقتباس وفاداری به متن اصلی لازم است یا خیر. اگر لازم است تا چه میزان باید به دنبال وفاداری و عدم تغییر در روند اقتباس بود؟
بنا به گفته منتقدین، فیلمنامه نویسان و فیلمسازان دلائل معتبری برای تغییر مطالب اصلی در اقتباس وجود دارد. اولین دلیل این است که اقتباس کننده میخواهد آن اثر را دست کم به شکلی که خود مایل است اصلاح کند. به گفته ریچارد کریوولن:
اقتباس به معنای رونویسی نیست. چنین چیزی هم به اثر اصلی، هم به تماشاگر و هم به خود شما به عنوان نویسنده‌ای خلاق ضربه می‌زند. فیلم با دلیلی متفاوت از اثر چاپی سر و کار دارد. فیلمنامه نویسی طبیعتا خودش را همانند نویسنده‌ی چاپی بروز نمی‌دهد. مسئله ی اقتباس کلمه به کلمه نیست. کشف احساساتی است که اثر اولیه در شما به جا گذاشته است و بعد تلاشی سخت برای ارائه‌ همان احساسات به نسل جدیدی که قرار است این داستان یا رمان یا کتاب مصور یا شخصیت فوق العاده را به جای خواندن، ببینند. کار ما به عنوان اقتباس گر این است که از ارزش‌های ذاتی رسانه‌مان برای دمیدن زندگی دوباره به اثری استفاده کنیم که دوستش داریم و می‌خواهیم دیگران هم دوستش بدارند.(کریوولن، ۱۳۸۵ : ۲۰۶)
به سهولت می‌توان فهمید که ویرایش فوق العاده و بیرحمانه‌ای باید در مورد رمان صورت بگیرد تا به یک فیلمنامه تبدیل شود. این کار شیوه رایجی است در روند اقتباس از رمان. بدون آن کتابهای اندکی به فیلم برگردانده می‌شوند. جز در مورد اقتباس از داستان کوتاه که در آن گسترش و توسعه داستان مد نظر است تقریبا همه رمان‌ها حتی داستانی‌های پلیسی را باید به میزان قابل توجهی ویرایش کرد تا زمان آنها به حد قابل قبول یک فیلم سینمایی کاهش یابد.
در واقع ویرایش، فشرده کردن و کوتاه کردن از جمله ضروریات هر اقتباس است. در اظهار نظر برای انتخاب سکانس‌هایی که به سادگی می‌توان آنها را حذف کرد، روش‌هایی وجود دارد. یکی از این روش‌ها انتخاب مناسب شخصیت‌ها است. رمان می‌تواند شخصیت‌های فراوانی داشته باشد. زیرا وقت و فرصت کافی برای توصیف پرداخت هر یک را دارد. فیلم به ندرت فرصت چنین دست و دل بازیایی را به سازنده‌اش می‌دهد و حداکثر ۳ یا ۴ شخصیت می‌توانند به صورت کامل پرداخت شوند. در حالی که بقیه شخصیت‌ها باید به سادگی رنگ آمیزی شوند و با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی اغلب به صرفه است که دو یا چند شخصیت در یک فرد ترکیب شوند.
عکس مرتبط با اقتصاد
یکی از کارهای بسیار مهم در اقتباس برگردان تجسم ذهنیِ ادبیات داستانی، به تجسم تصویری است. که برای اقتباس کننده کار چندان آسانی نیست(دمیتریک، ۱۳۷۳ : ۶۷)
ادوارد دمیتریک تأکید میکند که «در اقتباس باید درونمایه ، شخصیت‌ها و رویدادی که ادامه می‌یابد، به روشنی تعریف شوند و مشخص گردد که چه چیزی را می‌توان حذف نمود بی آنکه به این سه عامل کلی داستان یا هر بخش خاص آن لطمه بخورد. (دمیتریک، ۱۳۷۳ : ۸۶)
حال با توجه به این ضرورتِ اجتناب ناپذیر می‌توان گفت داستان‌های دینی نیز از این مقوله مستثنی نیستند و در روند اقتباس لاجرم باید تغییراتی را در روند تبدیل آن‌ ها به فیلم‌نامه ایجاد کرد. با توجه به تعریفی که از داستان و هنر دینی –به معنای داستانی و هنری که ماوراء الطبیعه و عالم غیب را در خود داشته باشد- مطرح شد می‌توان در باب لزوم تغییر از دو منظر به آن نگاه کرد:

 

 




داستان‌هایی که عنصر غیب و ماوراء الطبیعه را در خود دارند ولی از متون مقدس و تاریخ معصومین علیهم السلام اخذ نشده‌اند؛

نظر دهید »
تاثیر دین زرتشتی بر دیدگاه شاهنامه درباره خداوند- قسمت ۳
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱- دانایی رمز جلوگیری از جنگ و گسترش آشتی و دوستی میان مردم است.
۲- یافتن ریشه‌های مشترک به همگرایی مردم و کشورها خواهد انجامید.
۳- شاهنامه میراث فرهنگی مشترک کشورهای ایرانی است.
۴- شناخت بن‌مایه، اندازه و نوع خداشناسی شاهنامه.
۱-۴٫ پرسش های تحقیق:
۱- دیدگاه شاهنامه در مورد خداشناسی چیست؟
۲- دیدگاه شاهنامه در مورد خیر و شر چیست؟
۳- دیدگاه گاتها در مورد خیر و شر چیست؟
۱-۵٫ فرضیه تحقیق:
خداشناسی زرتشتی بر خداشناسی شاهنامه اثر گذاشته است.
۱-۶٫ روش کار تحقیق:
روش توصیفی است هدف از انجام روش توصیفی، توصیف واقعی و منظم خصوصیات یک موضوع است به عبارتی دیگر محقق در این گونه تحقیقات سعی می کند تا آنچه هست را بدون هیچ گونه دخالت گزارش دهد و نتایج عینی از موقعیت بگیرد. تحقیق توصیفی آنچه را که هست توصیف و تفسیر میکند. نخست شاهنامه بررسی و همه بیت‌هایی که موضوع خداشناسی در آنها هست، گردآوری و دسته بندی خواهند شد. کوشش خواهد شد که دیدگاه شاهنامه در باره خدا از درون این بیت‌ها شناخته شود. پس از آن خداشناسی زرتشتی در منابع دینی زرتشتی با همکاری یک نفر موبد پژوهشگر و نویسنده زرتشتی که مورد تایید انجمن زرتشتیان کرمان است، بررسی خواهد شد. منابع زرتشتیان به ترتیب گات‌ها (کتاب آسمانی ایشان)، اوستا (کتاب مقدس ایشان)، پند نامه موبدان و کتاب‌هایی چون دینکرد و مینوی خرد است. در پایان هماهنگی یا ناهماهنگی این دو دیدگاه نشان داده خواهد شد.
۱-۷٫ پیشینه تحقیق:
بنابر پژوهش موبد یار غیبی (۱۳۸۶)، اهورا به معنای هستی بخش و مزدا به معنای دانا نام برگزیده دین زرتشتی برای خداوند است. او که آغاز و پایان هستی است، نخست هنجار هستی(اردیبهشت) سپس هستی را بر پایه این هنجار آفریده است. هستی را آزاد گذاشته تا بر پایه این هنجار خود گردان باشد.به همه مردم آزادی و ابزارهای شایسته و بایسته داده شده تا خودش راهش را برگزیند. خرد، دین(به معنای بینش)آموزگار خدایی(پیامبر)، آموزگار مردمی(دانشمند)، راهنمای درونی(فره ایزدی، آتش اهورایی)،از این ابزارها هستند. خداوند به مردم توانایی نیک و بد بودن(سپنتامن و اهرمن) داده و آنها را میان بهمن و دشمن بودن آزاد گذاشته است. سرنوشت هرکس(بهشت و دوزخ)نیز بر این پایه به دست خود او نوشته می شود. در گات ها با خرد و اندیشه نیک میتوان خدا را در آغاز و پایان هستی دید. او سرچشمه خرد و اندیشه،آفریننده هستی،داور دادگر کردار مردم، دانای هر آشکار و نهان،پاداش دهنده و پادافره کننده و مانند آن است(شهزادی،۱۳۶۷،ص ۲۲). از این روی ایرانیان همواره خود را در پیشگاه خداوند دانسته، میکوشیده اند تا برای رستگاری او را خشنود سازند. او را دلدارانه دوست دارند و ستایش و نیایش می کنند(غیبی،۱۳۹۰،ص۲۳).این هستی بخش دانا ،به ویژه در فرهنگ ساسانی به خدایی با چندین دستیار و ایزد برای نگهداری از بخش های گوناگون هستی دگرگون می شود(آشتیانی،ص۱۳۲،۱۴۱،۱۶۷،رضی،۱۳۶۰،ص۸۱).او که در گات ها آزادی به مردم داده است، در فرهنگ ساسانی سرنوشت آنها راچنان می نویسد که هیچ کس توان دگرگون کردن آن را ندارد و باید سرنوشت را بپذیرد(عریان،۱۳۷۱،ص۶۵-۲۰).
فصل دوّم
پیشینه
تحقیق
۲٫ فصل دوم: پیشینه تحقیق
۲-۱٫ معرفی فردوسی
۲-۱-۱٫ زندگی شخصی
الف) سال تولد:
استاد ابوالقاسم فردوسی بزرگترین شاعر ملی ایران و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان در قریه ی باژ از ناحیه ی طابران طوس در سال ۳۲۹ هـ. ق دیده به جهان گشود.
ب) خانواده فردوسی:
پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. فردوسی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست می آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما بتدریج، آن اموال را از دست داد و به تهیدستی گرفتار شد.
پ)دوره تربیت و تحصیلات:
پدر به تربیت فرزند علاقه داشته او را به مکتب فرستاد و این مهم بودکه فردوسی علاوه بر تاریخ و ادب فارسی، از ادبیات عرب و علوم دینی نیز آگاهی هایی کسب کند. وی از همان اوان جوانی به شعرسرایی علاقه داشته و گاهی برخی از داستانهای کهن ایران را از روی تفنن به نظم میکشیده است، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است. او در این باره می گوبد:
بسی رنج بردم بدین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کـاخی بلند که از بـاد و بـاران نیابد گزند
بنـاهـای آبـاد گـردد خـراب ز بـاران و از تـابش آفتـاب
ت) همسر و فرزندان:
همسر وی که زنی باسواد و هنرمند بود و زبان پهلوی را میدانسته در سرودن شاهنامه کمک شایانی به او کرده و شاید محرک اصلی فردوسی در به نظم در آوردن داستانهای ایرانی وی باشد. (انوری:۸و۷)
ث) دوران شاعری:
کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان بوده‌است. ایشان از حامیان مهم ادبیات فارسی بودند. با وجود این که سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامه ابومنصوری از حدود چهل سالگی فردوسی می‌دانند، با توجه به توانایی فردوسی در شعر فارسی نتیجه گرفته‌اند که در دوران جوانی نیز شعر می‌گفته‌است و احتمالاً سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر اساس داستان‌های اساطیری کهنی که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشته‌است، شروع کرده‌است. این حدس می‌تواند یکی از دلایل تفاوت‌های زیاد نسخه‌های خطی شاهنامه باشد، به این شکل که نسخه‌هایی قدیمی‌تری از این داستان‌های مستقل منبع کاتبان شده باشد. از جمله داستان‌هایی که حدس می‌زنند در دوران جوانی وی گفته شده باشد داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش است.
فردوسی پس از اطلاع از مرگ دقیقی و ناتمام ماندن گشتاسب‌نامه اش (که به ظهور زرتشت می‌پردازد) به وجود شاهنامه ابومنصوری که به نثر بوده‌است و منبع دقیقی در سرودن گشتاسب‌نامه بوده‌است پی برد. و به دنبال آن به بخارا پایتخت سامانیان («تختِ شاهِ جهان») رفت تا کتاب را پیدا کرده و بقیهٔ آن را به نظم در آورد. (سید حسن تقی‌زاده حدس زده‌است که فردوسی به غزنه که پایتخت غزنویان است رفته باشد که با توجه به تاریخ به قدرت رسیدن غزنویان، که بعد از شروع کار اصلی شاهنامه بوده‌است، رد شده‌است.) فردوسی در این سفر شاهنامهٔ ابومنصوری را نیافت ولی در بازگشت به توس، امیر منصور (که از دوستان فردوسی بوده‌است و شاهنامهٔ ابومنصوری به دستور پدرش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق جمع‌ آوری و نوشته شده بود) کتاب را در اختیار فردوسی قرار داد و قول داد در سرودن شاهنامه از او حمایت کند.
فردوسی نیز مانند بابک سعی در بازگشت آیین زرتشت و زبان پارسی به ایران داشت. با این تفاوت که فردوسی قصد داشت با قلمش به مردم یادآوری کند که چه بودند و حال چه شدند. او توانست با قلم و سرشت زیبای خود، زبان پارسی را به مردم بازگرداند، اما به دلیل برخی از شعرهایش، مورد خشم خلیفه وقت قرار گرفت. فردوسی و بابک تلاش بسیاری کردند تا به ایرانیان، هویت راستین شان را یادآور شوند. فردوسی تا حدودی موفق بود و توانست با شاهنامه، زبان پارسی را به ایران زمین بازگرداند، ولی بابک نتوانست به هدفش برسد.
فردوسی در سال ۳۷۰ یا ۳۷۱، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار، هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند. ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.
اَلا ای برآورده چـرخ بلنـد چه داری به پیـری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی به پیـری مـرا خـوار بگـذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال پراکنده شد مال و برگشت حال
(فردوسی،جلد اول،۴۷)
بر خلاف آنچه که مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را تنها به دلیل علاقه شخصی و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار، بتدریج ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاه بزرگی درآورد و با این تصور که سلطان محمود، قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. اما سلطان محمود که بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی، به اشعار ستایش آمیز شاعران علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود، تشویق نکرد.
علت اینکه شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست. برخی گفته اند که به سبب بدگویی حسودان، فردوسی نزد سلطان محمود به بی دینی متهم شد. در حقیقت، ایمان فردوسی به شیعه- که سلطان محمود آن را قبول نداشت- هم به این موضوع اضافه شد و از این رو، سلطان به او بی اعتنایی کرد.
برخی از شاعران دربار سلطان محمود نسبت به فردوسی حسادت ورزیده و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود، پست و ناچیز جلوه داده بودند. به هر حال، سلطان محمود، شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت :
«شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم؛ و اندر سپاه من، هزار مرد چون رستم هست».
فردوسی از این بی اعتنایی سلطان محمود برآشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات، غزنین را ترک کرد و مدتی در شهرهای هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت.
۲-۱-۲٫ زندگی اجتماعی
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
الف) افکار و اندیشه ها
امروزه همه میدانند که فردوسی بزرگترین شاعر ایران و شاهنامه شاهکار جاودانی زبان و اندیشه ی فرهنگ ایران زمین است. فردوسی یک شاعر معمولی مانند هزاران شاعری که به زبان فارسی دیوانها ترتیب داده اند نیست بلکه او حکیم، متفکر، رهبر فکری و از همه مهم تر دردمند ملت خویش است. این آزادمرد خراسانی وقتی به فکر سرودن حماسه ی ملت خویش افتاد که ایران از یک سو در برابر تاخت و تاز نظامی و سیاسی و فرهنگی تُرکان بود و از سوی دیگر خلافت متعصب عباسی در بغداد بود که با تعصب قومی عربی خود بر آن بود که فرهنگ و آداب و رسوم اقوام تابعه را به نابودی بکشاند و از دگر سو، اقوام تازه نفسی از آن سوی سیحون سر برآورده بودند و خاندانهای ایرانی را که حامی فرهنگ ملی ایران بودند یک به یک از میان بر میداشتند. در آن روزهای سخت که دوران خواری و سرافکندگی ملت ایران بود این بیداردل ژرف اندیش تصمیم گرفت که طبع توانای خویش را در خدمت احیای مفاخر ایران و ایرانی بگذارد وی تا با سرودن داستانهای ملی و تاریخ باستانی عظمت و غرور افتخارات فراموش شده ی روزگار سرافرازی ایرانیان را زنده گرداند و سعی کرد که روح آزادگی و عشق به ایران و خشم و بیزاری از دشمنان را در دلهای مردم آزاده ایران زنده کند والحق که در این کار بزرگ موفق و سربلند بیرون آمد.
درست است که فردوسی نام و یاد قهرمانان ایرانی را جاودانه کرده اما بزرگترین قهرمان خود اوست. فردوسی با توجه به وضع جامعه ی آن دوران و تیره روزی و پراکنده اندیشی مردم زمانش تصویر جامعی از آن روزگار را در شخصیت های داستانهایش به تصویر کشاند و همه ی آنها نمود بارزی از آئینه ی احوال عصر فردوسی و همچنین اندیشه و دید و نگرش خود فردوسی است. مثلاً تصویری که فردوسی از روزگار اهریمنی ضحاک تازی می کشد نشان دهنده ی همان سالهای چیرگی عمال خلافت است. زیرا سلطه ی خلافت عربی عباسی و ظلم و ستمهای آنان، مردم را به ستوه آورده بود. هر چند فردوسی هیچ وقت به صراحت از خلفای عباسی نام نبرده بود. یا داستانهای جنگهای پی درپی ایران و توران به قصد ایجاد روح مقاومت در برابر تاخت و تازهای قبایل تازه از راه رسیدهای بود که خاندانهای ایرانی را یکی پس از دیگری از میان بر میداشتند. فردوسی با تمام وجود این نابسامانی و از میان رفتن تدریجی فرهنگ ایرانی را درک کرده بود. البته در آن زمان کسان دیگری هم بودند که سعی در حفظ فرهنگ ایران زمین داشتند. مثلاً کسانی با فلسفه و کلام سعی در سست جلوه دادن خلافت عباسی برآمدند یا شاعرانی مثل کسائی مروزی که شیعه ی دوازده امامی بود با قصاید خود به نکوهش بیدادگری آتش خشم ایرانیان را دامن می زد و یا ناصرخسرو که شعر خود را وقف پیکار با بی عدالتی کرد و همه ی عمر را به آوارگی به سر رساند. با این حال وقتی به جستجوی وضع فکری جامعه ی ایران در آن سالها در متون باقیمانده میگردیم کمتر نشانی از فرهنگ ایرانی پیدا میکنیم و میبینیم که خشونت و اختناق آن دوران تمای آثار آزادی و آزادمنشی را از صفحه ی روزگار محو کرد و البته آنهایی که بر جای ماندند از نظر سیاسی برای عمال عباسی بی ضرر بود هر چند آثار بر جای مانده از نظر زبان و ادب فارسی دارای ارزش هستند. ولی برتری حکیم فردوسی با گویندگان و اندیشه وران دیگر این بود که وی مؤثرترین و ماندگارترین سلاح را برگزید او غمخوار و نماینده ی همه ی ایرانیان بود.
او رنجها و آرزوهای مشترک همه ی ایران را بازگو میکرد. بر خلاف شعر دیگران که هر یک پیرو مذهب خاص بود. شاهکار او در دل همه به طور یکسان نفوذ پیدا کرد او با زنده کردن سرافرازی ایرانیان و ستایش آنها به عنوان داناترین و آزاداندیش ترین اقوام کهن جهان آتش ستیز با بیدادگری را شعله ور کرد این بود که شاهنامه با وجود محیط نامساعد به صورت سلاح فرهنگی مؤثری در دست ایرانیان باقی ماند. البته این نکته را هم نباشد فراموش کرد که مردم آن دوران به دلیل آن همه ظلم و ستم تشنه ی خاطرات دوران آزادی خودشان بودند. (ریاحی:۱۱-۱۸)
ب) اخلاق
فردوسی طبع لطیفی داشت، سخنش از طعنه، هجو، دروغ و چاپلوسی به دور بود و تا جایی که می توانست از به کار بردن کلمه های غیر اخلاقی خودداری می کرد. او در وطن دوستی، سری پر شور داشت؛ از این رو، به داستانهای کهن و تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید و از تورانیان و رومیان و اعراب – به دلیل صدماتی که بر ایران وارد آورده بودند – نفرت داشت.
فردوسی مظاهر اخلاقی زیر را سرچشمه های خِرَد میداند و اساس آن به حساب می آورد:
دوری جستن از اعمال ناشایست، پرهیز از شتاب، بردباری، ملاطفت، پرهیز از کبر و غرور، شناخت قدر و منزلت دیگران، بی توجهی به زرق و برق زندگی، سخن به هنگام گفتن، با دوستان دانا معاشرت کردن و نادانان را به خٍرًد رهنمون کردن، اطاعت و فرمانبرداری از خداوند منان و دهها موضوع دیگر.
انسان خردمند اندیشه ی سازنده ای دارد که به کمک آن سیر زندگی را انتخاب و راه تعالی را در پیش میگیرد وی خردمندان را افرادی خداشناس معرفی میکند که با بصیرت و شناسایی کامل خدا را می پرستند نه برای ترس از جهنم یا طمع بهشت. لذا خرد، از نظر فردوسی با هوش و استعداد که در روانشناسی از آن نام برده می شود فرق دارد یک نیروی ذاتی و معنوی است و قدرت خدایی است که میتواند دارنده اش را به عالی ترین درجات و مرتبه های انسانیت برساند و علاوه بر اینکه وجه تمایز انسان و حیوان است با ارزشترین چیزی است که بود و نبود واقعی انسان به آن وابسته است. (رنجبر:۷۱-۹۰)
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
عظمت تفکر فردوسی، همیشه دوست و دشمن را به تحسین واداشته. در آن قرنهای تعصب و اختناق پیش از مغول، که اندیشه و حکمت به شدت زیر فشار بود و مخصوصاً صوفیان، با خِرَد و حکمت بر سر ستیز و عناد بودند و فلاسفه را تکفیر میکردند، افسون سخن فردوسی و قدرت اندیشی او سبب شده بود که صوفیان خرد ستیز هم، با تحت تأثیر قرار گرفتن اندیشه ی او، ستایشش کنند. (ریاحی:۶۴)
ج) دوستان و دشمنان فردوسی
در همان سال‌های آغازین پس از مرگ فردوسی ناسازگاری و کینه ورزی با شاهنامه آغاز شد که بیشتر به سبب سیاست‌های ایران‌ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه پدید آمد. سلطان محمود پس از چیرگی بر ری در سال ۴۲۰ ه‍. ق، مجدالدولهٔ دیلمی را به سبب خواندن شاهنامه سرزنش کرده‌است(ریاحی،۱۳۸۰ :۱۶۰)
سعدی شیرازی (ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله)، نیز به نیکی و احترام از فردوسی، یاد می‌کند و بارها از نام قهرمانان کتاب شاهنامه در آثار خود نام برده‌است و حتی بیتی از شاهنامه را در کتاب بوستان عیناً نقل نموده که در اصطلاح ادبی به این کار «تضمین» می‌گویند:
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد کــه رحمـت بـرآن تـربــت پــاک بــاد
میـازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین و خوش است
نویسندگانی نیز، مانند عبدالجلیل رازی قزوینی، نویسندهٔ کتاب النقض – که شیعه بوده‌است – شاهنامه را «ستایش گبرکان» دانسته‌اند و همچنین عطار نیشابوری خواندن آن را «بدعت و ضلالت». سرایندگان دیگری نیز از فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربه‌سر») و معزی نیشابوری:
من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر
گرفته تا انوری:
در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش
فردوسی را سرزنش کرده‌اند. گمان می‌رود که اینان برای خشنودسازی سردمداران ایران‌ستیزی که از شاهنامه فردوسی، دل خوشی نداشته‌اند، شاهنامه را دروغ، پر از کاستی، یا بی‌ارزش دانسته‌اند.
تا دو سده پس از فردوسی، در کتاب‌های تاریخ و بزرگان ادب که به دستور فرمانروایان و بزرگان زمانه و همساز با پسند دیوانیان و اهل مدرسه تألیف می‌شده‌است، نامی از فردوسی نیست، و از همین رو در کتاب‌هایی چون تاریخ یمینی، زین‌الاخبار، تاریخ بیهقی، یتیمه‌الدهر و انساب سمعانی نامی و نشانه‌ای از بزرگ‌ترین شاعر آن عصر و رویدادهای زندگی او نیست. (ریاحی،۱۳۸۰ :۱۶۵)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

نظر دهید »
بررسی رابطه‌‌ی تعارض والد- فرزند و خودپنداره‌‌ی تحصیلی دانش‌آموزان با رضایت از زندگی آن‌ها- قسمت ۵
ارسال شده در 24 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

د. خودآرمانی با توجه به خودپنداره‌های اجتماعی فرد: این آرمان‌هاپنداره‌هایی هستند که فرد دوست دارد دیگران آن‌گونه مشاهده کنند (کرسینی،۱۹۸۴؛ به نقل از بیابانگرد، ۱۳۹۰).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ه. خود پنداره تحصیلی: خود پنداره تحصیلی به‌شدت بر اطلاعات اجتماعی نسبی متکی است و انعکاسی از ارزیابی‌های سایرین است و ماهیتی هنجاری دارد. به عبارتی خودپنداره تحصیلی هر فرد درنتیجه قیاس خود با سایرین حاصل می‌شود (فرلا، والکه و کای[۱۸۱]، ۲۰۰۹). از نظر آرسوان[۱۸۲] (۱۹۸۶) خودپنداره تحصیلی باور فرد در مورد مقدار مهارت فرد برای درگیر شدن در تحصیل، نسبت به همکلاسی‌هایش، می‌باشد (به نقل از پهلیوان و کوسگلو[۱۸۳]، ۲۰۱۲).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

خودپنداره‌ی تحصیلی

یک مسئله‌ی انگیزشی که می‌تواند در روند یادگیری تأثیرگزار باشد، مفهومی است که فرد از خود به عنوان یادگیرنده، دارد. این مفهوم در خلأ شکل نگرفته است و ناشی از تجربیات مختلفی است که او در موقعیت یادگیری داشته است (یزدی، ۱۳۸۳). خودپنداره‌ی تحصیلی کلی در سال‌های اولیه‌ی تحصیل به تدریج در حال شکل گیری است. همچنان که فرد سال‌های تحصیلی را پشت سر می‌گذارد، تصوری مثبت و منفی از خودش در امر تحصیل نیز کسب می‌کند. اگر دانش آموز در فعالیت‌های یادگیری خود در اکثر تکالیف یادگیری و طی چندین سال تحصیلی احساس موفقیت و شایستگی کند، و این شایستگی نیز از سوی دیگران به وی اطلاع داده شود، در ارتباط با تکالیف تحصیلی یک نوع احساس کلی ارزشمندی کسب می‌کند و برعکس اگر در انجام تکالیف آموزشگاهی احساس شکست کند، احساس عدم کفایت و شایستگی کلی در او ایجاد می‌شود (یارمحمدی واصل، قنادی و مقامی، ۱۳۹۲).
مهم‌ترین مشخصه خود پنداره تحصیلی حالتی است که خودپنداره فرد را درنتیجه‌ی کنش‌های متقابل و تجارب با دیگران مشخص می‌کند و این واقعیت را تأیید می‌کند که خودپنداره تحصیلی یادگرفتنی و قابل اکتساب در طی زمان است و معلمان نقش مهمی در شکل‌گیری خود پنداره و خود پنداره تحصیلی بچه‌ها دارند (منداگلیو و پرت، ۲۰۰۳؛ به نقل از میکائیلی، افروز و قلیزاده، ۱۳۹۱).
افرادی که در انجام کارها خود را اثربخش تر، مطمئن‌تر و توانمندتر می‌دانند، در مقایسه با سایرین از خودپنداره‌ی تحصیلی بالایی برخوردار خواهند بود. بالطبع چنین خودپنداره ای منجر به رشد و پیشرفت تحصیلی آتی فرد و عدم بروز هیجانات منفی در وی می‌شود. بر این اساس افرادی که در آغاز تحصیل تفکر و برداشت مثبتی از خود و توانایی‌های خود دارند، چنین تفکر مثبتی منجر به پیشرفت تحصیلی آنان می‌شود. همچنین پیشرفت تحصیلی آنان بازخورد مثبتی به خودپنداره و صحت برداشتشان از خود و توانایی‌هایشان می‌بخشد (مارش،۲۰۰۲ و اکرم رانا و ضفر اقبال، ۲۰۰۵؛ به نقل از غفاری و ارفع بلوچی، ۱۳۹۰). دانش آموزانی که در دوران تحصیل دچار ضعف و شکست می‌شوند، در اثر تکرار شکست، باوری کاذب و محدود کننده می‌یابند که تداوم و تعمیم آن باعث ثبت خودانگاره‌ی منفی و بازدارنده و مانع در برابر ابراز توانایی‌ها وتحکیم احساس ضعف بیشتر در مراحل بعدی می‌شود؛ تصور مردود شدن و احتمال مردود شدن، در عمل عدم تلاش برای حل مشکلات و جبران ضعف‌ها و بروز ضعف تحصیلی را افزایش داده و به تدریج جزء شخصیت وی می‌گردد (هاشمی، ۱۳۷۴).

 

عوامل مؤثر بر خودپنداره‌ی تحصیلی

از دیدگاه رئیس سعدی (۱۳۸۶) چهار عامل زیر می‌تواند در شکل‌گیری خودپنداره‌ی تحصیلی تأثیر گذار باشد:

 

 

خانواده: خانواده یک واحد اجتماعی است که بیشترین تأثیر را بر رشد فرزند دارد. والدین از طریق ارائه‌ الگو، معیارها و پاداش‌ها در رشد شناختی و مفهوم “خود” و کسب هویت دارند (بیابانگرد، ۱۳۸۹).

مدرسه: محیط مدرسه اولین محیط اجتماعی است که کودک با ورود به آن، تکالیف آموزشی مرتبط با آن را بر عهده خواهد داشت. نحوه‌ی عملکرد دانش‌آموز در مدرسه در مورد هریک از دروس و در مقایسه‌ی با سایر دانش‌آموزان بالاترین تأثیر را در شکل‌گیری خودپنداره‌ی تحصیلی خواهد داشت.

بازخورد دیگران: خودپنداره، مفهومی است که در اثر ارتباط فرد با دیگران و بازخوردهای دریافتی از آن‌ ها شکل می‌گیرد. در واقع هر فرد خود را در آینه‌ی دیگران می‌بیند و می‌شناسد.

ارزش‌های فرهنگی: وقتی مردم انتظارات فرهنگی را همسو با توانایی‌ها و رفتارهایشان می‌بینند، درباره‌ی خودشان احساس خوبی می‌کنند وعزت نفس آن‌ ها زیاد می‌شود (واتین ولیود، ۱۹۹۷؛ به نقل از فنونی، ۱۳۸۰).

دیدگاه‌های نظری در مورد خودپنداره

روان شناسان بسیاری در مورد «خود» و «خودپنداره» سخن به میان آورده‌اندکه در اینجا برای نمونه، چند مورد از آن‌ ها ذکر می‌شوند:

 

کارل راجرز[۱۸۴]

وی بر اساس دیدگاه پدیدارشناسی[۱۸۵]، معتقد است که وقایع بیرون از موجود، به‌خودی‌خود برای او معنایی ندارند، بلکه زمانی معنادار می‌شودکه شخص بر اساس تجارب[۱۸۶] گذشته و میل به حفظ و تداوم خویشتن خود به آن وقایع معنا دهد (اتکینسون، اتکینسون، اسمیت، بم و هوکسما[۱۸۷]، ترجمه براهنی، بیرشک، بیک، زمانی، شهرآرای، گاهان و محی‌الدین بناب، ۱۳۹۰).
مفهوم خود[۱۸۸]مهم‌ترین پدیده و عنصر اساسی در نظریه راجرزاست که براثر تعامل فرد با محیط، به‌ویژه در سایه ارزشیابی فرد از تعامل خود با دیگران سازمان خود شکل می‌گیرد. خود یک الگوی مفهومی، سازمان‌یافته، سیال ولی هماهنگ از ادراک‌های مربوط به خصوصیات و روابط مربوط «من» (جنبه فاعلی خود)، یا «مرا» (جنبه مفعولی خود) است (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۹۰).
خویشتن دیگر در نظریه راجرز، خویشتن آرمانی[۱۸۹] است؛ یعنی آن نوع خودپنداره‌ایکه انسان دوست دارد از خود داشته باشد. این خود شامل تمام آن ادراکات و معانیمی‌شودکه بالقوّه با خویشتن او هماهنگ و مرتبط‌اند. گرچه خویشتن دائم تغییر می‌کند، اما همیشه در هر خود، نوعی سازمان، هماهنگی و شکل یافتگی خاص وجود دارد. خودپنداره شخص جریانی آگاهانه، مداوم و نسبتاً ثابت است و فرد برای آن‌ ها ارزش زیادی قائل است (شاملو، ۱۳۹۰). هرقدر خویشتن آرمانی به خویشتن واقعی نزدیک‌تر باشد، فرد راضی‌تر و خشنودتر خواهد بود. فاصله زیاد بین خویشتن آرمانی و خویشتن واقعی به نارضایتی و ناخشنودی منجر می‌گردد (اتکینسون و همکاران، ترجمه براهنی و همکاران،۱۳۹۰).
دو مفهوم هماهنگی خویشتن و ثبات خویشتن[۱۹۰] در نظریه راجرز، موردتوجه زیاد محققان قرارگرفته است. هماهنگی خویشتن یعنی تجانس و ثبات خویشتن، عبارت است از: نبود تعارض بین ادراک از خویشتن و تجربه‌های واقعی زندگی مردم که علاقه دارند به شکلی رفتار کنند که با خودانگاره آنان همساز و همخوان باشد. در غیر این صورت، این تجربه‌ها و احساسات، تهدیدکننده‌اند، به‌طوری‌که هرقدر این ناهماهنگی و ناهمخوانی بیشتر باشد، به همان نسبت، شکاف بین خویشتن شخص و واقعیت ژرف‌ترمی‌شود، و تا زمانیکه فرد در این تعارض گرفتار است و خود نیز از آن آگاه نیست، بالقوّه در معرض اضطراب قرارداد. در این حال، شخص باید از خود در مقابل واقعیت دفاع کند تا از اضطرابش بکاهد. راجرز در این زمینه، دو روند دفاعی را ذکر می‌کندکه یکی از آن‌ ها مخدوش کردن معنایتجربه‌ای است که با خودپنداره شخص در تضاد است و دیگری انکار آن تجربه است (شاملو، ۱۳۹۰). اما در یک فرد سازگار، خودپنداره با تفکر، تجربه و رفتار همسازی دارد؛ به این معنا که خویشتن وی قالبی نیست، بلکه انعطاف‌پذیر است و از راه درونی سازی تجارب و افکار تازه قابل‌تغییراست (اتکینسون و همکاران، ترجمه براهنی و همکاران،۱۳۹۰).

 

ابراهام مزلو[۱۹۱]

بالاترین نیاز در سلسله‌مراتب نیازها[۱۹۲]ی مزلو، تحقق خود[۱۹۳] (خود شکوفایی[۱۹۴]) است. ازنظر او رسیدن به خود شکوفایی بستگی دارد به این‌که استعدادها[۱۹۵] و توانایی‌های ما به‌صورت حداکثری تحقق‌یافته باشند. اگر کسی تمام نیازهای دیگر خود را ارضا کرده باشد ولی خودشکوفا نباشد، بی‌قرار، ناآرام و ناخشنود خواهد بود (شولتز و شولتز، ۲۰۰۵؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲). به نظر مزلو، ما برای ارضا کردن نیاز به خود شکوفایی باید خودانگاره[۱۹۶] مطمئنی داشته باشیم و از روابط با دیگران احساس اطمینان کنیم. (شولتز و شولتز، ۲۰۰۵؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲).

 

آلفرد آدلر:

روان‌شناسی فردی آدلر بر بی‌همتا بودن[۱۹۷]، هشیاری[۱۹۸] و نیروهای اجتماعی تمرکز دارد (شولتز و شولتز، ۲۰۰۵؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲). نظریه شخصیت آدلر، دیدگاهی اجتماعی و غایت نگر[۱۹۹] است و انسان را موجودی خلّاق[۲۰۰]، مسئول و در حال شدن می‌داندکه در جهت هدف‌های خیالی، در محدوده تجربه‌اش در حال حرکت است. در این نظریه، اعتقاد آدلر بر آن است که ادراک فرد از خودش و زندگی (شیوه زندگی)، به علت وجود احساس حقارت[۲۰۱]، گاهی برایش ناکام کننده است. همچنین قدرت‌طلبی تعیین‌کننده چگونگی اعمال انسان و سیر رشد اوست. بنابراین، «رشد» فرایند رهایی از احساس حقارت است. فرد بااحساس حقارت، به تقویت خود پنداره و تحقق نفس خویش نائل می‌آید. تغییر در مقاصد، مفاهیم و آگاهی‌های فرد نیز موجب تغییر در الگوهای رفتاری گردیده و فرد بارهاکردن یأس خود، امیدوار شده، خودپنداری مثبت در خود شکل می‌دهد (تقی زاده، ۱۳۷۹).
آدلر انسان را ذاتاً موجودی اجتماعی، خلاق و هدف‌دارمی‌داند، که احساسی از حقارت زیربنای رشد روانی اوست و همواره او را در جهت توفق و برتری[۲۰۲] سوق می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، هر انسانی با توجه به هدف به جلو رانده می‌شود و به فعالیت‌هایی می‌پردازد که درنهایت شیوه زندگی او را مشخص می‌کنند (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۹۰). شیوه زندگی به الگوهای بی‌همتایویژگی‌ها و رفتارهایی اشاره دارد که به‌وسیله آن‌ ها برای کمال تلاش می‌کنیم (شولتز و شولتز، ۲۰۰۵؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲). اعتقادات مربوط به شیوه زندگی به چهار گروه تقسیم می‌شوند:
– مفهوم خود یا خویشتن پنداره، یعنی اعتقاد به اینکه «من که هستم».
– خودآرمانی، یعنی اعتقاد فرد به اینکه «من چه باید باشم» یا «مجبورم چه باشم تا جایی در میان دیگران داشته باشم».
– تصویری از جهان، یعنی اعتقادات فرد درباره اطرافیان و محیط پیرامون.
– اعتقادات اخلاقی: یعنی مجموعه‌ای از چیزهایی که فرد درست یا نادرست می‌داند (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۹۰).
هرگاه میان اعتقادات مربوط به خود و خود آرمانی تعارض به وجود آید، احساس حقارت بروز می‌کند. ناهماهنگی میان خویشتن پنداره و اعتقادات اخلاقی نیز موجب احساس حقارت در حوزه اخلاقی می‌شود که احساس گناه نوعی از آن است (کرسینی، ۱۹۷۳؛ به نقل از شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۹۰).

 

کوپر اسمیت[۲۰۳]:

وی «خویشتن پنداری» را عامل مهمی در ایجاد نوع رفتار می‌داند و عقیده دارد: افرادیکه خویشن‌پنداری مثبت دارند، رفتارشان اجتماع‌پسندتر از افرادی است که خویشتن‌پنداری آنان منفی است. ازنظر او خویشتن پنداری عبارت از عقیده و پنداری است که فرد درباره خود دارد. این عقیده و پندار به تمام جوانب خود، یعنی جنبه‌های جسمانی، اجتماعی، عقلانی و روانی فرد مربوط می‌شود. تصور انسان درباره هر یک از عوامل مزبور، رفتار معین و مشخصی به وجود می‌آورد (تقی زاده، ۱۳۷۹).
به عقیده کوپر اسمیت، خویشتن پنداری براثر تعامل بین عوامل ذیل حاصل می‌شود:
الف. پندار والدین درباره فرد
ب. تصور و پندار دوستان و هم‌بازی‌ها در مورد فرد
ج. تصور و پندار معلمان در مورد فرد
د. تصور و پندار فرد درباره خود
تصور و پندار درباره خصوصیات جسمانی، عقلانی و روانی بخشی از تکوین خویشتن پنداره فرد را تشکیل می‌دهد. کوپر اسمیت در تحقیقات خود، به این نتیجه رسید که وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی در خودپنداره مؤثر است. اما مهم‌تر از آن چگونگی ارتباط طفل با والدین خویش است، زیرا مشاهده‌شدهکه حتیکودکانیکه از وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خوبی برخوردار نبوده‌اند، ولی در محیط خانوادگی‌شان گرمی و محبت و استدلال حکم‌فرما بوده است، دارای خودپنداره قوی بوده‌اند (تقی زاده، ۱۳۷۹).
عکس مرتبط با اقتصاد

 

پیشینه پژوهشی درباره خود پنداره‌ی تحصیلی

 

پژوهش‌های داخلی

غفاری و ارفع بلوچی (۱۳۹۰) رابطه انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با اضطراب امتحان در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد را بررسی کرده‌اند. این مطالعه که بر روی ۳۰۸ نفر انجام گرفت نشان داد که ترکیب متغیرهای انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی می‌توانند به‌خوبی اضطراب امتحان را پیش پینی کنند. همچنین در این پژوهش بین دو گروه از دانش‌آموزان دختر و پسر تفاوت آماری معنی‌داری در خود پنداره تحصیلی، انگیزش پیشرفت و اضطراب امتحان وجود نداشت.
میکائیلی و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی ارتباط خودپنداره و فرسودگی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر را بامطالعه ۴۰۰ نفر دانش‌آموز پایه سوم و چهارم دبیرستان شهر اردبیل، بررسی کردند. نتایج نشان داد که بین خود پنداره تحصیلی، فرسودگی تحصیلی و زیر مقیاس‌های آن، با عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بی‌علاقگی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌های عملکرد تحصیلی بودند.
فانی و خلیفه (۱۳۸۸) در مطالعه خود به بررسی رابطه ادراک از رفتار معلم با خودپنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان راهنمایی شهر شیراز پرداخت. این مطالعه در بین ۴۷۳ دانش‌آموز با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی به‌طورکلی، رابطه معنادار وجود دارد.
بشرپور، عیسی زادگان، زاهد و احمدیان (۱۳۹۲) در مطالعه خود با عنوان: «مقایسه خود پنداره تحصیلی و اشتیاق به مدرسه در دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری و عادی» با روش علی –مقایسه‌ای بر روی ۴۵ دانش‌آموز دارای ناتوانی یادگیری و ۴۵ دانش‌آموز عادی که به شیوه تصادفی انتخاب‌شده بودند، به این نتیجه رسیدند که: میانگین نمرات گروه دارای ناتوانی‌های یادگیری در نمره کلی خود پنداره تحصیلی به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه عادی است.
کرمی، کرمی و هاشمی (۱۳۹۲) اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خلاقیت، انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی را بررسی کردند. این پژوهش به روش آزمایشی، از نوع پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای، بود و تعداد ۶۰ نفر دانش‌آموز در دو گروه ۳۰ نفره جایگزین شدند و برای گروه آزمایش آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی طی ۸ جلسه انجام گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های شناختی و فراشناختی بر خلاقیت، انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی مؤثر است.
خجسته مهر، عباس پور، کرایی و کوچکی (۱۳۹۱) تأثیر برنامه موفقیت تحصیلی بر عملکرد و خود پنداره تحصیلی، نگرش نسبت به مدرسه، یادگیری شیوه موفقیت در مدرسه و سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان را بررسی کردند. نمونه موردمطالعه ۵۲ دانش‌آموز پایه دوم راهنمایی شهر اهواز بودند که به روش تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش (۲۶ نفر) و کنترل (۲۶ نفر) تقسیم شدند. طرح پژوهش از نوع آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون بود. نتایج تحلیل کوواریانس یک‌راهه نشان داد که اثربخشی برنامه موفقیت در مدرسه، بر بهبود خودپنداره تحصیلی مورد تأیید نیست.
محمدی (۱۳۹۰) به بررسی تأثیر آموزش خودگردان بر حل مسئله و خودپنداره تحصیلی دانش‌آموزان حساب نارسا دوره راهنمایی شهرستان خرامه پرداخت. این تحقیق از نوع آزمایشی با گروه کنترل و آزمایش بود که ۲۷ پسر و ۲۳ دختر حساب نارسا به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش از ۱۲ جلسه آموزش خودگردان بهره‌مند شدند؛ درحالی‌که گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیدند. نتایج نشان داد که پس از آموزش تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و گروه آزمایش در خودپنداره تحصیلی نسبت به گروه کنترل برتری نشان می‌داد.

 

پژوهش‌های خارجی

مطالعه فرلا، والکه و کای در سال (۲۰۰۹) با عنوان خودکارآمدی تحصیلی[۲۰۴] و خود پنداره تحصیلی: تجدید روابط ساختاری، نشان داد که خود پنداره‌ی تحصیلی دانش‌آموزان به‌شدت تحت تأثیر باورهای خودکارآمدی تحصیلی‌شان قرار می‌گیرد. همچنین خود پنداره تحصیلی پیش بینی کننده بهتری برای متغیرهای عاطفی – انگیزشی است درحالی‌که خودکار آمد پنداری تحصیلی پیش بینی کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است.
آیرسن و هالم[۲۰۵] (۲۰۰۹) مطالعه‌ای با موضوع خود پنداره تحصیلی در نوجوانی: رابطه با موفقیت و کارایی گروهی بندی[۲۰۶] در مدارس، انجام دادند و به بررسی بیش از ۱۶۰۰ دانش‌آموز ۱۴ تا ۱۵ ساله پرداختند. این پژوهش نشان داد که: خود پنداره تحصیلی دانش‌آموزان، اما نه خود پنداره کلی آن‌ ها، با میزان کارایی گروه‌بندی در مدرسه مرتبط است. جنبه‌های خاص خود پنداره تحصیلی با تعداد سال‌هایی که دانش‌آموزان، گروه‌بندی را در زبان انگلیسی، ریاضی و زبان، تجربه کرده بودند؛ ارتباطی نداشت؛ اما با موقعیت دانش‌آموز در سلسله‌مراتب گروه‌بندی مرتبط بود. دانش‌آموزانی که در گروه‌های باقابلیت بالا قرار داشتند، به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای از خود پنداره بالایی نسبت به دانش‌آموزانی که در گروه‌های باقابلیت پایینی قرار داشتند، برخوردار بودند. همچنین اهداف دانش‌آموزان برای یادگیری در آینده، به‌شدت تحت تأثیر خودپنداره ناشی از دستاوردهای او، قرار می‌گیرد.
مرعشیان و سراج خرمی[۲۰۷] (۲۰۱۲) مطالعه‌ای با عنوان اثر ورزش صبحگاهی بر خود پنداره تحصیلی و تنهایی کودکان پرورشگاهی در اهواز، انجام دادند. این بررسی از نوع آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود که در بین ۳۶ کودک که به شیوه تصادفی ساده انتخاب‌شده بودند صورت گرفت. تجزیه‌وتحلیل کوواریانس یک‌راهه نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین گروهی که از تمرینات ورزشی صبحگاهی بهره‌مند بودند و گروه گواه، وجود دارد. این بدان معنی است که ورزش صبحگاهی خودپنداره تحصیلی را افزایش و تنهایی را کاهش می‌دهد.
دباغ قزوینی[۲۰۸] (۲۰۱۱) پژوهشی با عنوان: بررسی رابطه بین خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی[۲۰۹] در دانش‌آموزان دبیرستانی انجام داد. این پژوهش بامطالعه ۳۶۳ دانش‌آموز که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب‌شده بودند؛ انجام شد. یافته‌های پژوهش یک رابطه نزدیک بین خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی نشان داد. همچنین خود پنداره تحصیلی، عملکرد کلی در درس ادبیات و ریاضی را باقدرت و به‌صورت مثبت پیش‌بینی می‌کند.
به‌طور خلاصه، بین مؤلفه‌های اضطراب امتحان، عملکرد تحصیلی، ادراک از رفتار معلم، باورهای خودکارآمدی و میزان کارایی گروه‌بندی، با خودپنداره‌ی تحصیلی رابطه وجود دارد. همچنین، خودپنداره‌ی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی‌های یادگیری پایین‌تر از دانش آموزان عادی است. آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی، آموزش خودگردان و ورزش صبحگاهی بر خودپنداره‌ی تحصیلی مؤثر بوده؛ اما تأثیر برنامه موفقیت تحصیلی بر خودپنداره‌ی تحصیلی مورد تأیید نیست.

 

فصل سوم:روش‌شناسی تحقیق

این فصل مربوط به روش‌شناسی تحقیق است و اطلاعات جامعه، نمونه، روش نمونه‌گیری، روش تحقیق و ابزار تحقیق در آن بررسی می‌شود.

 

روش تحقیق

این تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. تحقیق در موقعیت طبیعی و بدون دست‌کاری انجام‌شده است. در این پژوهش تعارض والد- فرزند و خودپنداره تحصیلی به‌عنوان متغیر پیش‌بین و رضایت از زندگی به‌عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته‌شده است. برای تحلیل یافته‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده‌شده است.

 

جامعه آماری

جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوره اول (راهنمایی) شهرستان نمین بودند که در سال تحصیلی ۹۳-۹۲ به تحصیل اشتغال داشتند.

 

گروه نمونه و روش نمونه‌گیری

نمونه این پژوهش ۳۰۰ نفر از دانش آموزان متوسطه دوره اول (راهنمایی) شهرستان نمین بوده‌، که پس از حذف پرسشنامه‌های ناقص، تعداد ۲۹۳ پرسشنامه‌ی باقی مانده‌است. روش نمونه‌گیری از نوع خوشه‌ای چند‌مرحله‌ای بوده‌است.

 

روش اجرای تحقیق

ابتدا از بین مدارس متوسطه‌ی دوره‌ی اول (راهنمایی) شهرستان نمین، پنج مدرسه به صورت تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب‌شده و از بین پایه‌های تحصیلی نیز، پایه‌ی سوم به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس پرسشنامه‌های پژوهش بر روی گروه نمونه اجراشده و داده‌های به‌دست‌آمده با بهره گرفتن از نرم‌افزار spss تحلیل‌شده است.

 

روش تجزیه‌وتحلیل نتایج

در این پژوهش برای تجزیه‌وتحلیل نتایج از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده‌شده است.

 

ابزار تحقیق

 

مقیاس رضایت از زندگی (SWLS)[210]:

این پرسشنامه توسط داینر، امونز، لارسن و گریفین (۱۹۸۵) ساخته‌شده است. این مقیاس دارای ۵ سؤال است. برای هر سؤال ۷ گزینه از کاملاً مخالف تا کاملاً موافق وجود دارد که گزینه کاملاً مخالف معادل نمره ۱ و گزینه کاملاً موافق، معادل نمره ۷ است. ازاین‌رو دامنه نمره‌های این مقیاس از نمره ۵ تا ۳۵ نوسان دارد. نمرات بالاتر نشان‌دهنده رضایت بیشتر از زندگی است. در خصوص اعتبار این مقیاس نیز ضریب آلفا برابر ۸۷/۰ و ضریب باز آزمایی آن، برابر ۸۲/۰ گزارش‌شده است. پایایی (آلفای کرونباخ برابر ۸۵/۰) و روایی (به شیوه همگرا و افتراقی) مطلوبی برای مقیاس گزارش کردند (داینر، هوویتز و امن[۲۱۱]، ۱۹۸۵).
بیانی، محمد کوچکی و گودرزی (۱۳۸۶) نیز، این مقیاس را بر روی نمونه‌ای از ۱۰۹ دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر اعتبار مقیاس را با روش آلفای کرونباخ ۸۳/۰ به دست آوردند. اعتبار این مقیاس به روش باز آزمایی ۶۹/۰ به دست آمد. روایی سازه نیز از طریق روایی همگرا با بهره گرفتن از فهرست شادکامی آکسفورد OHI[212] و فهرست افسردگی بک BDI[213] برآورد شد که با فهرست شادکامی همبستگی مثبت و با فهرست افسردگی بک، همبستگی منفی نشان داد. بر اساس نتایج این پژوهش، مقیاس رضایت از زندگی یک مقیاس مفید در پژوهش‌های روان‌شناختی ایرانی است. پایایی این پرسشنامه در پژوهش حاضر ۷۶۱/۰ محاسبه شده است.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

پرسشنامه تعارض با والدین: (CP)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 225
  • 226
  • 227
  • ...
  • 228
  • ...
  • 229
  • 230
  • 231
  • ...
  • 232
  • ...
  • 233
  • 234
  • 235
  • ...
  • 397

مرجع ایده ها و آموزش های علمی

 بازگرداندن عشق همسر
 درآمد از مقالات آنلاین
 راهنمای خرید خاک گربه
 نگهداری نژاد برتر گربه
 حسادت در روابط عاشقانه
 معرفی سگ ژرمن شپرد
 اشتباهات استفاده از Lumen
 اضطراب دلبستگی رابطه
 انتخاب باکس گربه کاربردی
 اهلی کردن طوطی برزیلی
 فروش لوازم ورزشی دست دوم
 دوره های آموزش زبان درآمدزا
 تولید محتوا درآمدزایی
 راز موفقیت کسب درآمد آنلاین
 کسب و کارهای کوچک اینترنتی
 صداگذاری با هوش مصنوعی
 ساخت دوره آموزشی هوشمند
 همکاری در فروش محصولات دیجیتال
 عقیم سازی گربه ها
 استفاده حرفه ای از Copy.ai
 خرید و فروش ارز دیجیتال
 بلوغ در گربه ها
 همکاری در طراحی اپلیکیشن
 نوشتن مقالات تخصصی درآمدزا
 موفقیت فروشگاه دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • خرید اینترنتی فایل تحقیق : غیبت طولانی و بی خبر شوهر
  • تبیین ماهیت ، آثار و احکام قرارداد نجات دریایی
  • آثار حقوقی الحاق ایران به موافقت نامه تریپس
  • بررسی تاثیر ا ستراتژی تعمیم نام تجاری بر نگرش مصرف کننده از محصول جدید
  • تقصیر یکی از شرایط مسئولیت مقرر
  • پژوهش های انجام شده درباره رابطه بین کیفیت زندگی کاری و عملکرد کارکنان (مورد مطالعه ...
  • پایان نامه : جواز و مشروعیت مرابحه در آرای فقهای غیرمعاصر
  • تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یك مدل علّیدر بازار لوازم خانگی استان گیلان
  • بررسی فقهی و حقوقی تنزیل اوراق تجاری
  • تبیین تاثیر نظام آراستگی بر عملکرد کارکنان

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان